
تومورها رشد غیر سرطانی خوش خیم در بدن می باشد. بر خلاف تومورهای سرطانی، آنها را به سایر نقاط بدن گسترش نمی یابند.تومورهای خوش خیم می تواند در هر نقطه از بدن را تشکیل شوند.کنترل رشد سلول های غیر طبیعی باعث صدمه به بافت ها و ارگان های مجاورمیشود، و می تواند به تومورهای سرطانی در دیگر نقاط بدن تبدیل شود
تومور خوش خیم به معنی رشد غیر معمول بک بافت است که موجب یک برجستگی موضعی در محل میشود ولی سلول های تشکیل دهنده آن همان سلول های طبیعی بدن هستند.
تومور خوش خیم سرطان نیست و سلول های تشکیل دهنده آن از محل تومور به اطراف نفوذ نمیکنند.
تومور های خوش خیم یا نیاز به درمان ندارند و یا با عمل جراحی از بدن خارج میگردند.
خوشخیم(به انگلیسی: Benign) یا تومور خوشخیم٬ به نئوپلازی گفته میشود که ویژگی بدخیمی از جمله متاستاز را نداشته باشد. از نمونههای شناخته شده تومورهای خوشخیم میتوان به انواع خال معمولی(ملانوسیتیک) و فیبروید رحم اشاره نمود. اصطلاح خوش خیم دلالت بر یک بیماری خفیف و غیر پیشرونده دارد. برخی از نئوپلاسمها به عنوان تومورهای خوش خیم تعریف شده چرا که فاقد ویژگیهای تهاجمی سرطان هستند. در واقع٬ بسیاری از انواع تومورهای خوش خیم برای سلامت انسان بی ضرر هستند. با این حال٬ هنوز هم ممکن است اثرات منفی بهداشتی تولید کنند. نمونههایی از این تومورها که در تولید اثر تودهای (فشرده سازی اندامهای حیاتی مانند رگهای خونی)٬ و یا تومور غدد درونریز٬ ممکن است به تولید بیش از حد یا توقف تولید یک هرمون منجر گردد. مثالهای آن آدنوم تیروئید٬ آدنوم آدرنوکورتیکال و آدنوم هیپوفیز است.
تومورهای خوش خیم معمولا توسط کپسول(غلاف فیبری) احاطه میگردند که مانع توانایی متاستاز و اینفیلتراسیون(نفوذ به بافت مجاور) میشود. بااین حال٬ بسیاری از انواع تومورهای خوش خیم بطور بالقوه توان تبدیل شدن به بدخیم (مانند تراتوم) را دارند.
| مشخصه | تومور بدخیم | تومور خوشخیم |
|---|---|---|
| کپسولدار بودن | بهندرت | اغلب |
| تمایز یافتگی | اندک | تاحدودی |
| متاستاز | غالباً | ندارد |
| عود | مکرر | بهندرت |
| عروق | متوسط تا زیاد | اندک |
| مشخصات سلولی | غیرطبیعی و بی شباهت به سلول والد | نسبتاً طبیعی و مشابه سلول والد |
چه چیزی باعث میشود که یک تومور خوش خیم شود؟
تومور خوش خیم,تومور خوش خیم و سرطان,سلامتی و تومور خوش خیم,تومور خوش خیم ریه,تومور خوش خیم چربی,تومور خوش خیم مغزی,تومور خوش خیم مثانه,تومور خوش خیم معده,تومور خوش خیم مغز,تومور خوش خیم استخوان,تومور خوش خیم کبد,تومور خوش خیم و بدخیم

سندروم Aase یک بیماری نقص هنگام تولد است. برای یک کودک مبتلا به سندرم Aase کاهش تعداد سلول های قرمز خون از بدو تولد و سه استخوان در یک یا هر دو شست به جای دو داشته باشند. برخی از کودکان ممکن است تغییر شکل های اضافی داشته باشد. این وضعیت همچنین سندرم Aase اسمیت و کم خونی مادرزادی سندرم انگشت شستl نامیده می شود.
سندرم Aase یک اختلال نادر است که شامل کم خونی و برخی ناهنجاری های اسکلتی مفصلی می شود.
نشانه ها
انگشتان کوچک و یا انگشتی وجود ندارد
شکاف سقف دهان
کاهش خطوط پوست در مفاصل انگشتان
تغییر شکل گوش
افتادگی پلک
ناتوانی کامل رشد مفاصل از بدو تولد (بد شکلی انقباض)
شانه های باریک
پوست رنگ پریده
مفصل شست سه گانه ( مفصل کاذب)
چه عواملی باعث سندرم Aase میشود؟
سندرم aase,علت سندرم aase,کم خونی و بیماری سندرم aase,نشانه های بیماری سندرم aase,سندرم aase,علت سندرم aase,نشانه های بیماری سندرم aase,کم خونی و بیماری سندرم aase

در زندگی روزمره با افرادی رو به رو می شویم که سعی می کنند از هر کاری ایراد بگیرند و هر طور که شده بهانه ای برای هرچیزی دست و پا کنند. این افراد هم باعث آزار خود می شوند و هم باعث آزار دیگران. اما اگر این مسئله را خوب بررسی کنیم می بینیم که بهانه جویی افراد چند ریشه و علت اصلی دارد… با ما همراه باشید.
تقریباً تمام افراد ناموفق از نوعی بیماری فکری رنج می برند. این بیماری که افکار را ضعیف می کند «بهانه جویی» نام دارد.
هر چه فرد موفق تر باشد، کمتر به دنبال بهانه جویی می رود و اصولاً تفاوت بین کسانی که با وضعیت بسیار رخوت انگیز به کار و شغل فعلی خود چسبیده اند و دائم در اضطراب از دست دادن آن هستند و افراد موفق در میزان حاشیه روی و بهانه جویی های آنهاست. برای درک صحت این مطالب یک انسان موفق را در نظر بگیرید. او تمام بهانه هایی را که یک انسان ناموفق به کار می برد، می توانسته به کار ببرد اما این کار را نکرده اما برعکس آنهایی که در زندگی به جایی نرسیده اند و برنامه ای هم برای رسیدن به جایی ندارند، یک دایره المعارف کامل از توجیهات روزمره برای کارهایشان دارند و اغلب نیز حاضر جواب و خودرای هستند. رایج ترین شکل بهانه جویی نداشتن سلامتی است که با کلماتی مثل «حالم خوش نیست» و یا «فلان بیماری را دارم» همراه است. اما همه می دانیم که بسیاری بوده و هستند که با وجود معلولیت های بسیار عمیق و جدی، به مراحل بالایی از سطح علم و فناوری دست یافته اند و نیازی نیست که در نام آنها را یادآوری کنیم. ناخوشی با صدها شکل مختلف برای توجیه به کار می رود و عاملی برای نپذیرفتن مسوولیت و یا عدم کسب درآمد بیشتر و امثال آنهاست. حال برای درمان چه باید کرد؟ درباره بیماری خود صحبت نکنید: تکرار اینکه بیمار هستید حالتان را بدتر می کند. شاید با تکرار اینکه بیمار هستید مقداری دلسوزی را به خود جلب نمایید اما هرگز احترام و صمیمیت افراد را نمی توان به دست آورد.
نگران نباشید. درباره بیماری فکر هم نکنید زیرا دچار وسواس فکری خواهید شد. همین اندازه سلامتی مکفی است. در حکایتی از سعید قصه مردی آمده است که از بی کفشی خود می نالید اما هنگامی که نگاهش به شخصی بدون پا افتاد به حال خود امیدوار شد. از همین مقدار تندرستی خوشحال باشید تا دچار مشکل نشوید.
تکرار کنید «آرام رفتن بهتر از نرفتن است». زندگی به اندازه کافی سخت هست پس آن را با خوابیدن در بستر بیماری هدر ندهید. برخیزید و تصمیم خود را برای حرکت عملی کنید.
فقدان هوش یکی از بدترین و شایع ترین انواع بهانه است. زیرا که مبتلایان به این نوع نگرش از این ضعف خود دم نمی زنند تا غرور خود را حفظ کنند و به نوعی این یک توجیه داخلی و شخصی است. نشانه این نگرش کلماتی مثل اینهاست، «برای این کار ساخته نشده ام»، «استعداد این کارها را ندارم»، «از کارهای پیچیده متنفرم».
اغلب مردم یا درباره ذکاوت دیگران اغراق می کنند و یا بهره هوشی خود را دست کم می گیرند. اما مساله این است که نمی دانند «نوع نگرش مهمتر از بهره هوشی است». یک فرد با بهره هوشی حدود ۱۰۰ و دید مثبت بیشتر از یک نابغه با بهره هوشی ۱۴۰ و دید منفی، کاربرد و احتمال موفقیت دارد. هرگز فکر نکنید که نمی توانید استعدادی را در خود پرورش دهید که در خانواده شما کسی آن را نداشته. این توصیه پدر علم فیزیک نوین را نیز در جایی یادداشت کنید: «بهتر است ذهن خود را برای فکر کردن آماده کنید نه برای انبار کردن بی هدف اطلاعات»
همه چیز در مورد افراد بهانه جو
افراد بهانه جو,چرا برخی افراد بهانه جو هستند,با افراد بهانه جو چه کنیم,نحوه ی رفتار با افراد بهانه جو

شاید در زندگی خود با افرادی مواجه شده باشید که اصطلاحا خلاق نام دارند. این افراد برای حل مشکلات خود راه حل های نو ارائه می دهند و به سوالات پاسخ هایی خارج از چهارچوب گزینه های موجود می دهند. انسان های خلاق طرز تفکر خاصی دارند و ذهنی باهوش تر از ذهن افراد متوسط دارند ، اما این بدان معنا نیست که افراد خلاق باید حتما نابغه باشند.
افراد خلاق در یکی کردن تفکر کلامی با تفکر بصری (کرشر ولجر۱۹۵۸) و تفکر منطقی و تخیلی (سالتر ۱۹۸۰) سرآمدتر از افراد غیر خلاق هستند.
افراد خلاق بیشتر به وسیله علایق درونی خود نسبت به کارهای خلاق برانگیخته می شوند تا عوامل بیرونی نظیر شهرت ،پول یا تایید دیگران.در واقع ،وقتی دلایل بیرونی باعث انجام کارهایی می شود که ذاتا جزو کارهای فکری خلاق به حساب می آید،ممکن است شخص انگیزه خود را برای انجام آن از دست بدهد.
علاوه بر موارد فوق افراد خلاق ویژگیهای دیگری نیز دارند که آنها را از سایر افراد متمایز می کند این ویژگیها عبارتند از:
۱) افراد خلاق، بخش عمده ای از وقت خود را صرف توجه دقیق به اطاف خود می کنند و از این طریق سوژه های جدیدی برای فکر کردن پیدا می کنند.
۲) افراد خلاق بسیار کنجکاو بوده و به طور مستمر در جستجوی موضوعات پیچیده ،جدید و ناشناخته و عجیب هستند.به همین سبب آنها در مقایسه با افرادی که از توانایی خلاقیت کمتری برخوردار هستند،سوالات بیشتر و پیچیده تری را مطرح می کنند.این ویژگی را به سادگی در بچه ها می توان تشخیص داد.
۳) حل مشکلات و مسائل توسط افراد خلاق از اصالت خاصی برخوردار است.
۴) افراد خلاق انعطاف پذیر هستند و در ارائه راه حل و اندیشه بکر و بدیع آمادگی بسیار دارند(گلیفورد ۱۹۵۹) آنها با استفاده از این ویژگی ،توانایی تعقیب و دستیابی به راه حل مشکل را از راه های مختلف دارا هستند.
۵) افراد خلاق به استقلال و ناهمنوایی تمایل دارند و در مواردی که دستورهایی بر خلاف میل و یا اعتقادات خود دریافت کنند به سرپیچی از آنها تمایل نشان می دهند به این سبب اعمال مدیریت در مورد افراد خلاق بسیار دشوار است (کانجرو پیترسن ۱۹۸۴) آنها اگرچه به دستور گرفتن از دیگران اعتقاد ندارند، نیاز مبرم به مورد پذیرش واقع شدن دارند، زیرا این احساس برای آنها آرامش خاطر دلپذیری را ایجاد می کند. ضمنا آگاهی به این مطلب که اندیشه هایشان مورد قبول واقع شده ،اتکاء به نفس زایدالوصف در آنان ایجاد می کند.
۶) افراد خلاق ، مسائل پیچیده را به مسائل ساده ترجیح می دهند و با علاقمندی بسیار برای یافتن راه حل می کوشند.
۷) بر اساس نظریه وایت (۱۹۶۹) افراد خلاق علی رغم استنباط دیگران ، بسیار فعال نبوده،با مقایسه با دیگران از هوش و ذکاوت خارق العاده نیز برخوردارنیستند.هوش یکی از پیش نیاز های خلاقیت است و پایین بودن درجه هوشی فرد معمولا به پایین قرار گرفتن ویژگی خلاقیت منجر می شود ،اما هوش سرشار نیز دلالت بر خلاق بودن شخص نمی کند.کرتاگنبرگ(۱۹۷۲) بر این عقیده است که افراد دارای هوش پایین عموما از نظر خلاقیت نیز ناتوانند و خلاقیت در افراد دارای هوش کمی بالاتر از میانگین بیشتر مشاهده شده است .در این مورد گرتزل(۱۹۶۲) معتقد است که اشخاص باهوش و ذکاوت خوب در مدارج تحصیلی ،بسیار خوب عمل می کنند ولی شاهد کیفی که دلالت بر خلاقیت آنها بکند بسیار کم است.به طور خلاصه پژوهشگران به یک رابطه یا همبستگی نسبتا کم بین هوش و خلاقیت دست یافته اند(آناستاری و شیفر ۱۹۷۱،گتزل و جکسن،۱۹۶۲).
۸) مسائل و وضعیت هایی را می بیند که قبلا مورد توجه قرار نگرفته است و فکرهای بکری را ارائه می دهد.اصولا یک فرد خلاق بی تفاوت از کنار مسائل نمی گذرد و محیط پیرامون را همیشه با دقت مورد توجه قرار می دهد.
۹) ایده ها و تجربیات حاصل از منابع گوناگون را به هم ربط می دهد و آنها را بر مبنای مزیتشان مورد بررسی قرار می دهد.چراکه ارائه فکر مشکل نیست بلکه ارائه فکر و ایده های سودآور،مفید،باصرفه و… مشکل خواهد بود.
۱۰) معمولا چندین شق (بدیل) برای هر موضوع معین دارند،به عبارتی سلاست فکر دارند.یکی از مهمترین ویژگی افراد خلاق داشتن سلاست فکر است به طوری که همزمان در مورد یک مساله چندین فکر و راه حل را داشته باشد.
۱۱) نسبت به پیش فرضهای قبلی تردید می کنند و محدود به رسم و عادت نمی شوند.از طرف دیگر تداوم حیات سازمانها به بازسازی آنها بستگی دارد،بازسازی سازمانها از طریق هماهنگ کردن اهداف با وضعیت روز و اصلاح و بهبود روشها ی حصول این اهداف انجام می شود ،بدون بازسازی ،سازمان نمی تواند دوام زیادی بیاورد و بازسازی هم جز از طریق نوآوری که خود ثمره خلاقیت است ،میسر نیست.بنابراین سازمان ها برای ادامه حیات و بقای خود به بازسازی از طریق خلاقیت نیازمندند،خلاقیت در سازمان کار نیروهای خلاق است این نیروهای خلاق در تمام سازمانها به وفور یافت می شوند. هنر مدیر موفق در این سازمان شناسایی و از وجود آنها برای بهبود و بازسازی سازمان استفاده نماید ،ویژگیهایی که در این مقاله به آنها اشاره شد می تواند راهگشای بسیاری از مدیران باشد چه بسا بعضی از این ویژگیها در نگاه اول به عنوان یک ضعف ممکن است به حساب بیاید.
مدیران امروزی ما باید به این نکته توجه داشته باشند که موانعی برای بروز خلاقیت وجود دارد که بحث مفصلی را می طلبد و پرداختن به آنها خارج از این مقاله است اما مهمترین آنها عبارتند از :
۱) عدم اعتماد به نفس ،
۲) ترس از انتقاد و شکست ،
۳) تمایل به همرنگی و همگونی ،
۴) عدم تمرکز ذهنی و…
باید این نکته را قبول کنیم که همگی ما عادت زده ایم بنابراین مدیریت سازمان باید همیشه از بروز ایده ها و فکر های جدید استقبال نماید و افراد خلاق را تشویق کند.برای اینکه خلاقیت به وقوع بپیوندد، باید چنان نگرشی وجود داشته باشد تا از پیشنهادهایی که مبتنی بر تغییر شرایط موجودند،استقبال کند،یک نگاه سرد یا بهت زده رئیس به زیردستی که پیشنهادی ارائه کرده است به وی می فهماند که دیگر از این نوع پیشنهادها ندهد.جدای از اینکه نظر مدیریت و زبان و ظاهر درباره خلاقیت چیست ؟ طرفداری می کند یا مخالفت ملاک اصلی برای پیشنهاد دهنده ،آن چیزی است که مدیر در عمل انجام می دهد،نه سخن او. متاسفانه در نظام اداری ما کم نیستند مدیرانی که خود را عقل کل می دانند و کارمندان را افرادی که مجبورند دستورات غیر منطقی آنها را اجرا کنند.این مدیران یکی از مهمترین موانع خلاقیت و نوآوری در نظام اداری هستند باشد که ان شاء ا… در برنامه سوم توسعه که یکی از مهمترین محورها ی آن تحول اداری است به این نکات نیز توجه شود و شایسته سالاری که همیشه غریب بوده این بار به آشنایی برای همه تبدیل شود.
طرز تفکر افراد خلاق چگونه است
خصوصیات افراد خلاق,همه چیز درمورد افراد خلاق,مغز افراد خلاق,ذهنیت افراد خلاق,ویژگی افراد خلاق,خصوصیت افراد خلاق,خصوصیات افراد بسیار خلاق

در مطالب گذشته به در رابطه با مسئله خلاقیت توضیحات مفصلی ارائه دادیم. همانطور که گفتیم خلاقیت توانایی ذهنی انسان در ارائه راه حل های نوین برای حل مسادل است. این توانایی باعث اثر بخش شدن تفکرات افراد می شود. خلاقیت توانایی است که تحت تاثیر عوامل وراثتی و محیط زندگی افراد و … به وجود می آید.
تعریف خلاقیت
کارشناسان، خلاقیت را «توانایی نگاه جدید و متفاوت به یک موضوع» (ورتهایمر ۱۹۴۵) «فهم بهتر و سازماندهی شده» (کلی و راجرز ۱۹۶۵) «حدس زدن یا منظم کردن فرضیه ها» (تورنس ۱۹۶۵) «فهم ناخودآگاه و هدایت شونده به سوی بینش های جدید» «توردوریکاردز ۱۹۸۸) «تولید ایده های جدید و مفید» (آمیلی ۱۹۶۶) «تفکر جانبی در برابر تفکر عمودی» (ادوارد دوبونو ۱۹۶۶) «تفکر واگرا در برابر تفکر همگرا» (گیلفورد ۱۹۶۶) «معرفی پدیده ها یا روش های جدید و توانایی خلق کردن با نیروی تخیل» (گات لوییس ۲۰۰۰) «ارائه رهیافت های جدید و غیرمعمولی و اثربخش» (پاپالیا ۱۹۸۸) و «برقرار کردن ارتباطات جدید» (استنبرگ و اوهارا ۱۹۹۷) تعریف کرده اند.
در نگاه ما «خلاقیت برایند نیروهای تخیلی و تعقلی فرد است که با استفاده از دانسته های قبلی و کشفیات جدید، قالب های ذهنی و محدودیت های فکری او را در هم می شکند و رهیافت هایی نو برای حل مسئله ارائه می دهد».
قوه تعقل و قوه تخیل انسان در دو سوی طیف ذهنی انسان قرار دارد و خلاقیت محصول پرورش متناسب و همگون این دو قوه است و چه بسا رشد ناهمگون یکی از این دو قوه انسان را به دام جمود فکری یا خیال پردازی و مالیخولیایی بیندازد.
خلاقیت بر دو پایه تصورات و تعقلات بنا نهاده شده است که برایند آنها منجر به تولید ایده های خلاقانه می شود و انسان های خلاق عموماً کسانی هستند که این دو قوه را به خوبی در وجودشان پرورش داده باشند و از برایند این دو در جهت مقاصد و اهداف خود استفاده کنند.
تصورات مؤثر در خلاقیت، عبارتند از:
تصوراتی که ما از چیزهای لذت بخش و اتفاقاتی که دوست داریم برایمان بیفتد در ذهن می سازیم. مانند تصورات بصری که به ما امکان می دهد هر تصویر فکری دلخواه را در مغز به وجود آوریم.
تصوراتی که ما را قادر می سازند تا تصویرهای گذشته را به طور غیر ارادی در مغز خود بازسازی کنیم.
حس ذاتی برای تجسم اشکال سه بعدی و توانایی غریزی برای ساختن تصویری واضح و سه بعدی در مغز از نقشه ای مسطح، مانند قدرتی که هوانوردان را در فرود آوردن هواپیما به زمین در پروازهای بدون دید یاری می کند.
تصوراتی که به وسیله آنها می توانیم خود را به جای دیگران قرار داده و در غم ها و شادی های آنها شریک شویم.
تصوراتی که انسان را قادر می سازند تا در مورد آینده حدس زده و آن را پیش بینی کند.
بعد از تعریف خلاقیت و درک چیستی آن، می بایستی با فرایندی که برای دستیابی به راه حل های خلاقانه طی می شود، آشنا شویم. فرایند حل خلاقانه مسائل، دارای الگویی شش مرحله ای است.
۱) مرحله اول: حقیقت یابی
حقیقت یابی شامل گام های زیر است:
در این مرحله فرد مسائلی را که باید حل کند شناسایی و انتخاب می کند.
جمع آوری و گزینش داده های مربوط به موضوع که این داده ها شامل دانشی که از قبل در ذهن وجود داشته به علاوه دانش هایی است که جدیداً برای حل خلاق مسئله جمع آوری می کنیم.
نکته ای که در مورد جمع آوری داده ها باید مورد توجه قرار گیرد این است که جمع آوری اطلاعات در حجم زیاد و با شیوه ای نامناسب، باعث عدم رشد خلاقیت می شود. جان لیتکس متخصص علوم تربیتی امریکا گفته است «اطلاعات ممکن است قدرت تصور را خفه کند» به همین دلیل، روش صحیح جمع آوری داده ها باید مورد توجه قرار گیرد. لذا باید «به حقایق برجسته در زمینه مربوطه پرداخته و بعد شروع به تدبیر فرضیات ممکن کنیم سپس دوباره به مرحله ابتدایی برگشته و تمام حقایق موجود در آن زمینه را مورد بررسی قرار دهیم» (ریمون کیوی و لوک وان کامپنهود ۱۹۸۸).
۲) مرحله دوم: پالایش
داده های جمع آوری شده نیاز به پالایش و طبقه بندی اساسی دارد تا اطلاعات سره از ناسره را از هم جدا کرده و میان اندیشه ها و مطالب مناسب و بیهوده تفکیک قائل شویم و آنهایی را که به درد نمی خورند در سطل زباله ای بزرگ بریزیم.
۳) مرحله سوم: تجزیه و تحلیل
در این مرحله، فرد در عمق اطلاعات دریافتنی به کنکاش و جست وجو می پردازد و مطابق با مسئله و هدفی که از حل مسئله دارد، از اطلاعات استفاده می کند. البته بخشی از این تلاش به صورت ناآگاهانه بوده و ذهن به طور ناخودآگاه به پردازش اطلاعات در ذهن می پردازد که به آن «دوره کمون» (والاس ۱۹۲۶) نیز گفته می شود.
۴) مرحله چهارم: ایده یابی
در این مرحله، به کمک داشته های ذهنی که در مراحل اول تا سوم طی فرایندهای ویژه ای جمع آوری و پردازش شده اند، فرد شروع به تولید ایده های خلاقانه می کند که شامل گام های زیر است:
تدبیر ایده های آزمایشی موقت به عنوان سرنخ های ممکن
این مرحله با انتخاب مفیدترین ایده های حاصله و افزودن یا تغییر و ترکیب آنها که منجر به ایجاد ایده های جدیدتر و متکامل تر می شود انجام می پذیرد.
۵) مرحله پنجم: راه حل یابی
این مرحله شامل دو گام زیر است:
فرد از این طریق بهترین ایده های تولید شده را انتخاب می کند.
انتخاب راه حل نهایی از میان ایده های گزینش شده و پیاده سازی آن
۶) مرحله ششم: بازخوردگیری
این مرحله، پس از پیاده سازی ایده هایی که در مرحله پنجم گزینش شد، صورت می گیرد. با گرفتن بازخورد مناسب ضعف ها و کاستی های ایده ها مورد بررسی قرار گرفته و با استفاده از تجربیات عملی، ایده ها متکامل تر و عملی تر می شوند.
طی این مراحل، در مرحله اول تا سوم فرد با استفاده از نیروی تعقل به جمع آوری اطلاعات و بازپروری آنها می پردازد. در مرحله چهارم که اوج تعامل قوه تفکر و تخیل است و باید آن را هنگامه بروز جوانه های خلاقیت در ذهن آدمی دانست، با استفاده از قدرت تصور و خیال پردازی و با کمک داده های پردازش یافته مراحل قبل، ذهن موفق به ابداع ایده های درخشان می شود. در مرحله پنجم و ششم به کمک قوه داوری و قضاوت که خود از شئون تفکر است و پیشتر در مورد آن توضیح داده شد، بهترین و عملی ترین راه ها را انتخاب و با گرفتن بازخورد مناسب به کمک تفکر علت و معلولی و قضاوتی، یافته های ذهنی را به راه حل های عملی و کارامد تبدیل می کنیم.
افراد خلاق عموماً ویژگی های دارند که آنها را از سایر مردم متمایز می کند. این ویژگی ها که همان ظهور و بروز نیروهای تفکری و تخیلی انسان در منظر و دیدگاه دیگران و تحقق عملکردهای آنها در عالم خارج است، عبارتند از:
افراد خلاق، همواره به اندازه کافی از هوش برخوردارند. یعنی لزوماً انسان های دارای هوش بالا، انسان های خلاقی نیستند. بلکه کسانی خلاق هستند که توانسته اند هوش خود را به نحو مطلوبی تربیت و سازماندهی کنند.
از توانایی ایجاد سریع تعداد زیادی ایده برخوردار است.
توانایی دست کشیدن از یک قاعده و قانون و چارچوب و یافتن چارچوب های جدید را دارند. به بیانی دیگر، ذهن آنها بهتر و سریع تر می تواند قالب شکنی کند و به الگوهای جدید دست یابد.
توانایی و تمایل به ایجاد جواب های غیرمعمول و مرسوم را در واکنش به محرک های محیطی دارند. تنوع طلبی و بیزاری از انجام کارها به صورت روتین از دیگر خاصیت های این ویژگی است.
به خود متکی بودن و سنجش افکار و ایده ها بر مبنای منطق و استدلال به دور از وابستگی ها و غوغا سالاری ها و عدم تمایل به همرنگی با جماعت از دیگر ویژگی های این افراد است.
به توانایی خود اعتماد و باور دارند و تصویری واقعی از امکانات و حدود توانمندی های خود دارند.
از انتقاد و شکست ترسی ندارند و اشتباهات را فرصت هایی برای یادگیری تلقی می کنند.
به طور فعال و پر تلاش، هم از نظر ذهنی و هم از نظر عملی، به ایده می پردازند.
افراد خلاق، سال های زیادی را برای کسب دانش و تسلط بر موضوع مورد علاقه خود صرف می کنند و علاوه بر آن همواره در حال توسعه دائمی دانش وآگاهی خود هستند.
افراد خلاق، عموماً در زندگی دچار رخدادهای متنوعی بوده اند و بعضاً فقدان های بزرگی نظیر والدین یا امکانات مالی داشته اند. این فقدان ها عموماً موجب برانگیختن احساس نیاز شده و فرد را واداشته اند تا در جهت رفع نیاز خود به راه حل های خلاقانه بیندیشد.
افراد خلاق نیاز دارند در کسب هدف های خود، به موفقیت هایی دست پیدا کنند. این نیاز منبعی قوی و دلگرم کننده برای تلاش مضاعف فرد در زمینه دستیابی به راه حل های تازه، ریسک پذیری بیشتر و تمرکز قوی تر بر روی موضوع است.
شاید اولین سؤالی که بعد مطرح شدن بحث خلاقیت و ویژگی های انسان های خلاق به وجود می آید، این باشد که به رغم اینکه تقریباً تمام انسان ها دارای دو قوه تفکر و تعقل هستند، چرا عده ای خلاق و سرشار از ایده های نو و بدیع هستند و گروهی دیگر بیابان لم یزرعی هستند خالی از هر گونه نسیمی که اندکی بوی تمایل برای کارهای جدید، نو، متنوع و متفاوت از گذشته را دارد؟ پاره ای از این دلایل عبارتند از (آبایی ۱۳۸۲):
پیش تر گفته شد که خلاقیت، برایند نیروهای تعقلی و تخیلی انسان است که قالب های ذهنی را می شکند و ایده های نوآورانه را به ذهن متبادر می سازد. بنابراین، به خاطر پرورش خلاقیت باید کارهایی انجام دهیم که از طرفی دانش و تجربه ما را که به عنوان ماده خام خلاقیت هستند بالا ببرد و از طرف دیگر شیوه تفکر ما را اصلاح و هدایت کند و از سویی قدرت تخیل ما را بهبود بخشیده و امکان تصورسازی به ما بدهد.
می دانیم که خلاقیت نوعی تکاپوی فکری و ذهنی برای دست یابی به اندیشه های بدیع است. پس کارهایی که بتواند ذهن را در این راستا به تکاپو وا دارد و به ما فرصت اندیشیدن و تبلور آن را در جهان خارج بدهد، موجب افزایش خلاقیت می شود.
غنی ترین منبع سوخت و عاملی است که موجب می شود انسان بتواند ایده های خلاقانه ارائه بدهد.
تجربه را می توان از انجام کارهای متنوع و مخاطره انگیز، مسافرت مخصوصاً با شرایط سخت و مصیبت بار و به مکان های دور افتاده، تماس های شخصی با دیگران بویژه کودکان، خواندن شرح حال افراد، تماشا کردن تلویزیون، گوش کردن رادیو و … به دست آورد.
حل معما، جدول، شطرنج، کلمات متقاطع، بیست سوالی ها، بازی در هوای آزاد، حل مسائل ریاضی بخصوص مسائل هندسه و احتمال که نوعی ورزش ذهنی هستند در تقویت قدرت تفکر موثرند.
آنچه موجب خلاقیت می شود، لزوماً هوش و نبوغ فوق العاده نیست بلکه کوشش مضاعفی است که افراد خلاق انجام می دهند تا مغز را به تصور وا دارند. سخت کوشی و عادت کردن به کار و تلاش ما را در هنگام تولید ایده های خلاقانه یاری می کند.
بروز ایده های نو نیاز به دانش فراوان دارد. در حقیقت دانش ماده اولیه تصورسازی است توسعه دائمی دانش و اطلاعات وسیع در بروز ایده های خلاقانه نقش بی بدیلی دارند.
تقویت روحیه پرسش گری و اینکه انسان از طرح سوال های به ظاهر کودکانه واهمه نداشته باشد و سوال های چالش برانگیز مطرح کند، باعث پرورش کنجکاوی در انسان می شود و ساختارشکنی قالب های ذهنی را تسریع می کند.
برای بروز خلاقیت، انرژی و توجه فرد باید بر روی مسئله متمرکز شود. تمرین این حالت با انجام کارهایی نظیر یوگا، تمرین تمرکز در تنهایی و فکر کردن به موضوعی خاص و… امکان پذیر است.
خواب خوب شبانه، می تواند قدرت هوش و فراست انسان را تا حدود ۴۰ درصد افزایش دهد. خواب، در کارکرد مغز اثری فعال داشته و باعث تقویت حافظه تداعی کننده انسان می شود. علاوه بر این، خواب در عمل پردازش نیز تأثیر مثبت داشته و این امکان را به وجود می آورد که واقعیات و تصورات خود را پردازش کنیم و الگوهای منطقی و منسجمی به وجود آوریم.
مطالعه، قدرت تصور را تغذیه می کند، اما برای اینکه از مطالعه حداکثر استفاده را ببریم باید مطالب مناسب برای خواندن انتخاب کنیم. قدرت تخیل با داستان های خیالی مناسب، داستان های کوتاه، داستان های اسرارآمیز پلیسی، حدس زدن پایان داستان ها با خواندن ابتدای آنها، مطالعه بیوگرافی افراد و… تقویت می شود.
نویسندگی به نحو بارزی قدرت تصور افراد را پرورش می دهد چرا که فرد خود را به جای شخصیت های داستان می گذارد که این امر موجب تقویت قدرت تصورسازی او می شود.
سرگرمی و هنرهای زیبا:
انجام کارهای دستی مانند سه بعدی سازی، تکه دوزی، منبت کاری، تبدیل وسایل خراب به اشیاء مفید و تزئینی، ابداع سرگرمی های جدید، نقاشی، موسیقی، نگاه کردن به تصاویر مبهم و حدس زدن ماهیت آنها، نگاه کردن فیلم به صورت صامت و حدس زدن دیالوگ ها، گوش کردن به قصه ها یا خاطره ها و مجسم کردن آنها در ذهن…،از جمله راه های پرورش خلاقیت است.
عواطف و احساسات ما منبع قوی برای برانگیختن انرژی خلاق در وجود انسان است. با تقویت عواطف و احساسات می توانیم قدرت تصور خود را افزایش دهیم که بالطبع منجر به جرقه زدن ایده های درخشان در ذهن می شود این تحریک ها می تواند با شعر، موسیقی، تصاویر تأثیر برانگیز، فیلم های عاطفی و… صورت پذیرد.
تصور کردن چیزهایی که در عالم واقع وجود ندارند یا حوادث غیرممکن که دوست داریم برایمان اتفاق بیفتد یا گذاشتن خود به جای شخصیت های محبوب خود… در افزایش قدرت تصورسازی نقش مهمی دارد.
در هنگام برخورد با مسئله، در مرحله ای که قدرت تصور مشغول ایده سازی و پیدا کردن راه حل است، باید از هرگونه قضاوت پرهیز شود و بیشتر به افزایش کمیت ایده ها توجه کنیم. هر گونه قضاوت در این مرحله،باعث سرکوبی تخیل و کاهش خلاقیت می شود.
تکنیک های خلاقیت در مورد کسانی کاربرد دارد که برطبق اصولی که پیشتر به طور مبسوط به آن پرداخته شد در پرورش و باروری خلاقیت خود سعی و کوشش کرده باشند و لاجرم دارای ذهنی خلاق و نوآور باشند. این تکنیک ها، صرفاً سیستم هایی را پیشنهاد می کنند که ایده ها و تصورات خلاقانه افراد را که در ذهن خودآگاه یا ناخودآگاه افراد وجود دارد، بیرون کشیده و به تصورات ذهنی، تبلوری عینی وعملی دهند.
۱) روش شروع کار:
در این روش به فرد توصیه می شود که برای ایده سازی شروع به انجام عملی مانند نوشتن کند و داده های اولیه را هر چند احمقانه به نظر برسد از مغز بیرون کند که این امر موجب جریان فکر شده و ایده های خلاق تولید می کند.
۲) استقرار ضرب الاجل و سهمیه:
بسیاری از افراد خلاق به وسیله ضرب الاجل در مورد زمان تکمیل کارشان به تحرک واداشته می شوند. ضرب الاجل یا سهمیه خاص باعث می شود که انسان خود را در معرض شکست قرار دهد. این امر باعث تحریک احساسات و به تبع آن، موجب بروز ایده های خلاقانه می شود.
۳) یادداشت برداری:
استفاده از دفترچه یادداشت در ثبت اندیشه ها و الهاماتی که به ذهن می رسد، موجب می شود از فراموشی آنها جلوگیری شده و در مواقع لازم به تولید ایده های بدیع بینجامد.
۴) خود را به جای دیگران قرار دادن:
منبعی عالی برای دست یافتن به اندیشه ها و راه حل های بدیع این است که خود را به جای دیگران قرار دهیم و خلاقانه به تفکر بپردازیم که اگر آن فرد اهداف و مشکلات و امکانات گوناگون را داشت، چه می کرد.
۵) فن داده، بازده:
در این روش، فرد از تحلیل و بررسی باز داده یا نتایج شروع می کند، سپس داده ها یا منابع موجود را برای به دست آوردن باز داده، فهرست می کند و در مرحله بعد، راه های ممکن برای تبدیل منابع موجود به باز داده مطلوب را مورد بررسی قرار می دهد. به بیانی دیگر، فرد مسئله را حل شده انگاشته و بعد داده های مورد نیاز چنین راه حلی را تصور می کند و بعد راهکارهایی به منظور تبدیل منابع خود به این داده ها می اندیشد.
۶) استفاده از رویدادهای پیش بینی نشده:
در این روش برای یافتن فکرهای جدید از رویدادها به عنوان سر نخ استفاده می شود، گاهی اوقات رخدادهای غیرعادی یا یک حادثه ای شگفت انگیز ناگهانی موجب راه یافتن فرایند خلاق در مسیرهای مؤثر شده است.
۷) روش مشاوره:
در این روش، فرد مسائل و مشکلات و اهداف را برای فرد دیگری تعریف می کند چون هنگامی که انسان می خواهد مطلبی را برای دیگری تبیین کند کاملاً آن را موشکافی کرده و نقاط تاریک آن را مورد بررسی قرار می دهد، باعث می شود که ریشه مشکلات و راه حل اساسی آن را حتی قبل از اینکه خودش متوجه بشود در یکی از این توصیفات و برداشت های مشروح خود کشف کند.
۸) روش استفاده از سؤال های ایده برانگیز:
این روش را دکتر «اسبورن» برای اولین بار ابداع کرد و بر مبنای طراحی سؤال هایی است که محدودیت های ذهنی ما را نسبت به مسئله، مورد تشکیک و تردید قرار داده و با همین ساختار شکنی به تولید ایده می پردازد.
راه های استفاده از آن به همین طریق که هست؟ کاربردهای دیگران در صورتی که تعدیل گردد؟
چه چیز دیگری مثل این است؟ چه ایده های دیگری پیشنهاد می کند؟ آیا گذشته مشابهاتی ارائه می کند؟ چه چیز را می توانم کپی کنم؟ با چه کسی می توانم رقابت کنم؟
جنبه جدید؟معنی، رنگ، صدا، بو، شکل طرح را تغییر دهیم؟ چه تغییر دیگر؟
چه بیفزاییم؟ زمان بیشتر؟ تکرار بیشتر؟ قوی تر؟ بالاتر؟ طویل تر؟ ضخیم تر؟ ارزش بیشتر؟ اضافه کردن جزء متشکله؟ شبیه سازی کردن؟ ضرب کردن؟ اغراق نمودن؟
چه چیزی کم شود؟ کوچکتر؟ متراکم تر؟ مینیاتوری کردن؟ پایین تر؟ کوتاه تر؟ سبک تر؟ حذف کردن؟ ساده کردن؟ شکافتن؟
چه کس دیگری را به جای این شخص می توان گذاشت؟ چه چیزی به جای این؟ اجزای متشکل دیگر؟ مصالح دیگر؟ نیروی محرک دیگر؟ روش دیگر؟ آهنگ صدای دیگر؟
ترکیبات را عوض و بدل کردن؟ الگوی دیگر؟ نقشه دیگر؟ توالی دیگر؟ تعویض؟ تغییر سرعت؟ تغییر برنامه؟
مثبت را منفی و منفی را مثبت کردن؟ عکس این چطور؟ عقب و جلو کردن؟ معلق کردن؟ تعویض نقشه ها؟تعویض جاها؟
این مخلوط؟ یک آلیاژ؟ یک دسته بندی؟ واحدها را ترکیب کنیم؟ هدف ها، ایده های جذاب، عوامل را ترکیب کنیم؟
۹) برداشت از گزارش ها، نامه ها و سوابق سازمانی:
استفاده از گزارش ها و نامه ها موجب جرقه های ذهنی می شود، اگر چه به طور معمول تفسیر گزارش ها آسان است، ولی بروز مشاهده و مطالعه آن به وجود می آید و روحیه مبتکر و نوآوری را سبب می شود.
۱۰) الهام از طبیعت:
یکی از فنون خلاقیت و نوآوری که در ابداعات فنی کاربرد گسترده و موفقی داشته است، فن تقلید از طبیعت و الگوبرداری از آن است، ابداعات مهم و سرنوشت سازی در حوزه علم ارتباطات، صنایع هوایی و فضایی و دریایی، کنترل و برنامه ریزی رایانه، هوش مصنوعی و… از جمله کارهایی هستند که با الگوبرداری و الهام از طبیعت تحقق یافته اند.
۱۱) تحلیل شبکه:
در این روش، برای ایجاد فکری جدید میان روش و فکری که قبلاً هرگز اتحاد و قرابتی نبوده روابط اجباری ایجاد می کنیم برای این منظور معمولاً فهرستی از چیزهای مورد نظر گردآوری می شود آنگاه هر شیء یا فکری را با استفاده از یک شبکه دو بعدی در کنار تک تک افراد یا اشیاء موجود در فهرست قرار می دهند. این فراگرد تا زمانی که همه فکرها و اشیاء کنار هم قرار گیرند، ادامه می یابد و ماهیت روابط آنها با یکدیگر آزمایش می شود.
۱۲) فهرست ویژگی ها:
در این روش، ویژگی ها یا قسمت های مختلف یک مفهوم یا شیء فهرست می شود. این فهرست می تواند شامل رنگ، اندازه، قیمت،… برای یک کالا یا محصول باشد تهیه این فهرست ها می تواند ما را در یادآوری جنبه هایی از محصول که می توانیم آن را تغییر دهیم و بروز ایده های خلاقانه یاری کند. این روش عموماً در بهسازی کالاها و خدمات به ما کمک می کنند.
۱۳) تغییر شکل وضع موجود:
افکار جدید، غالباً از تحلیل و تنظیم دوباره و نوین افکار قبلی حاصل می شوند. نقطه آغاز یک فکر، ممکن است با تغییر شکل وضع موجود، به دست آید.
۱۴) استفاده از روابط میان افراد:
قدرت تداعی در ایجاد و ظهور یک فکر جدید بسیار کارساز و مؤثر است فرد خلاق باید با بهره گیری از شباهت های موجود و رابطه های میان رخدادها به ظهور مفهوم جدیدی بینجامد که خود نشانه فکر جدیدی است.
۱۵) تفکر موازی۱:
واضع این شیوه، ادوارد دوبونو۲ است. وی روش معمول تفکر را همانند حفر گودالی توصیف می کند که با افزایش اطلاعات فرد، همان گودال عمیق تر می شود و از دیدن جاهای دیگر برای حفر کردن باز می ماند. درحالی که در تفکر موازی نگاه فرد به نقاط جدید معطوف می شود و اطلاعات و تجربه های جدید فقط به اندیشه های قبلی افزوده نمی شود بلکه، آنها را تغییر داده، الگو و ساختار جدیدی ایجاد می کند. یکی از راه های تحقق تفکر موازی، ایجاد اندیشه واسطه غیرممکن است. این اندیشه، موجب طیران فکر و ذهن شده و با تعدیل آن می توان به اندیشه ای نو و عملی دست یافت. مثلاً افسانه ها یا داستان های علمی تخیلی در مورد سفر به اعماق زمین یا به کرات دیگر، به آن صورتی که توصیف می شود اگر چه اندیشه ای غیرممکن به نظر می رسد، اما می تواند به عنوان واسطه ای موجب دست یافتن به راه های جدیدی برای سفر به آن مکان ها شود. راه دیگر در تفکر موازی، پیوند تصادفی است. مثلاً وقتی دیوان حافظ را می گشاییم و تفأل می زنیم سعی می کنیم ارتباطی بین شعر و موضوع تفأل پیدا کنیم. البته تصادفی بودن این روش آن را از ارتباط اجباری متمایز می کند.
خلاقیت و توانایی حل مسئله به شیوه ای نو و غیرمتعارف و اندیشیدن فراتر از پیله های خیالی تنیده شده بر صور خیال که ذهن را از کشف شیوه های نو و تازه محروم می کند، قدرتی است که می تواند در زمینه های مختلف علمی رهگشا باشد، اهمیت این مطلب بخصوص در حوزه هایی از علوم که هم علم است و هم هنر همچون مدیریت و جلوه هایی از علوم که در آن، قدرت خیال در کنار قوه داوری و تفکر قضاوتی، به کار گرفته می شود، اهمیتی مضاعف دارد. مدیران از طریق آشنایی با فرایند خلاقیت و شیوه های تفکر خلاق و موانع بروز خلاقیت، می توانند نگاه عمیق تری به موضوع داشته و برای بسط و گسترش آن تلاش های مؤثرتری را انجام دهند.
هرآنچه در مورد خلاقیت باید بدانید
خلاقیت,خلاقیت چیست,مطالبی پیرامون موضوع خلاقیت,همه چیز در مورد خلاقیت افراد,خلاقیت در خانه,خلاقیت در معماری,خلاقیت کودکان,خلاقیت در هنر,خلاقیت با چوب,خلاقیت و نوآوری,خلاقیت هنری,خلاقیت چیست؟ pdf,خلاقیت چیست,خلاقیت هیجانی چیست,خلاقیت هنری چیست,مهندسی خلاقیت چیست,خلاقیت فردی چیست