
زمانیکه خسته و کوفته پس از یک روزخسته کننده شغلی آن هم در هوای سرد زمستانی به منزل میآیید مطمئنا کمی احساس کوفتگی و خستگی میکنید. هرچند که ممکن است یک دوش آب گرم به مقدار زیادی از خستگی و کوفتگی را تن ببردولی هیچچیز تاثیر یک ماساژ ریلکسی ستون فقرات و پشت را ندارد. این ماساژ یکی از بهترین شیوههای طبیعی است که میتواند بدون نیاز به مصرف دارو خستگی و کوفتگی را از شما دور کرده و با از بین بردن تنشها و استرسهای ناشی از زندگی روزمره را از تنتان دور کند. اجرای این ماساژ نه تنها شما را سرحال میآورد بلکه مقاومت بدنتان را هم در برابر برخی بیماریها بالا میبرد.
گام اول
برای اجرای این ماساژ نیاز به یک پتو دارید که آن را روی زمین پهن کنید و روی آن دراز بکشید. علاوه بر پتو به مقدار کمی روغن زیتون و یک توپ تنیس نیز احتیاج دارید. ضمن آنکه داشتن فضایی آرام با اکسیژن کافی به افزایش اثرگذاری ماساژ و تخلیه انرژی منفی و استرس و کوفتگی کمک میکند. دستهایتان را با چند قطره روغن زیتون آغشته کنید و چند بار آن را به هم بمالید. سپس از عضلات شانه شروع کنید. کف هر دو دست را روی عضلات بالای شانه بگذارید و با کمک سرانگشتان هر دو دست عضلات بالای شانه را ماساژ دهید. برای این کار لازم است با کمک سرانگشتان و کف دستتان و با ایجاد فشاری که منتهی به درد عضله نشود به تخلیه خستگی و کوفتی عضله شانه بپردازید. دقت کنید که همه عضلات سرشانه را به همین ترتیب در سمت راست و چپ ماساژ دهید.
گام دوم

در مرحله بعدی با کمک سرانگشتانتان و انگشت شست بقیه عضلات روی شانه را در دو سمت ستون فقرات ماساژ دهید. هر زمان که نیاز بود سرانگشتانتان را با روغن زیتون آغشته کنید. بهترین راه برای ارائه این ماساژ این است که عضله پشت را با کمک سرانگشت و انگشت شست بگیرید و آن را کمی بلند و رها کنید. مراقب باشید که با اجرای این کار فرد دریافت کننده ماساژ نباید احساس درد کند.
گام سوم
در ادامه برای اجرای بهتر ماساژ و تخلیه بیشتر کوفتگی و اسپاسمهایی که عضلات پشت را درگیر کرده به یک توپ تنیس احتیاج دارید. توپ را روی عضله پشت بگذارید و با کمک کف دست آن را در سطح پشت فرد حرکت دهید. در مسیر حرکت توپ هر ازگاهی با کمک کف دست فشار اندکی به توپ وارد کنید و دوباره توپ را روی عضلات پشت و کمر حرکت دهید.
گام چهارم
در مرحله بعد برای ماساژ بهتر عضلات کمر از کف دستتان کمک بگیرید. کف دست راست را روی عضلات کمر بگذارید و با کمک کف دست چپ فشار اندکی روی آن بیاورید. به این ترتیب میتوانید عضلات ناحیه کمر را با فشار اندکی که تولید میکنید از خستگی و کوفتگی و اسپاسمهای احتمالی تخلیه کنید.
گام پنجم
بعد از این مرحله باید عضلات ستون فقرات را ماساژ دهید. برای این منظور باز هم به روغن زیتون احتیاج دارید. انگشت شست هر دو دست را به روغن آغشته کنید و از کمر عضلات دو سوی ستون فقرات را به خوبی ماساژ دهید. برای ماساژ این عضلات ابتدا به صورت نقطهای، فشاری اندک روی عضلات ستون فقرات وارد کنید و این ماساژ نقطهای را روی تمام عضلات ستون فقرات از پایین تا بالا تکرار کنید و سپس با فشار انگشت شست در دو سوی ستون فقرات عضلات را ماساژ دهید.
گام ششم

در ادامه باید از ماساژ گیرنده بخواهید به صورت چهارزانو بنشیند. سپس ماساژ عضلات سرشانه را که در حالت خوابیده برای او انجام دادید در حالت نشسته نیز تکرار کنید. این بار میتوانید فشار سرانگشتانتان را کمی بیشتر کنید چرا که در این مرحله عضلات گرمتر و آمادهتر هستند.
گام هفتم

در همان حالت نشسته با کمک ساعد دستتان عضلات سرشانه را کمی تحت فشار قرار دهید. به این ترتیب که ساعد هر دو دست را روی عضلات شانه فرد قرار دهید و با کمک بدن کمی فشار به ساعدتان منتقل کنید. 3 ثانیه فشار وارد کرده و 3 ثانیه دست را آزاد کنید. این روند را از عضله نزدیک گردن تا عضله سرشانه تکرار کنید تا با کمک آن کوفتگی و خستگی عضلات بالای شانهها را تخلیه کنید.
گام هشتم
حالا سراغ عضلات و ماهیچههای گردن بروید. کمی سرانگشت دست راستتان را به روغن زیتون آغشته کنید و با کمک انگشت شست و سرانگشتتان عضلات گردن را بگیرید و رها کنید. میتوانید هنگام گرفتن این عضلات علاوه بر آنکه فشار اندکی به عضلات وارد میکنید کمی عضله را به سمت خود بکشید. به این ترتیب خستگی و کوفتگی را از این عضلهها دور میکنید.
گام نهم

در آخرین مرحله از کف دست و سرانگشتان دست راست برای تخلیه انرژیهای سر استفاده کنید. دستها را درون موهای فرد فرو ببرید و با کمک سرانگشتان دست به ماساژ پوست و عضلات سر فرد بپردازید تا بتوانید به این ترتیب خستگی این عضلات را نیز تخلیه کنید.
منبع- مجله سیب سبز
وقتی خسته هستید چگونه ماساژ دهید
آموزش تصویری ماساژ,ماساژی برای از بین بردن خستگی,آموزش تصویری ماساژ کف پا,آموزش تصویری ماساژ بدن,آموزش تصویری ماساژ بدن زن,آموزش تصویری ماساژ صورت,آموزش تصویری ماساژ واژن,آموزش تصویری ماساژ تایلندی,آموزش تصویری ماساژ کمر

کربوهیدراتها موادی مثل نشاسته، قند و فیبرها رادربر میگیرد، موادی که منابع مهم نیروی بدن شما هستند. بنقل از MayoClinic استفاده نکردن اندازه مناسب کربوهیدرات، میتواند سبب سردرد، حالت دل بهم خوردگی، خستگی، کمبود مواد مغذی در بدن و دواری سر شود.
با اینحال، با توجه به مطالعات انجام شده در این زمینه، مصرف کربوهیدراتهای غلات تصفیه شده مانند نانهای سفید هم، میتوانند باعث چاقی و افزایش چربی شکم بشوند!
انجمن پزشکی پیشنهاد میدهد که کودکان ۱ ساله و بزرگتر و بزرگسالان باید ۴۵ تا ۶۵درصد کالری روزانهشان را از کربوهیدراتها بدست بیاورند.
از آنجایی که کربوهیدراتها در هر گرمشان ۴ کالری انرژی دارند، زمانی که برنامهی غذاییتان بر مبنای ۱۶۰۰ کالری تنظیم شده باشد، به ۱۸۰ تا ۲۶۰ گرم کربوهیدرات احتیاج خواهید داشت. همین طور بر مبنای ۲۰۰۰ کالری به ۲۲۵ تا ۳۲۵ گرم کربو و بر مبنای ۲۵۰۰ کالری در روز، به ۲۸۱ تا ۴۰۶ گرم کربوهیدرات احتیاج خواهید داشت.
صرفنظر از مقدار کالری مصرفیتان، سعی کنید تا روزانه حداقل میزان پیشنهاد شدهی کربوهیدرات را مصرف کنید، تا از عوارض جانبی ناخوشایند رژیمهای کم کربو در امان باشید.
انجمن پزشکی گزارش میکند که حداقل میزان پیشنهادی مصرف کربوهیدرات، برای کودکان ۱ ساله و بزرگتر و مردان و زنان بزرگسال ۱۳۰ گرم ، و برای خانمها در طول دوران بارداری ۱۷۵ گرم، و در طول دوران شیردهی ۲۱۰ گرم است.
این حداقلها با توجه به پاسخگویی به نیازهای اکثریت مردم تعیین شدهاند.
رژیمهای غذایی کم کربو، برای کاهش وزنی چشمگیر طراحی شدهاند. MayoClinic گزارش میکند که برخی از چنین رژیمهایی،
رژیمهای غذایی کم کربو، در برنامههای کاهش وزن متعددی بعنوان راهی برای کمک به کاهش مشهود کالری استفاده شده اند. MayoClinic.com گزارش داده است که اکثر از رژیمهای کم کربو، چیزی به کمی ۵۰ گرم در روز کربوهیدرات دارند، اما سرشار از پروتئین هستند.
با اینحال مطالعات دیگری نشان داده که کاهش وزن موثر، با افزایش مصرف پروتئین بیشتر مرتبط است تا کاهش مصرف کربوهیدرات!
احتمالا بخشی از علت بروز چنین اتفاقی بخاطر اثر بخشی پروتئین بر سیر نگاه داشتن انسان است.
از آنجایی که کربوهیدراتها منبع اصلی سوخت برای ورزشکاران در طول تمرینشان بحساب میآید، کربوهیدرات برای ورزشکاران بیش از افراد عادی که تحرکی ندارند مورد نیاز است.
دانشگاه براون، پیشنهاد میدهد که اکثر ورزشکاران باید حدود ۶۵ درصد کالری مورد نیاز روزانهشان را از کربوهیدراتها، یا حدود ۴.۴ تا ۹ گرم کربوهیدرات به ازای هر کیلو از وزنشان در روز مصرف نمایند.
این بدین معناست که یک ورزشکار ۷۷ کیلویی، با در نظر گرفتن برنامهی تمرینیاش، به ۳۷۴ تا ۷۶۵ گرم کربوهیدرات، برای بهینه سازی عملکردش در تمرین احتیاج دارد.
اگرچه بازهی متنوعی از مواد غذایی حاوی کربوهیدرات وجود دارد، اما کربوهیدراتهای مغذی بهترین انتخابی هستند که میتوانید داشته باشید.
نمونههایی از کربوهیدراتهای سالم، بنشنها، میوهها، سبزیجات، غلات کامل، ماست کم چرب و شیر، آجیل و انواع جوانهها هستند. بهرحال کربوهیدراتهای ناسالم هم برای شما انرژی فراهم میکنند اما ارزش غذایی کمتری دارند، مثالی از چنین مواد غذایی از این قبیل است: غذاهای درست شده با شکر و غلات تصفیه شده مانند برنج سفید، نان سفید، شیرینی، شکلات، نوشابه و دیگر نوشیدنیهای شیرین.
منبع-http://fitnessmagazine.ir
اندازه توصیه شده مصرف کربوهیدرات
کربوهیدرات برای ورزشکاران,کربوهیدراتهای سالم و ناسالم,اندازه کربو هیدرات

همه ما بر این باوریم که در افصل زمستان و سرما مواظبت از پاهایمان، در لیست روتینهای زیباییمان در بالای لیست قرار ندارد. چون که با آمدن فصل سرما و زمان پوشیدن چکمه، دیگر قرار نیست به این زودیها کسی پاهایمان را ببیند!
اما بر خلاف رویکرد ما در این شرایط، با فشار و اصطکاک ثابتی که بین پاهای ما و کفشمان هست، ناگوار ترین وضعیت برای پاهایمان ایجاد میشود. این وضعیت شرایط را برای بوجود آمدن پینه هموار خواهد کرد.
بهرحال اگر کار از کار گذشته و پاهایتان پینه بسته است، بجای اینکه با سوهان فلزی به سراغ پایتان بروید و سطح آنرا زخمی کنید و آنرا در معرض انواع عفونت و باکتریها قرار دهید، این راهنمای کوتاه را بخوانید.
برای نرم کردن پوستتان، از یک سنگ پا استفاده کنید. به مدت پنج دقیقه پاهایتان را در آب فرو ببرید، سپس سنگ پا را خیس کنید و آنرا با فشار ملایم به پینههای خیس خورده بمالید تا اینکه پوستهای مرده از بین بروند.
توجه: نیازی نیست تمام پینه را از بین ببرید. در حقیقت پوست سخت شده، از لایههای زیرینش در برابر اصطکاک با کفشتان محافظت میکند.
حمام رفتن را به بعد موکول کنید و از یک سوهان نرم مخصوص پا استفاده کنید. چنین سوهانهایی آنقدر نرم هستند که میتوانید آنها را بدون صدمه رساندن به پوستتان بر پینهی خشک بسایید، پس نیازی به خیس خوردن پاهایتان در آب نیست.
میتوانید همچون یک کوسن، چنین سوهانی را فشار دهید تا نواحی سختی همچون دور و اطراف انگشتان پایتان را نیز بسایید.
میتوانید به پینههایتان لوسیون بمالید. اگرچه نتایج این روش بلافاصله نیست، اما اسید سالیسیلیک موجود در لوسیونها میتواند طی چند وضعیت روز پینه را بهتر کند.
منبع-http://sorkhabsefidab.com
برای از بین بردن پینه این 3 شیوه راحت را یاد بگیرید
پینه پا,درمان پینه پا,پینه پا درمان,پینه پا قناری,پینه کف پا,پینه قوزک پا,پینه روی پا,پینه انگشت پا,درمان پینه پا با لیزر,درمان پینه های پا,درمان پینه کف پا,درمان پینه قوزک پا,درمان پینه انگشت پا,درمان پینه انگشتان پا,درمان پینه روی پا

می توان مغز را از مهم ترین اعضای بدن و حیاتی ترین آنها دانست، بسیاری از افراد آنگونه که باید ، به سلامت مغز اهمیت نمی دهند. اگر شما نیز نگران سلامت مغز و سیستم عصبی خود هستید ، با ما همراه باشید ، در این مطلب ده راهکار در اختیار شما قرار خواهیم داد.
بد نیست بدانید مغز مانند سایر بخش های بدن با افزایش سن دستخوش تغییر شده و دچار تحلیل و فرسودگی می شود بنابراین اگر برای حفظ و مراقبت آن در طول زندگی کاری نکنیم، ممکن است رو به زوال برود.
یکی از مشکلاتی که معمولا با افزایش سن و آغاز دوران پیری با آن روبه رو هستیم، بیماری دمانس یا زوال مغز است که آلزایمر یکی از موارد شایع آن است.
تغییرات آسیب شناختی این بیماری برای نخستین بار سال ۱۹۰۷ توسط پزشک آلمانی به نام آلوپس آلزایمر شرح داده شد و به افتخار او، نام این بیماری را آلزایمر گذاشتند.
این پزشک آلمانی پی برد که رسوب غیرعادی برخی مواد پروتئینی در درون و بیرون سلول های مغز است که باعث اختلال در ارتباط سلول های آن با یکدیگر و مانع رسیدن پیام های عصبی می شود.
در نتیجه کارکردهای عصبی، یکی پس از دیگری مختل شده و از بین می رود و درنهایت تحلیل پیش رونده سلول های مغز و کوچک شدن غیرطبیعی آن رخ می دهد.
اگرچه هنوز علت دقیقی برای این بیماری شناخته نشده، اما محققان عوامل متعددی مانند بیماری های قلبی عروقی، تغذیه ای، محیطی، بیولوژیکی و رفتاری را در بروز آن موثر می دانند.
تحقیقات نشان می دهد عوامل اصلی در بروز آلزایمر در هر فرد عبارتند از: افزایش سن، ارث، هرگونه ضربه و آسیب به سر، بالا بودن قند، فشار یا چربی خون، عدم تحرک و وزن بالا، سیگار کشیدن و در معرض دود سیگار بودن به طور مداوم، انزوا و دوری از اجتماع، استرس و فشارهای عصبی، تغذیه ناسالم و کم بودن فعالیت ذهنی.
همان طور که شما هم می دانید، بسیاری از بیماری ها قابل پیشگیری اند، اما دسته ای از بیماری ها وجود دارند که وراثت نقش اصلی را در بروز آنها دارد و قابل پیشگیری نیستند.
متاسفانه آلزایمر هم جزو این دسته از بیماری هاست و ارث و پیری از عوامل اصلی بروز آن است، اما این بدان معنی نیست که ما دست از تلاش برای غلبه بر عوامل خطر برداریم، زیرا می توانیم با تغییر در شیوه زندگی، عوامل خطر را کم کرده و در جهت حفظ هرچه بیشتر سلامت مغز گام برداریم.
ما در اینجا ۱۰ راهکار پیشگیرانه را که نقش مهمی در سلامت سیستم عصبی ـ مغزی دارد، به شما پیشنهاد می کنیم.
به تغذیه سالم خود در تمام مراحل زندگی اهمیت دهید. شاید در سنین جوانی خیلی این مهم را درک نکنید، ولی حتما اهمیت آن را در دوران پیری لمس خواهید کرد بنابراین با تغذیه سالم از کودکی، دوران پیری خود را بیمه کنید. مغز نیز مانند سایر اعضای بدن به ورزش و فعالیت نیاز دارد. ورزش مغز همان فعالیت های ذهنی است.
تحقیقات نشان داده افرادی که فعالیت های ذهنی بیشتری دارند، کمتر به آلزایمر دچار می شوند. سعی کنید در فعالیت های اجتماعی حضور پررنگی داشته باشید؛ زیرا فعالیت های اجتماعی مغز را فعال تر و همچنین روحیه شما را شاداب تر می کند. همه ما بارها این جمله را شنیده ایم که عقل سالم در بدن سالم است.
برای داشتن بدن سالم، تنها تغذیه مناسب کفایت نمی کند؛ بلکه باید به ورزش کردن نیز اهمیت دهیم. فعالیت های جسمی علاوه بر ارتقای سلامت جسمی، ضامن سلامت فکر و روح ما نیز است. بنابراین هرچه فعالیت های جسمی بیشتری داشته باشید، شانس ابتلا به این بیماری در شما کمتر خواهد شد.
سعی کنید شیوه زندگی خود را به گونه ای تغییر دهید یا اصلاح نمایید که آرامش روحی و روانی بالایی داشته باشید. آمارها نشان می دهد افرادی که در طول زندگی آرامش بیشتری داشته اند، کمتر به آلزایمر دچار شده اند.
از عوامل دیگری که می تواند زمینه ساز ابتلا به این بیماری باشد، ضربه به سر است. بنابراین از هرگونه ضربه به سر پیشگیری کنید.
پیشگیری و درمان بموقع بیماری ها و همچنین معاینات دوره ای می تواند در پیشگیری از آلزایمر تاثیر زیادی داشته باشد.
آلاینده های موجود در هوای شهرها بخصوص سرب موجود در آن آسیب های غیرقابل جبرانی را بر سلامت وارد می کند. از جمله این آسیب ها می توان به بیماری آلزایمر اشاره کرد. بنابراین یکی از راه های پیشگیری از این بیماری فرار از شهرهای آلوده و سکونت در مناطق خوش آب و هواست.
بیماری آلزایمر بتدریج باعث کاهش عملکردهای ذهنی و به دنبال آن عملکردهای جسمانی می شود و حتی انجام فعالیت های روزانه مانند حمام کردن، لباس پوشیدن، غذا خوردن و بهداشت شخصی را دچار اختلال می کند. بنابراین در کنار مراقبت های فیزیکی و جسمانی برای حفظ کیفیت زندگی بیمار و خانواده، حفظ توانمندی های موجود بیمار اعم از توانایی های ذهنی و جسمی از مهم ترین اهداف مراقبت از این بیماران است.
توانبخشی درواقع فرآیندی است که هدفش توانا ساختن شخص دارای اختلال برای رسیدن به یک سطح ذهنی، جسمی، روانی و کارکردی مناسب است.
توانبخشی در بیماران آلزایمری اهمیت بالایی دارد؛ زیرا علاوه بر کاستن از تاثیرات ناتوانی، فرد را برای رسیدن به استقلال، خودگردانی و داشتن زندگی با کیفیت بهتر توانا می سازد. بنابراین توانبخشی تنها کنترل پیشرفت بیماری نیست؛ بلکه با توانبخشی می خواهیم بیمار به جامعه برگردد و فرصت ها و امکانات تازه ای برای زندگی به دست آورد.
از طرفی با حفظ توانایی های موجود بیمار می توانیم وابستگی او را به دیگران کمتر کنیم و از این طریق حس اعتماد به نفس و خودباوری و اطمینان و آرامش او افزایش می یابد و در چنین شرایطی، روحیه و خلق و خوی او نیزخیلی بهتر خواهد شد.
بسیاری از فعالیت های توانبخشی را می توان براحتی و تنها با برنامه ریزی منظم روزانه در جریان زندگی عادی و خیلی طبیعی به کار بست.
نکته پراهمیت در این زمینه این است که بیمار مبتلا به آلزایمر به دلیل ضعف قوای جسمی و ذهنی قادر به این برنامه ریزی نیست و تنظیم یک برنامه روزانه باید از سوی مراقبان یا اعضای خانواده صورت گیرد. قبل از تنظیم هر برنامه و انتخاب هر فعالیت باید به نکاتی توجه کرد. از جمله این که برای انجام هر فعالیت باید بیمار را تشویق کرد، اما هرگز او را مجبور به انجام آن نکرد.
همچنین سطح دشواری فعالیت ها باید با توان و علاقه بیمار متناسب باشد، به طوری که قدرت انجام آن را داشته و برایش شیرین و جذاب باشد. لازم است بدانید اگر از بیمار کاری را بخواهید که انجام آن برایش دشوار باشد، نه تنها به او کمک نکرده اید؛ بلکه اعتماد به نفس او را نیز کاهش داده اید.
برخی از فعالیت ها خیلی معمول نیست. در این موارد شما می توانید با استفاده از شیوه بازی و تفریح و مسابقه به کمک سایر اعضای خانواده بویژه کودکان و نوجوانان به نتیجه برسید.
پیش از شروع هر فعالیت و حتی حین انجام آن باید نسبت به میزان آمادگی جسمانی، خلقی و عاطفی بیمار آگاهی کامل داشته باشید، مثلا گرسنه نباشد، خوابش نیاید، حوصله داشته باشد و…
با انجام فعالیت های متناسب با سطح توانایی های بیمار، می توان به تحریک قوای بدنی و ذهنی او پرداخته و مهارت های حرکتی درشت و ریز را در او تقویت کنیم.
درواقع با توانبخشی صحیح می توان حواس پنجگانه (حسی) بیمار را تحریک و تقویت کرد. همچنین قوای مختلف شناختی و مهارت های حرکتی درشت و ظریف در وی تقویت خواهد شد. تحریک حواس پنجگانه باید به گونه ای باشد که موجب تحریک بخش های مختلف ذهن و مغز شود و در نتیجه فعالیت های شناختی در بخش های مختلف حافظه فعال شود.
مهارت های حرکتی شامل دو دسته، مهارت های حرکتی درشت و مهارت های حرکتی ظریف می شود. برای تقویت مهارت های حرکتی درشت، با بیمار به پیاده روی بروید، بازی های مختلف با توپ را به شکل بسیار ساده ای از والیبال، بسکتبال، تنیس و… تمرین کنید.
انواع بازی های هدف گیری و پرتاب حلقه یا پرتاپ توپ در یک سبد که در فاصله مناسبی قرار دارد، بازی های مناسبی در این زمینه به شمار می روند.
همچنین انجام حرکات موزون همراه موسیقی، عبور از روی مانع، عبور از زیر مانع (طناب)، دویدن آهسته، جابه جا کردن برخی اشیاء همه از تمرین های خوب در این زمینه به حساب می آیند.
مهارت های حرکتی ظریف شامل کارهایی مانند پوست کندن میوه و نقاشی کردن است. کارشناسان معتقدند نقاشی کردن به بیمار کمک می کند در بیان احساساتش موفق تر باشد. همچنین از طریق نقاشی می تواند شیوه ای برای ارتباط با دنیای پیرامون و اطرافیان بیابد. به هماهنگی چشم و دست بیشتری رسیده و در نتیجه در انجام فعالیت های روزمره مثل غذاخوردن و لباس پوشیدن موفق تر باشد.
درست کردن کارت پستال، رنگ کردن اشکال طراحی شده (توجه به این نکته ضروری است که اشکال مورد استفاده حتی الامکان نباید بچه گانه باشد)، بریدن و چسباندن برخی اشکال از داخل روزنامه، مجلات و…، رنگ کردن سفال و تخم مرغ، گلوله کردن کلاف نخ، باز کردن در شیشه، قوطی کنسرو، پهن کردن لباس روی بند و گیره زدن به آنها، بافتن با میل بافتنی پلاستیکی و دوختن با استفاده از سوزن پلاستیکی، ضرب گرفتن با انگشتان روی میز، خشک کردن گل ها و چسباندن آنها روی مقوا و تهیه کارت پستال، پر رنگ کردن طرح نقطه چین شده، بازی وصل کردن نقطه ها به هم، جداسازی اجزای شبیه به هم مانند انواع حبوبات، پیچ ها و مهره ها، سکه های پول، قطعه های پلاستیکی و رنگارنگ به کمک انگشتان، گیره، پنس، قاشق و ریختن آنها در ظرف ها یا جعبه های جداگانه، بریدن اشکال و تصاویر مختلف گل ها، اشخاص، اشکال هندسی یا تکه هایی از پارچه، صفحات روزنامه و مجله، کتاب های کهنه و دور ریختنی و چسباندن آنها روی یک تکه مقوا و تهیه یک کارت پستال یا تابلو همه از فعالیت های تقویت کننده مهارت های حرکتی ظریف به حساب می آیند.
همچنین شما می توانید از آنها در آشپزی (خرد کردن، پاک کردن) و باغبانی (آب دادن به گل ها و وجین کردن)، ساختن انواع کار دستی که در آنها بیمار به انجام حرکاتی مانند گرفتن، برداشتن، نگه داشتن، بریدن یا قیچی کردن، چسباندن و… می پردازد، کمک بگیرید.
فعالیت هایی که تقویت کننده مهارت های اجتماعی ـ کلامی است:
توانبخشی در بیماران آلزایمری تنها به تقویت مهارت های حرکتی خلاصه نمی شود بلکه لازم است مهارت های اجتماعی و کلامی نیز در آنها تقویت شود. برای تقویت مهارت های اجتماعی کارهای زیر را به شما پیشنهاد می کنیم.
با بیمار به پارک، مکان های تفریحی و عمومی مثل بازار و مراکز خرید، آرایشگاه، مسجد و… یا به منزل دوستان و اقوام بروید. با او ماشین سواری کنید. در منزل خود میهمانی ترتیب دهید. با یکدیگر و در کنار سایر اعضای خانواده غذا صرف کنید. هنگام عصر در کنار او بنشینید و عصرانه میل کنید.
به بیمار کمک کنید برای پرندگان دانه بریزد یا به ماهی ها غذا بدهد. با همکاری سایر اعضای خانواده و بیمار نمایش و پانتومیم با موضوعات اجتماعی و ساده اجرا کنید.
اگر می خواهید مهارت های کلامی بیمار نیز تقویت شود می توانید با بیمار قرآن، کتاب، روزنامه، مجله و داستان بخوانید. البته به هیچ وجه انتظار نداشته باشید فقط کتاب را در اختیار وی قرار داده و او خود با این یادآوری شما به خواندن ادامه دهد بلکه در تمام طول مدت زمانی که به این کار اختصاص داده اید باید در کنار او نشسته و وی را همراهی کنید.
حال از بیمار بخواهید داستانی را که خوانده یا فیلمی را که دیده تعریف کند. انواع بازی با کلمات را با او تمرین کنید مثلا در یک زمان محدود هر چه می تواند کلمه بگوید یا یک درجه دشوارتر در یک زمان مشخص هرچه می تواند کلماتی را که با یک حرف شروع یا با یک حرف تمام می شود را نام ببرد.
و باز هم دشوارتر این که در یک زمان مشخص هرچه می تواند نام دختر، پسر، شهر، ماشین و… بگوید که همه با یک حرف شروع می شوند. از او بخواهید کلمات به هم ریخته را مرتب کند و با آنها جمله بسازد یا جمله ناتمامی را که فعل ندارد یا چند کلمه از آن جا افتاده را تکمیل کند.
این کار را می توان به صورت کتبی یا شفاهی انجام داد. با او بازی تکمیل ضرب المثل انجام دهید، بخشی را شما بگویید و بقیه را از او بخواهید یا مشاعره کنید یا صرفا هر بیتی را که به خاطر می آورد بگوید. راجع به معنی ضرب المثل ها و شعرها با هم صحبت کنید.
با کلمات مترادف یا متضاد بازی کنید. شما یک کلمه بگویید و او مترادف یا متضادش را بگوید. معما طرح کنید. مثلا خصوصیات یک شی یا سخنی را بگویید و بیمار نام آن را بگوید مثلا گرد است، گرم است، نور دارد، بزرگ است تا او حدس بزند خورشید است. بازی هایی مثل منچ، شطرنج یا حل جدول نیز برای آنها بسیار سودمند است.
علاوه بر اینها، فعالیت های محرک و تقویت کننده عواطف مثبت نیز نباید فراموش شود. فعالیت هایی مانند موسیقی، نقاشی یا رنگ آمیزی اشکال، رایحه درمانی، تمرینات بدنی، حرکات نرمشی و ورزش، ماساژ درمانی و ایجاد اوقات شاد برای بیمار.
انجمن آلزایمر ایران اولین تشکل غیردولتی، آموزشی، درمانی، مراقبتی و توانبخشی آلزایمر در کشور است که توسط جمعی از افراد نیکوکار تاسیس شده و در حال حاضر عضو انجمن جهانی آلزایمر است.
این انجمن در راستای اهداف خود که ارتقای آگاهی عمومی نسبت به این بیماری و نیز بهبود کیفیت زندگی افراد مبتلا و خانواده هایشان است، با بخش های مختلف در جهت پیشگیری، کنترل و توانبخشی این دسته از بیماران به فعالیت هایی همچون برنامه های آموزشی و تفریحی، خدمات مشاوره، ویزیت پزشکی، برنامه هایی برای مراقبان این بیماران، خدمات حمایتی و تهیه لوازم مورد نیاز آنان و مرکز جامع نگهداری و توانبخشی روزانه در خدمت این بیماران می پردازد.
بیماری آلزایمر با یک سری علائم شناختی، عاطفی و رفتاری خود را نشان می دهد و زمان بروز آن در افراد مختلف متفاوت بوده و حتی ممکن است همه علائم در بیمار بروز نکند. شدت و تعدد علائم نیز با توجه به پیشرفت بیماری متفاوت خواهد بود، اما اولین و شایع ترین علامت، فراموشی است.
آیا اگر در کارهای روزمره خود دچار فراموشی شدیم، باید فکر کنیم به آلزایمر مبتلا شده ایم؟ مسلما خیر. اگرچه مشخصه اصلی آلزایمر فراموشی است، اما تنها با این علامت قابل تشخیص نیست؛ بلکه این بیماری با علائم دیگری همچون دشواری در انجام کارهای عادی، ضعف بیان و مشکلات گفتاری، عدم آگاهی از زمان و مکان، ضعف یا کاهش قضاوت و تصمیم گیری، مشکلات در تفکر ذهنی، جابه جا گذاشتن اجسام، تغییر در حالات و رفتار و خلق و خوی، تغییر در شخصیت و از دست دادن انگیزه و خلاقیت همراه است.
به طور کلی آلزایمر از شروع تا شدت گرفتن، سه مرحله دارد؛ در مرحله اول که به آن مرحله اولیه ـ خفیف می گویند، علائم به صورت تدریجی و طی دو تا چهار سال بروز می کند. با پیشرفت بیماری مرحله دوم که همان مرحله میانی ـ متوسط است شروع می شود.
در این مرحله بسیاری از علائم در بیمار قابل تشخیص است و این مرحله شروع وابستگی وی به اطرافیانش خواهد بود.
معمولا طول مدت این مرحله دو تا ده سال است و بالاخره مرحله آخر یا مرحله نهایی ـ شدید که بیمار وابستگی کامل پیدا کرده و طول این مدت یک تا سه سال است.
بیماری آلزایمر علاوه بر علائم ذکر شده از طریق انجام تست های روانشناسی، آزمایش خون و سی تی اسکن قابل تشخیص است.
اگر نگران سلامت سیستم عصبی خود هستید بخوانید
راهکار های سلامت سیستم عصبی,سیستم عصبی و تقویت آن

تربیت کردن صحیح فرزند مسئله ای است که بسیاری از والدین بر این عقیده اند که می توانند به تنهایی از پس آن بر بیایند ، اما باید بدانید که گاهی اوقات نیاز است تا در این امر مهم و ضروری با مشاور و متخصصین کودک مشورت کنید ، چرا که می توانند شما را در مسائل تربیتی کودکتان راهنمایی کنند.
۱) افسردگی طولانی اگر فرزند شما مدتی است مانند گذشته نمی خندد و ناراحتی و افسردگی اش چند هفته طول کشیده است، اگر تلاشهای شما برای شادکردنش نتیجه ای نمی دهد و هیچ اتفاق خوشایندی او را خوشحال نمی کند؛ اگر هر چه سعی می کنید حواس او را از فکر کردن به غصه هایش پرت کنید و با چیزهایی که قبلاً دوست داشت او را شاد کنید تاثیری بر او نمی گذارد، اگر بر سر چیزهای کوچک و بزرگ گریه اش می گیرد و نمی تواند جلوی گریه خود را بگیرد. بهتر است هرچه زودتر به یک روانشناس یا روانپزشک مراجعه کنید. کودکان و نوجوانان معمولاً درباره افسردگی و ناراحتی خودشان حرف نمی زنند ولی با رفتارشان نشان می دهند که افسرده و غمگینند. حتی گاهی ممکن است برای نشان دادن غصه و ناراحتی شان قوانین را زیر پا بگذارند و دست به کارهای خلاف بزنند، بنابراین خیلی سریع به این نشانه ها پاسخ دهید و قبل از اینـــکه دیر شود، فرزندتان را نزد روانپزشک ببرید. ۲) گوشه گیری اگر مدتی است فرزند شما گوشه گیر شده و علاقه ای برای بازی و بودن با دوستان و فامیل نشان نمی دهد و ترجیح می دهد تنها باشد و در خانه بماند، بهتر است او را نزد روانپزشک ببرید. کودکان اغلب دوست دارند با دیگر همسن و سالان خود باشند و با آنها بازی کنند و در سنین نوجوانی هم بیشتر در بین گروه همسالان خود زندگی می کنند و می خواهند از خانواده مستقل شوند و مورد قبول همسالان خود باشند بنابراین گوشه گیری در کودکان امری غیرطبیعی تلقی شده و نیاز به مراجعه به روانپزشک دارد. گاهی هم کودکان ازابتدا گوشه گیر هستند و بیشتر اوقات از تماس های چشمی با دیگران پرهیز می کنند و اغلب مایلند که تنها باشند. چنین کودکانی اغلب نمی توانند درباره احساسات خود صحبت کنند و یا نمی دانند چگونه با دیگران صحبت کنند. اگر کودک شما هم دوست ندارد در آغوش گرفته شود و یا دیگران را در بغل گیرد، اگر فرزند شما هم تصاویر بی جان را بر موجودات زنده ترجیح می دهد و دوست دارد با اشیای بی جان بازی کند تا همسن و سالانش بهتر است که زودتر به یک متخصص مراجعه کنید. ۳) احساس عصبانیت بعضی از بچه ها همیشه عصبانی به نظر می رسند. اغلب با کودکان دیگر دعوا می کنند و حتی عصبانیت آنها دامن بزرگسالان را هم می گیرد و حتی با بزرگترهایشان هم بدون اینکه ملاحظه بزرگتر بودنشان را بکنند دعوا دارند. رفتار این کودکان اغلب مانند قشقرق به پا کردن است و با ابراز خشم و خشونت به خواسته های خود می رسند. این کودکان گاهی وسایل خانه را هم تخریب می کنند و ممکن است به خود و دیگران آسیب برسانند بنابر این لازم است حتماً درباره آنها با روانپزشک مشورت کنید. اگر کودک شما هم زیاد عصبانی می شود و یا اگر دیگران را تهدید می کند و با زورگویی و قلدری کارش را از پیش می برد، اگر با وجود کارهای خلاف احساس ندامت و پشیمانی نمی کند، اگر به حیوانات و بچه های کوچکتر از خودش آسیب می رساند، اگر وسایل دوستان و همکلاسیهایش را بی اجازه برمی دارد، اگر هنگام عصبانیت وسایل را پرت می کند و می شکند، لازم است در این باره با متخصص روانشناسی مشورت کنید. ۴) احساس اضطراب و نگرانی بعضی از کودکان و نوجوانان اغلب اوقات نگرانند. مثلاً وقتی والدین شان از منزل بیرون می روند نگران آنها می شوند، گاهی می ترسند پدرو مادرشان تصادف کرده باشند و یا بلای دیگری سر آنها آمده باشد و خلاصه همیشه نگران هستند کسی بمیرد یا مجبور به اسباب کشی بشوندو یا از مدرسه بیرونشان کنندو… و بالاخره چیزی برای نگران شدن درباره اش پیدا می کنند.گاهی کودکان اضطراب و نگرانی خود را به زبان نمی آورند و در شرایط مختلف دچار سرخی چهره و عرق فراوان و سرگیجه وحتی حالت غش می شوند. بنابر این بهتر است علایم جسمی نگرانی کودکتان را به دقت بشناسید و اگر فرزند شما هم همیشه نگران و مضطرب است بهتر است با مشاور و روانپزشک در میان بگذارید. ۵) احساس مسئولیت و گناه بعضی از کودکان در سنین مدرسه به این مشکل دچار می شوند. این کودکان اغلب فرزندانی هستند که طلاق والدین یا مرگ یکی از اعضای خانواده را تجربه کرده اند. این کودکان ممکن است فکر کنند دراختلاف والدین یا مرگ یکی از آنها مقصر بوده اند. چنین کودکانی درباره خانواده و مراقبت از خواهر و برادرهایشان احساس مسئولیت شدیدی دارند که ممکن است آنها را دچار اضطراب زیاد کرده و مشکلات دیگری را هم برایشان به همراه بیاورد. اگر شما هم در منزلتان کودک یا نوجوانی دارید که درباره دیگران احساس مسئولیت بیش از حد دارد و یا درباره اتفاقاتی که برای خانواده افتاده احساس گناه می کند، یا اگر فرزند شما هنگام امتحانات دچار دل درد و تهوع می شود و طپش قلب او را آزار می دهد، حتماً به روانشناس یا روانپزشک مراجعه کنید. ۶) اضطراب جدایی همه کودکان دوست دارند در کنار خانواده خود باشند اما گاهی ممکن است فرزند شما حتی اجازه ندهد شما برای انجام کارهای روزمره خود از او دور شوید. کودکی که در مهدکودک مرتب گریه می کند و مادرش را می خواهد و یا کودک دبستانی که دلش می خواهد مادرش سر کلاس درس کنار او بنشیند. نوجوانی که مرتب به والدینش تلفن می زند و یا پیغام می فرستد تا به نوعی با آنها در تماس باشد. همه این ها به نوعی دچار اضطراب جدایی از والدین هستند و نیاز دارند که با مشاوره به حل این مشکل آنها کمک جدی شود. ۷) اختلال تمرکز و توجه اگر کودک شما معمولاً از دستوراتی که به او می دهید،به علت بی توجهی پیروی نمی کند، به سختی می تواند از پس انجام کاری به تنهایی بربیاید و به راحتی حواسش از کاری که مشغول انجام دادن آن است پرت می شود، اگر معمولاً نمی تواند کاری را که بر عهده اش گذاشته اید به پایان برساند و علتش هم این است که نمی تواند بر آن کار تمرکز کند. اگر فرزند شما در بین راه مدرسه جلوی ویترین مغازه ها مدتی طولانی می ایستد و فراموش می کند که باید به موقع به خانه برگردد، اگر کودک شما نمی تواند تکالیف مدرسه اش را به پایان برساند و در میان نوشتن مشقهایش به در و دیوار مدتهای طولانی خیره می ماند، کودک شمابه علت اختلال تمرکز نیاز به مراجعه به روانپزشک دارد. ۸) زندگی در رویای گذشته اگر کودک یا نوجوان شما بیشتر از اینکه به حال و آینده فکر کند به گذشته ها می اندیشد و بیشتر درباره گذشته حرف می زند یعنی زمانی که همه فامیل دور هم جمع بودند، کسانی که او دوست داشت زنده بودند و خلاصه همه چیز طور دیگری بود. در این صورت لازم است با مشاور درباره فرزندتان مشورت کنید. ۹) تغییر در عادات روزانه گاهی فرزندان شما با تغییر عادات روزانه خود به شما نشان می دهند که مشکلی برایشان به وجود آمده است. البته عادات فرزندان ما ممکن است به طور طبیعی هم تغییر کند اما گاهی عادات غذایی و خواب فرزندان شما می تواند نشانه مشکلاتی باشد که نیاز به مشاوره دارد. گاهی کودکان صبح خیلی زود از خواب می پرند، اما نمی توانند از تختخواب بیرون بیایند، ممکن است شبها نتوانند به موقع بخواب روند و یا کابوسهای شبانه آنهارا از خواب بپراند. زیاد خوردن و کم خوردن فرزندتان نسبت به گذشته هم می تواند نشانه ای از افسردگی در فرزند شما باشد بنابراین به این تغییرات توجه کرده و درباره آنها با روانشناس یا روانپزشک مشورت کنید. علاوه بر این اگر نوجوان شما تازگی ها دیر به منزل می آید و با دوستان تازه و ناجوری رفت و آمد می کند اگر مانند گذشته به درس و مشقش نمی رسد به طوری که افت نمرات او واضح است، اگر متوجه شده اید که بیش از حد به خودش عطر می زند و انگار علاقه ای به در آغوش گرفتن شما ندارد، بهتر است درباره رفتار او با روانپزشک یا روانشناس مشورت کنید. ۱۰) احساس ناتوانی گاهی ممکن است احساس کنید که دیگر نمی توانید به فرزندتان کمک کنید، روشهای تربیتی که قبلاً استفاده می کردید دیگر نمی تواند جوابگو باشد و هر چه می کنید احساس می کنید بر حل مشکلات فرزندتان موثر نیست. گاهی احساس می کنید زندگی از کنترل شما خارج شده و نمی توانید برای ارتباطات خود با فرزندتان کاری بکنید. احساس می کنید شما و فرزندتان حرف همدیگر را نمی فهمید و به بن بست رسیده اید. در این زمان برای اینکه از احساس گناه و ناتوانی خارج شوید و بتوانید گامهای موثری در تربیت فرزندانتان بردارید نیاز دارید که به روانشناس یا روانپزشک مراجعه کنید. ۱۰ علامت هشدار که نشانة نیاز به مشاوره است: ۱) افسردگی طولانی کودک ۲) گوشه گیری و بی علاقگی کودک به ارتباط اجتماعی ۳) احساس عصبانیت و خشم زیاد و طولانی در کودک ۴) احساس اضطراب و نگرانی مداوم کودک ۵) احساس مسئولیت و گناه نسبت به دیگران ۶) اضطراب جدایی از والدین ۷) اختلال تمرکز و توجه درکودک ۸) زندگی در رویای گذشته ۹) تغییر در عادات روزانه مانند خوردن و خوابیدن ۱۰) احساس ناتوانی والدین برای حل مشکلات
اگر کودکتان این نشانه ها را دارد نیازمند مشاوره است