دلایل افسردگی مادر ها افسردگی

راهی برای افسردگی همه چیز درباره افسردگی راهی برای فرار از افسردگی راهی برای کاهش افسردگی همه چیز درباره ی افسردگی راهی برای رهایی از افسردگی همه چیز درباره ی افسردگی چگونه افسرده نباشیم چگونه افسرده نباشیم افسردگی راهی برای جلوگیری از افسردگی افسردگی افسردگی راهی برای جلوگیری از افسردگی انواع افسردگی راهی برای رهایی از افسردگی دلایل افسردگی راهی برای افسردگی دلایل افسردگی همه چیز درمورد افسردگی

دلایل افسردگی مادر ها

در دوران بارداری هورمونهای جنسی استروژن و پروژسترون تا حد زیادی در بدن مادر افزایش می یابند و بلافاصله پس از زایمان ، این هورمون ها شروع به کم شدن می کنند. این تغییر ناگهانی میزان هورمون باعث بروز نوعی افسردگی به نام افسردگی مادر (Maternity Blues) می شود.

میزان هورمونهای جنسی استروژن و پروژسترون در حین بارداری افزایش می یابد و بعد از به دنیا آمدن نوزاد، مقدار آنها شدیداً سقوط می کند. این تغییر ناگهانی در میزان هورمونها می تواند گاهی اوقات باعث شروع شدن افسردگی گردد. حدود نیمی از کسانی که به تازگی مادر میشوند دچار وضعیتی به نام افسردگی مادر شدن (Maternity Blues) میشوند، ۱۵ درصد مبتلا به افسردگی پس از زایمان خفیف تا متوسط شده و از هر ۵۰۰ مادر، یکی هم به افسردگی شدید دچار می گردد.

افسردگی مادرشدن

نیمی از کسانی که به تازگی مادر میشوند در هفته اول پس از زایمان به افسردگی مادر شدن مبتلا میشوند. معمولاً درروز سوم پس از زایمان، مادر جدید ممکن است کمی احساس تحریک پذیری کرده و شروع به گریه و زاری کند. معمولاً حال این مادران تا آخر هفته اول پس از زایمان بهبود می یابد و به وضعیت طبیعی برمی گردند. حمایت، عشق و درک آنها، تمام آن چیزی است که این افراد در این مدت به آن نیاز دارند.

افسردگی متوسط پس از زایمان

پس از زایمان، شروع یک افسردگی طولانی مدت شایع می باشد. به این افسردگی ها اغلب توجهی نمی شود و آن را معمولاً به حساب اینکه مادر در حال عادت دادن خود به مسئولیتهای جدید است و یا اینکه بیدار شدن از خواب در نیمه های شب برای رسیدن به نوزادش، او را به چنین حالتی دچار کرده است، می گذارند. شدیدترین انواع افسردگی، بلافاصله بعد از تولد نوزاد ایجاد میشوند، اما افسردگی های با شدت کمتر و شایعترین نوع آنها، از دو هفته بعد از زایمان تا یکسال بعد از آن رخ می دهند. گاهی اوقات، افسردگی مادر هنگامی شروع میشود که حمایت و توجه دوستان و خانواده نسبت به آنها شروع به کاهش می کند. علایم این نوع افسردگی ممکن است نسبت به سایر انواع افسردگی ها مبهم تر باشد. اغلب این گونه خانمها بسیار نگران هستند بخصوص در مورد اینکه آیا حال نوزادشان خوب است و از تغذیه خوبی برخودار است دلواپس می باشند. این مادران به نظر می رسد که خود را گناهکار دانسته و دائماً خود را سرزنش می کنند، همچنین آنها همیشه خسته بوده و تحریک پذیر هستند.

افسردگی پس از زایمان را نمی توان به سادگی فقط به تغییرات هورمونی خانمها مربوط دانست، زیرا تغییرات عمده هورمونی در آنها اغلب مدتها قبل از شروع افسردگی آغاز می گردد. ممکن است این تغییرات باعث شوند که خانمها، مستعد دچار شدن به افسردگی شوند اما نقش عوامل اجتماعی در بروز این افسردگی ها بسیار اهمیت دارد.

معمولاً خانمهایی که دچار افسردگی پس از زایمان هستند نیاز به درمان دارند. در تحقیقی که اخیراً انجام شده، دیده شده است که هم داروهای ضدافسردگی و هم شناخت رفتار درمانی در درمان این خانمها موثر می باشند اکثر داروهای ضدافسردگی را می توان بدون هیچ خطری در هنگام شیردهی مادر تجویز نمود.

وقتی که یک خانم، تحت درمان افسردگی پس از زایمان قرار دارد، معمولاً اگر همسر او هم بتواند درک کند که چه اتفاقی افتاده است و خود را درگیر این موضوع نماید، بسیار کمک کننده خواهد بود. در بعضی از موارد، پدرها نیز ممکن است به حمایت احتیاج داشته باشند. پدران جدیدی که دارای همسر افسرده هستند نیز در خطر ابتلاء به افسردگی قرار دارند.

خانمهایی که تحت درمان قرار می گیرند به احتمال زیاد، بطور کامل بهبود می یابند، در حالیکه خانمهایی که درمان نمی شوند حدود ۵۰ درصد احتمال دارد که تا یکسال بعد از زایمانشان بهبود یابند.

افسردگی شدید پس از زایمان

یک نوع غیرمعمول افسردگی پس از زایمان، بعضی از خانمها را مبتلا نموده و آنها را در دو هفته بعد از زایمان دچار افسردگی شدیدی می کند. احتمال ایجاد این نوع افسردگی بعد از اولین زایمان بیشتر می باشد. همچنین در خانمهایی که قبلاً دچار بیماریهای روانی بوده اند و یا اینکه در خانواده شان بیمار روانی وجود داشته است، احتمال بروز این نوع افسردگی شدید بیشتر می باشد. تصور می شد که تغییرات هورمونی ممکن است در خانمهایی که مستعد افسردگی هستند باعث شروع این بیماری شود.

در افسردگی شدید، بیمار ارتباطش را با واقعیت از دست می دهد و ممکن است دچار هذیان ها و توهمات شود. در چنین مواقعی، خطر بزرگی کودک او را تهدید می کند و مادرانی که دچار افسردگی شدید هستند ممکن است اقدام به کشتن کودکان خود بنمایند. بعضی ازخانمهای افسرده عقیده دارند که جهان بقدری بد است که آنها باید کودک خود را از این بدبختی دنیا خارج سازند (با قتل او) و بعضی دیگر معتقدند که اشکالی در کودک آنها وجود دارد و به همین دلیل اقدام به یک قتل ترحم آمیز می کنند. هنگامی که وضعیت بیمار چنین وخیم میشود، باید برای درمان، او را در بیمارستان بستری نمود. درمان معمولاً با داروهای ضدافسردگی صورت می گیرد.

بعضی از پزشکان برای افسردگی شدید پس از زایمان، درمان با شوک برقی را توصیه می کنند. این درمان سریعاً اثر کرده و مادر می تواند دوباره به کودک خود برسد و از او مراقبت نماید

دلایل افسردگی مادر ها

افسردگی,دلایل افسردگی,انواع افسردگی,همه چیز درمورد افسردگی,راهی برای افسردگی,همه چیز درباره افسردگی,همه چیز درباره ی افسردگی,راهی برای درمان افسردگی,راهی برای جلوگیری از افسردگی,راهی برای فرار از افسردگی,راهی برای رهایی از افسردگی,راهی برای رفع افسردگی,راهی برای کاهش افسردگی,راهی برای مقابله با افسردگی

علائمی که نشان می دهد شما از افسردگی رنج می برید افسردگی

همه چیز درباره افسردگی راهی برای رفع افسردگی راهی برای رهایی از افسردگی راهی برای رفع افسردگی راهی برای رفع افسردگی راهی برای درمان افسردگی راهی برای فرار از افسردگی دلایل افسردگی همه چیز درباره ی افسردگی افسردگی همه چیز درباره ی افسردگی راهی برای کاهش افسردگی انواع افسردگی راهی برای درمان افسردگی چگونه افسرده نباشیم راهی برای رفع افسردگی راهی برای فرار از افسردگی چگونه افسرده نباشیم راهی برای جلوگیری از افسردگی چگونه افسرده نباشیم

علائمی که نشان می دهد شما از افسردگی رنج می برید

متاسفانه امروزه به دلیل مسائل اقتصادی و اجتماعی جوامع ، شاهد بروز افسردگی در بین بسیاری از افراد به خصوص قشر جوان جامعه هستیم. در صورتی که این مسئله به موقع شناسایی شده و درمان شود ، افسردگی فرد به مرحله ی حاد نمی رسد.

علایم روانی شایع افسردگی عبارتند از: بی حوصلگی یا خلق پایین، نگرانی و اضطراب، از دست دادن احساس هیجانی، داشتن افکار افسرده، مشکلات حافظه و تمرکز حواس، توهمات، داشتن افکار خودکشی.

خلق پایین

خلق پایین در افسردگی بسیار شدیدتر از آن چیزی است که شما در هنگام ناامیدی و یا مایوس شدن دچار آن میشوید. خلق پایین عبارتست از احساس غم، پوچی، از دست دادن و بیم و ترس. بعضی از بیماران، آن را به زندگی در زیر یک ابر تشبیه می کنند که همه قسمتهای زندگی را تحت تاثیر قرار می دهد. در افسردگی متوسط تا شدید، خلق پایین اغلب در هنگام صبح بدتر میشود و سپس در طی روز از شدت آن کمی کاسته میشود اما هیچگاه از بین نمی رود. این وضعیت را اصطلاحاً تغییرات روزانه (Diurnal Variation) می نامند. خلق پایین باعث میشود که از هیچ چیزی نتوانیم لذت ببریم و شما حتی ممکن است علاقه خود را نسبت به سرگرمی هایی که قبلاً داشته اید از دست بدهید. هیچ چیزی برای شما خوشایند و لذت بخش نخواهد بود.

در بعضی از موارد خفیف تر، خلق پایین ممکن است عصرها بدتر از صبح ها باشد و بعضی روزها ممکن است حال بیمار خوب باشد. با این حال تعداد این روزهای خوب به قدری کم است که در بین سایر روزهای بد به چشم نمی آید. اگر افسردگی خفیف باشد شما ممکن است از همراهی و هم صحبتی با سایر افراد لذت ببرید. در مواردی که خلق پایین وجود دارد، با کوچکترین مشکلی (و حتی گاهی بدون هیچگونه مشکلی) تمایل به گریه کردن وجود دارد.

اضطراب و نگرانی

وقتی ما احسس می کنیم که تهدید شده ایم و در خطر هستیم، هورمونی به نام آدرنالین در بدن ترشح شده و وارد جریان خون میشود و از انجا به عضلات و مغز می رود تا ما بتوانیم سریعتر فکر کرده ودر صورت نیاز اقدام به فرار نماییم. این هورمون باعث میشود که عضلات ما منقبض شده و آماده فرار یا هرگونه عکس العمل فوری دیگری شویم، اما در صورتیکه هیچگونه اتفاقی بروز نکند، این احساس در عرض چند دقیقه از بین خواهد رفت. در افرادی که افسرده هستند، این احساسهای اضطراب و نگرانی می تواند چندین ماه باقی بماند. بعضی از افراد، صبح ها با یک حالت اضطراب و نگرانی زیاد از خواب بیدار میشوند زیرا آنها از روزی که در پیش خواهند داشت دچار ترس و وحشت هستند. اضطراب می تواند بیشتر از خلق پایین دیده شود و به عنوان مهمترین علامت افسردگی خود را نشان دهد. اگر شما همیشه در وضعیت اضطراب و نگرنی هستید ممکن است متوجه شوید که به میزان زیادی تحریک پذیر و پرخاشگر شده اید، بطوریکه سایر افراد در زندگی کردن با شما دچار مشکل خواهند شد.

از دست دادن عواطف و احساسات

بعضی از افراد مبتلا به افسردگی شدید، اظهار می دارند که آنها احساس می کنند که تمام عواطف و احساسات خود را از دست داده اند و این یکی از ناراحت کننده ترین علایم افسردگی می باشد. در چنین مواقعی شما حتی نمی توانید گریه هم بکنید و احساس می کنید که دیگر هیچ اشکی در چشمان شما وجود ندارد. شما حتی ممکن است نسبت به افراد نزدیکتان مثل همسر، خانواده و یا کودکانتان هیچگونه احساسی نداشته باشید و یا اینکه دارای احساسات اندکی باشید.

علایم روحی و روانی افسردگی

خلق پایین

از دست دادن علاقه نسبت به چیزهایی که قبلاً از آنها لذت می بردیم

اضطراب و نگرانی

بهت زدگی

افکار افسرده

مشکلات حافظه و تمرکز حواس

هذیان ها

توهمات

افکار خودکشی

افکار افسرده

وقتی شما دچار افسردگی هستید، نحوه فکر کردن شما نیز تغییر می یابد. شما دنیا را جور دیگری می بینید و همه چیز به نظر شما منفی است. چنین طرز تفکری باعث میشود که افسردگی شما تشدید شود.

شما خود را برای وقایع ناگواری که اتفاق می افتد سرزنش و ملامت می کنید و برای کارهای خوبی که انجام داده اید هیچگونه ارزشی قائل نیستید. تمام کارهای خوبی که در زندگی تان انجام داده اید را فراموش می کنید و دائماً چیزهای بدی که در زندگی داشته اید را بخاطر آورده و یادآوری می کنید.

شما ممکن است به جزئیات و نکات منفی خود تمرکز نموده و از نکات مثبت خود غافل شوید. یک مثال جالب این موضوع، شخصی است که امتحانی را با امتیاز ۹۹ درصد قبول شده است. او از این نتیجه عالی خوشحال نمیشود و همه حواس وتمرکز خود را روی آن یک درصدی که از دست داده است تلف می کند.

شما ممکن است سریعاً به نتایج منفی برسید و تنها با مشاهده یک واقعه ساده به نتایج کلی و منفی دست یابید. برای مثال، یکی از بیماران من، دختر زیبایی بود که فکر می کرد زشت است و همه از او نفرت دارند زیرا یکبار در خیابان، مردی به او نگاه تمسخرآمیزی کرده بود.

چنین افکار منفی ای باعث میشود که شما به تدریج تحلیل رفته و ضعیف شوید. این افکار منفی در نهایت باعث میشوند که شما اعتماد به نفس خود را از دست داده و احساس بی ارزش بودن بکنید و دنیای شما مملو از افکار مایوس کننده همراه با شک و تردید و اضطراب باشد. در نتیجه شما بیشتر احساس افسردگی یا اضطراب می کنید و بنابراین یک حلقه معیوب در زندگی شما ایجاد می گردد.

مشخصات افکار افسرده

افکار منفی (مثلاً من در کار با شکست مواجه میشوم)

انتظارات زیاد و غیر منطقی (مثلاً تا همه افراد مرا دوست نداشته باشند و فکر نکنند که من در کارم خوب نیستم نمی توانم خوشحال باشم)

تفکرات اشتباه (مثلاً نتیجه گیری غلط، تمرکز روزی جزئیات منفی بی اهمیت، رسیدن به نتیجه گیری های کلی و غلط از دیدن یک واقعه ساده

یک شرح حال از افکار منفی

خانم کاترین، منشی یک شرکت است. یک بار

رئیسش به او گفت که آیا می توانی این گزارش را دوباره تایپ کنی؟ من چند اصلاح در آن انجام داده ام. کاترین افسرده است و به همین خاطر، او فکر می کند که در کارش خوب عمل نمی کند. او عقیده دارد که بخاطر اینکه وظیفه اش را خوب انجام نداده است، مجبور است این گزارش را دوباره تایپ نماید.

از آن هنگام، کاترین افسرده تر شد زیرا او بطور غیر منطقی ای انتظار دارد که او اگر می خواهد که از زندگی اش لذت ببرد باید وظایفش را بطور کامل و بی نقص انجام دهد.

در حقیقت، کاترین وظایفش را هم خیلی خوب انجام می دهد اما خودش اینطور فکر نمی کند. او به چیزهای کوچکی که گاهی اوقات بد انجام میشوند تمرکز می کند وا ز چیزهای بزرگی که به خوبی انجام می گردند غافل است. او این موضوع را فراموش کرده ست که بخاطر لیاقتهایی که از خودش نشان داده است، حقوقش اضافه شده است. او این حقیقت را فراموش کرده است که رئیسش همیشه در کارهایش مردد است و اصلاحاتی که در گزارش باید انجام شود بخاطر تغییراتی است که خود رئیس در آن داده است و هیچ اشتباهی از طرف کاترین رخ نداده است. کاترین فقط به جزئیات منفی یک موضوع نگاه می کند و تنها با یک اتفاق ساده، نتیجه گیریهای کلی و اشتباهی می کند که این کار باعث تشدید افسردگی او میشود.

مشکلات تمرکز حواس و حافظه

اگر شما توسط نگرانی ها و افکار افسرده، تحلیل بروید، برایتان مشکل خواهد بود که درباره چیز دیگری هم فکر نمایید. تمرکز حواس ممکن است برای شما مشکل باشد که این امر می تواند به بروز مسایل بیشتری منجر شود. شما برای اینکه چیزی را به خاطر بیاورید باید روی آن تمرکز کنید، بنابراین تعجب آور نخواهد بود که اگر تمرکز حواس شما خوب نباشد، مشکلاتی در حافظه و به یادآوردن موضوعات خواهید داشت. مشکلات مربوط به تمرکز حواص همچنین می توانند منجر به عدم تصمیم گیری مناسب و بی توجهی گردند و شما ممکن است احساس گیج بودن نمایید. این علایم می توانند گاهی اوقات به قدری شدید شوند که با بیماری دمانس (زوال عقل) اشتباه گرتفه شوند.

هذیان و توهمات

اگر شما شدیداً افسرده شوید، افکار شما می تواند به قدری بهم ریخته شود که ارتباط با واقعیتهای زندگی را از دست بدهید. ذهن شما می تواند به قدری بهم ریخته شود که ارتباط با واقعیتهای زندگی را از دست بدهید. ذهن شما می تواند شروع به فریب دادن شما نماید و شما حتی ممکن است از این موضوع بترسید که دارید دیوانه میشوید. اماچنین موضوعی پیش نخواهد آمد و شما فقط شدیداً افسرده هستید که با درمان مناسب، بهبود خواهید یافت. در افسردگی های شدید، هذیانها می توانند رخ دهند اما خوشبختانه این هذیانها بسیار نادر می باشند.

هذیان، یک اعتقاد غلط می باشد که شخص به آن معتقد است. در افسردگی، هذیانها، انعکاس خلق افسرده هستند و می توانند افسردگی را تشدید نمایند. یکی از بیمارانی که من داشتم، معتقد بود که او باید خودش را به پلیس تسلیم کند چون پنج سال پیش بطور اشتباهی بدون اینکه پول یک عدد سیب را به فروشنده بدهد، فروشگاه را ترک کرده است. او فکر می کرد که پلیس بخاطر این کار او را در این مدت تحت تعقیب قرار داده است. او عقیده داشت که برای خانواده اش شرمساری به بار آورده است و خود را موجود بی ارزشی می دانست. غیرممکن بود که او را متقاعد کنم که او دشمن شماره یک جامعه نمی باشد و هر کسی ممکن است از این اشتباهات بکند و هیچکس نیز بخاطر چنین کاری تنبیه نمیشود.

عده ای از بیماران عقیده دارند که آنها شرورترین و پلیدترین انسان روی زمین هستند و یا اینکه سایر مردم می خواهند که از دست آنها راحت شوند زیرا آنها خیلی بد هستند. بعضی از بیماران معتقدند که آنها اصلاً هیچ پولی ندارند و بعضی دیگر عقیده دارند که آنها در حل زوال و پوسیدگی قرار دارند و حتی عده ای از آنها معقدند که مرده اند. به اندازه فکرها و ایده های مختلفی که در ذهن انسانها وجود دارد، انواع مختلف هذیانها نیز وجود دارد اما همه آنها انعکاسی از خلق وافکار افسرده هستند.

در حالیکه هذیانها عبارت از افکار غلط هستند، اما توهمات (Hallucinations) به ادراک غیرواقعی از چیزها گفته میشود (معمولاً صداها). برای مثال، بعضی از بیماران مبتلا به افسردگی شدید، در مواقعی که کسی در اطراف آنها نیست، صداهایی را می شنوند. این صداها مانند صداهای افرادی است که در اتاق با یکدیگر صحبت می کنند و بطور وحشتناکی، واقعی به نظر می آیند. این صداها ممکن است شخص را سرزنش کرده و به او بگویند که تو آدم بدی هستی. این صداها باعث میشوند که افسردگی تشدید شود. بعضی از بیماران دچار افسردگی شدید، چیزهایی را که اصلاً وجود ندارند می بینند و یا اینکه بو می کنند، اما چنین مواردی نادر می باشند.

افکار خودکشی

وقتی شما شدیداً دچار افسردگی باشید، به نظر شما گذشته تان بد و پر از اشتباه بوده، زمان حالتان وحشتناک است و از آینده هم دچار ترس و وحشت هستید. بعضی از بیماران به این نتیجه می رسند که دنیا ارزش زندگی کردن را ندارد و اینکه بهتر است با خودکشی به زندگی خود پایان داد تا دیگران هم از دست آنها راحت شوند.

بسیاری از افراد مبتلا به افسردگی، به خودکشی فکر می کنند (حتی اگر این فکر بصورت گذرا باشد). خیلی از این افراد در واقع اقدام به خودکشی نمی کنند اما هر شب که به رختخواب می روند امیدوار هستند که صبح روز بعد از خواب بیدار نشوند و در نتیجه از عذاب زندگی کردن راحت شوند.

بعضی از بیماران نیز هیچگاه تصمیم به خودکشی نمی گیرند چون این کار را از نظر مذهبی واخلاقی، ممنوع می دانند و یا اینکه فکر می کنند با این کار، خانواده شان دچار ناراحتی خواهد شد. بعضی از این افراد نیز به این نتیجه می رسند که آنها هیچوقت اقدام به خودکشی نخواهند کرد چون ترسو و بزدل هستند و چنین احساسی باعث میشود که آنها بیشتر خود را سرزنش و ملامت کرده و افسرده تر بشوند.

اگر شما به خودکشی کردن فکر می کنید ممکن است در خطر باشید که واقعاً این کار را انجام بدهید. در چنین مواردی سریعاً به پزشک یا یک مرکز مشاوره روانی مراجعه نمایید. این وضعیت، یک اورژنس روانپزشکی است. همیشه به یاد داشته باشید که افسردگی، قابل درمان می باشد.

علائمی که نشان می دهد شما از افسردگی رنج می برید

افسردگی,دلایل افسردگی,انواع افسردگی,همه چیز درمورد افسردگی,راهی برای افسردگی,علائم افسردگی,همه چیز درباره افسردگی,همه چیز درباره ی افسردگی,راهی برای درمان افسردگی,راهی برای جلوگیری از افسردگی,راهی برای فرار از افسردگی,راهی برای رهایی از افسردگی,راهی برای رفع افسردگی,راهی برای کاهش افسردگی,راهی برای مقابله با افسردگی

بررسی کلی در مورد پدیده ی ترس همه چیز در مورد ترس

ترس از مدرسه چیست چرا ما می ترسیم ترس از مدرسه چیست چرا ما می ترسیم چرا ما می ترسیم همه چیز در مورد ترس دلیل ترس چیست چرا از سوسک می ترسیم چرا می ترسیم چرا ما می ترسیم دلایل بروز ترس همه چیز درباره ترس ریشه ترس چیست علت ترس چیست درمان ترس چیست ریشه ترس چیست ترس چیست pdf ترس چیست همه چیز در مورد ترس ترس چیست

بررسی کلی در مورد پدیده ی ترس

ترس پدیده ای که از کودکی در همه ی ما وجود داشته است. گاهی اوقات در شب کابوس هایی می بینیم که باعث ایجاد ترس کوتاه مدتی در ما می شود ، گاهی نیز دیدن یک فیلم ترسناک باعث می شود که تا مدت ها نسبت به برخی چیز ها حس ترس داشته باشیم.

به دکتر گفت: «از وقتی فیلم آسمانخراش جهنمی را دیده ام همه چیز خراب شده. می ترسم، از ارتفاع، آتش سوزی و حوادث ناگهانی می ترسم. حالا من آدمی شده ام که در تمام لحظات زندگی ام در خانه از ترسی دائمی رنج می برم.»

… او فکر می کند هر آن ممکن است اتفاقی بیفته، خانه طبقه دوازدهم یکی از برج های تهران متعلق به اوست. اویی که غذا می خورد می ترسد. تلویزیون می بیند می ترسد. در کنار پنجره چای می نوشد و می ترسد. ترس از حادثه ای که شاید هیچ گاه به وقوع نپیوندد. با خودش می گوید: کاش هیچ وقت آن فیلم لعنتی را ندیده بودم.»

او مثل هزاران نفر دیگر در ایران از مشکلی به نام ترس واهی رنج می برد. شاید خود شما نیز دچار آن باشید. ترس از تاریکی، ارتفاع، تصادف، آتش سوزی و …!

سعید حالا دوران میانسالی را طی می کند: «خجالت می کشم اما چاره چیست؟ هنوز از تاریکی می ترسم. دلیل آن به دوران کودکی باز می گردد. عمویم همیشه برای اینکه با من شوخی کند می گفت در تاریکی موجودی به نام یک سر و یک چشم وجود دارد که بچه ها را می خورد. حالا بچه هایم هم می دانند پدرشان از تاریکی وحشت دارد.» و این رنج عجیبی است که علیرغم ظاهر ساده و کم اهمیتش می تواند بسیار پیچیده باشد، ترس جزیی از وجود آدمهاست ولی ترس واهی…

بسیاری از روان شناسان اعتقاد دارند ادامه زندگی بعد از ترس از یک پدیده، بستگی به روحیه، باورها و اعتقادات اشخاص دارد. شخصی که دچار سوختگی شده و نه تنها سعی در مهار ترس، بلکه انتقال آن به اطرافیان دارد با شخصی که در تلاش است که تنها از سوختگی خود به عنوان خاطره تلخ یاد کند بسیار متفاوت هستند. این تفاوت در روند زندگی بسیار تأثیرگذار است.

ترس های واهی و مداوم موسوم به «فوبیا» در بسیاری از انسان ها شایع است. این در حالی است که در بسیاری از نقاط دنیا درمان های پیشرفته ای برای رفع این پدیده انجام می دهند. در حادثه ۱۱ سپتامبر و حادثه سونامی که اولی بلای انسانی و دومی جزو بلاهای طبیعی محسوب می شد بسیاری از حادثه دیدگان دچار ترس طولانی مدت شوند.

به گفته دکتر فربد مهتابی استاد دانشگاه بسیاری از کسانی که در حادثه ۱۱ سپتامبر شخصی یا اشخاصی را از دست داده بودند تا مدت ها با اضطراب و دلهره و ترس شدید زندگی می کردند؛ «حتی بسیاری از دانشجویان برای رهایی از این دلهره و اضطراب به قرص های آرام بخش در تمام روز پناه می بردند که به دنبال مصرف این داروها، گوشه گیری و افسردگی جایگزین اضطراب و دلهره شد.» به اعتقاد مهدی مجردزاده مترجم و روانشناس باورها و اعتقادات انسان با دارو تغییر نمی کند؛ «بسیاری از اشخاصی که دچار فوبیا می شوند دچار توهم نیز می شوند کسی که یک بار تصادف کرده از خانه نشینی هم می ترسد چرا که تصور ورود کامیون به خانه خود را در ذهن می پروراند و یا ترس خود را از یک پدیده به چیزهای دیگر تعمیم می دهد. مثلاً فردی که عزیزی را در اثر بیماری از دست داده با یک عطسه هم دچار نگرانی و اضطراب می شود. این یک مسأله غیرمعقول و بی پایه به شمار می آید و ادامه زندگی با ترس را بسیار رقت بار و دشوار خواهد کرد.

یکی از بارزترین ترس های واهی ترس از مرده است، همه می دانیم یک مرده خطری ندارد و اگر قرار باشد خطری متوجه انسان شود از سوی افراد زنده است.

مجردزاده ادامه می دهد: «متأسفانه بسیاری از روان پزشکان اعتقاد به مصرف دارو دارند و برای رهایی بیماران از فوبیا برای آنان دارو تجویز می کنند در حالی که در حال حاضر شیوه NLP (گفتاردرمانی) کم کم جای روش های فرودیسم و گشتالپ را می گیرد.»

واهمه داشتن از همه چیز اشتباه و نترسیدن از هیچ چیز حماقت است. ترس منهای فوبیا یک پدیده طبیعی است. اگر در خودرویی نشسته باشیم و با سرعت بالای ۱۵۰ کیلومتر در ساعت در حرکت باشیم ترس از واژگون و یا تصادف طبیعی است. به اعتقاد مجردزاده ترس را می توان یک پدیده اکتسابی دانست؛ «اساساً ترس در طبیعت بشر نیست و اکتسابی به شمار می آید. بچه ای که در خانواده ای بزرگ می شود که افراد آن به نوعی در رفتار خود ترس را القا می کنند نمی تواند خود را از این خصیصه مصون بدارد. اما اصولاً ترس طبیعی، احتیاطی است که در امکان بروز خطر، انسان از خود نشان می دهد. هیچ کس جرأت دست دراز کردن به قفس شیر را ندارد. این ترس نیست بلکه یک احتیاط به شمار می آید.»

حالا دیگر کمتر کسی است که در آمریکا «بنیاد رابینز» را نشناسد. همه «ریچارد بندلر» روان شناس مشهور آمریکایی را در درمان ۱۰ دقیقه ای فوبیا می شناسند. شیوه NLP عمر جوانی دارد ولی در آمریکا کیفیت این علم جوان مقدم بر کمیت آن است. بندلر به راحتی در کمتر از ۱۵ دقیقه آشفتگی وترس ۳۰ ساله را برطرف می کند و اخیراً اعلام کرده این شیوه در حال حاضر برای درمان فوبیا بسیار عادی شده است.

اما مبتلایان به فوبیا تنها در آمریکا نیستند که بتوانند در عرض ۱۰ دقیقه خود را از عذابی ناخواسته رهایی بخشند. با صراحت می توان اعلام کرد در ایران مرکزی نداریم که به درمان فوبیا بپردازد. مطب ها و کلینک ها در حد بیان لفظی و توصیه های ایمنی عمل می کنند و یا برخی دیگر پا را فراتر می گذارند و به تجویز داروهای طولانی مدت مبادرت می ورزند. مجردزاده بر روش های نوین اصرار می کند: «متأسفانه در کشور ما بسیاری از روان پزشکان اعتقادی به اینگونه روش ها ندارند. درست است که روش NLP علم نوپایی است ولی پرداختن به کیفیت آن می تواند به زودی در مطب ها و کلینیک های کشور فراگیر شود و بیماران فوبیا به راحتی درمان شوند مسلماً زمان طولانی برای این مسأله سپری می شود. اگر شخص بیمار به این نتیجه برسد که ترس خود را به دیگران انتقال ندهد گام بزرگی را برداشته.» آزاده صفازاده کارشناس پدیده ترس نیز اعتقاد دارد اولین قدم برای مهار ترس اجتناب نکردن از آن است: «مواجه شدن با پدیده ترس مورد نظر را باید بسیار جدی گرفت. کسی که یک بار از تصادفی هولناک جان سالم به در برده و از ماشین و سرعت می ترسد به دلیل نوعی آگاهی می باشد چرا که آن شخص تا مرز مرگ رفته در حالی که قبلاً فکر می کرده مرگ چقدر از او دور است و یا تنها در مواقع پیری به سراغ انسان می آید ولی اکنون از چیزی آگاهی پیدا کرده که قبلاً برای او ناشناخته بود.»

صفازاده ادامه می دهد: «مسلم است ترس شدید به اضطراب منجر می شود. تجربه یک بار آسیب دیدگی به ترس از تکرار آن در تمام لحظات زندگی منجر می شود برای همین کارشناسان و روان شناسان اصرار دارند برای رفع ترس شخص با آن مواجهه کامل داشته باشد.» صفارزاده به شرطی زدایی اشاره می کند و معتقد است مواجهه باید تدریجی، مکرر و طولانی باشد.»

ترس، گاهی سایه ماست

ولی باز می ترسیم. همه ما. نگاه کن. خاطره آن زنبوری که در کودکی پشت چشمت را نیش زد، حس می شود. دنیای اطراف پر از این خاطرات است. چگونه می توان بر آنها غلبه کرد همین الان با خواندن مطلبی در مورد زلزله به فکر فرو می رویم. درست است؟

بررسی کلی در مورد پدیده ی ترس

ترس چیست,همه چیز درمورد ترس,دلایل بروز ترس,چرا می ترسیم,علل های ایجاد ترس در کودک,ترس چیست pdf,ترس از مدرسه چیست,ترس چیست,علت ترس چیست,دلیل ترس چیست,ریشه ترس چیست,درمان ترس چیست,همه چیز در مورد ترس,همه چیز درباره ترس,چرا می ترسیم,چرا ما می ترسیم,چرا از مرگ می ترسیم,چرا از سوسک می ترسیم,چرا از خدا می ترسیم,چرا از ریاضی می ترسیم,چرا از مرده می ترسیم,چرا از جن می ترسیم

والدین چگونه می توانند اضطراب کودک را کاهش دهند

درمانی برای اضطراب علت استرس چیست دلایل اضطراب دائم راههای درمان استرس در کودکان استرس اکو چیست دلایل اضطراب دلایل اضطراب در کودکان دلایل اضطراب کودکان مدیریت استرس چیست استرس اکو چیست استرس کودکان در مدرسه چگونه اضطراب خود را از بین ببریم استرس چیست روشهای درمان استرس در کودکان دلایل اضطراب دائم استرس بار چیست استرس شغلی چیست دلایل اضطراب اجتماعی استرس چیست دلایل اضطراب کودکان

والدین چگونه می توانند اضطراب کودک را کاهش دهند

اضطراب در افراد از زمانی کودکی شروع می شود ، این استرس می تواند در هنگام امتحان یا پاسخ دادن به سوالات و انجام کار ها ایجاد شود. علائم اضطراب در فرد ، لرزش دست ، عرق کردن بدن ، افزایش ضربان قلب و … است.

اضطراب امتحان هم یکی از انواع آن می باشد که برای کاهش آن , اولیا , سیستم آموزش و پرورش و خود دانش آموزبا هماهنگی یکدیگر می توانند نقش موثری داشته باشند.

نقش خانواده ها

۱ ـ محیط خانواده و جو عاطفی حاکم بر آن باید دور از تنشهای عاطفی و مشاجره باشد.

۲ ـ سعی شود در ایام امتحانات , رفت وآمد و میهمانی های خانوادگی تعطیل یا محدود گردد.

۳ ـ محیط فیزیکی آرام و بی سروصدا برای مطالعه دانش آموزان فراهم نمایید .

۴ ـ به استراحت و خواب دانش آموزان توجه کافی داشته باشید .

۵ ـ وظایف خانگی محوله به دانش آموزان را حذف یا کاهش دهید .

۶ ـ در هنگام امتحانات , دانش آموزان نیاز به حمایت عاطفی و اطمینان بخشی بیشتری دارند. لذا در این زمینه اقدام موثر داشته باشید.

۷ ـ ساعات تماشای برنامه های تلویزیون تا حد امکان کاهش یابد .

۸ ـ از ایجاد ترس و دلهره بی جا در بچه ها خودداری نمایید .

۹ ـ از توقعات بی جا و فشار بیش از حد برای مطالعه خودداری نمائید .

۱۰ ـ در صورتیکه فرزندتان از موفقیت در یکی از امتحانات رضایت خاطر نداشت , مورد حمایت قرار گیرد و از سرزنش نمودن او خودداری کنید.

۱۱ ـ از حبس کردن دانش آموز در اتاق برای مطالعه کردن خودداری شود و به دانش آموز اجازه استراحت و تفریح لازم نیز داده شود.

۱۲ ـ تغذیه دانش آموز مناسب و مقوی باشد .

۱۳ ـ انتظارات بالا و بیش از حد توانایی از فرزندان , می تواند در ایجاد اضطراب و شدت آن موثر باشد , پس انتظارات مذکور را تعدیل نمائید.

۱۴ ـ کمال گرایی بیش از حد والدین و وسواس شدید خانواده نسبت به نمرات بالا باعث ایجاد اضطراب در فرزندان می شود.

۱۵ ـ از مقایسه فرزندان با یکدیگر و با دیگران پرهیز کنید .

۱۶ ـ از تاکید بیش از حد بر درس خواندن اجتناب کنید .

۱۷ ـ ضمن اطمینان بخشی به دانش آموزان در آنان ایجاد انگیزه نموده و با ارائه پاداش و تقویتهای مطلوب آنها را تشویق به مطالعه نمائید.

نقش مدیران

۱ ـ برنامه امتحانی را چند هفته قبل از شروع امتحانات به دانش آموزان اعلام کنید.

۲ ـ فاصله بین جلسات امتحان را باتوجه به سختی یا آسانی دروس تنظیم نمائید.

۳ ـ پس از تهیه برنامه امتحانی تا آنجا که ممکن است , تغییر جدیدی در برنامه ایجاد نکنید.

۴ ـ از برگزاری امتحانات با وقت بسیارکم اجتناب نمائید .

۵ ـ چند دقیقه قبل از شروع امتحان دانش آموزان به محل برگزاری امتحان بروند.

۶ ـ محل برگزاری امتحان دارای تهویه مناسب , نور کافی , دمای مناسب و صندلی مناسب باشد. در سالن یا نزدیکی آن , آب آشامیدنی در دسترس باشد.

۷ ـ در حد ممکن از نیمکت ها و یا صندلی های سالم در جلسه امتحان استفاده نمائید.

۸ ـ محل برگزاری امتحان , عاری از هرگونه عوامل مزاحم از قبیل سروصدا باشد.

۹ ـ با دانش آموزان به صورت اطمینان بخش و امیدوارکننده در کلاس و جلسه امتحان برخورد کنید.

۱۰ ـ قبل از شروع جلسه فاصله افراد رعایت شده باشد تا در حین برگزاری جلسه نیازی به جابجایی و حرکت نباشد.

۱۱ ـ در شروع جلسه آیاتی از کلام الله مجید قرائت شده و چند جمله دعای مناسب بیان گردد.

۱۲ ـ بعد از شروع جلسه امتحان دانش آموزان را جابجا نکنید .

۱۳ ـ در جلسه امتحان , دبیر مربوط به درس حتما حضور داشته باشد و با جملات اطمینان بخش دانش اموزان را آرام نماید.

۱۴ ـ مراقبین در حین برگزاری جلسات با یکدیگر صحبت نکنند .

۱۵ ـ سعی شود مراقبین بالای سر دانش آموزان زیاد توقف نکنند .

۱۶ ـ اگر مراقبین مشاهده کردند که دانش آموز جواب را اشتباه نوشته , او را سرزنش نکنند.

۱۷ ـ از برخورد شدید با دانش آموزان خاطی اجتناب شود .

۱۸ ـ مراقبین با تبسم و بیان مطلبی نشاط انگیز , تنش های احتمالی دانش آموزان را کاهش دهند.

۱۹ ـ در ابتدای جلسه امتحان راهنمایی و توضیح کافی پیرامون آن آزمون داده شود ودر حین جلسه از توضیح اضافی که موجب حواس پرتی آنان می شود اجتناب نمائید.

۲۰ ـ سئوالات امتحانی , خوانا و از کیفیت بالا و مناسب برخوردار باشد .

۲۱ ـ با دانش آموزان در حین انجام امتحان گفتگو نشود .

۲۲ ـ در صورت نیاز , پیش نویس در اختیار دانش آموزان قرار داده شود .

نقش معلمین

۱ ـ جلسه امتحان دادگاه حسابرسی نیست و امتحان انتقام نیست .

۲ ـ قبل از اتمام کلاسها و شروع امتحانات به دانش آموزان اطمینان بدهید و آنها را از امتحان نترسانید.

۳ ـ به دانش اموزان بگویید که سئوالات از کتاب درسی آنهاست و آنها فقط با مطالعه کتابهای درسی خود به راحتی می توانند به سئوالات پاسخ دهند.

۴ ـ قبل از امتحانات اصلی از امتحانات مستمر و خود آزمایی به منظور آشناکردن دانش آموزان با سئوالات و نحوه امتحان استفاده گردد.

۵ ـ از ایجاد رقابت ناسالم در میان دانش آموزان اجتناب شود .

۶ ـ هدف امتحان باید ارزیابی دانسته های دانش آموزان باشد , نه ندانسته های آنان .

۷ ـ از انتظار و توقع بیش از حد در طرح سئوالات امتحان اجتناب نمایید .

۸ ـ در طرح سئوال , اصول سنجش و اندازه گیری خصوصا سطح دشواری سئوالات را رعایت نمائید.

۹ ـ در ارزشیابی میزان یادگیری دانش آموزان نباید فقط نمره امتحان را ملاک و معیار قرارداد و از دیگر شیوه های ارزشیابی نیز استفاده کنید و سعی نمایند. سئوالات دشوار را در شماره های آخر قرار دهید.

نقش دانش آموزان

الف ) کنترل اضطراب قبل از امتحان و هنگام مطالعه :

۱ ـ اگر نسبت به درسی مطالعه بی میل هستید تسلیم بی میلی خود نشوید به مرور زمان به مطالعه و درس علاقه مندی شوید.

۲ ـ از همین حالا وقت خود را با برنامه امتحانی تنظیم کنید .

۳ ـ به جای اضطراب امتحان , کتابتان را به چند بخش تقسیم کنید و هر زمان روی بخشی از آن کار کنید , می بینید موفق شدن آنقدرها هم دور از دسترس نیست .

۴ ـ وقتی می بینید اضطراب مانع تمرکز حواستان می شود و شدت آن به اندازه ای است که مفهوم یک جمله را هم درک نمی کنید , خودتان را بیازمایید. کتاب را بسته و جمله را تکرار کنید. دوباره کتاب را باز کنید و مطلب را با صدای بلند بخوانید سپس کتاب را ببندید. این بار خواهید توانست مطلب فراگرفته را به خاطر بیاورید. تمرین و جدیت شما نیرویی عظیم تراز نیروی اضطراب است .

۵ ـ این جمله را با خود بگویید و آنرا تکرار کنید : « شروع هر کاری در ابتدا آنطور که باید خوشایند نیست , وقتی که پیشرفت کردم انگیزه بیشتری پیدا خواهم کرد. »

۶ ـ اگر در حین مطالعه نگرانید و حواستان پرت می شود , چند دقیقه استراحت به خود بدهید و حواستان را از رویاها و تخیلات به محیط اطراف خود پرت کنید و محیط اطراف را توصیف نمائید و پس از رنگ استراحت مجددا به مطالعه بپردازید. فقط مطالعه کنید. این ترفند شما را از حواس پرتی و خیالبافی در حین مطالعه نجات خواهد داد.

۷ ـ توجه داشته باشید که یکی از عوامل موثر و جدی در اضطراب امتحان , انباشته شدن درسها برای شب امتحان است . ضمنا فراموش کنید شب امتحان زمان یادگیری درس نیست بلکه زمان مرور درس است .

۸ ـ اضطراب , نوعی احساس فریب انگیز است که به شما القا می کند از پس هر کاری که قرار است انجام دهید برنمی آیید. پس در شرایط اضطراب دست از تلاش و کوشش برندارید و به مطالعه درس امتحانی مشغول شوید و اجازه ندهید اضطراب , زمام شما را دردست بگیرد.

۹ ـ اگر اضطراب امتحان دارید , اولا : آن را بیان کنید . ثانیا : آن را یک اختلال جزئی قلمداد کنید و باور داشته باشید که می توانید اضطراب امتحان را کنترل کنید.

۱۰ ـ شبهای امتحان به اندازه کافی استراحت کنید . غذای ساده صرف نموده و وسایل مورد نیاز را آماده نمایید.

۱۱ ـ همیشه و خصوصا در ایام امتحانات در حفظ سلامت خود کوشا باشید .

۱۲ ـ هیچگاه به خود نگویی اضطراب تمام هوش و حواسم را مختل می کند و از پس امتحان برنمی آیم . متوجه باشید که اضطراب می تواند ایجاد نگرانی کند و کمی شما را برنجاند ولی نمی تواند شما را از هدفتان باز دارد.

۱۳ ـ آرامش روحی و روانی تاثیر زیادی در موفقیت شما دارد . لذا سعی کنید محیط آرام و به دور از تشنج و درگیری برای خود و خانواده و دوستان داشته باشید.

۱۴ ـ قبل از شروع امتحان سعی کنید از همدیگر سوال نکنید .

۱۵ ـ سعی کنید با لباس مناسب و تغذیه کافی سرجلسه حاضر شوید .

۱۶ ـ توجه داشته باشید که شما توان ذهنی و هوش کافی جهت پاسخ به سئوالات را دارید و می توانید از پس از امتحانات خود برآئید.

۱۷ ـ روی صندلی محل امتحان نشسته و چند نفس عمیق بکشید .

۱۸ ـ عضلات بدن خود را رها کنید و اکسیژن را به تمام بدنتان برسانید و به نفسهایتان توجه کنید.

۱۹ ـ از بیان جملات منفی بپرهیزید مانند : « من حتما قبول نمی شوم » و به خودگویی مثبت بپردازید و بگویید : من در امتحان موفق خواهم شد. »

۲۰ ـ انرژی خود را قبل از جلسه امتحان با بحثهای بی مورد در باره سئوالات امتحانی از بین نبرید.

۲۱ ـ ابتدا به سئوالات آسانتر پاسخ دهید سپس سئوالات دیگر را بخوانید و پاسخ دهید.

۲۲ ـ در تحویل برگه امتحانی به مراقبین عجله نکنید و یک بار مرور کنید .

۲۳ ـ اگر اتفاق خاصی در جلسه افتاد , زیاد توجه نکنید .

۲۴ ـ از نشستن در کنار دانش آموزان متقلب که مزاحم شما هستند , خودداری نمائید.

نقش برنامه ریزیان

۱ ـ اختصاص واحدهای بیشتری از دروس تربیت معلم و تربیت دبیر دانشگاهها به سنجش و اندازه گیری از آموخته های دانش آموزان .

۲ ـ اختصاص دادن دروس سنجش و اندازه گیری به تعداد بیشتر در دوره های آموزش ضمن خدمت معلمان و دادن تمرینهای عملی به معلمان برای ایجاد مهارت .

۳ ـ تهیه خزانه سئوال از کل کتابهای راهنمایی و دبستان و دبیرستان .

۴ ـ تشکیل ستادها یا گروههای ویژه در مدارس و یا ادارات آموزش و پرورش و طرح سئوالات امتحانی توسط این گروهها برای مدارس .

۵ ـ انجام امتحانات هماهنگ در بعضی موارد .

۶ ـ استفاده از مدرسین مناطق گوناگون برای طرح سئوال بویژه برای زمانیکه سئوالات هماهنگ است .

۷ ـ استفاده از تلویزیون و رادیو برای آگاه ساختن خانواده ها , معلمین , مسئولان با مباحث امتحان و کاهش استرس امتحانی .

۸ ـ برگزاری همایش در مناطق آموزشی تحت عنوان امتحانات و استرس امتحانات , مردودی امتحانات و طرح سئوال .

۹ ـ طرح مباحث در روزنامه های مختلف صبح و عصر .

۱۰ ـ دادن موضوعات انشا و موضوعات سخنرانی در ارتباط با کاهش اضطراب امتحان و نگارش این مباحث توسط خود دانش آموزان .

۱۱ ـ ایراد سخنرانی های علمی و تربیتی در ارتباط با موضوع در ایران .

۱۲ ـ انجام امتحانات مکرر برای ریزش ترس .

۱۳ ـ آسان کردن مقررات امتحانات .

۱۴ ـ آموزش خوب معلمان و استفاده از طرح درس .

۱۵ ـ سئوال کردن و درس پرسیدن معلمان از تمام شاگردان بطور منظم در طول سال تحصیلی .

۱۶ ـ فراهم سازی شرایط مناسب برای جامعه .

۱۷ ـ انتخاب افراد خوش اخلاق و منظم و آگاه به اهداف امتحان .

۱۸ ـ ارائه خاطرات و تجارب مربوط به کسانیکه در امتحانات سخت گیریهایی کرده اند و آثار مخرب آن برروی دانش آموزان .

۱۹ ـ کم کردن ارزش و اعتبار نمره بعنوان یک وسیله قدرت .

۲۰ ـ آموزشهای جبرانی یا کلاسهای جبرانی .

۲۱ ـ اعلام برنامه امتحانی در آغاز سال تحصیلی .

۲۲ ـ وجود وسایل کمک آموزشی و استفاده از آنها در تدریس .

۲۳ ـ انجام مسابقات علمی .

۲۴ ـ تشویق دانش آموزانیکه در امتحانات نسبت به امتحانات گذشته نمره بهتری گرفته اند.

۲۵ ـ تشویق از معلمان و کادر مدرسه .

۲۶ ـ نمره دادن به فعالیتهای عملی و فعالیتهای غیرنظری و انجام تحقیقات متعدد برای جلوگیری از اضطراب و مردودی .

۲۷ ـ داشتن معلمان راهنما برای راهنمایی معلمان در امر تدریس و طرح سئوال .

۲۸ ـ اصلاح طرح مطالعه کردن و آماده سازی دانش آموزان برای امتحانات .

۲۹ ـ خودداری از مطالعه در شب امتحان .

۳۰ ـ استفاده از روش مصاحبه و همدردی .

۳۱ ـ تقویت اعتماد به نفس تک تک افراد .

۳۲ ـ ارائه زندگی افراد مفوق و دانش آموزان موفق در تحصیل .

۳۳ ـ تقویت سلامت چشم .

۳۴ ـ آماده سازی آئین نامه نویسان متناسب با نیازهای دانش آموزان .

والدین چگونه می توانند اضطراب کودک را کاهش دهند

دلایل اضطراب,راهی برای از بین بردن اضطراب,درمانی برای اضطراب,چگونه اضطراب خود را از بین ببریم,استرس در کودک,درمان استرس کودکان,دلایل اضطراب در کودکان,دلایل اضطراب امتحان,دلایل اضطراب دائم,دلایل اضطراب,دلایل اضطراب کودکان,دلایل اضطراب در امتحان,دلایل اضطراب شدید,دلایل اضطراب اجتماعی,راه های از بین بردن اضطراب,راه از بین بردن اضطراب,استرس در کودکان,استرس در کودکان دبستانی,استرس در کودکان ابتدایی,استرس در کودکان و نوجوانان,استرس در کودکان استثنایی,استرس در کودکان pdf,استرس کودکان در مدرسه,درمان استرس در کودکان,درمان استرس و اضطراب کودکان,راههای درمان استرس در کودکان,درمان استرس و اضطراب در کودکان,روشهای درمان استرس در کودکان,درمان استرس کودک,راه درمان استرس در کودکان

افراد خشن چه خصوصیات روحی و جسمی ای دارند

روش های برای جلوگیری از اعصبانیت راه رسیدن به آرامش دلایل خشم دلایل خشم دلایل خشم بهترین راه برای رسیدن به آرامش دلایل بروز خشم چرا ما عصبانی میشویم چگونه زود عصبانی نشویم بهترین راه برای رسیدن به آرامش روش های جلوگیری از عصبانیت راه رسیدن به آرامش روحی چند راه برای رسیدن به آرامش راهی برای رسیدن به آرامش روش های جلوگیری از عصبانیت چرا ما عصبانی میشویم راهی برای رسیدن به آرامش چگونه عصبانی نشویم دلایل خشم و عصبانیت روش های جلوگیری از عصبانیت

افراد خشن چه خصوصیات روحی و جسمی ای دارند

خشم و عصبایت حسی است که در همه ی افراد وجود دارد. در برخی این حس کم و در برخی افراد خشونت و عصبانیت بسیار زیاد است ، به طوری که خشونت قسمتی از شخصیت آنها می شود. در این مطلب قصد داریم انواع تیپ های افراد خشن را برای شما شرح دهیم.

تیپهای بدنی و کژ رفتاری

بسیاری از نظریه پردازان در تبیین زیست شناختی کژ رفتاریها، تیپ بدنی و شخصیت را به هم مرتبط می دانند، حتی از زمان بقراط تیپهای مختلف بدنی و ارتباط آن با شخصیت فرد مورد توجه بوده است . امروزه نیز می توان ، تیپ شناسی را در نظریه برخی از اندیشمندان پیدا کرد، ما در اینجا به تیپ شناسی بدنی کرچمر، ویلیام شلدون و تیپ شناسی زیستی پنده اشاره می کنیم .

تیپ شناسی کرچمر

امیل کرچمر، روانپزشک آلمانی سه تیپ بدنی را از هم مجزا کرد (۱۹۲۵)

۱ـ لاغر اندامان : که دارای اندامی بلند و لاغر، باریک و ظریف بدنی سخت با دست و پاهای بالنسبه بلند هستند. آنها قسمت اعظم کژرفتاران را تشکیل می دهند، مخصوصاً مرتکب سرقت ، جعل ، کلاهبرداری و خیانت در امانت می گردند.

۲ـورزشکاران : که دارای استخوانبندی محکم و قامتی متناسب می باشند. از نظر کیفیت تبهکاری بعد از لاغر اندامان قرار دارند، بزهکاری آنان بیشتر اعمال خشونت و پرخاشگری است .

۳ـ فربه تنان : دارای قامتی کوتاه یا متوسط ، پهنای زیاد بدن ، تنومند، سری پهن ، چهره ای گرد هستند. تعدادشان در میان کژرفتاران بالنسبه کمتر است و بزهکاری آنها دیررس و توأم با فریبکاری می باشد.

تیپ شناسی ویلیام شلدون

در سال ۱۹۴۰ ویلیام شلدون زیست شناس آمریکایی ، سامانه ای مفید از گروه بندی افراد ارائه داد که در آن سه تیپ بدنی شامل آندومورف (چاق )، مزومورف (عضلانی ) و اکتومورف (استخوانی ) تقسیم کرد. او پس از تحقیق و بررسی به نتایج زیر دست یافت ، کسانی که بدنی عضلانی دارند احتمال کژرفتاری آنان از همه بیشتر است ، (۶۰ درصد مزومورف و ۳۰ درصد آندومورف ) افراد چاق معمولاً مهربان و آسایش طلبند، ولی کسانی که استخوانی باشند بسیار حساس و تا اندازه ای گوشه گیرند. در سال ۱۹۶۵ بر اساس نتایجی که در مقایسه بین پانصد پسر جوان بزهکار با ۵۰۰ جوان معمولی انجام شد، معلوم گردید از نظر آماری درصد چشمگیری از جوانان بزهکار از تیپ عضلانی هستند.

تیپ شناسی زیستی پنده

نوع دیگری از تیپ شناسی زیستی جنایی که در خور ذکر است ، بر خلاف تیپ شناسی های قبلی مبتنی بر سرشت بدنی نیست ؛ بلکه اساس آن را طرز عمل غدد بسته تشکیل می دهد. از آن جمله است تیپ شناسی زیستی «پنده » (۱۹۵۰) ایتالیایی ، با محتوایی بسیار پیچیده که منجر به تأیید روابط بین شکل جنایت و تیپ زیستی می شود. این تیپ شناسی ، آنگاه به شرح مزاج هیپرتیروئیدی یا تیروئیدی پرکار و هیپوتیروئیدی کم کار می پردازد

مزاج تیروئیدی پرکار خاص فردی است که دارای قد بلند است . به علاوه چهره و ابروها خیلی رشد کرده ، فوق العاده هیجانی ، دچار خشم فراوان ، مضطرب ، گرفته و عبوس ، خسته ، خیلی باهوش ، فعال و پر جنب و جوش و دارای حرکاتی غیر ارادی ، ناپایدار و خشن است . این نوع مزاج در بین دزدان و جنایتکاران عاطفی بیشتر یافت می شود. به عکس مزاج تیروئیدی کم کار دچار نقیصه هوشی ، بی قید، فاقد تصمیم و خواب آلود است . دی تولیو مشاهده کرد که فرد هیپوپاراتیروئیدی نافرمان ، یاقی و سرکش ، فحاش و هتاک است .

ناهنجاری های کروموزومی و کژرفتاری

هر یک از ما زندگی را با سلول کوچکی به نام تخم آغاز می کنیم . تخم ، سلول اولیه ای است که از تقسیم و تکثیر آن ، آدمی به وجود می آید. تخم دارای هسته است ، در درون هسته عوامل تعیین کننده وراثت قرار دارند که به آنها کروموزوم می گویند. انسان سالم دارای ۲۳ جفت کروموزوم است .۲۲ جفت کروموزوم که تعیین کننده منشهای ارثی به غیر از جنس (نرو ماده ) است و «اتوزوم » نامیده می شود. یک جفت دیگر را کروموزوم جنسی می گویند. کروموزومهای جنسی در مردان به صورت XY و در زنان XX است .

کروموزومهای جنسی خاستگاه رفتار جنایی نیست ؛ اما در عوض کروموزومهای اضافی ممکن است تبهکاری را در پی داشته باشد. کروموزوم جنسی اضافه ممکن است از نوع XXY یا XYY باشد.

الگوی کروموزم اضافی X : این الگوی کروموزومی که اغلب با عقب ماندگی ذهنی همراه است ، نشانگان کلاین فلتر نیز نامیده می شود و در مردان وجود دارد و به عنوان ناهنجاری کروموزومی مورد توجه است . فورسمن در یک مطالعه جامع نتیجه گرفت مردانی که دارای کروموزم اضافی X هستند، در محاکم قضایی بیشتر دیده می شوند؛ ولی این ارتباط آنقدر مستدل و قوی نیست که جنبه پیش بینی داشته باشد و بتوان به کمک آن الگوی رفتاری شخص را در آینده پیش بینی نمود در مجموع اینان در دو مورد توافق وجود دارد. یکی شروع زودرس کژرفتاری و تمایل به تکرار آن و دیگر اینکه خلافهای جنسر در بین این افراد کمی بیشتر است .

به طور کلی افرادی که دارای نشانگان کلاین فلتر هستند، رفتاری ناسازگار و میل به ارتکاب جرم دارند. میانگین هوشی آنان پایین تر از معدل حد متوسط هوشی افراد عادی است و در میان آنها اختلالات روانی و نارساییهای جسمانی دیده می شود. بررسیهای وسیع برخی از پژوهشگران نشان داده است که نفوذ و قدرت نشانگان کلاین فلتر در ایجاد حالت ضد اجتماعی و کژرفتاری تا حدود ۳۶% بوده و جرم مبتلایان به این نشانگان بیشتر جرایم جنسی ، آدمکشی و دزدی است .

الگوی کروموزوم اضافی Y : برخی از پژوهشگران بر این عقیده اند افرادی که تبهکار به دنیا می آیند دارای الگوی کروموزوم XYY هستند. در سال ۱۹۶۷، ریچارد اسپک که متهم به کشتن هشت پرستار در شیکاگو شده بود، دارای این نوع کروموزوم بود. پس از کشف این قضیه ، پژوهشهای گوناگونی در آمریکا و انگلستان صورت گرفت تا معلوم گردد آیا میان کروموزوم اضافی و کژرفتاری رابطه ای وجود دارد یا نه .

ویژگیهای روانی و جسمانی دارندگان کروموزوم اضافی Y را می توان چنین برشمرد: سطح هوش پایین ، (در حدود ۶۰ و حداکثر ۸۰)، میل و آمادگی ارتکاب جرم ، حرکات عصبی ، ناپایداری و بی ثباتی در امور، عدم مقاومت در برابر سختی ها و مشکلات ، احساس کمبود عاطفی ، زود خشمی و عصبانیت ، بی گذشتی و قساوت ، ناتوانی در پیش بینی امور و دور اندیشی ، سرپیچی از هنجارهای اجتماعی ، سوء قصد علیه اموال دیگران ، میل شدید به تجاوزات جنسی ، سوءقصد علیه اشخاص و ارتکاب قتلهای فجیع ، غیر عادی بودن رفتارها، بی ارادگی و بالاخره ستیزه جویی . این افراد دارای قد بسیار بلندی در حدود ۸۰/۱ می باشند. موهای سرشان به طور زودرس ریزش دارد. چشمانشان بینایی معمولی را از دست می دهد و نزدیک بین می شوند؛ عوارض پوستی ، ناراحتی های مجرای ادرار و اختلالات روانی که آنان را آماده ارتکاب تبهکاری می کند، نیز در نزد آنان بسیار دیده می شود.

جذابیت و کژرفتاری

برخی از جرم شناسان ، ویژگیهای جسمانی مانند شکل ظاهری و چهره فرد و ارتباط آن با ساختمان بدنی و کژرفتاریها و طرز برخورد دادگاهها نسبت به این مجرمان را مورد مطالعه قرار داده اند. استافیری (۱۹۶۷) دریافت که نوع ساختمانی بدنی تأثیر مهمی در قضاوت دارد و معمولاً مزومورفها(افراد عضلانی و قوی ) که جذاب و زیبا هستند، بیشتر مورد نصیحت قرار می گیرند و سختگیری برای آنها کمتر است . کاویور و هاوارد (۱۹۷۳) با تأکید بر ظاهر و سیمای افراد به این نتیجه رسیدند که هم مجرمان سیاهپوست و هم مجرمان سفید پوست آمریکایی نسبت به غیرمجرمان جذابیت و زیبایی کمتری دارند، حتی کارکنانی که در کانونهای اصلاح و تربیت مقیم هستند، نسبت به کل

جمعیت چهره زشت تری دارند. تامپسون (۱۹۹۰) تخمین زد که در هر سال به طور متوسط ۲۵۰ هزار مجرم و متخلف زشت و نازیبا در زندانها وجود دارند، شاید غیرجذاب بودن (زشت بودن چهره ) در ایجاد جرم و یا احتمالاً افزایش مجازات توسط دادگاهها نقش داشته باشند. تحقیقات نشان داده است که کودکان زیبا و جذاب همواره موارد توجه بزرگترها بوده و ارزش های منفی کمتری نسبت به کودکان غیر جذاب یا زشت دارند. حتی وقتی که رفتارهای خلاف و ضد اجتماعی نیز انجام می دهند.

این نظریه که ظاهر غیر جذاب و زشت با کژرفتاری مرتبط است ، جراحان ترمیمی را واداشت تا با مطالعه بر روی زندانیانی که از نظر ظاهری ناهنجاریهایی داشتند بررسیهای انجام دهند. در سال ۱۹۷۰، ۴۲۵۰ نفر از زندانیان را براساس ویژگیهای جسمانی و روانی جدا کرده و به چهار گروه تقسیم کردند. یک گروه فقط تحت جراحی پلاستیک قرار گرفت . گروه دوم تنها مشاوره و گروه سوم هم جراحی پلاستیک و هم مشاوره دریافت کرده بودند و گروه چهارم که به عنوان گروه کنترل در نظر گرفته شده بود، این اعمال درست قبل از آزاد شدن از زندان انجام گرفت . نتیجه نشان داد که این افراد یک تصور جدید از خود داشتند مجرمانی که تحت عمل جراحی قرار گرفته بودند، طی یکسال پیگیری کمتر از مجرمانی که جراحی نشده بودند مجدداً به جرم دست زدند. جالب توجه است که گروهی که تنها مشاوره دریافت کرده بودند به اعمال خلاف و جرم دست زدند. اگر چه نتایج این بررسی خیلی روشن و دقیق نیست اما تصور می شود که اصلاح ظاهر و اندام باعث اصلاح پذیرش دیگران قرار می گیرد. این احتمال نیز وجود دارد که افراد وقتی از نظر ظاهری عیب و نقصی نداشته باشند نیاز کمتری برای دفاع یا ثابت کردن ارزش خود دارند. در نتیجه این افراد کمتر به کژرفتاری یا رفتار پرخاشگرانه که درنتیجه ناچیز شمردن آنان و یا مبارزه برای خود است ، دست می زنند.

ناهنجاریهای جزیی بدن

در سالهای اخیر، نظریه جالبی درباره ارتباط بین ناهنجاریهای جزیی بدن و شخصیت افارد مطرح گردید. برخی تحقیقات بر روی ناهنجاریهای جزیی بدن مثل : گوشهای غیر طبیعی ، گوشهای دارای انحنا و افتاده ، انگشتان خمیده ، انحراف چشمها، پرمویی ، پنجه های پای به هم چسبیده ، زبان شیاردار و ارتباط آنها با ناهنجاریهای چون : اختلالات یادگیری ، بیش فعالی ، اسکیزوفرنی ، پرخاشگری ، تهاجمی بودن و بی عرضه و بی مهارت بودن ، تأکید زیادی شده و به این نتیجه رسیدند که ممکن است ناهنجاریهای جزیی بدن که به طور خلاصه (mpas) خوانده می شوند با برخی ویژگیهای رفتاری خلقی (شخصیتی ) کودکان در ارتباط باشند. این ارتباط در میان تعداد زیادی از پسران پیش دبستانی که دارای ناهنجاریهای جزیی بدن بودند مشاهده گردید.

نظر دیگر بر این است که عوامل تراتوژنیکی عوامی که هنگام رشد جنین و در اوایل دوران بارداری ایجادی می شود بر سیستم اعصاب مرکزی اثر می گذارند و در نتیجه باعث بوجود آمدن مشکلات رفتاری ، و اختلالات رشدی می گردند. در مطالعه ای که توسط برنان ، مدنیک و کندل انجام شده آزمودنیهایی را که مشکلاتی هنگام تولد داشتند و دچار Mpas بودند، مورد بررسی قرار دادند و به این نتیجه رسیدند که این افراد بیش از کسانی که چنین اختلالاتی را نداشتند، در بزرگسالی مرتکب جرم شدند. این یافته ها نشان می دهد که اختلال در شد طبیعی سیستم اعصاب می تواند خطر «ریسک کردن » افراد را برای انجام رفتار خشونت آمیز بالا ببرد. برای گسترش چنین نتیجه ای تحقیقات بیشتری لازم است .

افراد خشن چه خصوصیات روحی و جسمی ای دارند

راه رسیدن به آرامش روحی,راه های رسیدن به آرامش روحی