راه حلی برای از بین بردن همیشگی ترس

دلیل ترس چیست راه های غلبه بر ترس رانندگی راه های غلبه بر ترس همه چیز در مورد ترس ریشه ترس چیست ترس چیست pdf ریشه ترس چیست ریشه ترس چیست دلایل ترس از تاریکی ریشه ترس چیست دلایل ترس کودکان ترس از مدرسه چیست ترس چگونه به وجود می آید ترس از مدرسه چیست راه های غلبه بر ترس و اضطراب ترس چیست راه های غلبه بر ترس از رانندگی ترس از مدرسه چیست ترس چیست ترس چیست pdf

راه حلی برای از بین بردن همیشگی ترس

ترس پدیده ای است که اغلب اوقات از کودکی شروع می شود و در صورتی که از این موضوع جلوگیری نشود ، تا دوران بزرگسالی ادامه خواهد داشت. یکی از ترس هایی که افارد بزرگسال درگیر آن هستند ، ترس از تاریکی است. در این مطلب راه حل هایی برای از بین بردن ترس به طور کامل را برای شما شرح می دهیم.

«شجاعت»، «بی باکی» و «شهامت» بیشتر اوقات در کنار هم می آیند.اما مفهوم شجاعت را به یک مفهوم افسانه ای تبدیل کرده اند که فقط می تواند از آن یک قهرمان یک داستان خارق العاده باشد. مردم بسیاری با شجاعت غریبه اند و برایشان گنگ و مرموزمی نماید.

علت این است که اینان خود از این ویژگی بی بهره اند. مردم شجاع نیستند چون دانا نیستند. نمی دانند شجاعت و شهامت چطور به وجود می آید و بدتر از همه این که اصلا تلاش نمی کنند، بدانند. این افراد عمری را در چنگال ترس های گوناگون در اسارت سپری می کنند. سقراط می گوید:«مردم نه تنها نمی دانند بلکه اصلا نمی دانند که نمی دانند» یا به قول معروف:«آن کس که نداند و نداند که نداند در جهل مرکب ابد و دهر بماند.»

به همین دلیل است که ترس جزیی جداناشدنی از زندگی خیلی آدم هاست. ترس از مرگ، ترس از شکست، ترس از پیروزی، ترس از زندگی، ترس از تعبیر شدن کابوس ها و هراس از به حقیقت پیوسشتن رویاها. عده کثیری دنباله روی دیگران هستند چون اعتماد به نفس ندارند و از استقلال وحشت دارند مضحک اینست که به محض این که شخص شجاعی را می بینند، به ستایش برمی آیند و فورا به دنبالش راه میفتند ولی اگر آدم بیباک دیگری پیدا شود و به آنها یادآوری کند که چقدر ترسو و ضعیف هستند، به او حمله ور می شوند و نابودش می کنند. اما ترس به واقع چیست؟ درک نادرست یا فقدان درک از ناشناخته ها.

ما به واقعیت نگاه می کنیم اما نه از زوایه ای درست و همین خالق این حس مخرب است. جایی خواندم که ترس را اینچنین می گفت:«تصویری گمراه کننده که واقعیت به نظر می رسد.» به عبارتی شک و تردیدها، نگرانی ها و تصویرهایی عنفی که ما قبل از وقوع پیشامدی در ذهنمان می سازیم، خالقان ترس و بیمناکی هستند. از همین رو بی جهت نیست که شاعران و نویسندگان و انسان های بزرگ تاریخ از این احساس با کلماتی منفی و تلخ سخن می گویند. «ویلیام شکسپیر» شاعر و نمایشنامه نویس شهیر انگلیسی و خالق آثاری چون هملت و مکبث است که کمتر کسی را می توان یافت که نام او را نشنیده باشد.

او می گوید:«ترس ها خائنینی» هستند که ما را از تلاش و آزمایش می ترسانند تا به آنچه که می خواهیم نرسیم.» ناآگاهی و نادانی عامل ایجاد ترس است. فیلسوف بزرگ آمریکایی «رالف والدوامرسن» این چنین می گوید:«دانش پادزهر ترس است».

مردان و زنان قهرمان روح هایی بزرگ دارند. آنها دائما در حال فراگیری هستند و هر لحظه برآنند که از قبل آگاهتر و فهیمتر شوند. قهرمان ها و انسان های نامدار «می دانند که نمی دانند» اما به نهایت کوشش می کنند تا بدانند. این دسته متکبر و مغرور نیستند و با فروتنی از هر که بتوانند می آموزند تفاوت رهبران و دنباله روان آنها اینست که گروه اول به توانایی های بالقوه خود واقفند ولی جمعیت دوم آنها را انکار می کنند.

شهامت و اعتماد به نفس از علم به اطراف و علم به خود سرچشمه می گیرد. اما باید گفت که این طور نیست که قهرمانان از ترس عاری باشند، نه اصلا این طور نیست. هر انسانی با ترس زاده می شود و مردان و زنان بزرگ هم از این قاعده مستثنی نیستند.

«نلسون ماندلا» قهرمان پیروزی بر نظام ستمگرانه آپارتاید در آفریقای جنوبی است. این سیاهپوست جسور، مقاوم و قهرمان ملی می گوید:«من یاد گرفتم که شجاعت این نیست که ترسی در وجودمان نباشد، بلکه اینست که برآن مسلط و حاکم شویم. من به قدری در شرایط گوناگون زندگی ام ترسیده ام که اصلا به یاد نمی آورم اما همیشه آن را پشت نقابی از شهامت و جسارت مخفی کرده ام.

مرد شجاع کسی نیست که نمی ترسد بلکه کسی است که بر ترسش حاکم می شود.» و مردان و زنانی چون دکتر مارتین لوترکینگ، رزاپارکس، جسی اونز، ژاندارک ادموند هیلاری و بسیاری دیگر همگی به ارزش آگاهی به خود و به محیط خارج پی برده بودند و همین آگاهیست که نام آنها را پس از گذشت سال های بسیار در تاریخ ماندگار کرده است.

راه حلی برای از بین بردن همیشگی ترس

ترس چیست,همه چیز در مورد ترس,ترس چگونه به وجود می آید,دلایل ترس,راه های غلبه بر ترس,ترس چیست pdf,ترس از مدرسه چیست,ترس چیست,علت ترس چیست,دلیل ترس چیست,ریشه ترس چیست,درمان ترس چیست,همه چیز درباره ترس,دلایل ترس از مرگ,دلایل ترس از ازدواج,دلایل ترس کودکان,دلایل ترس از ارتفاع,دلایل ترس نوزادان,دلایل ترسیدن,دلایل ترس از تاریکی,دلایل ترس از تغییر,دلایل ترس در کودکان,راه های غلبه بر ترس,راه های غلبه بر ترس و اضطراب,راه های غلبه بر ترس از رانندگی,راه های غلبه بر ترس از ارتفاع,راه های غلبه بر ترس کودکان,راه های غلبه بر ترس از تاریکی,راه های غلبه بر ترس از جن,راه های غلبه بر ترس رانندگی,راه های غلبه بر ترس از مرگ

چرا پسرها دچار پیچش بیضه می شوند و آیا درمان پذیر است؟

بیماری testicular torsion بیماری testicular torsion بیماری testicular torsion بیماری testicular torsion بیماری testicular torsion بیماری testicular torsion بیماری testicular torsion بیماری testicular torsion بیماری testicular torsion بیماری testicular torsion بیماری testicular torsion بیماری testicular torsion بیماری testicular torsion بیماری testicular torsion بیماری testicular torsion بیماری testicular torsion بیماری testicular torsion بیماری testicular torsion بیماری testicular torsion بیماری testicular torsion

چرا پسرها دچار پیچش بیضه می شوند و آیا درمان پذیر است؟

وقتی پسرها دچار درد تناسلی میشوند خطرناک نیست و مشکل زود گذری است که ممکن است هر پسری این ناراحتی را داشته باشد اما زمانی این مشکل درد سرساز میشود که بیضه پیچ بخورد. خیلی از پسرها کم رو هستند و از اینکه مشکلی در قسمت تناسلی داشته باشند به خانواده  نمیگویند و به پزشک هم نمیروند ولی در این مورد حتما باید اقدامات اساسی تر اندیشیده شود  تا بعدا خطری متوجه آنها نشود

 

پیچ خوردگی بیضه (testicular torsion)

پیچ خوردگی بیضه زمانی رخ می دهد که طناب بیضه ای که جریان خون را به بیضه ها میسر می کند، می چرخد و پیچ می خورد، و دلیل این پیچش معمولاً جراحت یا نوعی مشکل پزشکی است. این پیچش باعث می شود که جریان خون به سمت بیضه قطع شود و درد و تورم شدید و ناگهانی در بیضه پیش می آید.

پیچ خوردگی بیضه با جراحی فوری درمان می شود. اگر جراحی به تعویق انداخته شود، ممکن است بیضه آسیب دائمی ببیند و پسربچه بیضه آسیب دیده اش را برای همیشه از دست بدهد. این مشکل برای نوزادان و کودکان نیز رخ می دهد، ولی بیشتر در میان پسربچه های 10 ساله تا 25 ساله و نوجوانانی که تازه به بلوغ رسیده اند شایع است.

علت ها

کیسه بیضه کیسه ای است که زیر آلت تناسلی مردانه قرار دارد. داخل این کیسه دو بیضه وجود دارد. هر بیضه با یک رگ به نام طناب بیضه ای به بقیه بدن وصل می شود.

پیچ خوردگی بیضه زمانی رخ می دهد که این طناب بیضه ای پیچ می خورد و جریان خون به بیضه مربوطه قطع می شود.

در اغلب موارد پیچ خوردگی بیضه در مردانی اتفاق می افتد که دچار وضعیت ژنتیکی به نام bell clapper deformity هستند. معمولاً بیضه ها به کیسه بیضه وصل هستند، ولی در این حالت بیضه ها به آن متصل نیستند و بنابراین احتمال اینکه در کیسه بچرخند و پیچ بخورند زیاد است.

پیچ خوردگی بیضه معمولاً پس از تمرینات طاقت فرسا، هنگام خواب یا پس از آسیب شدید به کیسه بیضه نیز ممکن است اتفاق بیفتد، ولی دلیل اصلی آن مشخص نیست.

نشانه ها

اگر پسر شما ناگهان دردی در بخش ران خود حس کرد باید او را نزد پزشک یا به بیمارستان ببرید. پیچ خوردگی بیضه حالتی اضطراری است و وقتی پیش می آید باید فوراً جراحی صورت بگیرد تا بیضه نجات داده شود.

از آنجائیکه حتماً باید جراحی صورت گیرد، باید دقت کنید که به پسربچه ای درد بیضه دارد، هیچ چیز برای خوردن یا نوشیدن ندهید و او را فوراً نزد پزشک ببرید.

اگر پسرتان پیچ خوردگی بیضه داشته باشد، دردی ناگهانی و شدید در کیسه بیضه و یکی از بیضه هایش حس می کند. این درد ممکن است تخفیف یابد یا بدتر شود، ولی در کل کاملاً از بین نمی رود.

نشانه های دیگر:

•    ورم به خصوص در یک سمت کیسه بیضه
•    حالت تهوع و استفراغ
•    درد شکمی
•    یکی از بیضه ها بالاتر از دیگری به نظر می رسد

گاهی طناب بیضه ای پیچ می خورد و خودش بدون آنکه درمان شود، درست می شود. به این حالت “پیچ خوردگی و واتابی” گفته می شود، ولی احتمال اینکه در آینده دوباره پیچ خوردگی پیش بیاید زیاد است.

اگر طناب بیضه ای پسرتان خودش باز شد و درد از بین رفت، می توان جراحی را مد نظر قرار نداد، ولی در هر صورت مشورت با پزشک ضروری است. جراحی برای درست کردن بیضه ها و اطمینان از عدم پیچ خوردگی آنها در آینده نیز می تواند انجام شود.

تشخیص

وقتی نزد پزشک یا به بیمارستان می روید، پزشک کیسه بیضه، بیضه ها، شکم و کشاله ران پسرتان را معاینه می کند و رفلکس های او را با مالش یا فشردن داخل ران او تست می کند. این کار در حالت نرمال باعث می شود که بیضه منقبض شود، ولی اگر فرزندتان پیچ خوردگی بیضه داشته باشد این اتفاق نمی افتد.

پزشک ممکن است تست هایی نیز انجام دهد تا متوجه شود که آیا طناب بیضه ای پیچ خورده یا خیر که این تست و آزمایشات شامل موارد زیر می شود:

•    سونوگرافی داپلر: از امواج فرکانس بالا برای گرفتن تصویر بیضه و چک کردن گردش خون در این ناحیه استفاده می شود.
•    آزمایش خون یا ادرار: این آزمایشات کمک می کنند که پزشک متوجه شود آیا نشانه ها ناشی از عفونت هستند یا پیچ خوردگی.

گاهی لازم است که پزشک جراحی انجام دهد تا پیچ خوردگی بیضه را تشخیص دهد. گاهی اوقات نیز با آزمایش فیزیکی پزشک متوجه پیچ خوردگی می شود و بدون آزمایشات دیگر، فوراً جراحی را انجام می دهد تا بیضه را نجات دهد.

هرچه طناب بیضه ای به مدت طولانی تری پیچ خورده بماند، نجات بیضه سخت تر می شود. درجه پیچش تعیین می کند که آسیب به بیضه با چه سرعتی رخ می دهد. به عنوان یک قاعده کلی، پس از 6 ساعت، می توان 90 درصد موارد پیچ خوردگی را نجات داد و بعد از 12 ساعت این میزان به 50 درصد کاهش می یابد و بعد از 24 ساعت، فقط 10 درصد احتمال نجات وجود دارد.

درمان

برای درمان پیچ خوردگی بیضه تقریباً همیشه به جراحی نیاز است. در موارد نادر پزشک می تواند با دستکاری فیزیکی کیسه بیضه، طناب بیضه ای را باز کند، ولی در حالت کلی، جراحی برای وصل کردن یکی از یا هر دوی بیضه ها به کیسه بیضه و جلوگیری از پیچ خوردگی مجدد آن لازم است. این جراحی معمولاً سرپایی است و به پسربچه داروی مسکن داده می شود و تکنیسین بیهوشی برای عمل او را بیهوش می کند.

جراحی شامل ایجاد برش کوچکی در کیسه بیضه، باز کردن طناب بیضه ای و بخیه زدن بیضه ها به داخل کیسه بیضه برای جلوگیری از پیچ خوردگی های بعدی می شود. وقتی جراحی تمام شد، کیسه را بخیه می زنند و بچه به اتاق ریکاوری فرستاده می شود.

تا چند هفته بعد از جراحی نباید بگذارید پسرتان فعالیت های طاقت فرسا و سنگین انجام دهد و در مورد این فعالیت ها باید با پزشک مشورت کنید.

اگر درمان پیچ خوردگی خیلی طول بکشد نمی توان بیضه مربوطه را نجات داد و باید با جراحی بریده شود که به این جراحی بیضه برداری یا orchiectomy گفته می شود. بیشتر پسربچه هایی که یکی از بیضه های آنها برداشته می شود، بعداً می توانند پدر شوند. ولی بسیاری از آنها نیز چند ماه بعد از عمل جراحی، بیضه مصنوعی یا پروستتیک می گذارند و این باعث می شود که حس بهتری در مورد ظاهر دستگاه تناسلی خود داشته باشند.

در نوزادهای پسر، نجات بیضه بستگی به زمانی که پیچ خوردگی رخ داده دارد. اگر قبل از تولد نوزاد رخ داده باشد، نجات بیضه ناممکن می شود. در این موارد، پزشک توصیه می کند که برداشتن بیضه آسیب دیده مدتی بعد انجام شود. اگر نشانه های پیچ خوردگی بعد از تولد ظاهر شوند، پزشک توصیه می کند که برای اصلاح بیضه مربوطه، عمل جراحی اضطراری انجام شود.

نشانه ها را نادیده نگیرید

پسربچه ها باید بدانند که درد تناسلی مسئله ای جدی است و نباید آن را نادیده گرفت. نادیده گرفتن این درد به مدت طولانی یا امید به اینکه خودش خوب شود منجر به آسیب جدی به بیضه و نیاز به برداشتن آن می شود.

حتی اگر پسرتان دردی در کیسه بیضه اش حس کند که این درد برطرف شود، باز هم باید او را نزد پزشک ببرید تا معاینه شود. پیچ خوردگی ای که خودش برطرف شود به احتمال زیاد در آینده دوباره رخ می دهد. پزشک با انجام یک عمل جراحی ساده و دوختن بیضه ها به کیسه بیضه، ریسک پیچ خوردگی های بعدی را به میزان زیادی کاهش می دهد.

اگر پسرتان پیچ خوردگی بیضه داشته که موجب از دست دادن یک بیضه شده است، مهم است که بداند هنوز هم می تواند زندگی نرمالی مانند بقیه داشته باشد. از دست دادن یک بیضه هیچ مردی را از داشتن روابط جنسی نرمال یا پدر شدن محروم نمی کند.

چرا پسرها دچار پیچش بیضه می شوند و آیا درمان پذیر است؟

دنبال کردن رویاهایتان به چه دلیل مهم است؟

دلایل دنبال رویاها بودن رویاهای اشخاص شادی و رسیدن به رویاها شادی و رسیدن به رویاها رویاهای اشخاص شادی و رسیدن به رویاها دلایل دنبال رویاها بودن شادی و رسیدن به رویاها دلایل دنبال رویاها بودن دلایل دنبال رویاها بودن دلایل دنبال رویاها بودن رویاهای اشخاص شادی و رسیدن به رویاها شادی و رسیدن به رویاها رویاهای اشخاص رویاهای اشخاص شادی و رسیدن به رویاها شادی و رسیدن به رویاها رویاهای اشخاص دلایل دنبال رویاها بودن

دنبال کردن رویاهایتان به چه دلیل مهم است؟

همواره هر کسی میگوید به دنبال رویاهایتان باشید اما خودشان دنبال رویاهایشان نمیروند . مشکلاتی که در این دنیا وجود دارد جنبه مادی دارد و تا شخصی پول نداشته باشد حتی نمیتواند زندگی کند. مواقعی وجود دارد که ناچاریم بخاطر پول کارهایی انجام دهیم که کار درستی نیست ولی بخاطر اینکه بتوانیم زندگیمان  را بچرخانیم دست به این کارها میزنیم. گذشته ازاین برای اینکه به رویاهایتان فکر کنید و دنبالش بروید باید آنطوریکه دلتان میخواهد زندگی کنید و قوانین را بشکنید اکنون این دلایل را برایتان توضیح می دهیم

 

1- به زندگی ارزش زندگی کردن می دهند.

رویاهای شما همان چیزی هستند که می توانید آنها را حتی در بدترین روزهایتان هم دنبال کنید. اگر در زندگی کشمکش دارید, رویاهایتان دلیلی برای ادامه راهتان می شوند. آنها دلیل اینکه صبح ها از خواب بلند می شوید و به تلاش تان ادامه می دهید هستند. آنها چیزی هستند که باعث می شوند کل زندگی تان ارزش زندگی کردن داشته باشد. بدون رویاهایمان, ما هیچ چیزی نیستیم.

2- افراد دیگری را که بدنبال رویاهایشان هستند ملاقات می کنید.

هنگامی که انگیزه و هیجان برای دنبال کردن رویاهایتان دارید, افرادی را به سمت خودتان جذب می کنید که دارای همان ارزش ها و منافع هستند. هر چه بیشتر خودتان را با اینگونه افراد احاطه کنید, در آینده پیشرفت خواهید کرد. پس, وقتیکه اوقات دشوار می شود, و ادامه دادن راه برایتان سخت می شود, همین دوستان تان برای ادامه اهدافتان به شما انگیزه می دهند.

3- می توانید برای دیگران الهام بخش باشید.

اگر تصمیم بگیرید بروید و رویاهایتان را ادامه بدهید, به افرادی که دارند همان راه تان را ادامه می دهند امید می دهید. الگویی برای آنها می شوید و دلیلی برای اینکه باید به هدفشان برسند و به راهشان ادامه بدهند. می توانید به آنها کمک کنید, مربی شان باشید, و آنها را تشویق کنید به راهشان ادامه بدهند.

4- می توانید حامی خانواده تان باشید.

هنگامی که چنین انگیزه ای دارید, شکست خوردن بسیار سخت است. اگر نسبت به رویاهایتان واقعا روشن باشید, و اطمینان داشته باشید که می توانید از این راه درآمدی کسب کنید, قادر خواهید بود که از خانواده تان هم حمایت کنید. برخی رویاها نسبت به بقیه مدت زمان بیشتری طول می کشد تا محقق شود, اما اینکار باعث می شود که در نهایت به هدف ارزشمند تری دست پیدا کنید.

5- انجام دادن کاری که از آن نفرت دارید باعث می شود که روزتان دیر بگذرد.

چرا کاری را انجام می دهید که از آن نفرت دارید؟ ساعت ها را همیشه خواهید شمرد, به خوبی کار نمی کنید, و از اینکه صبح ها بخواهید برای رفتن به سر کار بلند شوید واهمه دارید. در عوض, رویاهایتان را دنبال کنید! درباره روز پیش رو هیجان داشته باشید, و از انجام دادن کاری که دوست دارید لذت ببرید.

6- هیچ کسی بخاطر رویاهایتان قدمی برنخواهد داشت.

بیایید با این واقعیت روبرو بشویم: هیچ کس دیگری بخاطر شما بدنبال رویاهایتان نمی رود. هر کسی رویای خودش را دارد و اهدافی دارد که می خواهد در زندگی به آنها برسد. اگر شما بخاطر رویاهای آنها نمی روید, پس هیچ کسی هم برای رویاهای شما قدمی بر نخواهد داشت.

7- می توانید در نهایت شاد باشید.

زندگی بدون رویا افسردگی است. جستجوی ژرف و گسترده ای در جهت رویاهایتان داشته باشید, و به خودتان قول بدهید که رویاهایتان را دنبال می کنید. وقتی قدم در مسیری که به سمت اهدافتان است می گذارید, متوجه تغییر اساسی در احساسات تان می شوید.

8- برای اثبات اشتباه دیگران.

همه ما اطرافمان افرادی را داریم که به ما می گویند رویاهایمان دست نیافتنی است. اجازه بدهید با اینکارشان سوخت به آتش شما اضافه کنند. به افرادی که به شما گفته اند که رویاهایتان هرگز عملی نیستند فکر کنید, بیرون بروید و به آنها ثابت کنید که اشتباه می کنند.

9- باعث می شود که پدر و مادرتان به شما افتخار کنند.

برخی اوقات پدر و مادر ها رویاهای ما را درک نمی کنند و سعی می کنند که به ما خط بدهند تا به سمت موضوع خاصی برویم. بهر حال, اگر نسبت به رویاهایتان قاطع هستید, و در جهت کسب آنها سخت تلاش می کنید, والدین تان هیچ دلیلی ندارند که به شما افتخار نکنند.

10- باعث می شود که به خودتان افتخار کنید.

حتی بهتر از آنچه که پدر و مادرتان به شما افتخار می کنند, به خودتان افتخار خواهید کرد! اعتماد به نفس تان بالا می رود, از هیجان و آدرنالینی که بواسطه کاری که همیشه دلتان می خواسته انجام بدهید, لذت می برید.

11- فقط یکمرتبه زندگی می کنید.

زندگی کوتاه است. روزها به سرعت می گذرد, پس چرا این روزها را صرف کاری می کنید که از آن هیچ لذتی نمی برید؟ دیگر زمانش فرا رسیده است که تصمیم تان را بگیرید و بدنبال رویاهایتان بروید.

من بدنبال رویاهایم می روم! شما چطور؟

منبع- جنی

دنبال کردن رویاهایتان به چه دلیل مهم است؟

دلایل دنبال رویاها بودن

افراد کم حرف و پر حرف چه خصوصیاتی دارند؟

افراد پر حرف چگونه اند افراد کم حرف چگونه اند ؟ درمان خجالتی بودن کودکان دلایل پرحرفی کودکان علل خجالتی بودن کودکان دلایل خجالتی بودن کودک دلیل پرحرفی کودکان علت پرحرفی کودکان علل خجالتی بودن کودکان دلایل خجالتی بودن کودک علل خجالتی بودن کودکان دلایل خجالتی بودن کودک دلیل پرحرفی کودکان افراد پر حرف چگونه اند دلایل پرحرفی کودکان دلیل پرحرفی کودکان افراد پر حرف چگونه اند علت پرحرفی کودکان علل پرحرفی کودکان افراد پر حرف چگونه اند

افراد کم حرف و پر حرف چه خصوصیاتی دارند؟

همیشه پدر و مادر ها انتظار دارند که فرزندشان بتواند در زندگی فردی و اجتماعی اش ، گلیم خود را از آب بیرون بکشد. اما گاهی عواملی باعث می شود که کودک خجالتی بار بیاید و این موضوع در آینده برای او به مشکلی بزرگ تبدیل شود. مشکلی که زندگی اجتماعی و فردی وی را تحت شعاع قرار دهد.

خجالتی ها انواع و اقسامی دارند:

۱) خجالتی های کلاسیک که جرات حرف زدن ندارند و با گوشه نگاهی سرخ می شوند

۲) خجالتی هایی که برای پوشاندن کم رویی خود مدام حرف می زنند

۳) خجالتی هایی که مثل خارپشت خود را در حصاری دفاعی مخفی می کنند تا آنها را آن گونه که هستند، نبینند.

۴) خجالتی های عصبانی که مدام داد و هوار می کنند تا دیگران متوجه ترسشان نشوند.

۵) بعضی افراد تنها در شرایطی خاص خجالتی اند و در دیگر موارد شجاع و نترسند.

گاهی به جای واژه کم رویی از اصطلاح “ترس از اجتماع” استفاده می شود. بسیاری از روان شناسان بر این عقیده اند که هیچ مرز واضح و مشخصی بین “کم رویی” و “ترس از اجتماع” وجود ندارد. ماهیت هر دو یکسان است وتنها از نظر شدت باهم متفاوت اند.

در نظرسنجی ها، بیشتر جوانان و نوجوانان ادعا می کنند که خجالتی هستند، چون مثلا سرکلاس درس، پای تخته یا سالن های کنفرانس دانشگاه زبانشان می گیرد و سرخ می شوند.

مثلا در فرانسه ۶۰ درصد افراد ادعا می کنند از کمرویی رنج می برند. در حالی که تنها ۲ تا ۳ درصد افراد واقعا از کمرویی به عنوان یک بیماری روانی که معمولا همراه با افسردگی نیز هست، رنج می برند. کمرویی در نوجوانان پدیده ای بسیار پیچیده است. گرچه بدن نوجوان رشد کرده ولی او هنوز اعتماد به نفس لازم را در خود حس نمی کند. به محض آنکه به او نگاه کنید سرخ می شود و معمولا قادر نیست با جنس مخالف خود سر صحبت را بگشاید..

آسیب پذیری ژنتیکی:

گرچه تاکنون ژن کمرویی شناخته نشده است، ولی محققان معتقدند تمامی افراد استعدادی طبیعی برای مبتلا شدن به کمرویی دارند. به طور حتم بعضی افراد حساس تر از دیگرانند. مشکل واقعی خجالتی ها این است که نمی توانند سنگینی نگاه دیگران را تحمل کنند.

محیط خانوادگی:

به طور حتم خانواده و محیطی که فرزندمان در آن رشد می کند در خجالتی بودن یا نبودن وی موثر است. در صورتی که والدین فردی کمرو باشند به طور حتم این خصوصیت را به فرزند خود نیز انتقال می دهند. از سوی دیگر والدین عصبی و سخت گیر نیز فرزندانی خجالتی دارند. فروید، دلیل کمرویی را ترس از رها شدن می داند. این ترس در دوران کودکی و به ویژه نوجوانی بسیار عادی است. اما اگر در دوران جوانی و بزرگسالی نیز ادامه یابد، مطمئنا نقصی اجتماعی است که باید درمان شود.

فرهنگ:

تحقیقات نشان داده است که کمرویی با فرهنگ یک جامعه رابطه مستقیم دارد. به نظر می رسد ژاپن نسبت به دیگر کشورهای جهان، جمعیت خجالتی تری داشته باشد. ۹۰ درصد مردم این کشور ادعا می کنند خجالتی اند. در توکیو، فروتنی، خویشتن داری، رازداری، جزء نگری و مهربانی ارزش هایی مقدسی اند که مجریان آن خجالتی خوانده می شوند. در کشور ما نیز به عنوان مثال از نظر فرهنگ اسلامی و سنتی یک زن ایده آل زنی است که هنگام صحبت با غریبه ها چشم به زمین بدوزد و سرخ شود، اما در حال حاضر با پیشرفت جامعه چنین خصوصیاتی به خجالتی ها نسبت داده می شود.

وقایع زندگی:

گاهی در زندگی هر فرد اتفاقاتی رخ می دهد که مسببات گوشه گیری و کمرویی فرد را فراهم می کند: تحقیر، تمسخر، شکست .

افراد کم حرف و پر حرف چه خصوصیاتی دارند؟

افراد کم حرف چگونه اند ؟,افراد پر حرف چگونه اند,دلایل پرحرفی کودکان,افراد پر حرف چگونه اند,علت پرحرفی کودکان,علل پرحرفی کودکان,دلیل پرحرفی کودکان

آدلر در مورد احساس خود بینی چه می گوید

دلایل وجود احساس کهتری دلایل وجود احساس کهتری دلایل وجود احساس کهتری احساس کهتری چیست احساس کهتری چیست دلایل وجود احساس کهتری احساس کهتری چیست چرا برخی از افراد احساس خودکم بینی دارند دلایل وجود احساس کهتری همه چیز در مورد احساس کهتری احساس کهتری چیست احساس کهتری چیست چرا برخی از افراد احساس خودکم بینی دارند احساس کهتری چیست دلایل وجود احساس کهتری همه چیز در مورد احساس کهتری همه چیز در مورد احساس کهتری دلایل وجود احساس کهتری همه چیز در مورد احساس کهتری دلایل وجود احساس کهتری

آدلر در مورد احساس خود بینی چه می گوید

همانطور که در مطلب قبل برای شما شرح دادیم ، احساس کهتری یا خود کم بینی ، احساسی است که فرد در خود احساس حقارت می کند. گاهی این حس باعث پیشرفت و رشد فرد می شود و گاهی نیز کاملا عکس این موضوع پیش می آید. فرد دچار ضربات شدید روحی می شود. در این مطلب قصد داریم به طور کامل این موضوع را بررسی نماییم.

آدلر در مورد احساس خود بینی چه می گوید

علل احساس کهتری را می توان اجمالاً به سه دسته تقسیم کرد:

۱) محیط:

عامل اصلی که موجب احساس کهتری می شود, محیط خانواده از اهم آن است. مقایسه های نادرست, فرزندان بزرگ را بچه پنداشتن, تحقیر کردن, دامن زدن به رقابت ها, زیاده از حد از فرزند خواستن و از سویی دیگر نازپروردگی همگی از عواملی هستند که موجب ایجاد احساس خود کهتری می شوند. در وهله نخست محیط خانوادگی غالباً نقش مساعدی ایفا می نماید و احساس کهتری را که در بدو امری عادی است به طرز نامطلوبی تند وتیز می کند.

مساله اکثر پدران و مادران خود خواه و مغرور که می خواهند حتماً فرزند آنان در شمار نوابغ باشد مرتباً او را با سایر افراد خانواده و یا فرزندان همسایه و یا دوستان درخشانتر او مقایسه می کنند و او را در عذاب سرزنشی می گذارند که چرا همسان و همتراز آنان نیست. گاهی برادران و خواهران بزرگتر, خواهر یا برادر کوچک خود را دائماً به چه می پندارند و آنان را هیچ می شمارند و خصوصاً اگر با استعداد تر باشند آن وقت بر اساس یک نوع حسادت ناآگاهانه دائماً ایشان را تحقیر می کنند.

بطور کلی نباید از انسان بیش از آنچه در توانایی اوست, انتظار داشت در غیر این صورت همواره محکوم به قبول این فکر است که هیچ گاه نتیجه رضایت بخشی بدست نیاورده و از کوشش خود حاصلی بر نگرفته است. مهم تر آنکه احساس می کنند, تنها دیگران راضی نمی نماید بلکه رضایت خاطر خود را نیز فراهم نیاورده است و در نتیجه هر بار عمیق تر از پیش این مساله در ذهن وی ریشه می دواند که از سطح و طراز عادی و طبیعی پایین تر است.

همچنین اگر به فردی در آغاز زندگی این فرصت داده شود که در موقعیت های بسیار آسانی مرتباً غوطه ور گردد این حالت نیز بر خلاف انتظار وی را به سوی کهتری هدایت می کند زیرا آنچه که احساس اعتمادی که بدین ترتیب بدست آورده است در برابر موقعیت های جدید متزلزل شود آن وقت احساس می کند که تا آن زمان در اشتباه به سر می برده و دریچه چشم او بر روی حقایق گشوده می شود. بدین دلیل و به دلایلی نظیر آن, کودکانی که در خانه عزیز دردانه اند و پدر و مادر پروانه وار به دور آنان می چرخند, غالباً با احساس کهتری رو به رو می شوند. زیرا پس از بهشتی که در آن سرمست بسر برده اند, اولین روز مدرسه برای آنان آغاز مصیبت بزرگی است انگار از بهشت به دوزخ عدم گذاشته اند. در واقع اینها در اولین برخورد با محیط خارج از خانواده چون نمی توانند به توقعات محیط جدید پاسخ دهنند و خویش را سازگار نمایند, احساس کهتری می کنند.

۲) کهتری واقعی بدنی یا روانی:

کودکانی که نقایص جسمانی و بدنی دارند و از معلولیت ها در رنج می باشند, مورد ناراحتی والدین و تحقیر همکلاسان و دوستان واقع می شوند که می تواند به احساس حقارت بدنی یا روانی منجر شود. یک نقص عضو ممکن است بسیار ناچیز باشد اما چگونگی برداشت و اهمیت دادن به آن برای طقل مهم است.

۳) محرومیت از محبت و به خود رها شدگی:

آدلر تاکید فراوانی به این جنبه می نماید که بیانگر اهمیت و نقش عامل نخستین (محیط) است.

مادر باید در برداشت عاطفی کودک, به عنوان پشتوانه امنیت خاطر و جلب اعتماد تو قرار گیرد. از محبت مادرانی که جوانه احساس همبستگی و تعاون بارور می شود.

این دسته عوامل, ایجاد کننده احساس کهتری اند که آثار و تبعات آن, کیفیت شیوه زندگی را دامن می زنند تا آنجا که دوران کودکی که در واقع طلایی ترین دوران زندگی است برای بعضی از کودکان به منزله دوره ای جلوه گر می شود که در آن مهلک ترین ضربه ها بر عواطف و احساسات آنان وارد می آید و آنان را از همان زمان درمانده, زبون و سرافکنده می نماید. شکل گیری احساس کهتری, بوجود آورنده انگیزه ای میشود که سرچشمه رفتار و کردارهایی است که از تسلیم تا شورش, کم رویی و پس رفتن تا استیلا, شرارت تا اطاعت و از رخوت و عدم اراده تا اراده آهنین و …. طبقه بند ی می شود (منصور, ۱۳ ۶۹, ص ۲۲). نقش واکنش جبران در احساس حقارت ها با اهمیت است که در بعد زیستی جهت سرپوش گذاردن بر روی نارسایی و کمبودهای بدنی و کار برده می شود تا ارگانیزم به تعادل جدید و در عین حال با ثباتی بردس.

قلبی که به آن جراحتی وارد می گردد, بیش از حد بزرگ می شود تا به یک معنی به کمک کمیت, کمبود کیفیت خود را جبران نماید و این در زمینه های روانی نیز مصداق می یابد. با این اختلاق که در مورد جبران دو هدف را دنبال می کند. اول اینکه سعی می کند به عنوان وزنه ای در برابر نارسایی ها و کمبودها عمل نماید و دیگر اینکه می کوشد فرد را در برابر احساس نارسایی, حمایت و مصونیت بخشد که اولی را جبران پیروز شونده می نامند که در عین رنج بردن از کمبود بدنی با داشتن عزت نفس زیاد به جبران مضاعف دست می یابند. در نوع دوم, فرد از قدرت قهرمانی برخوردار نیست بلکه سعی می کند با کتمان کردن کهتری خود, اطرافیان را نسبت به نظری که درباره او دارند فریب دهد که نمونه های آن دروغگویی, لاف زدن و خود ستایی می باشد.

گذشته از این, جبران می تواند به صورت تسلی بخش و در قالب خیال بافی و رویا تجلی نماید (همان منبع, ص ۳۲). احساس کهتری, حاصل هوشیاری شخص نسبت به ناتوانی خود در راه ارضای امیال در برابر بزرگسالان و در نهایت تبعیت اجباری از شرایط محیطی است. به عبارتی آن معلول سه تجزبه همزمان: احساس ناتوانی, احساس ضعیف تر بودن و احساس تابع بودن بزرگسالی می باشد.

آدلر سه منبع عمده را که عزت نفس را کاهش می دهد بیان می کند:

۱) حقارت عضوی:

با پدید آمدن نقص جهانی و احساس کهتری حاصل از آن, عزت نفس تحت تاثیر قرار می گیردو آدلر با گسترش این مفهوم, اصطلاح عقده حقارت در رابطه با احساس ضعف و بی کفایتی که هر کس با آن زاده می شود و باید بر آن تسلط یابد را عنوان می نماید.

۲) احساس حقارت:

تجربه و پیامد این حقارت که در بردارنده احساس اتکایی و انتظار حمایت دیگران است, نوعی پرخاشگری را به همراه دارد.

۳) نازپروردگی:

به نظر آدلر, کودکان نازپرورده نیز دستخوش احساس کهتری می باشند چرا که اینان مستبد و خود رای هستند؛ از نظر اجتماعی پرورش نیافته اد و ارزش ها و خواسته های آنان رشد غیر واقعی دارد, خود محور و متقاضی هستند و از بلوغ لازم روانی برخوردار نمی باشند. آدلر این گروه از کودکان را به عنوان افرادی که بالقوه برای اجتماع خطرناک هستند نام می برد. در ماهیت منظومه خانواده, ترتیب تولد افراد خانواده به نظر آدلر توام با خصوصیات رفتاری می باشد از جمله اینکه فرزند اول پس از تولد فرزند دوم به جهت کاهش محبت و توجه به وی, احساس ناامنی و تنفر می نماید.

فرزند دوم جاه طلب و در پی سبقت جویی است و کوچکترین فرزند نیز لوس و پر توقع است آدلر در تئوری شخصیت خود, انسان را ذاتاً موجودی اجتماعی, خلاق و هدفدار می داند که احساسی از حقارت زیر بنای رشد روانی اوست و همواره تو را در ججت توقع و برتری و کمال سوق می دهد لذا در درمان, هدف عمده آن است که اجساس یاس را در فرد از بین برده و به او توان و شهامت و جسارت داده شود که این صورت عزت نفس لازم را بدست آورد. چرا که لازمه زندگی این است که انسان به ارزش خود یپی برده و بدون تعیین ارزش های شخصی که مبین شیوه زندگی است زندگی دشوار خواهد بود. آدلر برتری جویی ……. میل تسلط بر دیگران بلکه کوششی در جهت کمال خود می داند و احساس حقارت نیز جهد وکوشش برای غلبه بر نواقص است. که از طریق مکانیزم جبران صورت می گیرد (منصور, ۱۳۷۹, ص ۲۴).

 

دیدگاه کال راجرز:

راجرز با نفوذ و کارآمدترین روان شناسان است که روش او پدیدار شناسی و دیدگاهش انسان گرایی است. اصولاً نام وی با مفهوم “خود” قرین می باشد, پدیدار شناسان بر خلاف روان کاوان بر انگیزه های نا خودآگاه تکیه می نمودند بر دیدگاه ذهنی فرد و درباره آنچه تاکنون در جال وقوع است تاکید می ورزند. در پدیده شناختی اعتقاد بر این است که اگر چه دنیای واقعی ممکن است دنیای واقعی ممکن است موجود باشد ولی موجودیت آن را نمی توان شناخت و یا تجربه کرد بلکه می توان بر اساس ادراکات فرد, از این میان موجودیت را تصور و دریافت کرد. از اینرو انسان فقط بر اساس ادراکاتش از اشیا و بر اساس تصوری که از آن دارد رفتار خواهد کرد (شفیع آبادی و ناصری, ۱۳۶۵. ص۱۵۱). راجرز خود درباره رویکرد پدیدارشناختی می گوید: “چارچوب درونی داوری هر انسانی مناسب ترین زاویه دید برای فهم و درک رفتار اوست” (اتکینسون, ۱۳۷۸, ص ۱۰۱).

اعتقاد و اعتماد به تجربه های شخصی و گرایش فطری به حرکت در جهت رشد, بالندگی و کمال, راجرز را به ارائه روش درمانی “مراجعه مدار[۱] یا درمان “بی رهنمود” وا داشت که موفقیت های بسیاری را به دنبال آورد. تا بدانجا که نظریه های راجرز درباره شخصیت با روان درمانی چنان آمیخته و یگانه است که قابل تفکیک نمی باشد. هسته مرکزی شخصیت به نظر راجرز “خود” است که مفاهیم دیگر پیرامون آن قرار می گیرند. خود با خویشتن شامل تمام افکار, ادراکات , ارزش هایی است که من را تشکیل می دهد. من شامل “آنچه هستم” و “آنچه می توانم اتجام دهم”, می شود این خویشتن ادراک شده به نوبه خود بر ادراک فرد از جهان م هم بر رفتار او تاثریر می گذارد. فرید که از یک خود پنداره قوی و مثبت برخوردار باشد در مقایسه با فردی که خودپنداره ضعیف دارد نظر گاه کاملاً متفاوتی نسبت به جهان خواهد داشت (اتکینسون, ۱۳۷۸, ص۱۰۰). تشکیل خود پنداره حاصل و پیامد ارزیابی تجربه هاست و افراد اساساً میل دارند به نحوی رفتار کنند که باخهود انگاره آنان همخوان و همساز باشد و تجربه ها و احساساتی که با خود پنداره شخص همسازی ندارند تهدید کننده اند.

جنبه دیگر خویشتن, خویشتن آرمانی است یعنی آن تصوری که می خواهیم باشیم بنابراین هر چه خویشتن آرمانی به خویشتن واقعی نزدیک تر باشد, اضطراب بالقوه کاهش می یابد. و فرد راضی تر و خشنود تر خواهد بود. راجرز نظریه اش را در زمینه شخصیت و رفتار بر اساس خود پدیده ای بر فرضیه هایی مبتنی می نماید:

هر فرد موجودی بی همتا است و تنهای کسی است که می تواند بفهمد تجارب او گونه ادراک شده و برایش چه ممعنایی دارد؟ کسی است که مطابق همان معنا و ادراک رفتار خواهد کرد.

ارگانیسم یک تمایل ذاتی و اصلی دارد, آن تمایل به تحقق بخشیدن و حفظ و تعالی خویشتن است و این پایه و اساس فعالیت های او را تشکیل می دهد. تحت تاثیر این تمایل ارگانیزم در جهت رشد ”خود کفایی[۲]، بقا و تعالی نفس، خود رهبری[۳]، خود نظمی[۴]، خود مختاری[۵]، استقلال، مسؤلیت و تسلط بر نفس[۶] حرکت می کند (شفیع آبادی و ناصری، ۱۳۷۵، ص ۱۵۲).

با رشد فرد پرورش خود آغاز می شود که فعالیت بخشیدن آن از جنبه های فیزیولوژیکی متوجه جنبه های روانی می شود به عبارتی آن گاه که بدن و اندامها شکل خاص خود را یافته و کامل شد، رشد و کمال متوجه شخصیت می شود و این گرایش تحقق خود (از قوه به فعل رساندن) بیانگر روند خود شدن و پرورش ویژگیها و استعدادهای یکتای فرد است و مبین میل ذاتی وی بسوی آفرینندگی است (شولتس، ۱۳۷۶، ص ۱۱۹).

راجرز که نماینده برحسته روان شناسی انسانی است برای رشد و پرورش نوزاد آدمی به خانواده و محبتی که کودک باید دریافت نماید تأکید خاص دارد. تصور کودک از خود (خود واقعی وخود آرمانی) حاصل تعامل او با دیگران است که در وهله اول خانواده اهمیت زیادی پیدا می کند.

کودک محتاج توجه مثبت[۷] و محبت بلا شرط است که این نماینده نیازی فراگیر است که کیفیت آن در روابط مادر و کودک متبلور می شود. اگر مادر، کودک خود را نپسندد (حتی اگر متوجه یک حنبه رفتار باشد) این عدم تأیید نشانه نپذیرفتن و نپسندیدن همه جنبه های وجود خود از جانب کودک تلقی می شود و چنانچه نیاز توجه مثبت در کودک ناکام ماند کودک برای دریافت توجه مثبت تلاش می کند. در این حالت راجرز آن را ”توجه مثبت مشروط[۸]“ می خواند. در این وضعیت عشق و محبتی که کودک دریافت می کند به رفتار درست توست و لذا کودک باید از رفتار یا تفکری که پسند مادر نیست پرهیز نماید.

انجام دادن رفتارهای ممنوع باعث می شود که کودک احساس گناه و حقارت کند (چون خلاف انتظار مادر عمل کرده است) و احساس حقارت، حالت تدافعی را در کودک پی می ریزد و در نتیجه آن محدود شدن آزادی فرد و عیان نشدن کامل ماهیت خود یا حقیقتی است (شولتس، ۱۳۷۶، ص ۱۱۹). بنابراین اولین شرط پرورش و رشد خود، توجه مثبت، مشروط، در دوره شیر خوارگی است و سخصیت سالم اصولاً زمانی شکل می گیرد که مادر بدون توجه به چگونگی رفتار کودک، به او عشق و محبت نشان می دهد. کودکانی که با احساس توجه مثبت نامشروط پرورش می یابند در هر شرایطی خود را ارزشمند می دانند البته معنای توجه مثبت نامشروط این نیست که کودک آزاد باشد، هر چه می خواهد انجام دهد و باز داشتم و مانعی در کار نباشد.

به اعتقاد راجزز مادر می تواند رفتار های خاصی را مورد تأیید قرار ندهد بدون اینکه برای دریافت عشق و محبت قید و شرطی بگذارد بنابراین اگر کودک توجه مثبت غیر مشروط را تجربه و احساس نماید هیچ گونه شرایط ارزش در او بوجود نمی آید و در نتیجه توجه و احترام به خود نیز بدون قید و شرط خواهد بود. در فرایند تحقق خود، اساسی ترین نیروی برانگیزنده رفتار آدمی، بنظر راجرزر خودشکوفایی است و آن گرایش و تمایل به تحقق بخشیدن، شکوفا ساختن و بالفعل نمودن استعدادها و نیروی بالقوه می باشد. این تمایل به تحقق ”خود“ موجب افزایش خود محتاری و خودکفایی برای خلاق بودن می شود. تمایل به تحقق خودر معیتری است که بدان وسیله تمام تجربایت مورد ارزش یابی قرار می گیرد.

در این فایند تمام تجاربی که در جهت تعالی وبقای خود هستند بطور مثبت ارزش گذاری و فرد در پی آن بر می آید و این خود موجب رضایت خاطر می شود و تجاربی که در جهت خلاف اتعالی است ارزش گذاری منفی و فرد از آنها می گریزد و در نهایت انیکه امایل به تحقق، کلید اصلی نظریه شخصیت راجرز است که به تشکیل سازمان ”خود“ منجر می شود (شفیع آبادی و ناصری، ۱۳۶۵، ص ۱۵۶). اصول و یافته های مشاور غیر مستقیم در درمان، وارد حیطه آموزش کلاس و تدریس نیز گردیده است.

الگوهای تدریس فردی که در آن دانش آموز را محور قرار می دهد از نظرات راجرز الهام می گیرد که در آن بر سلامت عاطفی و اقلی هر چه بیشتر دانش آموز از طریق خود پنداری، وافع گرایی، اعتماد به نفس و ابزار عکس العمل هایی همدردانه و همدلانه به دیگران، تدارک آموزشی که مبتنی بر نیازها و آرزوهای خود دانش آموزان باشد و نیز مسؤل و تصمیم گیرنده در فرایند یادگیری تأکید می شود که منظور از آن، آموزش به روش غیر مستقیم می باشد از این نوع آموزش می توان برای توجه به کیفیات و احساسات فردی دانش اموزان و ایجاد فرصت هایی برای شرکت دادن آنان و بر قرار کردن ارتباط مثبت با آنان استفاده کرد (جویس، ۱۳۷۹، ص ۳۴۸).

معلم و نقش وی در جریان یادگیری، غیر مستقیم و تسهیل کننده است که دارای روابط فردی با دانش آموزان می باشد و رشد آنان را هدایت می کند الگوهای آموزش غیر مستقیم، تسهیل یادگیری را در کانون توجه خود قرار می دهد و هدف آن کمک به دانش آموزان در حصول یکپارچگی فردی اثر بخش و ارزیابی واقعی خود است. راجرز، گرایش فعلی در آموزش و پرورش را که تبدیل افراد به اشخاص همرنگ و متحجری که تحصیلات شان ”تکمیل شده است“ نه افرادی که دارای آفرینندگی آزاد بوده را به باد انتقاد می گیرد و آموزش و پرورش را متهم می کند که نتوانسته قدرت آفرینندگی را تعالی بخشد.

از دیدگاه راجرز، فرد نه تنها تمایلی به حفظ خود[۹] و ارتقای خود[۱۰]، بلکه نیاز به تحقق خویشتن دارد به عبارتی خواهان آن است که خویش را درجهت، تمامیت، وحدت، کمال و خود مختاری سوق می دهد.

انگیزه اصلی آفرینندگی نیز همان گرایش انسان در به فعلیت در آوردن خویش، تا نیروهای بالقوه ”خود بشود“ می باشد و این مستلزم این است که هر کس بر تجربه های خویش تکیه کند چرا که اعتماد به اینکه مفهوم اولیه و نخستین راجرز، سازواره (ارگانیزم) است که محل همه تجربه است که تشکیل ”میدان – پدیداری[۱۱] را می دهد. میدان پدیداری چارچوب و مرجع فرد است که چگونگی رفتار به آن بستگی دارد و هدف آن نیز شکوفا ساختن خود است لیکن دو نیاز ویژه دارد:

۱) نیاز به توجه مثبت:

این نیاز می تواند مشروط یا غیر مشروط باشد همانطور که ذکر شد لازمه رشد خود، تأمین توجه مثبت غیر مشروط است که در سال های اولیه زندگی، اهمیت بیشتری دارد.

۲) نیاز به توجه خود:

منظور این است که فرد، خویشتن را خوب تصور نماید و احساس ارزشمندی کند و خود را بپذیرد. توجه به خود در وهله اول نخست مستلزم دریافت توجه مثبت از جانب دیگران است ولی سرانجام خود باید مسقل از آنچه دیگران فکر می کنند بر ارزش های شخصی متکی شود و به یک قضاوت درونی نسبتاً ثابت و پایداری از خویشتن برسد (همان منبع ص ۳۰۵).

کوپر اسمیت:

کوپر اسمیت خویشتن را عامل بسیار مهمی در ایجاد نوع رفتار میداند, عقیده دارد افرادی که خویشتن پنداری مثبت دارند رفتارشان اجتماع پسند تر از افرادی است که خویشتن پنداری آنان منفی است. خویشتن پنداری عبارت از عقیده و پنداری است که فرد درباره خود دارد.

این عقیده و پندار به تمام جوانب خود یعنی جنبه های جسمانی, اجتماعی, عقلانی و روانی خود مربوط می شود . تصور انسان درباره هر یک از عوامل فوق رفتار معین و مشخصی را بوجود می آورد. کوپر اسمیت معتقد است خویشتن پنداری بر اثر تعامل بین عوامل زیر جاصل می شود:

پندار والدین درباره فرد:

سال های اولیه کودکی عامل بسیار مهمی در تکوین شخصیت کودک به شمار می آید. در چنین سال هایی والدین نقش بسیار مهمی را در ایجاد نوع شخصیت کودک بر عهده دارند. کودک اولین الگوهای رفتاری خود را در محیط خانواده از والدین خود تقلید می نماید. تربیت صحیح کودک در سال های که به سال های زندگی معروفند حائز اهمیت خاصی است.

بگو مگوهای والدین با کودک در سال های اولیه زندگی و رفتار والدین با کودک در طی این سال ها می تواند اثرات خاصی در نحوه رفتار و تکوین شخصیت کودک بر جای بگذارد. والدین می توانند کودک را در خلال این سال ها به استقلال و یا وابستگی به عطوفت یا خشونت تشویق نمایند.

تصور و پندار دوستان و همبازی ها در مورد فرد:

به موازات رشد کودک روابط او به بیرون از منزل کشانده می شود. کودک به انتخاب دوست می پردازد و به بازی کردن با آنان مشغول می شود. با مشاهده بازی کودکان می توان دریافت که کودکان سعی دارند همواره نقش دوستان صمیمی خود را تقلید کنند. کودک می خواهد مثل دوست صمیمی اش لباس بپوشد, حرف بزند و عمل کند. امری طبیعی است و در تکوین شخصیت کودک موثر می باشد.

 

تصور و پندار معلمان در مورد فرد:

در سن معینی که کودک پا به کودکستان و یا دبستان می گذارد تجربه جدیدی در زندگیش آغاز می گردد. آشنایی شاگردان با معلمان و رابطه ای که بین معلم و دانش آموز ایجاد می گردد, عامل مهمی در تکوین شخصیت و نحوه خویشتن پنداری دانش آموز به شمار می رود. معلمان علاقمند به مدرسه می آورند در حالیکه معلمان بی علاقه و وقت گذران که به روابط انسانی بی توجهند دانش آموزانی افسرده و گریزان از مدرسه تربیت می نمایند. اعتماد و پندار معلم درباره نوع رفتار دانش آموز و توانایی های تو و نحوه استفاده از این عوامل می تواند شخصیت دانش آموز را در مسیر خاصی پرورش دهد. معلمی که دانش آموز را در مدرسه با کلماتی تنبیه, بی عرضه و بیچاره نامگذاری می کند نباید از دانش آموز متوقع باشد که فرد علاقمند و منظبتی شود.

تصور و پندار فرد درباره خود:

تصور و پندار درباره خصوصیات جسمانی, عقلانی, اجتماعی بخشی از تکوین خویشتن پنداری فرد را تشکیل می دهد (شفیع آبادی, ۱۳۷۳, ص ۱۳).

اسمیت عزت نفس را ارزش یابی فرد درباره خود و یا قضاوت شخص در مورد ارزش خود می تواند وی با بررسی و مطالعه تئوری های قبلی و تحقیقات انجام شده در این زمینه چهار عامل اسنادی را برای رشد عزت نفس بیان می کند:

نخستین آن و مقدم بر تمام عوامل, میزان احترام, پذیرش و علاقمندی که یک فرد دریافت می کند, دومین عامل اسنادی عزت نفس از دید اسمیت, تاریخ و تجارب موفقیت هایمان در زندگی می باشد و به طور کلی موفقیت و مقامی که در محیط دارم, سومین عامل, ارزش ها و انتظارات که بر این مبنا تجارت را مورد تفسیر قرار می دهیم و چهارمین عامل روش پاسخ دهی فردی نسبت به تنزل شخصیت است. منظور این است که واقعیت ها به منزله مواد خامی هستند و آنچه تعیین کننده است, نگرش فرد نسبت به آن واقعیت می باشد. به عنوان مثال دو فرد در دو موقعیت اضطراب آور, دو برداشت متفاوت خواهند داشت و این تلقی دو گانه از یک زمینه, به حساسیت عاطفی, نگرش و روش عکس العمل فرد بستگی دارد . افرادی که از عزت نفس بالایی برخوردارند و اطمینان و تایید درونی دارند, نحوه قضاوت شان به وضوح متفاوت از افرادی است که عزت نفس پایین دارند.

کوپر اسمیت در جایی دیگر از عوامل چهار گانه فوق با عنوان موقعیت ها, حمایت ها, ارزش ها و انتظارات یاد می کند و به تفضیل در مورد هر کدام بحث می نماید (اسمیت, ۱۹۶۷, ص ۳۷). تحقیقات کوپر اسمیت که اختصاصاً به عزت نفس پرداخته شامل زمینه های زیر است:

تاثیر زمینه و سوابقی اجتماعی:

که در این بعد رابطه طبقه اجتماعی, مذهب, سوابق و تداوم شغلی پدر و مادر و طول استخدامی مادر را مورد توجه قرار داده است. یافته های اسمیت در رابطه بین طبقه اجتماعی و عزت نفس بدست آورده بود (اسمیت, ۱۹۶۷, بنقل از روزنبرگ, ۱۹۶۵, ص ۵۳).

خصوصیات والدین و عزت نفس:

کوپر اسمیت در فصل ششم کتاب خود به بررسی خصایص والدین با میزان عزت نفس فرزندشان می پردازد ازجمله: میران و ثبات عزت نفس مادر, میزان ثبات عاطفس وی, ارزش های والدین, تنش و تضاد بین آنان, اختلاف مذهبشان, سوابق ازدواج های قبلی, پذیرش نقش مادری, تعامل پدر و مادر, نحوه تصمیم گیری والدین و میزان استقلالی که به کودک داده می شود .

خصوصیات آزمودنی ها:

سن آزمودنی, میزان رشد بدنی, هوش, توانایی, اضطراب سطح آرزو و خود ایده آلی بچه ها با عزت نفس آنان مورد بررسی قرار گرفته است.

حوادث و تجارب اولیه کودکی:

در این قسمت از تحقیقات رابطه عزت نفس با تعداد افراد خانواده, تغذیه کودکی و نوع آن, بیماری های قبل و حوادث دوران کودکی و ارتباط کودک با همسالان بررسی گردیده است.

بطور کلی از یافته های کوپر اسمیت چنین نتیجه گیری می شود که افراد با عزت نفس بالا به خود اعتماد و اطمینان لازم را دارندو در این قضاوت ها و ابزار عقاید شان مشهود است. از طرفی این گروه می توانند برای حل مشکلات راه حل مناسبی بیابند. آنان بگرش مثبای نسبت به خود دارند, احساس ارزش می نمایند, در بحث ها و فعالیت های گروهی بیشتر شرکت می جویند.

بر عکس اشخاصی که عزت نفس پایین دارند, به خود اطمینان کمتری دارند و دریافت و درک از خوشان غنا یافته نیست. آنان در سایر گروه های اجتماعی زندگی می کنند و پیش از آنکه در بحث ها شرکت نمایند یا فعالیت کنند ترجیح می دهند گوش کنند و تماشاگر باشند (اسمیت, ۱۹۶۷, ص ۳۸).

کوپر اسمیت در تحقیقات خود به این نتیجه رسیده است که بین طبقه اجتماعی و خود پنداره تا حدی رابطه وجود دارد. اطفالی که از وضعیت اقتصادی اجتماعی بهتری برخوردار بوده اند دارای خود پنداره قوی نیز بوده اند ولی آنچه مهمتر و موثرتر از طبقه اجتماعی می باشد چگونگی ارتباط طفل با والدین خودش است. زیرا مشاهده شده است که حتی کودکانی که از وصعیت اقتصادی اجتماعی خوبی برخوردار نبوده اند ولی در محیط خانوادگی آنان گرمی و محبت و استدلال حکمفرما بوده است, دارای خودپنداره قوی بوده اند (عظیمی, ۱۳۷۳, ص ۱۹۵).

دیدگاه آلپورت:

آلوپرت با مطرح کردن واژه “خویشتن” به جای واژه “خود” امیدوار بود شاید بتواند از ابهام ها و تناقض هایی واژه خود بکاهد وی خویشتن را منحصر به یک فرد می داند که خود و تمامی مسایل فرد را در بر می گیرند, به عبارتی دیگر, امر خویشتن را “منی که احساس می کنم و می شناسم” می خواند. بر اساس دیگاه آلپورت تحول آگاهی از خود و رسیدن به خویشتن از هفت مرحله می گذرد. شکست و ناکامی در هر یک از این مراحل به پیدایش مراحل بعدی لطمه می زند, مراحلی که آلپورت ذکر می کند عبارت است از: خود جسمانی, هویت, احترام به خود (عزت نفس) , گسترش خود, تصور از خود, خود حریفی معقول و تلاش اختصاصی.

همانطور که اشاره شد, آلپورت در تکوین خویشتن هفت مرحله بیان می کند که سومین مرحله آن را پدیدار شدن عزت نفس می داند. آلپورت معتقد است این مرحله با احساس غرور کودک و در نتیجه آموختن انجام کارها بطور انفرادی و مستقل همراه است. در این مرحله کودک تمایل دارد, چیزهایی بسازد و به اکتشاف بپردازد. آلپورت این مرحله از تکوین خویشتن را بسیار حساس و تعیین کننده می داند, چنانچه پدر و مادر کودک نیاز کودک به اکتشاف را ناکام بگذارند, عزت نفس کودک که در حال شکل گیری است لطمه می بیند و به احساس حقارت و خشم مبدل می گردد.

بنابر این می بینیم که آلپورت مانند راجرز رفتار های والدین محصوص مادر را از عناصر عمده و اساسی در شکل گیری عزت نفس می داند. در کل چنانچه رفتار و سیمای مادران گرم و صمیمی و تاکید کننده باشد و تصویر درست و صحیحی از هویت فرزندان شان ارائه دهند و کودک خود را مورد طرد قرار ندهند یا مقایسه ای بین آنان انجام ندهند, کودکان از عزت نفس, جرات و شهامت بالا برخوردار خواهند شد و این گونه کودکان انگیزه های کنجکاوانه خود را بگونه هایی مختلف و بطور طبیعی ارضا خواهند کرد و عزت نفس بالایی در رهبری بازی و تکالیف درسی پیدا خواهند کرد.

اما چنانچه رفتار خانواده و به خصوص مادران نامنظم و سرشار از جنبه های تعارض آمیز باشد و کودک خود را دائماً مورد طرد و تمسخر قرار دهند و نگرش ها و انتظارات, ادراکت و واکنش های منفی نسبت به آنان روا دارند, از آنجا که کودکان , این گونه رفتار های والدین را بر اساس مکانیزم دورن فکنی, درونی و جز خصیصه های شخصی خود می کنند, در نتیجه چنین کودکانی از عزت نفس پایین برخوردار خواهند شد و انگیزه کنجکاوانه و خلاقیت در آنان سرکوب می شود و احساسات حقارت که می تواند سر منشا بسیاری از ناسازگاری های عاطفی اجتماعی باشد جایگزین آنها می گردد (شولتس, ترجمه گیتی خوشدل, ۱۳۷۹).

عزت نفس از دیدگاه اسلام:

نفس در اصل به معنی ذات است و در فرهنگ لغات فارسی معانی متفاوتی دارد مانند:

خون

تن و جسد

شخص انسان, ذات و ….

حقیقت هر شی

روح و روان صدر المتالهین شیرازی در تعریف نفس می گوید:

نفس جوهری است که ذاتاً مستقل بوده و فعلاً به اجساد و اجسام متعلق است. در اسلام و متون اسلامی واژه “عزت نفس” با بیان گوناگونی آمده است ولی در حقیقت مفهوم واحدی را بیان می نماید واژه هایی مانند کرامت نفس, احترام نفس, هویت نفس, نفاست نفس و شرافت نفس به تکرار در روایات و احادیث دیده می شود (مطهری, ۱۳۶۶, ص ۱۴۲).

قرآن کریم از نفس به عنوان بزرگترین سرمایه آدمی یاد می کند و نفس را آنقدر ارزشمند می داند که اگر معامله ای صورت گیرد, جز با پروردگار عالم این معامله نیست.

به عبارت دیگر, نفس آنقدر پر بهاست که نمی تواند مورد معامله قرار گیرد مگر در برابر خلاق جهان یعنی دادن نفس و گرفتن چنانکه امام صادق (ع) می فرماید: “انا من بالنفس النفسیهٔ البها” (بهای نفس گرانبها را پروردگارش قرار می دهم).

نفاست نفس به همین معنی است یعنی روح انسان به منزله یک شیء نفیس تلقس شده و اخلاق خوب به عنوان اشیاء متناسب با این شیء نفیس و اخلاق رذیله به عنوان اشیاء نامتناسب با این شیء نفیس که آن را از ارزش می اندازد. اسلام می گوید یک شیء با ارزش که با ارزش ترین چیزها است در شماست و آن همان روح ملکوتی شما است. مواظب باشید این روح ملکوتی را از دست ندهید یا آلوده نکنید زیرا بسیار با ارزش و نفیس است. امیر المومنین علی (ع) در نامه ای خطاب به اما حسن (ع) که در نهج البلاغه آمده است می فرماید:

“اکرم نفسک عن کل دنیه” (نفس خویش را از هر پستی, بزرگ و برتر بدار) (مطهری, ۱۳۶۶, ص ۱۸۲).

از دیدگاه قرآن, انسان موجودی است که از فطرت الهی برخوردار است. فطرت مانند غریزه امری تکوینی است یعنی جزء سرشت انسان است و اکتسابی نیست, امری است که از غریزه آگاهانه ت

آدلر در مورد احساس خود بینی چه می گوید

همه چیز در مورد احساس کهتری,احساس کهتری چیست,دلایل وجود احساس کهتری,چرا برخی از افراد احساس خودکم بینی دارند