همه چیز در مورد افکار منفی و از بین بردن آن همه چیز در مورد افکار منفی

افکار منفی و راه حلی برای آن افکار منفی چرا به وجود می آیند افکار منفی چرا به وجود می آیند افکار منفی چرا به وجود می آیند افکار منفی و راه حلی برای آن افکار منفی چرا به وجود می آیند دلایل بروز افکار منفی همه چیز در مورد افکار منفی افکار منفی چرا به وجود می آیند افکار منفی چرا به وجود می آیند دلایل بروز افکار منفی دلایل بروز افکار منفی همه چیز در مورد افکار منفی افکار منفی و راه حلی برای آن همه چیز در مورد افکار منفی دلایل بروز افکار منفی افکار منفی و راه حلی برای آن همه چیز در مورد افکار منفی همه چیز در مورد افکار منفی افکار منفی چرا به وجود می آیند

همه چیز در مورد افکار منفی و از بین بردن آن

داشتن یک روحیه ی شاد و مثبت اندیش ، در زندگی روز مره افراد تاثیر بسیار مهمی دارد. کسانی که روز خود را با افکار مثبت آغاز می کنند و تا پایان شب هرگونه فکر منفی را از خود دور می کنند ، زندگی شاد تری نسبت به دیگران دارند. اما دلیل به وجود آمدن افکار منفی چیست؟

افکار منفی از پیدایش تا ریشه کنی

مثل هر روز در آشپزخانه مشغول به کار بود. روی اجاق گاز هم غذا داشت قل قل می زد. او هم سخت مشغول شستن ظروف بود. هرکس او را می دید، حس می کرد که حسابی مشغول کار است اما واقعیت امر چیز دیگری بود.

او جسمش در آشپزخانه بود اما روح و فکرش در جای دیگری مشغول بود. داشت فکر می کرد. البته فکر داریم تا فکر. قرار بود با اعضای خانواده به مسافرت بروند و او چند روز بود که مشغول فکرکردن بود: <اگر تصادف کنیم چه می شود؟ اگر ماشین خراب شد؟ حتما باز هم پسرمان مثل دفعه قبل در راه مریض می شود… مگر توی این مسیر دکتر پیدا می شود؟! اگر دکتر نبود چه؟ حتما کار به جای باریک می کشد و حال پسرمان بدتر می شود. با این اوضاع به جز دردسر چیز دیگری نیست…>

دانشمندان و محققان دائم اخبار جدیدی در مورد تاثیر افکار منفی بر روی زندگی انسان اعلام می کنند. چندی قبل محققان آمریکایی اعلام کردند افکار منفی حتی باعث بیماری جسم می شود.

در این تحقیق به وضوح بیان شده است فعالیت منفی مغز (ناشی از فکر منفی) باعث ضعف سیستم ایمنی می شود، جالب اینکه عکس این مطلب هم صادق است. افکار مثبت باعث تقویت سیستم ایمنی می شود. حتی در تحقیقی دیگر مشخص شد افرادی که افکار مثبت، روشن و خوش بینانه دارند بیشتر عمر می کنند و حتی متوسط عمر این افراد ۵/۷ سال بیشتر از افراد منفی نگر است که دائم افسوس گذشته را می خورند.

نکته مهم اینکه این محققان اعلام کردند تاثیر فکر مثبت بیشتر از پایین بودن فشارخون؛ کنترل کلسترول و یا کاهش وزن است! در مطالعات بعدی مشخص شد قلب و عروق افرادی که منفی نگر هستند به استرس پاسخ مناسبی نمی دهد و به این ترتیب امید به زندگی در این افرادکمتر است. شاید باور نکنید که حتی دانشمندان نقاطی را در مغز که به افکار منفی و مثبت پاسخ می دهد، شناسایی کردند و افرادی که نقاط مثبت مغزشان بیشتر فعال است سرحال تر بوده و زندگی شادابی دارند .

حتی روان شناسان معتقدند دعواهای پدر و مادر باعث می شود در بچه ها تنش ایجاد شده و آنها دچار افکار منفی شوند که آثار این تفکر منفی در ازدواج و زندگی خانوادگی آنها در آینده تاثیر بدی می گذارد به طوری که خشونت، بی تفاوتی و عدم مسئولیت پذیری از نتایج سوء این تفکرات منفی است.

بازار فکر منفی داغ است

حتما شما هم این سوال معروف و به اصطلاح فلسفی را شنیده اید: اول مرغ به وجود آمد یا تخم مرغ؟! حالا به این سوال هم دقت کنید: اول افسردگی به وجود آمد یا افکار منفی؟ شاید ما نتوانیم به سوال اول جواب بدهیم اما پاسخ سوال دوم برای همه شما بسیار جالب خواهد بود.

در بسیاری از موارد، حقیقتا افسردگی در نتیجه افکار منفی به وجود می آید.

وقتی اتفاقات بدی رخ می دهد ما باران افکار منفی را بر سر خود می ریزیم: <من خوب نیستم. تقصیر من بود، من سراپا تقصیر و اشتباهم. هیچ راه حلی برای من وجود ندارد…> تمام این افکار ما را به سمت افسردگی عمیق حرکت می دهد چون این تفکر ماست که وجود و نحوه زندگی کردن ما را می سازد. دانشمندان ۱۰ نوع الگوی فکری غلط را شناسایی کرده اند که ما را به سمت افسردگی می برند.

۱) تفکر همه یا هیچ: او اخیرا در شرکت تقاضای ترفیع کرده بود اما آنها ترفیع را به کارمند دیگری دادند که تجربه اش بیشتر بود. حالا او به این نتیجه رسیده است که هیچ وقت ترفیع نمی گیرد. او احساس می کند کاملا در شغلش شکست خورده است.

۲) زیاده از حد عمومیت دادن: او خیلی تنهاست و بیشتر وقتش را در منزل می گذراند، بعضی اوقات مردم به او می گویند کمی بیرون برود و با آدم ها ارتباط داشته باشد اما او احساس می کند اینکار بی فایده است چون بر این باور است هیچ کس نمی تواند واقعا او را دوست داشته باشد.

۳) غربال کردن روانی: او روز بدی داشته است. حین رانندگی به سمت منزل، راننده ای مهربان به کمک او آمد تا از ترافیک سنگین نجات پیدا کند. درست بعد از آن راننده بی دقت دیگری با ماشین او تصادف کرد. او به این نتیجه رسیده است که در این شهر همه بی دقت، بی مسئولیت و خطاکارند.

۴) بی ارزش کردن موارد مثبت: اخیرا او در عکاسی عکس انداخته بود. دوستش با دیدن عکس به او گفت بسیار خوب افتاده است اما او با عصبانیت شاکی شد که اتفاقا اصلا عکس خوبی نیست. این درحالی است که همه می گفتند تا به حال چنین عکس خوبی از او گرفته نشده است.

۵) نتیجه گیری سریع و سطحی: منتظر دوستش در رستوران نشسته است. دوستش ۲۰ دقیقه دیر آمد. او بلافاصله به این نتیجه رسید که دوستش حتما سراغ چند تا کار دیگر رفته و برای این قرار ارزش قائل نیست. این در حالی است که دوستش در ترافیک گیر کرده بود.

۶) بزرگنمایی و کوچک نمایی: مشغول بازی فوتبال است. اما حین بازی دچار خطای بزرگی شد که هم بازی ها را کمی ناراحت کرد. اما بلافاصله بعد از آن گل زد. در آخر بازی دائم اشتباهش را به یاد می آورد و اصلا گلی را که زده فراموش کرده بود.

۷) استدلال عاطفی: او به خانه نگاهی انداخت. کاملا به هم ریخته بود. بلافاصله احساس بدی به او دست داد: به هم ریختن خانه یعنی اینکه من ناتوانم. اصلا امیدی به تمیزی نیست پس اصلا چرا باید سعی کنم که همه جا تمیز و مرتب باشد؟!

۸) بایدهای بی مورد: در مطب دکتر منتظر بود. دکتر تاخیرداشت. او دائم به خود می گفت: وقتی پول ویزیت می دهم او باید سر موقع به مطب بیاید. باید بیش از این توجه و دقت داشته باشد. اصلا باید قانونی باشد که این جور آدم ها را درست کند. که البته اکثرا نتیجه این باید و بایدها چیزی به جز تلخی و عصبانیت نیست.

۹) انگ زدن اشتباه و بی مورد: او یک بار در طول رژیم لاغری خود بیسکوئیت خورد. هنوز که هنوز است می گوید من آدم چاق و بی عرضه ای هستم که یک بار رژیم خودم را به هم زدم.

۱۰) به خود نسبت دادن: فرزندش در درس ضعیف است. او دائم حس می کند که مادر خوبی نیست و همه این مشکلات به خاطر کوتاهی و قصور او به وجود آمده است.

جلوی این فکر پلید را بگیرید

اگر شما هم هریک از این انواع تفکر را در خود می بینید باید به فکر چاره باشید. البته وجود افکار منفی تا حدی طبیعی است اما اگر مستمر بوده و کل زندگی را تحت تاثیر قرار بدهد باید از شر آن خلاص شد. نکات کاربردی که به شما معرفی می کنیم اثرات قوی و جالبی بر روی حذف افکار منفی دارند. اما بهتر است قبل از آن به این مثال ها توجه کنید:

اظهار مثبت:

صبح که از خواب بلند می شوید در آینه نگاه کنید و بگویید: <امروز من چقدر سرحال هستم. چهره ام زیباتر از قبل شده است. من آنقدر باهوش و باکفایت هستم که مطمئنا بیشتر مردم مرا دوست دارند.> در طول روز هم افکار مثبت و حتی اعمال مثبتی را که انجام داده اید بنویسید. این کار اعتماد به نفس شما را تقویت می کند.

از تصویر تا تصور:

خودتان را درست آن طور که دوست دارید با شید، تصور کنید. هر روز تصوری مثبت از خود داشته باشید مثلا تصور کنید در برنامه ریزی که کرده اید به نتیجه خوبی رسیده اید و موفق شده اید. به موفقیت ها و شادی های گذشته فکر کرده و آنها را دقیقا در ذهنتان دوباره مجسم کنید. این کار روحیه شما را بهتر می کند.

تنفس مثبت:

در اکثر مواقع هجوم افکار منفی با استرس و تنش جسمی بسیار شدید شروع می شود. مثلا خیلی خسته اید یا به دلیل یک اتفاق ناگوار تمام انرژی شما تخیله شده است. اینجاست که افکار منفی هجوم می آورد. در این شرایط بهتر است چند نفس عمیق بکشید. حین دم به این فکر کنید که چرا دارم نفس عمیق می کشم؟

چون می خواهم برای کار دوباره و به دست آوردن شادابی آماده شده، مهارت پیدا کرده و توانمند ی ام را به دست بیاورم. حین دم در ذهنتان بگویید: <من آماده ام، من مشکلی ندارم، من اینکار را دوست دارم> و بعد حین بازدم با خود بگویید: <من این کار را قبلا انجام داده ام پس می توانم دوباره با آن روبه رو شوم. من کاملا آماده ام.> این تمرین ها باعث می شود بیشتر بر روی افکار مثبت تمرکز کرده و بدنتان ریلکس شود.

و اما توصیه آخر…

چه بخواهید و چه نخواهید شرایط خارجی (خارج از ذهن و یا کنترل ما) و صحبت سایر آدم ها ما را ناراحت کرده و اینجاست که افکار منفی به مغز ما تشریف می آورند! بنابراین گاهی در ورود آنها به ذهنمان هیچ کاری نمی توانیم بکنیم اما اینکه چقدر این افکار را گسترش می دهیم و می پرورانیم کاملا دست خود ماست. بنابراین دائم مثبت فکر کنید، حرف های مثبت بزنید.

سخنان مثبتی را که شخصیت های بزرگ گفته اند بخوانید و مرور کنید. اطرافتان را پر از صحبت های مثبتی کنید که از منابع مختلف به دست آورده اید. آنها را بنویسید و به در و دیوار اتاقتان بزنید. روی یخچال، روی آینه اتاق، روی داشبورد ماشین، زیر میز کار و خلاصه هر جا که ممکن است باید با حرف های مثبت پرشده باشد تا هر روز و هر لحظه آنها را ببینید. اینکار خیلی مهم و حیاتی است و تنها اثر آنها وقتی دیده می شود که طولانی مدت از آنها استفاده کنید.

نگذارید آثار افکار مثبت در ذهنتان ضعیف تر شود. وقتی دور هم جمع می شوید این قدر از خاطرات یا وقایع بد و ناخوشایند صحبت نکنید. حرف های خوب بزنید. خورشیدی را که گفتیم یادتان هست؟ پس به محض اینکه به ذهنتان رسید: <من هرگز موفق نمی شوم> فورا بگویید:<خورشید ذهنم چقدر پر نور است. بله من حتما می توانم موفق شوم.>

همه چیز در مورد افکار منفی و از بین بردن آن

افکار منفی چرا به وجود می آیند,دلایل بروز افکار منفی,همه چیز در مورد افکار منفی,افکار منفی و راه حلی برای آن

خانم ها نو کردن افکار را فراموش نکنید

ایجاد تغییر در زندگی همه چیز در مورد تغییر دادن زندگی فواید تغییر دادن طرز زندگی تغییر در زندگی تغییر نگرش در زندگی ایجاد تغییر در زندگی تغییر در زندگی فواید تغییر دادن طرز زندگی روشهای تغییر در زندگی تغییر اساسی در زندگی تغییر در زندگی روشهای تغییر در زندگی تغییر نگرش در زندگی همه چیز در مورد تغییر دادن زندگی تغییر در زندگی تغییر در زندگی تغییرات در زندگی تغییر نگرش در زندگی تغییر در سبک زندگی

خانم ها نو کردن افکار را فراموش نکنید

تغییر فرایندی است که در زندگی روز مره ی هر کسی وجود دارند. بسیاری از خانم ها ترجیح می دهند که زندگی آرام و بدون تغییری داشته باشند ، اما برخی دیگر نیز اینگونه نیستند ، افرادی دوست دارند که هر کاری را در زندگی خود تجربه کنند و به گونه ای نسبت به تغییر حس خوب و هیجانی دارند.

۱۰ راهکار به خانم ها برای خانه تکانی ذهن

 

به هر حال باید به این نکته توجه کنید که اگر واقعا می خواهید تمام زیر و بم زندگی را تجربه کنید هر از گاهی باید به سراغ ریسک کردن بروید.

من ریسک کرده ام. ۱۰ سال پیش من و شوهرم شغل پردرآمدمان را در یک شهر بزرگ رها کردیم و به شهر کوچک تری نقل مکان کردیم که البته آینده شغلی چندان روشنی در آن شهر نداشتیم. وقتی داخل هواپیما نشسته بودیم و به سمت شهر مقصد حرکت می کردیم مردی همسفر ما بود که می گفت: <همه ماجراهای خوب زندگی با ترس شروع می شوند.> او نوشته ای را که از یک شخصیت بزرگ نقل شده بود به ما نشان داد: <شما در تجربیاتی قدرت، شجاعت و اعتماد به نفس کسب می کنید که در آنها از ترسیدن دست بکشید.> بعد از صحبت های آن مرد تصمیم گرفتم خودم کاری مستقل داشته باشم و به عنوان نویسنده و اجرا کننده برنامه کمدی مشغول به کار شدم.

حالا که به گذشته نگاه می کنم، می بینم این یکی از پر ریسک ترین کارهایی است که تا به حال انجام داده ام و البته یکی از بهترین آنها. فکر می کنید چرا اکثر خانم ها چنین ریسک هایی نمی کنند؟ چون دائم چنین افکاری ذهنشان را پر می کند: <اگر فلان کار را بکنم همه میگن چقدر احمق است! به دردسر می افتم، آخه من در فلان کار وارد نیستم! دختر خوب هیچ وقت سراغ چنین کاری نمی ره…> بهتر است هر چه زودتر این افکار منفی را از خودتان دور کنید و برای تغییر رویه زندگی تان به این نکات کاربردی توجه کنید. این طوری بهره بیشتری از زندگی خواهید برد.

۱) خودتان به تنهایی به جایی بروید. برای بسیاری از خانم ها رفتن به اماکن عمومی به تنهایی سخت است مثلا تنها سینما نمی روند یا تنهایی پیاده روی نمی کنند. تنها بیرون رفتن راهی عالی برای کسب اعتماد به نفس است. اگر هم حس می کنید همه دارند به شما نگاه می کنند، عصبانی نشوید، شاید شهامت تان را تحسین می کنند.

۲) کاری را که در آن چندان وارد نیستید انجام دهید. بهتر است از خودتان توقع بیش از حد نداشته باشید. من در گذشته دونده ماراتن بودم و این کار را بدون تجربه قبلی آغاز کردم. این تجربه باعث شد در کاری که مهارت نداشتم وارد شوم و به خوبی از عهده آن برآیم. این مهارت به من اعتمادبه نفس داد تا سایر کارهایی را که به موفقیت در آنها چندان هم مطمئن نبودم، امتحان کنم.

۳) روزی را تعطیل کنید و به کارهای مورد علاقه بپردازید. در این زنگ تفریح یک روزه با کسی همراه شوید که شغل یا کار او همیشه آرزوی شما بوده است. اگر خانم خانه دار هستید از دوست تان که در کار طراحی و دکور داخلی منزل تبحر دارد بخواهید به منزل شما بیاید و با هم دکور خانه را عوض کنید. این روش به شما کمک می کند مواردی از کارهای مورد علاقه تان را یاد بگیرید. کارهایی که همیشه آرزوی انجام آن را داشته اید. ضمنا باعث می شود برای کارهای دیگران هم ارزش قائل شوید. حتی گاهی آدم ها به این ترتیب شغل عوض می کنند.

۴) برای تعطیلاتی که در پیش دارید برنامه ریزی کنید. و ضمنا کاری را که همیشه می خواستید انجام دهید در این تعطیلات انتخاب کنید: کوهنوردی، مسابقه ورزشی، گشت وگذار به مکان های باستانی و… خلاصه هر کاری را که قلبتان برای انجام آن می تپد انجام دهید.

۵) ریسک اجتماعی را فراموش نکنید. آیا از برقراری ارتباط می ترسید؟ پس این کار را انجام دهید و تا یک هفته هر روز با یک خانم غریبه ارتباط کوتاهی برقرار کنید. مثلا در اتوبوس با خانمی که کنارتان نشسته سر حرف را باز کنید.

۶) برای برقراری ارتباط با دیگران تلاش کنید، آدم ها هر چه بزرگ تر می شوند انجام این کار برایشان مشکل تر است.

۷) داوطلبانه کاری را انجام دهید که قبلا هرگز انجام نداده بودید. آیا تا به حال در امور خیریه سرمایه گذاری کرده اید؟ آیا کار ویرایش یک روزنامه را تجربه کرده اید؟ آیا به پرسنل درمانگاه محله خودتان کمک کرده اید؟ اگر از حصاری که اطرافتان کشیده اید بیرون بیائید درهای بیشماری به روی شما باز می شود.

۸) ریسک های جسمانی را هم امتحان کنید. البته منظور ما این نیست که بلایی بر سرتان بیاید و یا جانتان را در خطر قرار دهید. اما محدوده جسمانی خودتان را گسترش دهید. به کوهنوردی یا کلاس شنا بروید. اگر کمی خودتان را از نظر جسمی بالا بکشید نه تنها تناسب جسمی تان بهتر می شود بلکه کمتر خودتان را از دنیای واقعی مخفی می کنید.

۹) دوباره به تحصیل برگردید. چرا فکر می کنید اگر با این سن و سال به دانشگاه بروید، همه مسخره تان می کنند؟ واقعیت این است که دانشجوها حتی برای کارهای خودشان هم وقت ندارند چه برسد به شما. در ضمن اگر این کار را انجام دهید دیگران هم اراده و پشتکار شما را تحسین می کنند.

۱۰) اولین حرکت را شما انجام دهید. شما برای اولین بار از دوست جدیدتان دعوت کنید برای صرف شام در یک رستوران شما را همراهی کند. شما برای اولین بار برای نامزدتان هدیه بخرید و فکر نکنید که همیشه باید آقایان اول پیش قدم شوند. البته انصافا آقایان در انجام ریسک های عاطفی بسیار ماهر عمل می کنند اما شما هم باید این مهارت را یاد بگیرید.

خانم ها نو کردن افکار را فراموش نکنید

دانستنی های بسیار جالب در مورد حافظه همه چیز در مورد مغز

همه چیز درباره حافظه ها همه چیز در مورد حافظه همه چیز در مورد حافظه همه چیز در مورد حافظه کش همه چیز در مورد تقویت حافظه حافظه کامپیوتر چگونه کار می کند همه چیز درباره مغز همه چیز درباره حافظه همه چیز درباره حافظه حافظه کامپیوتر چگونه کار می کند همه چیز درباره حافظه ها همه چیز در مورد مغز و اعصاب همه چیز در مورد مغز انسان همه چیز در مورد حافظه مجازی همه چیز در مورد مغز و اعصاب اجزای حافظه کامپیوتر حافظه کامپیوتر چگونه کار می کند همه چیز درباره حافظه ها نکاتی در مورد حافظه همه چیز درباره حافظه

دانستنی های بسیار جالب در مورد حافظه

یکی از مهم ترین توانایی های مغز ، قدرت به خاطر سپردن چیزهای گوناگون است. حافظه در هر فرد از سه بخش مختلف تشکیل می شود. رمزگردانی ، اندوزش و بازیابی. هر یک از این بخش ها عمل خاصی را انجام می دهند ، رمزگردانی وظیفه ی آماده کردن اطلاعات برای ذخیره شدن را دارد. اندوزش اطلاعات رمز گردانی شده را ذخیره می کند و بازیابی وظیفه ی دوباره خوانده شدن و بیرون کشیدن اطلاعات ذخیره شده را دارد.

مشکلات حافظه ای اکثر آدم ها به اندازه یاد زدودگی(از دست رفتن حافظه) یا واپس رانی (فناوری های هیجانی ناشی از ضربه های روحی که می توانند حافظه را تحریف کرده یا در به یادآوری واضح رویدادها در حافظه اختلال ایجاد کنند) جدی نیستند. راهبردهای حافظه ای ساده زیر به شما کمک می کنند به نحو موثری رمزگردانی، اندوزش و بازیابی کنید.

قبل از هرچیز یادتان باشد که حافظه حتی در بهترین شرایطش بدون ضعف و اشکال نیست و دانشجویانی که عادات نابخردانه ای چون کم خوابی، مصرف دارو و مرتب حاضر نشدن در کلاس را دارند، اگر می خواهند در امتحان عملکرد خوبی داشته باشند باید این عاداتشان را ترک کنند.

اولین گام در بهبود عملکرد تحصیلی تان، اطمینان یافتن از پرداختن موثر اطلاعات است تا اطلاعات در حافظه بلند مدت اندوخته شود. اگرچه برخی اطلاعات به طور خودکار رمزگردانی می شوند ولی برای یادگرفتن دروس باید خیلی زحمت بکشید. اگر یادتان باشد گفتم که رمزگردانی مستلزم توجه کردن، پردازش اطلاعات در تسطیح مناسب و تصویرسازی ذهنی است.

مدیر و برنامه ریز زمان خوبی باشید:

با مدیریت و برنامه ریزی مناسب زمان می توانید وقت مورد نیازتان برای خوب درس خواندن را تامین کنید. برای گرفتن نمرات بالا باید در ازای هر یک ساعت کلاس ، روزانه ۳ ۲ ساعت درس بخوانید. مثلاً اگر هفته ای ۱۵ ساعت کلاس دارید باید

۴۵ ۳۰ ساعت در هفته مطالعه غیررسمی داشته باشید.

توجه کنید و حواس پرتی تان را به حداقل برسانید:

وقتی عزم تان را جزم کردید که وقت لازم برای دروس تان را کنار بگذارید، نباید اجازه بدهید چیز دیگری حواس تان را پرت کند. اگر می خواهید چیزی را به یاد آورید نباید اجازه بدهید توجه تان تقسیم شود. ببینید چه قدر به مطالب توجه می کنید. اگر احساس کردید حواس تان جمع نیست با استفاده از کلمه یا عبارتی مثل «تمرکز» یا «صفر» سطح توجه تان را افزایش دهید.

مطالب را طوطی وار حفظ نکنید بلکه آن ها را بفهمید:

اگر مطالب را بفهمید و آن ها را طوطی وار مرور و حفظ نکنید، احتمال این که آن ها را در بلندمدت به یاد آورید بیشتر خواهد شد. مرور برای جاگرفتن اطلاعات در حافظه کوتاه مدت خوب است ولی وقتی به رمزگردانی، اندوزش و بازیابی اطلاعات در حافظه بلند مدت نیاز دارید، خیلی موثر نیست. پس سعی کنید تا حد امکان اطلاعات را بفهمید و آن ها را معنا و بسط دهید و شخصی کنید. یکی از فنونی که شما را از فهمیدن مطالب مطمئن می کند، بازبینی شناختی است که میزان پیشرفتتان در مطالعه یا درس خواند را نشان می دهد. مثلاً برای مطمئن شدن از این که مطالب را فهمیده اید، خلاصه ای از مطالب خوانده شده تهیه کنید و قسمت هایی را که هنوز مبهم هستند، دوباره بخوانید.

از خودتان سوال کنید:

راهبرد سوال از خود به شما کمک می کند مطالب را بهتر به یاد آورید. لابه لای درس خواندنتان، لحظاتی توقف کنید و از خودتان چنین سوالاتی بپرسید: «معنای چیزهایی که خواندم چیست؟»، «چه اهمیتی دارند؟» و «مصداق مفهومی که خواندم چیست؟» وقتی با طرح سوالاتی از این قبیل، به مطالبی که خوانده اید یا کارهای کلاسی تان صورت عینی و ملموس بخشیدید، تعداد تداعی های اطلاعاتی را که بعداً می خواهید بازیابی کنید، بالا می برید.

یادداشت های خوبی بردارید:

یادداشت برداری خوب در جریان گوش دادن به صحبت های استاد یا خواندن کتاب درسی، به حافظه شما کمک خواهد کرد. ولی هر چیزی را یادداشت نکنید؛ این کار حواس تان را پرت می کند و نمی گذارد از منظور استاد یا کتاب درسی تصویر کاملی در ذهن تان ترسیم کنید.

راهبردهای یادداشت برداری خوب به شرح زیر هستند:

خلاصه بندی:

بعد از چند دقیقه گوش کردن یا کتاب خواندن، نکات اصلی را یادداشت کنید. دوباره چند دقیقه به صحبت های استادتان گوش بدهید و کتاب بخوانید، بعد نکات اصلی دیگر را یادداشت کنید.

تعیین رئوس مطالب:

رئوس مطالب صحبت های استادتان را مشخص کنید. برای این کار سلسله مراتبی تهیه کنید که رابطه ایده ها و اختصاصی یا عمومی بودن آن ها را نشان می دهد. بعد از این که سلسله مراتب فصول کتاب درسی تان را تهیه کردید، عناوین اصلی را با مثلاً حرف «الف»، عناوین فرعی را با حرف «ب» و عناوین فرعی تر را با حرف «ج» مشخص کنید.

نقشه های مفهومی:

اگر رئوس مطالب نظر شما را جلب نکرد از صحبت های استاد یا کتابتان نقشه های مفهومی تهیه کنید. نقشه های مفهومی شبیه رئوس مطالب هستند، فقط اطلاعات را به صورت نمودار یا نقشه نشان می دهند.

روش کورنل:

از سمت راست صفحه کاغذ، خطی که یک چهارم تا یک سوم صفحه را جدا می کند به سمت پایین صفحه بکشید و صفحه را به دو قسمت تقسیم کنید یادداشت های تان را روی دو سوم تا سه چهارم صفحه باقی مانده در سمت چپ صفحه ثبت کنید وقتی مشغول مرور یادداشت های تان هستید می توانید نظرات تان را در سمت راست بنویسید به این ترتیب یادداشت های شما شخصی تر و بازیابی آن ها آسان تر می شود.

مرور یادداشت ها:

عادت کنید هر از گاهی یادداشت های تان را مرور کنید و خواندن آن ها را به شب امتحان موکول نکنید. در صورت امکان، بلافاصله پس از هر تدریس یا مطالعه هر بخش، دقایقی را صرف مرور یادداشت های تان کنید. به این ترتیب می توانید اطلاعاتی را که از دست داده اید ولی هنوز در حافظه تان هستند، بیابید. این راهبرد، یادگیری شما را تثبیت می کند.

دانستنی های بسیار جالب در مورد حافظه

همه چیز در مورد مغز,همه چیز در مورد حافظه,اجزای حافظه,حافظه چگونه کار می کند,نکاتی در مورد حافظه,همه چیز در مورد مغز انسان,همه چیز در مورد مغز و اعصاب,همه چیز در مورد حافظه کش,همه چیز در مورد حافظه انسان,همه چیز در مورد حافظه مجازی,همه چیز در مورد حافظه جانبی,همه چیز در مورد تقویت حافظه,همه چیز درباره حافظه,همه چیز درباره حافظه ها,اجزای حافظه کامپیوتر,حافظه انسان چگونه کار می کند,حافظه کامپیوتر چگونه کار می کند

بچه هایی که اسهال دارند چه غذاهایی توصیه میشود؟

جلوگیری از اسهال در کودکان پیشگیری اسهال کودکان راههای پیشگیری از اسهال کودکان تغذیه کودک مبتلا به اسهال باید چگونه باشد؟ تغذیه کودک مبتلا به اسهال باید چگونه باشد؟ راههای پیشگیری از اسهال کودکان درمان دارویی کودکان مبتلا به اسهال پیشگیری اسهال کودکان پیشگیری اسهال کودکان جلوگیری از اسهال در کودکان پیشگیری از اسهال کودکان پیشگیری از اسهال در کودکان راههای پیشگیری از اسهال کودکان جلوگیری از اسهال در کودکان تغذیه کودک مبتلا به اسهال باید چگونه باشد؟ پیشگیری از اسهال در کودکان پیشگیری از اسهال کودکان تغذیه کودک مبتلا به اسهال باید چگونه باشد؟ پیشگیری از اسهال کودکان جلوگیری از اسهال کودکان

بچه هایی که اسهال دارند چه غذاهایی توصیه میشود؟

ممکن است کودک به خوردن و نوشیدن خود دقت نکند و موجب بدتر شدن اسهال شود. تغییر در رژیم غذایی  موجب بهتر شدن اسهال میشود.بیشتر کودکان می توانند با مواد مغذی از  اسهال پیشگیری کنند.  نوزادان، همواره تغذیه با شیر مادر یا شیر خشک  را باید ادامه دهند.بسیاری از کودکان بعلت عدم تحمل لاکتوز اسهال میکنند که این موقتی است. مصرف مواد لبنی ممکن است اسهال را طولانی ترکند

تغذیه کودک مبتلا به اسهال در صورتی که کودک هر کدام از این علایم زیر را داشت، حتماً باید او را نزد پزشک ببرید. ممکن است نیاز به محلول ORS یا سایر مایعات داشته باشد. در صورتی که کودک یک یا دو بار استفراغ و چند بار مدفوع آبکی دفع کرد، علامت خوبی نیست و ممکن است علامت بیماری کلرا (وبا) باشد که یک بیماری خطرناک است. بیماری کلرا به سرعت در میان افراد منتقل می شود و می تواند آب و مواد غذایی را آلوده کند.

 

برای پیشگیری از گسترش بیماری کلرا این اقدامات را سریعاً انجامدهید:

الف) مواد آلوده به مدفوع کودک را به سرعت در دستشویی بریزید و یا پوشک او رادرون نایلونی پیچیده و دور بیندازید.

ب) دست های خود را چند بار بعد از تماس با مدفوع کودک با صابون بشویید. پاهای کودک خود را نیز با آب ولرم و صابون کاملاً تمیز کنید.

ج) مطمئن شوید که غذا و آب خوردنی به هیچ عنوان به مدفوع یا دستان آلوده ی شما،آلوده نشده اند و کاملاً تمیز هستند.

● تغذیه کودک مبتلا به اسهال باید چگونه باشد؟

کودکی که اسهال گرفته، باید به خوبی و به طور منظم تغذیه شود. وقتی کودک در حال خوب شدن است، باید حداقل تا دو هفته کمی بیشتر از معمول غذا بخورد. کودکی که دچار اسهال شده است، وزن از دست می دهد و لاغر می شود، بنابراین یک کودک اسهالی نیاز دارد تا همه گروه های مواد غذایی و مایعات را دریافت کند. این غذاهاموجب می شود تا اسهال او برطرف شود و به بهبودی سریع تر او کمک می کند.

البته طبیعی است که کودک اسهالی تمایلی به خوردن نداشته باشد یا به علت تهوع و استفراغ، به خوردن غذا بی میل باشد. در این صورت تغذیه ی او کمی مشکل است. در صورتی که کودک شش ماهه یا بزرگ تر است، باید او را تشویق کنید هر چه قدرمی خواهد بخورد. بهتر است غذاهایی را برایش درست کنید که دوست دارد. غذاهای کودک باید کم نمک باشد. غذاهای نرم یا آبکی راحت تر خورده می شوند، پس بهتر است این غذاها بیشتر به کودک داده شود.

غذاهایی که از حبوبات و غلات درست می شود، ماهی، گوشتی که خوب پخته ونرم شده، ماست و میوه برای کودک خوب است. بهتر است تنها یک تا دو قاشق چای خوری روغن به حبوبات و سبزی غذای کودک اضافه کنید. سعی کنید در روز پنج تا شش بار در وعده های کوچک به او غذا دهید. زمانی که اسهال کودک بند آمد، باید غذاهای بیشتری به کودک بدهید، چون در این زمان یعنی زمان بهبودی، کودک بیشتر از روزهای عادی به غذا احتیاج دارد. کودک باید انرژی از دست رفته را دوباره باز یابد. در صورتی که وزن او به اندازه قبل از بیماری نرسید، هنوز به مراقبت و غذاهای سالم نیاز دارد. ویتامین A در بهبودی کودک بسیارموثر است. شیر مادر، جگر، ماهی، لبنیات ، پرتقال و میوه های زردرنگ و سبزی های برگ سبز سرشار از ویتامین A هستند.

 

 

● درمان دارویی

در صورتی که کودک مبتلا به اسهال شدید و طولانی مدت شد، حتماً باید از سوی تیم مراقبت بهداشتی، تحت دارو و مایع درمانی قرار گیرد. والدین نباید سر خود به کودک دارو بدهند، چون نه تنها برایش موثر نیست، بلکه خطرناک هم هست. اسهال معمولاً خود به خود بهبود می یابد. امام در صورتی که اسهال شدید و مداوم باشد، موجب از دست رفتن آب و مواد غذایی از بدن می شود. به کودکی که دچار اسهال شده، نباید هرگز و سرخود دارو بدهید. قرص ها، آنتی بیوتیک ها یا سایر داروها برای کودک مضر است، مگر اینکه از سوی پزشک برای کودک تجویز شده باشد.

بهترین راه درمان اسهال، خوراندن مقدار فراوانی مایع و محلول نمکی ORS است. در صورتی که پودر ORS در دسترس بود، می توانید این محلول را برای کودک درستکنید: چهار قاشق غذاخوری شکر را با نصف قاشق چایخوری نمک در یک لیتر آب کاملاً تمیز وپاک مخلوط کنید. توجه داشته باشید که این مواد به همین نسبت صحیح با هم مخلوط شوند. در صورتی که شکر آن بیشتر شود، اسهال بدتر می شود.همچنین نمک زیاد می تواند برایسلامت کودک ضرر داشته باشد. سرخک ممکن است سبب اسهال شدید در کودک شود. اما واکسیناسیون کودکان از این بیماری جلوگیری می کند.

● برای تغذیه کودک اسهالی از این مواد استفاده کنید

شیر مادر (مادر باید بیش از مواقع عادی به کودک خود شیر بدهد) ـ سوپ ـ برنج کته شده ـ چای رقیق با کمی شکر ـ آب نارگیل ـ آب کاملاً پاک و تمیز و بهداشتی ـ محلول ORS که می توان با نظر پزشک از داروخانه خرید یا در منزل تهیه کرد. ـ دادن شیر و مایعات بیشتر به کودک اسهالی

برای جلوگیری از دست رفتن مایعات بدن کودک، مادر می تواند دفعات بیشتری به فرزندخود شیر بدهد یا میزان بیشتری مایع به او بدهد:

ـ برای کودکان زیر دو سال، یک چهارم یا نصف فنجان بزرگ ـ برای کودکان دو سال و بزرگ تر، یک و نیم فنجان بزرگ شیشه و فنجانی که با آن به کودک شیر و مایعات می دهیم، باید کاملاً تمیز باشد،چون شیر دادن به کودک از فنجان و شیشه ی شیر آلوده می تواند اسهال را تشدید کند. در صورتی که کودکی استفراغ و تهوع هم داشت، ۱۰ دقیقه صبر کنید و بعد آهسته آهسته و به مقدار کم به او مایعات بدهید. اسهال معمولاً بعد از سه تا چهار روز متوقف می شود. اما در صورتی که اسهال شدید بود، حتماً باید تحت نظر پزشک درمان شود

بچه هایی که اسهال دارند چه غذاهایی توصیه میشود؟

تغذیه کودک مبتلا به اسهال باید چگونه باشد؟,درمان دارویی کودکان مبتلا به اسهال,پیشگیری از اسهال کودکان,جلوگیری از اسهال کودکان,جلوگیری از اسهال در کودکان,راههای پیشگیری از اسهال کودکان,پیشگیری از اسهال در کودکان,پیشگیری اسهال کودکان

با کودکان خجالتی خود چه کنیم

خجالتی بودن کودکان چگونه خجالت کشیدن کودک را از بین ببریم چگونه خجالت کشیدن کودک را از بین ببریم خجالتی بودن کودکان خجالتی بودن کودکان خجالتی بودن کودکان خجالتی بودن کودک خجالتی بودن کودک 2 ساله خجالتی بودن کودک راهی برای درمان خجالت کشیدن کودک درمان خجالتی بودن کودکان خجالتی بودن در کودکان علت خجالتی بودن کودک درمان خجالتی بودن کودکان دلایل خجالتی شدن کودک درمان خجالتی بودن کودکان چگونه خجالت کشیدن کودک را از بین ببریم علت خجالتی بودن کودک راهی برای درمان خجالت کشیدن کودک خجالتی بودن کودک

با کودکان خجالتی خود چه کنیم

اینکه شما و همسرتان هیچ کدام خجالتی نیستید دلیل بر این نمی شود که کودکتان نیز خجالتی نباشد. مسئله ی وراثت موضوع پیچیده ای است ، به خصوص در رفتار های فردی. خجالت در کودکان موضوعی است که باید به کمک پدر و مادر حل شود ، زیرا در صورتی که این موضوع ادامه پیدا کند ، در آینده ی کودک تاثیرات منفی بر جای خواهد گذاشت.

به عنوان مثال، خانواده ای را در نظر بگیرید که والدین، هر دو در زمان کودکی شان بسیار آرام، کم حرف و خجالتی بودند ولی دختر کوچکشان برعکس، بسیار اجتماعی و پر سر و زبان است. در همین خانواده فرزند دوم بسیار خوددار، گوشه گیر، ساکت و کم حرف است. مدام به مادر می چسبد و کسی نمی تواند او را جدا کند. بنابراین همان طور که فرزندان با یکدیگر متفاوتند، نحوهٔ رفتار و فرزندپروری والدین نیز باید منطبق با ویژگی های خلقی و رفتاری کودکانشان باشد. زمانی که شما با کودکی خجالتی و خوددار مواجه می شوید، با رعایت نکات و موارد به ظاهر کوچک تربیتی می توانید مسیر تربیت و پرورش او را ساده تر کنید.

با توجه به تفاوت های فردی، هر کودکی با ویژگی های خلقی و شخصیتی خاصی متولد می شود که در طول شیرخوارگی و نونهالی نمایان تر می شود. طبق نظر کارشناسان، کودکان خجالتی میزان بالاتری از بازداری، در خود فرورفتگی و اضطراب را در مقایسه با کودکان اجتماعی تجربه می کنند. معمولاً در مورد کم روئی و ملاحظه کاری، دلائل ژنتیکی را بیشتر عنوان می کنند. دانشمندان عقیده دارند که خصوصیات زیست شناختی، تأثیر والدین، روابط دوران کودکی و احساس کودک دربارهٔ خود می تواند در کم روئی او مؤثر واقع شود.

نقش والدین به عنوان مددرسان

این واقعیت دارد که کودکان آرام و خجالتی هم می توانند خوشحال و خشنود باشند ولی اغلب آن ها از ترس هائی که دارند خجالت می کشند. یک کودک خجول معمولاً اعتماد به نفس کافی را در رابطه با خودش، توانائی هایش و یا دنیای پیرامون ندارد. در این مورد، تجربیات کودکی خود والدین و میزان نفوذی که می توانند داشته باشند به عنوان عوامل کمک کننده یا مشکل ساز در برخورد با رفتار خجالت و کم روئی مطرح است، با کاربرد روش های خلاقانه و اندکی تشویق می توان به کودک کمک کرد بدون اینکه خودش متوجه شود کم تر احساس خجالت بکند.

راه کارهای فرزندپروری برای والدینی که کودکان خجالتی دارند.

اولین گام در پرورش کودک خجالتی پذیرش او است. کودک خود را آن طور که هست بپذیرید نه آن طور که دوست داشتید یا انتظار دارید باشد. اگر کودکتان بداند که ”همین طور که هست“ بسیار دوست داشتنی است، اعتماد به نفس بیشتری خواهد داشت. البته این مطلب در مورد بزرگ تر نیز مصداق دارد.

دوم:

سعی در تغییر رفتار خجالتی کودکتان داشته باشید اما با تأکید بر این نکته که مجبور نیست کاری را که دوست ندارد انجام دهد، چرا که اصرار بر انجام کار، روحیهٔ تدافعی را در کودک افزایش می دهد.

سوم:

احساسات کودک خود را بشناسید و اجازه دهید خودش باشد. اطمینان داشته باشید با صرف وقت، عشق و حمایت شما او می تواند بر ترس های خود غلبه کند. به عبارت دیگر فرزند خود را باور کنید تا او نیز خود را باور کند.

چهارم:

کودک خود را در یافتن فرصت های زمانی که می تواند خارج از محیط آشنای خود قدم بردارد یاری دهید. همهٔ ما در موقعیت های سخت و مبهمی جهت تصمیم گیری دربارهٔ مسائل قرار گرفته ایم. ما دوست داریم کاری را انجام دهیم ولی می ترسیم و همین ترس ما را منصرف می کند. زمانی که چنین موقعیت هائی برای کودکتان پیش می آید او را تشویق به پریدن از مانع و سعی در رسیدن به مقصود کنید. اگر او سعی نکرد، مشکلی نیست و به او بگوئید همچنان مقبول نظر شماست.

پنجم:

پرخاشگری نسبت به کودکی که با ترس هایش درگیر است به هیچ وجه مناسب نیست.پذیرش، عشق ورزی و تشویق از نکات کلیدی پرورش کودک خجول است. بنابراین درک این نکته از اهمیت بیشتری برخوردار است که موفقیت یا شکست او در رفع خجالت و کم روئی چندان مهم نیست بلکه یاد گرفتن این که خود را دوست بدارد اهمیت به سزائی دارد.

خجالت طبیعی یا کم روئی افراطی؟

تصور کنید دختر ۳ سالهٔ شما زمانی که در حضور شماست نسبتاً پرحرف و پرسر و صداست ولی درحضور هیچ شخص دیگری صحبت نمی کند. او حتی پیشنهاد بازی با هم سن های خود را نمی پذیرد یا پسر ۵ سالهٔ شما هنگام مهمانی، پشت کاناپه پنهان می شود و از جمع دوری می کند. آیا چنین رفتارهائی در حوزهٔ کم روئی طبیعی کودکان قرار می گیرد؟ والدین در این موقعیت ها چه باید بکنند؟ تصمیم گیری راجع به میزان کم روئی کودک و افراطی بودن آن بسیار دشوار است و شاید نیاز به مشاوره با متخصص داشته باشد، برای تصمیم گیری در این زمینه که آیا کودک نیاز به کمک خلاقانه برای رفع خجالت دارد یا این که بی توجهی موقتی به موضوع و امید به رفع آن در سنین بالاتر چارهٔ کار است، به چند نکته باید توجه نمود:

آیا فرزند شما در اکثر مواقع کم روست یا در بعضی مواقع؟

آیا او احساس رضایت و خشنودی نسبت به زندگی اش دارد؟

آیا اغلب در موقعیت های اجتماعی احساس ناراحتی و دشواری دارد؟

آیا زمانی که ترس هایش مانع بازی با همسالانش می شود احساس یأس و ناراحتی می کند؟

پاسخ به این سئوالات منجر به آگاهی از میزان مداخله و پیشروی خجالت در زندگی کودک می شود. اضطراب زمانی نقش مداخله ای در زندگی کودک می یابد که وقفه و گسستی در روند موفقیت و پیشرفت کودک ایجاد نماید.

همچنین اگر نگرانی والدین متناسب با مسئلهٔ کم روئی کودک نباشد مشکلاتی بروز می کند، مثلاً نگرانی و توجه زیاد جهت کمک به رفع کم روئی کودک، مانع توجه به ابعاد و موقعیت های دیگری که کودک در حین بزرگ شدن با آن مواجه است می شود.

دیدگاه های متنوعی در زمینهٔ برخورد با کم روئی کودک مطرح است. برخی از متخصصین معتقدند که نباید کودکان خجالتی را فاقد اعتماد به نفس تصور کرد چرا که در بسیاری از کودکان تودار و خجالتی، ”مفهوم خود“ مفهومی مثبت است. اگر کودک ترسو و خجالتی شما در عین حال خوش خلق و شاد است، نیازی به تغییر رفتار او نیست. برای تشخیص این که کودکتان در قلمروی افراد خجالتی و کم رو قرار می گیرد و یا خیر، لازم است مجدداً به جلوه های عاطفی و احساسی کودکتان دقت کنید. کودکان تودار با خود پنداره و خودارزشمندی سالم ذاتاً باادب هستند. تماس چشم با چشم و نزدیک برقرار می کنند و عموماً خوشحالند. اما اگر فرزند شما مضطرب است و کلاً در موقعیت های اجتماعی احساس ناراحتی می کند، تصمیم برای انجام کارهای بعدی مانند کار بر روی ترس های وی و مشاوره گرفتن از متخصصین توصیه می شود.

از آن جا که هر کودکی منحصر به فرد است، هیچ فرمول مشاوره ای اعجازآوری برای تغییر رفتار کودکان نمی توان یافت. هر شخصی بیشترین تجربه و مهارت را در نحوه برخورد با کودک خویش دارد. کودکان نیز از طریق رفتارشان نشان می دهند که آیا روش های ما مناسب آن هاست یا خیر، بنابراین مصداق روش های مفید و قابل استفاده را در هدایت رفتار کودکان ذکر می کنیم.

چگونه والدین می توانند مؤثر باشند؟

شناخت ویژگی های شخصیتی خود، ترس ها، اضطراب ها و فشارهای روحی خویش، پذیرش نقش مهم وراثت در ویژگی های رفتار فعلی کودک، کار بر روی ترس های خود و تلاش در ارائهٔ نقش مثبت در شکل دهی رفتار کودک.

مشاهدهٔ رفتار کود، آیا او همیشه کناره گیر است یا فقط بعضی اوقات؟ چه شرایطی عامل یا مسبب رفتار خجالت زدگی می شود؟ عملکرد او در گروه بهتر است یا به صورت انفرادی؟ آیا به نظر می رسد که او علاقه مند به بازی با بچه های دیگر است ولی از همراهی آن ها شدیداً می ترسد؟

خلقیات کودک را با مشاهده وی، واکنش های او نسبت به افراد متفاوت، تغییر در برنامه های روزانه و سطح فعالیت بشناسید. به این ترتیب موقعیت های آسیب زای احتمالی را شناسائی می کنید و از طریق دور کردن کودک از موقعیت آسیب زا یا قرار دادن وی در موقعیت های مناسب به او کمک می نمائید.

با کودک خود ارتباط برقرار کنید و همواره او را مورد تشویق قرار دهید. بچه ها معمولاً احساسات خود را نمی شناسند، کلماتی را برایشان معرفی کنید و دربارهٔ ترس هایشان صحبت کنید. به عنوان مثال اگر دختر شما از بازی با پسربچه ها می ترسد، شما علت آن را جویا شوید و دربارهٔ آن با او صحبت کنید بدون اینکه کلمهٔ ”چرا“ را به کار برید.

مثلاً بگوئید: ”فکر می کنی چه اتفاقی می افتد اگر با آن پسرکوچولو بازی کنی؟“ صحبت کردن درباره موقعیت ها، امکان ارزیابی شرایط را به فرزندتان می دهد تا متوجه شود هیچ چیز وحشتناک نیست و او باید با ترس هایش مواجه شود و شما نیز از شدت ترس های او آگاه می شوید و او را به ارتباطات بیشتر تشویق می کنید.

تجربیات جدید را ملموس سازید:

روش هائی برای مواجه کردن کودکان خجالتی با موقعیت های جدید و ناآشنا وجود دارد. یکی از فنون مؤثر، آشنا کردن کودک با تجربیات جدید است، به عنوان مثال قبل از شروع مدارس می توانید با کودک خود به محوطهٔ مدرسه بروید و زمانی را در کلاس ها و محیط مدرسه بگذرانید تا ترس و هیجان کودک کم تر شود. همچنین پس از مدرسه رفتن کودک می توانید راجع به احساس ها و تجربیاتی که داشته تبادل نظر نمائید.

در مورد کودکان خردسال تر می توانیم در موقعیت های سخت آنان را همراهی کنیم مثلاً زمانی که کودک از تماس با دیگر کودکان واهمه دارد در کنارش باشیم و در حالی که کودکمان ساکت است، مکالمه را با کودک دیگر آغاز نمائیم و دربارهٔ اسم و میزان علاقه اش به بازی بپرسیم. زمانی که به اصطلاح یخ رابطه باز شد، وقت مناسبی برای ورود کودک خجالتی به صحنهٔ صحبت و بازی است. همچنین می توان هنگام دعوت کودکان اقوام و دوستان به منزل در ابتدا با مقداری صحبت و یا مشارکت کردن در بازی آنها فضای ارتباط بچه ها را گرم و صمیمی کرد. در ضمن بهتر است برنامهٔ مهمانی، بازی ها و حتی غذا خوردن مشخص باشد، چرا که کودکان مضطرب در صورتی که برنامه هایشان مشخص و قابل پیش بینی باشد، عملکرد بهتری خواهند داشت و کودک شما هم در چنین جوی احساس آرامش بیشتری می کند.

کودکان بزرگ تر که اعتماد به نفس بیشتری دارند و به خود متکی هستند می توانند کارهائی از قبیل سفارش غذا در رستوران، پاسخ دادن به تلفن یا سئوالات سرکلاس را با انجام تمرینات قبلی، با کارآمدی بالا انجام دهند. همیشه صحبت دربارهٔ این که بدترین اتفاق ممکن چه می تواند باشد و همراهی کودک در بعضی موقعیت ها و تمرین دربارهٔ چگونگی مدیریت موقعیت های سخت و اضطراب آور از جمله فعالیت هائی است که می توان برای غلبه کودک بر اضطراب انجام داد.

سهل گیری یا سخت گیری

شما به عنوان والد می توانید همیشه کودک را تشویق کنید اما وارد کردن فشار و سخت گیری بر کودک روندی بی فایده و فرسایشی برای هر دو طرف (کودک و والد) است. البته فهمیدن این که چه مقدار تشویق یا عقب نشینی از موضع لازم است، خیلی آسان نیست. توصیه می شود:

زمانی به فرزندتان اجازهٔ ابتکار عمل را بدهید که آمادگی دارد و هنگامی به او کمک کنید که طالب آن است. تحمیل انجام کاری به کودک زمانی که آمادگی انجامش را ندارد دو پیغام منفی به همراه دارد؛ نخست اینکه کودک ناتوان و بی صلاحیت است و رفتارش مورد موافقت و تأیید والدین قرار نمی گیرد و دوم این که کودک کم استعداد و بی عرضه است و نمی داند چطور مناسب رفتار کند. بنابراین عمیقاً باور داشته باشید که فرزندتان را نباید تغییر دهید، بلکه شرایط مساعدی برای رشد وی فراهم کنید.

اجازهٔ برنامه ریزی به فرزندتان بدهید و فرصت هائی را بیابید که کودک آمادگی دارد دامنهٔ آسایش و راحتی اش را گسترش دهد. سپس از فنونی که در این مقاله ذکر شد برای تجهیز فرزندتان در انجام تجربهٔ جدید استفاده نمائید. یکی از مهم ترین اصول در پرورش فرزند، پذیرش تفاوت های فردی است، احترام به اصل تفاوت های فردی منجر به لذت بردن از طبیعت فرزندتان (خجالتی، کم رو،…) می شود و شما را به سوی تلاش مؤثر برای شکوفائی توانائی های بالقوه فرزندان سوق می دهد.

با کودکان خجالتی خود چه کنیم

خجالتی بودن کودک,دلایل خجالتی شدن کودک,خجالتی بودن کودکان,خجالتی بودن کودک 2 ساله,درمان خجالتی بودن کودکان,خجالتی بودن در کودکان,علت خجالتی بودن کودک,دلایل خجالتی بودن کودکان,درمان خجالتی بودن کودک