
از گذشته تا کنون در رابطه با موضوع خواب ، تحقیقات بسیار گسترده ای انجام شده. از هزاران سال قبل معبرانی وجود داشتند که خواب پادشاهان را تعبیر می کردند. امروزه نیز بسیاری از دانشمندان در این زمینه تحقیقاتی انجام داده اند.
هریک از ما تصویری از دنیا دارد. دنیای پیرامون ما همان دنیایی است که یکایکمان در آن به دنیا آمده ایم، بزرگ شده ایم و تجربه هایی کسب کرده ایم. هریک از ما چه آنها که در هزاران سال قبل در غارها می زیستند و چه آنها که امروز در بزرگ ترین رصدخانه های جهان کار می کنند همه نگرشی کلی و جامع به چیستی زندگی و قوانین حاکم بر آن داریم اما اینکه واقعا در این دنیا چه خبر است یا چه خبر خواهد شد، همچنان سوال بزرگی است که با وجود همه پیشرفت های بشری پاسخ علمی و مورد اتفاق نظر جهانی برای آن وجود ندارد…
نکته مهم اینجاست که هرچه توانایی، قابلیت و استعداد فرارفتن از چارچوب ها و زندان های ذهنی بیشتر باشد، واقعیت های محکم تری از مخفیگاه محدودیت های حسی و ادراکی آدمی سر برمی آورند؛ واقعیت های بزرگ و تکان دهنده ای که همه قوانین به نظر فراگیر و کامل روزمره مان را کمرنگ کرده یا به کلی زیر سوال می برند.
صبح است و مردم طبق روال روزانه در حال رفتن به محل کار و تحصیلشان هستند و مادران هم در خانه به فکر پختن ناهاری برای روز جدید هستند. هواپیما ها مسافران را به مقاصدشان می برند اما برای فضانوردی که از ایستگاه بین المللی ناظر زمین و مردم شهر مورد بحث ماست، روند امور و جو حاکم بر عالم قدری متفاوت است. هرچند به مدد شبکه تارنمای جهانی، تلویزیون و رسانه های مختلف همه تصوری از عالم بالای سرمان داریم اما تا زمانی که مانند خانم انوشه انصاری خارج از جو زمین پرواز نکنیم، احساس حقیقی از معلق بودن ما و همه شهرها و خیابان هایمان در فضا و داشتن سرعت سیری در پهنای ژرف و سیاه مکان و گردشی بی صدا بر گرد خورشید را تجربه نخواهیم کرد. به عبارت دیگر واقعیت اصلی اگر چه قبولش داریم ولی ملموس نبوده بلکه بیشتر شبیه افسانه های مجازی است. برای امور روزمره ما توفیری ایجاد نمی کند و برای نان شب فرزندانمان هم فایده ای ندارد که آن بالا چه خبر است و ما از آن بالا قابل تشبیه به چه نوع مخلوقاتی هستیم. چقدر تکان دهنده است!
تجسم ابعاد همین خورشیدی که هر روز صبح طلوع می کند و ما یعنی سیاره ما، میلیاردها سال است که هم از گزند سوختن در شعله های بغایت سوزانش در امان بوده و در طول همه این سال ها و این سفرهای نجومی بر گرد آن در دل فضا با او به هر کجا که می رود، رفته ایم و به دامش گرفتار نشده ایم و در عین حال در پناه چنین غول عظیم خشمگینی از آوارگی در بی نهایت سرد و سیاه فضای بین ستاره ای تاکنون جسته ایم. متفکران، دانشمندان و محققان با قدرت فکر و تجزیه و تحلیل، از عالم محسوسات به دنیای واقعی تر و حقیقی تری از آنچه که با ابزارهای حسی مان قابل مشاهده است، می رسند و این گونه وقتی اینشتین در عالم «مکان» خیالی با سرعت نور همسفر می شود و روی امواج آن به تفکر می نشیند، حقایقی را می بیند که شاید هرگز کسی جز او نمی توانست به آنها دست یابد. البته حریم علم محترم است و نگهبانان آن همواره و به خصوص در قرن های اخیر کوشیده اند جلوی ورود هرگونه خرافات، توهم و خطای ذهنی به اصول محکم علمی را بگیرند. این گونه بوده است که سنگین ترین هواپیماها از زمین برمی خیزند، در آسمان اوج می گیرند و مسافران را به سلامت به اقصی نقاط جهان برده و به آرامی به منزلگاه مقصود می نشیند یا طبیبان قلب و مغز بیماران را با اطمینان به قدرت مداوای خویش می شکافند و هر آنچه لازم بدانند اعمال می کنند.
مقاومت دانشمندان در پذیرش و تفسیر بسیاری از پدیده های مبهم متافیزیکی به این دلیل شایسته احترام است که همواره سنگ محکی بی حرف و حدیث برای سنجش پدیده ها فارغ از همه شبهات در دسترس محققان و متفکران باشد اما آفتی هم که علم عمدتا وارداتی به همراه آورده است، نوعی تمایل به تسامح پدیده هایی غیرعادی و غیرقابل توجیه علمی است. هستند دانشمندان متعصبی که در انکار شعورمندی حیات، راه افراط را در پیش گرفته اند و نوعی تعصب و تحجر علمی را بنیان گذاشته اند.
بسیاری از ما وجود برخی ماجراهای مرموز و دست های پشت پرده و نامرئی را در جریان های زندگی خود حس کرده ایم؛ اتفاقاتی که در قالب قوانین احتمالات و شانسی بودن برخی همزمانی های به شدت سرنوشت ساز نمی گنجند و در عین حال هم قدرت اثبات و مستندسازی آنها را به شیوه علمی نداریم. همه اینها را گفتیم تا برسیم به بحث رویا و رویاهایی که به نظر می رسد واقعا صادق هستند اما باز هم نیاز داریم که قدری در مورد ابزار ادراکات حسی مان سخن بگوییم.
مغز ما هنگام بیداری به طور لحظه ای و پی در پی جهان پیرامونمان را آنگونه که آن را می بینیم و احساس می کنیم پس از محاسبه های ریاضی بسیار مفصل، پیچیده و دقیق در ذهن ما منعکس می کند. این انعکاس در واقع، تصاویر ذهنی بازسازی شده ای از حقیقت بیرونی هستند. از این رو باید مغز را بیشتر از هر چیز به عنوان یک فیلمساز بسیار سریع و امانتدار به حساب بیاوریم؛ فیلمسازی که متناظر با هر شخصیت و پدیده حقیقی مشاهده شده شبحی ریاضی را در لایه های ذهن می آفریند.
حتما متوجه شده اید که بسیاری از وقایع روزانه مهم خودبه خود طی ساعت ها یا روزهای بعدی مرور و تکرار می شوند. وقتی جریان ورودی اطلاعات از محیط قطع می شود به عنوان مثال زمانی که فرد در مکانی تاریک و بدون صدا برای مدتی طولانی محبوس می ماند (شرایطی که محرومیت حسی نامگذاری شده)، ذهن فیلمساز نبود خوراک حسی را نهایتا با خلاقیت و داستان پردازی خیالی جبران می کند؛ تجربه های کاذبی که ممکن است بسیار طبیعی جلوه کنند و فرد دچار توهم را منقلب سازند. از طرف دیگر وقتی چشم برهم می گذاریم و به تدریج خواب وجود ما را دربرمی گیرد وقایع روزانه خودبه خود در برابر ذهن حاضر می شوند. در مطالعه ای مشخص شده که تقدم و تاخر اتفاق ها در این حالت، برعکس می شود یعنی وقایعی که جدیدترند زودتر بازپخش می شوند. در خواب با حرکت های سریع چشم، فیلم های ساخته شده ذهن باز پخش و اصلاح می شوند. گاه معضل لاینحلی که روزهای مدیدی فکر ما را به خود مشغول داشته در کمال ناباوری حل می شود و ما به طرز معجزه آسایی به خواسته های رویایی مان می رسیم و البته گاهی نیز نگرانی هایمان در خصوص عزیزانمان در قالب نمایش هایی کاملا طبیعی مبنی بر رودرروشدن ما با فوت آنها کابوس هایی وحشتناک را خلق می کنند اما گاهی اتفاقی را در خواب می بینیم که به راستی روی می دهد! یا مادری به درستی از وقوع مشکلی برای فرزندی که کیلومترها از او دور است آگاه می شود. پرسش این است که چگونه چنین چیزی ممکن است؟
از یک فیلمساز بسیار ساعی و پرکار برمی آید که گاهی هم فیلمی تخیلی بسازد که بین هزاران هزار فیلمش یکی از آنها با واقعیات بعدی تا حدودی جور دربیاید. این نگرش بسیاری از دانشمندان یا پزشکان درخصوص رویاست، خصوصا به این دلیل که قبول امکان دیدار با آینده به معنی پذیرش غیرممکن های علمی است اما دنیای ما همواره حیرت انگیزتر از چارچوب های ذهنی دانشمندان سنت گرا بوده است. با وجود تمام ناباوری ها به برکت پیشرفت های دانش فیزیک نظری دو غیرممکن بدیهی به طرز تکان دهنده ای نقض شده اند؛ یکی امکان عبور از زمان و ملاقات با گذشته یا آینده و دیگری در هم شکستن بعد مکان!
از دیرباز منجمان در اقصی نقاط جهان به پیش بینی آینده مشغول بوده اند، کافی بوده که پیش بینی نادرستی انجام دهند تا سرشان بر باد رود و بر تمام ادعاهایشان از اساس مهر بطلان کوبانده شود اما به رغم همه مخاطره هایی که پیش بینی های دروغین می توانست داشته باشد. هزاران سال پیشگوها با روش های مختلفی که برای پیش بینی آینده به کار می بردند در کنار حاکمان حضور داشتند. حتی همین اواخر نیز مدارکی دال بر استفاده برخی از سیاستمداران مشهور یا ارکان کلان دولتی از پیشگویان یا دوربینندگان به دست آمده است. شواهدی مبنی بر اینکه آدلف هیتلر یک پیشگوی اختصاصی داشته است که اتفاقا پایان شوم جنگ را پیش بینی کرده بود یا استفاده از روش های غیرمتعارف ذهنی برای شکار صدام در جنگ عراق و آمریکا مثال هایی از این دست هستند.
بین منجمانی که در آسمان ها در جستجوی آینده بودند، بودند دانشمندانی که با تفکر سیستماتیک و واقع گرایانه جایگاه زمین و شیوه گردش آن در منظومه شمسی را کشف کردند و جالب آنکه دریافتند نگاه به آسمان به جای اینکه آینده نگر باشد، در واقع نگریستن به گذشته های بسیار دور است. نظریه های نسبیت اینشتین انقلابی در فضا و زمان ایجاد کرد. زمان و مکان پدیده هایی ازلی و ابدی نیستند بلکه در حدود ۱۵ میلیارد سال قبل با انفجار بزرگ خودشان خلق شده اند! و این پرسش که قبل از انفجار بزرگ چه خبر بوده، بی معناست.
از سوی دیگر، کافی است سرعت حرکت شما زیاد باشد تا بتوانید زمان را آهسته کنید. اگر به سرعتی معادل ۳۰۰ هزار کیلومتر در ثانیه برسید، یعنی به جاودانگی رسیده اید. تمام جهان در حال پیر شدن خواهد بود اما شما همچنان طراوت، جوانی و نشاط زندگی خود را برای همیشه حفظ خواهید کرد. جالب اینجاست که مهم نیست به کدام سو سفر می کنید، به هر جهت که باشد تفاوتی ندارد، مهم حرکت داشتن است. گویی مکان دامی است و چسبی دارد که اگر بتوانید قبل از آنکه بتواند شما را به قوانین حاکم بر خود آلوده و زمینگیرتان کند، از آن بجهید و نقطه دیگری از مکان را اشغال کنید، دیگر چون اسفندیار در برابر چرخ روزگار رویین تن خواهیدشد و هرگز مرگ و پایانی در انتظارتان نخواهد بود و ساکن عالم جاودانه ها خواهید بود.
می بینیم با پدیده ای به این آسانی یعنی سرعت داشتن که در واقع چیزی جز بازی مکان در ظرف زمان نیست، همه داستان و قواعد بازی تغییر می کند. سوال اینجاست که در چنان سرعتی عالم به چه شکلی مشاهده می شود؟ آیا ممکن است همان عالم غیبی که برخی گاه به آن سرکی می کشند و آن را عالم شهود می نامند، در چنان سرعتی قابل مشاهده شود؟
برگردیم به ابزار حسی مان و سامانه عصبی ای که دنیا را به ما بازمی انگاراند. دستگاهی که با شرایط فعلی ما تطبیق یافته و ابزاری است برای تعامل با جهان در سرعت های پایین و معمولی. زمانی که این دستگاه می خواهد برای مدتی خاموش شود، گویی برخی تنظیم های بسیار پیچیده اش در مرحله گذر به خواب، به هم می ریزند تا به شرایط پایدار خواب کامل برسد.
شناخته شده ترین اختلال در این تنظیم ها، وقوع تکان های هیپناگوژیک یا در طیف دیگر وقوع فلج خواب یا بختک است، اما جالب اینجاست که برخی کشف های بزرگ علمی نظیر جدول تناوبی اعداد یا ساختار حلقه بنزن در چنین حالت هایی روی داده اند؛ شرایطی که ذهن از اسارت چارچوب های ذهنی رها می شود، شرایطی که نه هوشیاری کامل است و نه بیهوشی، بلکه خلسه ای است همراه با احساس هایی متفاوت نسبت به هستی و بودن. جالب است که روان شناسان بزرگی چون فروید یا برنده جایزه نوبل فیزیولوژی، اکلز، هم به وجود ذهنی ناهوشیار که چه بسا قوی تر از ذهن هشیار آدمی است، اشاره دارند.
«تلقین» یا «سرآغاز» (Inception) نام یک فیلم مرموز و علمی فلسفی به کارگردانی، نویسندگی و تهیه کنندگی «کریستوفر نولان» و با بازی «لئوناردو دی کاپریو» و یک گروه از بازیگران مکمل است.
فیلم «سرآغاز» در مورد خواب شفاف، خواب غیرشفاف، خودآگاهی، و نفس گرایی است. موضوع این فیلم، دستیابی انسان به فناوری نفوذ به خواب های دیگران در آینده ای نزدیک و ربودن اسرار ذهن آنها در خواب است. در این فیلم، برخی افراد ضمن نفوذ به خواب های دیگران، حتی توانایی استخراج اطلاعات محرمانه از میزبان خواب را نیز پیدا می کنند و این اطلاعات می تواند بسیار مهم باشد چرا که مثلا می توان اسرار نظامی یا تجاری شخص مهمی را از ذهن ناخودآگاهش (هنگام خواب دیدن او) دزدید. راجر ایبرت، خبرنگار و منتقد معروف آمریکایی، می گوید: «کریستوفر نولان با این فیلم یک داستان باورپذیر را به هالیوود وارد کرده است.»
فرعون (رامسیس دوم) طاغوت خودسر و مغرور مصر، مردم را به دو طبقه مستضعف و مستکبر (بردگان و اشرافیان) به نام سبطیان و قبطیان، تقسیم کرد. قبطیان همان فرعونیان بودند که در اطراف فرعون به هوسبازی و عیش و نوش و ظلم و ستم سرگرم بودند و همه اختیارات کشور دست آنها بود و سبطیان طبقه پایین اجتماع و ستمدیدگان مستضعف که همواره زیر چکمه و چنگال فرعونیان رنج می بردند. موسی (ع) و بنی اسرائیل از سبطیان بودند و فرعون از قبطیان.
به این ترتیب نژادپرستی عجیبی در کشور مصر و اطراف آن حکمفرما بود و قبطیان می خواستند همین وضع ادامه یابد. ۴۰۰ سال این وضع نابسامان ادامه یافت تا اینکه خداوند به بنی اسرائیل لطف کرد و پیامبری به نام موسی(ع) فرستاد تا آنها را از زیر یوغ استعمار و استثمار فرعون نجات بخشد.
در همین ایام، یک شب فرعون در عالم خواب دید آتشی از طرف شام شعله ور شد و زبانه کشید و به طرف مصر آمد و به خانه های قبطیان افتاد و همه آن خانه ها را سوزاند. سپس کاخ ها و باغ ها و تالارهای آنها را فراگرفت و همه را به خاکستر و دود تبدیل کرد. فرعون در حالی که بسیار وحشتزده شده بود، از خواب برخاست و در غم و اندوه فرو رفت، ساحران، کاهنان و دانشمندان تعبیر خواب را به حضور طلبید و به آنها رو کرد و گفت: «چنین خوابی دیده ام، تعبیرش چیست؟» یکی از آنها گفت: «چنین به نظر می رسد که به زودی نوزادی از بنی اسرائیل به دنیا آید و واژگونی تخت و تاج فرعون و نابودی فرعونیان، به دست او انجام شود.»
حضرت یوسف(ع) هنگامی که ۹ سال داشت، روزی نزد پدر آمد و گفت: «پدر! من در عالم خواب دیدم که ۱۱ ستاره و خورشید و ماه در برابرم سجده می کنند.»
یعقوب(ع) که تعبیر خواب را می دانست، به یوسف(ع)گفت: «فرزندم! خواب خود را برای برادرانت بازگو مکن که برای تو نقشه خطرناکی می کشند، چراکه شیطان دشمن آشکار انسان است و این گونه پروردگارت تو را برمی گزیند و از تعبیرخواب ها به تو می آموزد و نعمتش را بر تو و بر خاندان یعقوب تمام و کامل می کند، همان گونه که پیش از این بر پدرانت ابراهیم و اسحاق(ع) تمام کرد، به یقین پروردگار تو دانا و حکیم است.»
این خواب بر آن دلالت می کرد که روزی حضرت یوسف(ع) رییس حکومت و پادشاه مصر خواهد شد، ۱۱ برادر و پدر کنار تخت شکوهمند او می آیند و به یوسف تعظیم و تجلیل می کنند و سجده شکر به جا می آورند.
طبق بعضی از روایات، بعضی از زن های یعقوب(ع) موضوع خواب یوسف(ع) را شنیدند و به برادران یوسف(ع) خبر دادند. از این رو حسادت برادران نسبت به یوسف(ع) بیشتر شد به طوری که تصمیم خطرناکی در مورد او گرفتند.
شاید این سوال، سوال شما هم باشد که چگونه حضرت ابراهیم(ع) خوابش درباره ذبح فرزند را حجت دانست؟ در پاسخ به این سوال، گاه گفته می شود: «خواب های انبیا هرگز خواب شیطانی یا زاییده فعالیت قوه واهمه نیست بلکه گوشه ای از برنامه نبوت و وحی آنهاست.» و به تعبیر دیگر، ارتباط انبیا با مصدر وحی، گاهی به صورت القا به قلب است، گاه از طریق دیدن فرشته وحی، گاه از راه شنیدن امواج صوتی که به فرمان خدا ایجاد شده و گاه از طریق خواب است.
به این ترتیب، در خواب های آنها هیچ گونه خطا و اشتباهی رخ نمی دهد و آنچه در خواب می بینند، درست همانند چیزی است که در بیداری می بینند.
گاه گفته می شود ابراهیم(ع) در حال بیداری از طریق وحی آگاهی یافت که باید به خوابی که در زمینه «ذبح» می بیند، عمل کند.
برخی هم معتقدند قرائن مختلفی که در این خواب بود و از جمله اینکه در ۳ شب متوالی عینا تکرار شد، برای حضرت ابراهیم(ع) علم و یقین ایجاد کرد که این یک ماموریت الهی است و نه غیر آن.
به هر حال، همه این تفسیرها ممکن است صحیح باشد و منافاتی با هم ندارد و مخالف ظواهر آیات نیز نیست.
رویای صادقانه و دیدگاه دانشمندان در این رابطه
رویای صادقانه,همه چیز درمورد رویای صادقانه,نشانه های رویای صادقانه,تعبیر رویای صادقانه,رویای صادقانه چیست,رویای صادقانه,رویای صادقانه پیامبر,رویاهای صادقانه,رویاهای صادقانه

امروزه افسردگی یکی از شایع ترین مشکلات در تمامی کشورهای دنیا است. راهکار های بسیاری برای درمان این موضوع وجود دارد ، یکی از این راهکار ها ، گوش دادن به موسیقی است. اما این که چه موسیقی با چه موضوعی را گوش دهیم ، نکته ای است که در این مطلب به شرح آن می پردازیم.
شاید عجیب به نظر برسد، اما محققان ژاپنی متوجه شدند گوش دادن به موسیقی ملایم و غمناک می تواند به کاهش علائم افسردگی کمک کند. به نظر می رسد گوش دادن به این آهنگ ها باعث یادآوری فیلم های رومانتیک و حوادثی می شود که درنهایت احساس شادی را در انسان افزایش می دهد. شاید به همین دلیل باشد که بسیاری از مردم از گوش دادن به موسیقی ملایم لذت می برند.
موسیقی غمگین احساسات متناقضی را در مغز تحریک می کند. با اینکه احساس غم و ناراحتی در زندگی روزانه چندان برای روحیه ما خوب نیست، اما تجربه غم از طریق هنر و موسیقی امید به زندگی را افزایش می دهد، زیرا در این حالت هیچ استرس و نگرانی زندگی ما را تهدید نمی کند، به همین دلیل ما می توانیم بدون تجربه کردن احساس افسردگی از غم و اندوه نهفته در موسیقی لذت ببریم و در نهایت رضایت بیشتری از زندگی خود پیدا کنیم.گوش دادن به موسیقی آرام و غمگین حتی می تواند باعث افزایش قدرت سیستم ایمنی، بهبود سلامت و افزایش رضایت در زندگی مشترک شود.
بسیاری از مردم فکر می کنند با ثبت نام در یک باشگاه ورزشی می توانند به راحتی چربی های دور شکم خود را آب کنند، اما محققان نظر دیگری در این مورد دارند با اینکه فواید ورزش کردن برای سلامت غیرقابل انکار است، اما این کار به تنهایی نمی تواند باعث کاهش وزن شما شود. برای آنکه بهتر متوجه موضوع شوید، کافی است بدانید سوزاندن کالری های موجود در یک پیتزای متوسط نیاز به یک ساعت دوچرخه سواری با شدت بسیار بالا دارد. همچنین اگر فردی در دوی ماراتن به مسافت ۴۱ کیلومتر شرکت کند، فقط ۲۶۰۰ کالری انرژی می سوزاند و با این کار فقط ۳۰۰ گرم از چربی های بدنش آب می شود.اما از آنجایی که بسیاری از مردم فکر می کنند ورزش کردن برای کاهش وزن کافی است، بعد از پایان فعالیت بدنی هرقدر که می خواهند غذاهای شیرین و پرچرب می خورند.تحقیقات روی افرادی که بیش از ۱۳ کیلوگرم از وزن خود را کاهش داده و بیشتر از یک سال این وزن را حفظ کرده اند نشان می دهد بیش از ۹۰ درصد از آنها هر روز به مدت یک ساعت تمرین می کردند. مطالعات بیشتر نشان می دهد اگر فردی می خواهد با ورزش کردن وزن خود را کاهش دهد، باید در هفته حداقل ۳۰۰ دقیقه فعالیت بدنی داشته باشد. این در حالی است که بسیاری از ما در بهترین حالت سه نوبت در هفته ورزش می کنیم که زمان آن به زحمت به ۶۰ دقیقه می رسد.
اگر از درمان جوش های خود نتیجه نمی گیرد، بهتر است استفاده از تلفن همراه را کاهش دهید. تحقیقات نشان می دهد روی سطح موبایل ها موجودات زنده بسیار کوچکی زندگی می کنند که هنگام تماس با پوست صورت، احتمال ابتلا به آکنه را افزایش می دهند. برای بررسی این موضوع دانشمندان از روی سطح موبایل چند خانم نمونه برداری کردند و آنها را در محیط آزمایشگاهی قرار دادند. دمای محیط آزمایشگاه روی ۳۵ درجه تنظیم شد که تقریبا معادل با دمای بدن انسان است. بعد از ۳ روز میکروب هایی در نمونه ها رشد کردند که در صورت ورود به داخل بدن می توانستند به راحتی آن را دچار عفونت کنند. به اعتقاد دانشمندان این موضوع می تواند دلیل بیشتر بودن تعداد جوش های صورت در نواحی اطراف گونه و دهان را توضیح دهد، زیرا این قسمت ها بیشتر در تماس با تلفن های همراه قرار دارند.
البته برطرف کردن این مشکل راه حل بسیار ساده ای دارد. کافی است با استفاده از یک پنبه آغشته به الکل سطح تلفن همراه خود را تمیز کنید. همچنین استفاده از هدفون ها می تواند به دور ماندن تلفن های همراه از پوست و پاکیزه ماندن آن کمک کند. آزمایش ها نشان می دهد تعداد باکتری های روی سطح تلفن همراه ۱۰ برابر بیشتر از تعداد باکتری های موجود در سطح دستشویی های عمومی است.
قبلا تصور می شد استفاده از قرص های روغن ماهی فواید زیادی برای سلامت دارد، اما به تازگی محققان متوجه شدند این قرص ها خطر ابتلا به سرطان پروستات از نوع پیشرفته و کشنده را تا ۷۰ درصد افزایش می دهند . بعضی مردم در هر روز چند بار از این قرص ها استفاده می کنند اما مصرف قرص های روغن ماهی فقط یک یا دو بار در طول هفته مجاز است.
در بسیاری از تبلیغات ادعا شده مصرف قرص های امگا ۳ خطر ابتلا به حمله قلبی و سکته را کاهش داده، از آرتروز پیشگیری می کند و باعث افزایش قدرت مغز می شود. اما به تازگی محققان متوجه شدند افرادی که دارای مقادیر زیاد امگا ۳ در خون خود هستند با احتمال ۷۱ درصد بیشتر به تومور سرطان پروستات غیرقابل درمان دچار می شوند. هنوز هیچ مدرکی که نشان دهد استفاده از مکمل های غذایی برای سلامت بدن مفیدند پیدا نشده است، اما از سوی دیگر هر روز شواهد بیشتری پیدا می شود که نشان می دهد مصرف این مکمل ها می تواند برای بدن مضر باشد.
به اعتقاد متخصصان تغذیه مصرف ۳ یا ۴ وعده ماهی در طول هفته برای تامین امگا ۳ مورد نیاز بدن کافی است و دیگر هیچ نیازی به خرید قرص های مکمل وجود ندارد. به نظر می رسد افزایش بیش از حد امگا ۳ موجود در خون می تواند باعث ضعیف شدن سیستم ایمنی بدن انسان و آسیب رسیدن به DNA بدن شود.
اگر در یافتن پاسخ یک سؤال مشکل دارید، نوشیدن یک لیوان آب می تواند بهترین کار ممکن باشد. تحقیقات دانشمندان نشان می دهد نوشیدن یک لیوان آب ۱۴ درصد توانایی مغز را افزایش می دهد. زمانی که شما تشنه هستید، فعالیت قسمتی از مغز محدود به این می شود که مرتب به بدن شما دستور نوشیدن آب را بدهد. اما بعد از مصرف آب این قسمت از مغز آزاد شده و می تواند به کارهای دیگر برسد.در یک تحقیق دانشمندان از ۳۴ زن و مرد خواستند در یک امتحان فکری شرکت کنند. هنگام برگزاری امتحان از هر کدام از این افراد پرسیده شد که آیا تشنه هستند یا خیر.
با انجام این کار مشخص شد افرادی که احساس تشنگی نمی کنند با سرعت بیشتری می توانند به سؤالات جواب بدهند و میزان پاسخ های درست آنها هم بیشتر است. اما افراد تشنه علاوه بر آنکه زمان بیشتری برای پاسخ دادن به سؤالات احتیاج داشتند، پاسخ های اشتباه آنها هم بیشتر از حد معمول بود. قبلا هم مطالعات اثبات کرده بود کودکانی که قبل از امتحان یک لیوان آب می نوشند نمرات بهتری کسب می کنند. به اعتقاد دانشمندان نرسیدن آب به سلول های خاکستری موجود در مغز می تواند آنها را کوچک تر کرده و قدرت مغز را کاهش دهد. ۹۰ دقیقه فعالیت بدنی و تعریق شدید می تواند قدرت مغز را به اندازه یک سال پیر شدن کاهش دهد. اما با نوشیدن یک یا دو لیوان آب مغز به سرعت به حالت طبیعی باز می گردد.
اگر میانسال هستید و حس می کنید احساس ناامیدی زندگی تان را فرا گرفته نگران نباشید، ۱۰ یا ۲۰ سال دیگر همه چیز به روال عادی باز می گردد! تحقیقات نشان می دهد میزان رضایت از زندگی در سنین ۲۳ و ۶۹ سالگی به اوج خود می رسد. بسیاری از مردم در ابتدای دوران جوانی آینده را روشن می بینند و تصور می کنند موفقیت های بسیاری در زندگی خود به دست خواهند آورد، اما با فرا رسیدن سختی های زندگی به تدریج خوش بینی های آنها کاهش پیدا می کند و تا ۵۵ سالگی میزان شادی و رضایت آنها از زندگی به کمترین حد خود می رسد.
بعد از ۵۵ سالگی دوباره احساس رضایت از زندگی افزایش پیدا می کند و در ۶۹ سالگی به بیشترین حد خود می رسد. مطالعات قبلی هم نشان داده بود میزان رضایت از زندگی در سنین جوانی و سالمندی بیشترین حد ممکن را دارد و در عوض در دوران میانسالی به کمترین میزان خود می رسد. این یافته ها بعد از انجام تحقیقات در بیش از ۵۰ کشور جهان انجام شده که هر کدام دارای وضعیت اقتصادی و اجتماعی متفاوتی بودند. محققان این الگوها را در حیوانات هم مشاهده کردند و متوجه شدند حتی میمون ها هم افسردگی در دوران میانسالی را تجربه می کنند.
مردان و زنانی که روز خود را بدون خوردن صبحانه آغاز می کنند، با احتمال ۲۷ درصد بیشتر از دیگران ممکن است دچار حمله قلبی شده و جان خود را از دست بدهند. افرادی که صبحانه نمی خورند بیشتر از دیگران دچار فشار خون بالا، دیابت، چاقی و کلسترول بالا می شوند و به همین دلیل هم احتمال ظاهر شدن بیماری های قلبی در آنها بیشتر است.
تحقیقات نشان می دهد افرادی که صبحانه نمی خورند معمولا مجرد هستند و در سنین نوجوانی و جوانی به سر می برند، اما در عوض افراد متاهل توجه بیشتری به این وعده بسیار مهم غذایی دارند. خوردن صبحانه باعث می شود میزان تمایل به مصرف میان وعده ها کاهش پیدا کرده و به این ترتیب از افزایش وزن پیشگیری شود. چندی پیش کارشناسان علوم تغذیه ای اعلام کردند تخم مرغ بهترین غذا برای وعده صبحانه است. تخم مرغ بیش از هر غذای دیگری در وعده شما را سیر نگه داشته و انرژی لازم را برای شروع یک روز کاری فراهم می کند. مصرف غذای سنگین هنگام صبح سوخت و ساز بدن را افزایش می دهد و سرعت سوختن چربی های ذخیره شده در بدن را بیشتر می کند. هرقدر وعده صبحانه سنگین تر و وعده های ناهار و شام سبک تر باشد به همان اندازه احتمال ابتلا به بیماری های قلبی هم کاهش پیدا می کند.
تاثیر موسیقی بر روی افسردگی
موسیقی و تاثیرات آن,چرا باید موسیقی گوش دهیم,فواید موسیقی برای انسان,افسرده شدن بخاطر موسیقی,موسیقی و تاثیر آن بر انسان,موسیقی و تاثیر آن,موسیقی و تاثیر آن بر روان,موسیقی و تاثیر آن بر جوانان,همه چیز در مورد موسیقی,همه چیز در مورد موسیقی راک,همه چیز در مورد موسیقی پاپ,همه چیز در مورد موسیقی متال,همه چیز در مورد موسیقی جاز,همه چی در مورد موسیقی

ذهن کودکان همیشه برای دیگر افراد جالب بوده است. بسیاری از ما دیده ایم که گاهی کودک در خلوت خود زیر لب با خود صحبت می کند ، و یا با عروسک هایش در دنیای دیگری است و در خیالات خود سیر می کند. اما شاید برایتان جالب باشد که بدانید این خیال پردازی تا کجا ادامه دارد.
دیدن کودکی که با خودش زیر لب حرف می زند یا با دوستی خیالی گرم گفت وگو می شود یا کنج اتاق، عروسک هایش را می چیند و با برگ درخت یا کاغذهای خردشده غذا می پزد و دهان عروسک ها می گذارد، چه حسی به شما می دهد؟ بازی های تخیلی و دوست های خیالی، جزو جدایی ناپذیری از مراحل رشدی کودکان هستند اما گاهی به حدی می رسند که والدین را نگران می کنند و آنها را به مطب روان پزشک کودک می کشانند…
در گفت وگویی با دکتر رزیتا داوری آشتیانی، فوق تخصص روان پزشکی کودک ونوجوان، عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در رابطه با حد و مرزهای طبیعی و غیرطبیعی بودن تخیل بچه ها پرسیدیم.
خیال پردازی در هر سنی، ممکن است وجود داشته باشد اما معمولا از خردسالی و سنین قبل از دبستان آغاز می شود. هنگام خیال پردازی، کودک به صورت موقتی از دنیای اطراف جدا می شود و درگیر تخیل هایی می شود که شامل آرزوها و احساسات خوب است. نمی توان گفت خیال پردازی، رفتاری بیمارگونه است بلکه برعکس کودکانی که خلاق ترند یعنی تفکر تصویری بهتری دارند، خیال پردازی بیشتری می کنند. خیال پردازی در تک فرزند ها هم بیشتر دیده می شود و طبیعی است.
وقتی شدت و دفعه های خیال پردازی زیاد می شود و کودک در محیطی نامناسب شروع به خیال پردازی می کند باید نگران شد. مثلا در کودکانی که مشکل تمرکز دارند بسیار دیده شده که معلمان گزارش می دهند کودک موقع درس چشمش به معلم است ولی حواسش جای دیگری است. یعنی کودک سر کلاس درس و در جمع دانش آموزان درگیر خیال پردازی است و عملکرد اصلی خود یعنی درس خواندن را از دست داده. این کودک دچار خیال پردازی بیمارگونه است. در کودکانی که مشکل کم توجهی دارند، این مساله زیاد دیده می شود و نیاز به مداخله درمانی دارد.
بله. دوستی با دوستان خیالی از سنین قبل از مدرسه، شروع و معمولا تا ۱۰ ۸ سالگی ادامه می یابد ولی شدت آن، نشان می دهد این رفتار بیمارگونه است یا نه. اگر کودک متوجه است که دوست خیالی اش واقعیت ندارد، یعنی مرز بین واقعیت و خیال را تشخیص می دهد. بازی و صحبت با دوست خیالی ایرادی ندارد اما اگر کودک مرتب با دوست خیالی اش حرف می زند و متوجه نیست که اطرافیان به او نگاه می کنند یا مثلا سرکلاس درس با دوست خیالی اش صحبت می کند، این مساله بیمارگونه است. اکثر کودکان متوجه این مساله هستند که از نظر اجتماعی، صحبت با دوست خیالی مقبولیت ندارد و این کار را در میان جمع انجام نمی دهند اما کودکان بیمار، متوجه این مساله نیستند و گاهی در جمع شروع به صحبت با دوست خیالی شان می کنند. در این کودکان نیاز به بررسی تشخیصی است.
نه، فقط سرگرمی نیست. اینکه بچه بازی های خیالی دارد نشان می دهد، در حال طی کردن یکی از جنبه های تکاملی و رشد اجتماعی و هیجانی اش است. کودکان در بازی های خیالی، نقش پدر، مادر یا… را بازی می کنند که این مساله خود می تواند باعث افزایش همدلی شود. اینکه کودک با عروسکش همانند یک موجود زنده برخورد می کند، یعنی بازی خیالی دارد و جنبه مثبتی در رشد کودکان محسوب می شود. تحقیقات نشان داده، بچه هایی که بازی های تخیلی دارند آنهایی هستند که کمتر پای تلویزیون می نشینند و سرگرم بازی می شوند و از این بازی های خیالی چیزهای زیادی یاد می گیرند یعنی بر ترس هایشان غلبه می کنند، روابط عاطفی شان را گسترده می کنند و در مقایسه با کودکانی که دائما پای تلویزیون می نشینند شادترند. کودکانی که جلوی تلویزیون می نشینند شاید ادای شخصیت های کارتونی را درآورند اما معمولا مسایل خشونتی را تقلید می کنند و وارد روابط عاطفی نمی شوند. آنها بازی خیالی و مفید ندارند یا کمتر دارند.
معمولا نه! اتفاقا اگر کودکی از حدود ۲ سالگی، بازی های خیالی را شروع نکند و قبل از سن دبستان شاهد بازی های خیالی در او نباشیم باید مورد بررسی قرار گیرد. بازی های تخیلی در کودکانی که طیف اوتیسم دارند معمولا یا شکل نمی گیرد یا خیلی دیر شروع می شود.
بخش مهمی از بازی های تخیلی ذاتی است و بخشی مربوط به یادگیری می شود. والدین می توانند با فرزندشان وارد بازی های تعاملی شوند و نقشی را به خود بگیرند و راه های حل مشکل را به فرزندشان بیاموزاند اما به طور ذاتی کودکان از۲ سالگی کنترل تلویزیون یا حتی میوه ای مثل موز را به جای گوشی تلفن می گیرند و حرف می زنند یا به عروسکشان غذا می دهند یا ادای نمازخواندن والدین را درمی آورند.
اگر تا ۱۰ سالگی داشتن دوست خیالی برطرف نشد، احتمال وجود برخی اختلال های روان پزشکی مطرح است و لازم است کودک بررسی شود. این بدان معنی است که کودک مشکلی دارد که نتوانسته روابط اجتماعی خود را گسترش دهد و دوست صمیمی و واقعی پیدا کند.
همه چیز درمورد خیال پردازی کودکان
خیال پردازی در کودک,همه چیز درمورد مغز کودک,دلایل خیال پردازی کودک

شاید شما نیز از آن دسته افرادی باشید که تمایل چندانی به باز های فکری نداشته باشید و اینگونه بازی ها را وقت تلف کردن بدانید. و شاید اگر کسی را که در حال حل کردن جدول است را ببینید ، به طعنه بگویید که معتاد جدول شده است.
اما سکه این سرگرمی ها روی دیگری هم دارد که با این طعنه ها نمی توان انکارش کرد. در واقع، مطابق یافته های علمی هر وقت جدولی حل می کنید یا با کتاب محبوبتان خلوت می کنید، مغزتان را وادار به ورزش می کنید و شادابی را برایش به ارمغان می آورید.
پژوهشی جدید به نقل از مجله پریونشن نشان می دهد انجام چنین فعالیت هایی ـ البته اگر تداوم داشته باشد ـ می تواند کمک کند شما حتی هنگامی که پا به سن می گذارید و وارد دوران سالمندی می شوید سرحال بمانید و مغز عملکردش را یکنواخت حفظ کند.
محققان شیکاگو توانایی شناختی یک گروه ۲۹۴ نفره از بزرگسالان را که هفتاد تا نود ساله بودند مورد مطالعه قرار دادند.
این کار از طریق ارزیابی میزان فعالیت های مغزی و ذهنی آنها برای جستجوی اطلاعات در طول سال های کودکی، بزرگسالی و سالمندی شان انجام شده است.
محققان این افراد را به طور منظم در سال های پایانی عمرشان مورد بررسی قرار دادند و پس از مرگ نیز مغزهایشان را شکافتند تا ضایعات مغزی عمومی و علائم زوال مغز را در آنها بررسی کنند.
مطابق این مطالعه که در مجله نورولوژی انتشار یافته است، میزان زوال توانایی شناختی افراد سالمندی که در کل زندگی شان بسیار زیاد به بازی های فکری یا خلاقانه مشغول بوده و نسبت به افرادی که بندرت چنین بازی هایی را می کرده اند حدود ۳۲ درصد کمتر بوده است.
به عبارت دیگر «عادت به فعالیت های ذهنی» در سال های جوانی بخصوص با بقای حافظه در دوران سالمندی ارتباط دارد.
دکتر رابرت اس. ویلسون، استاد نوروسایکولوژی مرکز پزشکی دانشگاه راش توضیح می دهد سرگرمی هایی مانند خواندن، نوشتن و بسیاری از سرگرمی های دیگر از این نوع، ساختار مغز را تغییر می دهد تا عملکرد مناسب پایداری داشته باشد و به این ترتیب با وجود آسیب های ناشی از افزایش سن، کارایی مغز را بالاتر خواهد برد.
دکتر ویلسون می گوید: «نگاهی به سبک زندگی خود بیندازید و ببینید که آیا تا آنجا که می توانید ذهن خود را فعال نگه می دارید؟ ما فعالیت هایی که مغز را به تحرک وامی دارند «سرگرمی» می نامیم. برای تغییر ساختار و عملکرد مغز، این سرگرمی ها باید همیشگی باشد و برای آن که همیشه خودمان را با آنها سرگرم کنیم، باید تا حد ممکن لذت بخش و جذاب باشد.»
در این پژوهش «خواندن» و «نوشتن» فعالیت هایی بودند که برای نمونه مورد بررسی قرار گرفتند و معلوم شده است اگر طی سال های متمادی البته مرتب و منظم خود را با آنها سرگرم کنیم فواید بسیاری برای مغز دارند، اما این مساله فقط منحصر در خواندن و نوشتن نیست.
هر سرگرمی دیگری، مثلا عکاسی، که توام با خلاقیت باشد و ذهنتان را درگیر کند نتایج مشابهی درپی خواهد داشت. پس از همین حالا دست به کار شوید.
اگر سرگرمی فکری و خلاقانه خاصی هست که بسیار دوستش دارید و سال هاست به دنبال فرصتی برای پرداختن به آن می گردید و چون فرصت ندارید مدام امروز و فردا می کنید، همین حالا به سراغش بروید و خیلی هم سخت نگیرید.
سرگرمی هرچند نتایجی جدی در پی دارد اما خودش صرفا یک تفنن است. این اصل را هرگز فراموش نکنید.
راه هایی برای سرگرم کردن مغز
بازی های سرگرم کننده مغز

بسیاری از خانواده ها هر کاری را برای تقویت حافظه کودکشان انجام می دهند. برای او بازی های فکری مختلف مانند پازل های رنگی و … می خرند و او را سرگرم اینگونه بازی ها می کنند. اگر شما نیز از دسته این والدین هستید ، این مقاله را به دقت مطالعه نمایید.
اگر می خواهید فرزندتان مسئولیت پذیر بار بیاید و قدرت پذیرش اشتباهاتش را پیدا کند، بهتر است او را با شطرنج آشنا کنید. از آنجا که در این بازی، فرد برای حرکت اشتباهی که انجام می دهد، به سرعت تنبیه می شود و باید اشتباهاتش را با راه های تازه جبران کند، شطرنج می تواند ورزشی ایده آل برای فرزند شما باشد. این بازی به کودک شما یاد می دهد که مسئولیت اشتباهاتش را بپذیرد و بعد از تنبیه شدن، دلگیر یا ناامید نشود و با تفکر منطقی تر، بتواند اشتباه خود را جبران کند.
او می داند که اگر این بازی را خوب بداند، باز هم کسانی هستند که از او توامند ترند و می داند که اگر در این بازی بهترین باشد، بدون توجه به سن، جنسیت و طبقه اجتماعی آدم ها، می تواند بر آنها پیروز شود. فرزند شما از این بازی یاد می گیرد که تنها دلیل موفقیت، او و تصمیماتش هستند و تفاوت های اجتماعی و سنی، کمترین نقش را بازی می کنند. اگر شطرنج بتواند این تفکر را در فرزند شما شکل دهد، اعتماد به نفسش بیشتر می شود و یاد می گیرد که خودش، می تواند پله ترقی خود باشد.
شطرنج به فرزند شما کمک می کند یک الگوی فکری در خود ایجاد کند و بتواند از آن درست استفاده کند. او یاد می گیرد همه نظریه هایش درست نیستند و گاهی لازم است از دیگران الگو بگیرد و مسیر فکری اش را تغییر دهد. اگر فرزند شما با شطرنج آشنا باشد، می داند که برای حل هر مسئله ای باید راهی ویژه را جست وجو کند.
بازی شطرنج برخلاف بسیاری از بازی های دیگر، تنها با برد و باخت پایان بازی همراه نیست. در تمام لحظات بازی، شطرنج باز این احساس را دارد و با زدن یا از دست دادن هر مهره، حس بردن یا باختن را تجربه می کند. اما فرزند شما در جریان این بازی، یاد می گیرد که خودش را کنترل کند و در مقابل بردن یا باختن، هیجان زده برخورد نکند.
شاید رشته های ریاضی، زبان یا فلسفه، بهترین گزینه برای ادامه تحصیل کودک شطرنج باز شما باشند. محققان می گویند این بازی، مهارت های خواندن، حافظه، زبان و ریاضیات را تقویت کرده تفکر منتقد و خلاق را با خود به همراه می آورد. از آنجا که در شطرنج، افراد برای حل یک مسئله می توانند از راه های مختلفی بروند، بچه هایی که به این بازی علاقه دارند، در ریاضیات هم موفق می شوند و می توانند مسئله های پیچیده ریاضی را به خوبی پردازش کنند.
برای این که کودک تان بازی دشواری مثل شطرنج را یاد بگیرد، بهتر است محیطی همراه با بازی را برایش فراهم کنید. در پژوهشی، برای آموختن شطرنج به کودکان از اسمارتیز استفاده شده و با قرار دادن دانه های اسمارتیز روی خانه ها، از کودک خواسته شد برای رسیدن به آن، حرکتی مناسب را انتخاب کند. شاید بد نباشد شما این راه را بروید و به بهانه خوردن اسمارتیز، فرزند تان را شطرنج باز کنید.
برای آموختن همه فوت و فن ها، عجله نکنید، از حرکات ساده شروع کنید و تا مدتی سراغ حرکات پیچیده نروید. بررسی ها می گوید بیشتر کودکان ۷ ۶ ساله می توانند قوانین پایه را به کار ببندند و حتی برخی از آنها در سنین ۵ ۴ سالگی هم از عهده آن برمی آیند.
درست است که برخی از بچه های ۳ تا ۴ ساله هم از پس یادگیری شطرنج برمی آیند، اما کسانی که تجربه فعالیت در این ورزش را دارند، می گویند ۵ یا ۶ سالگی، بهترین سن برای آموزش شطرنج به بچه هاست. در این سنین، بچه ها راحت تر قانون ها را می پذیرند و از آنجا که مهارت حل مسئله هم در آنها شکل گرفته است، راحت تر می توانند راهی برای حل مسائل دشوار این بازی پیدا کنند.
یادگرفتن شطرنج را به یک وظیفه تبدیل نکنید و نگذارید احساس خستگی کند. شما قبل از یاد دادن شطرنج، می توانید از بازی های کودکانه دیگری کمک بگیرید. برای مثال بازی « لی لی» در سال های قبل از آموزش شطرنج، می تواند درک او را نسبت به خانه ها بالاتر ببرد و دید شطرنجی فرزند شما را تقویت کند.
شطرنج چه تاثیری بر روی ذهن کودک می گذارد
همه چیز درمورد شطرنج,فواید بازی شطرنج,شطرنج کودکان,بهترین بازی برای کودکان,همه چیز در مورد شطرنج,همه چیز درباره شطرنج,همه چیز در مورد بازی شطرنج,همه چیز درباره ی شطرنج,همه چیز درباره بازی شطرنج,شطرنج کودکانه,آموزش شطرنج کودکان,شطرنج برای کودکان,کلاس شطرنج کودکان,مدرسه شطرنج کودکان,یادگیری شطرنج کودکان,شطرنج آنلاین کودکان,دانلود بازی شطرنج کودکان,بهترین بازی برای کودک 3 ساله,بهترین اسباب بازی برای کودکان,بهترین بازی فکری برای کودکان,بهترین بازی کامپیوتری برای کودکان,دانلود بهترین بازی برای کودکان