
اضطراب در افراد از زمانی کودکی شروع می شود ، این استرس می تواند در هنگام امتحان یا پاسخ دادن به سوالات و انجام کار ها ایجاد شود. علائم اضطراب در فرد ، لرزش دست ، عرق کردن بدن ، افزایش ضربان قلب و … است.
اضطراب امتحان هم یکی از انواع آن می باشد که برای کاهش آن , اولیا , سیستم آموزش و پرورش و خود دانش آموزبا هماهنگی یکدیگر می توانند نقش موثری داشته باشند.
نقش خانواده ها
۱ ـ محیط خانواده و جو عاطفی حاکم بر آن باید دور از تنشهای عاطفی و مشاجره باشد.
۲ ـ سعی شود در ایام امتحانات , رفت وآمد و میهمانی های خانوادگی تعطیل یا محدود گردد.
۳ ـ محیط فیزیکی آرام و بی سروصدا برای مطالعه دانش آموزان فراهم نمایید .
۴ ـ به استراحت و خواب دانش آموزان توجه کافی داشته باشید .
۵ ـ وظایف خانگی محوله به دانش آموزان را حذف یا کاهش دهید .
۶ ـ در هنگام امتحانات , دانش آموزان نیاز به حمایت عاطفی و اطمینان بخشی بیشتری دارند. لذا در این زمینه اقدام موثر داشته باشید.
۷ ـ ساعات تماشای برنامه های تلویزیون تا حد امکان کاهش یابد .
۸ ـ از ایجاد ترس و دلهره بی جا در بچه ها خودداری نمایید .
۹ ـ از توقعات بی جا و فشار بیش از حد برای مطالعه خودداری نمائید .
۱۰ ـ در صورتیکه فرزندتان از موفقیت در یکی از امتحانات رضایت خاطر نداشت , مورد حمایت قرار گیرد و از سرزنش نمودن او خودداری کنید.
۱۱ ـ از حبس کردن دانش آموز در اتاق برای مطالعه کردن خودداری شود و به دانش آموز اجازه استراحت و تفریح لازم نیز داده شود.
۱۲ ـ تغذیه دانش آموز مناسب و مقوی باشد .
۱۳ ـ انتظارات بالا و بیش از حد توانایی از فرزندان , می تواند در ایجاد اضطراب و شدت آن موثر باشد , پس انتظارات مذکور را تعدیل نمائید.
۱۴ ـ کمال گرایی بیش از حد والدین و وسواس شدید خانواده نسبت به نمرات بالا باعث ایجاد اضطراب در فرزندان می شود.
۱۵ ـ از مقایسه فرزندان با یکدیگر و با دیگران پرهیز کنید .
۱۶ ـ از تاکید بیش از حد بر درس خواندن اجتناب کنید .
۱۷ ـ ضمن اطمینان بخشی به دانش آموزان در آنان ایجاد انگیزه نموده و با ارائه پاداش و تقویتهای مطلوب آنها را تشویق به مطالعه نمائید.
نقش مدیران
۱ ـ برنامه امتحانی را چند هفته قبل از شروع امتحانات به دانش آموزان اعلام کنید.
۲ ـ فاصله بین جلسات امتحان را باتوجه به سختی یا آسانی دروس تنظیم نمائید.
۳ ـ پس از تهیه برنامه امتحانی تا آنجا که ممکن است , تغییر جدیدی در برنامه ایجاد نکنید.
۴ ـ از برگزاری امتحانات با وقت بسیارکم اجتناب نمائید .
۵ ـ چند دقیقه قبل از شروع امتحان دانش آموزان به محل برگزاری امتحان بروند.
۶ ـ محل برگزاری امتحان دارای تهویه مناسب , نور کافی , دمای مناسب و صندلی مناسب باشد. در سالن یا نزدیکی آن , آب آشامیدنی در دسترس باشد.
۷ ـ در حد ممکن از نیمکت ها و یا صندلی های سالم در جلسه امتحان استفاده نمائید.
۸ ـ محل برگزاری امتحان , عاری از هرگونه عوامل مزاحم از قبیل سروصدا باشد.
۹ ـ با دانش آموزان به صورت اطمینان بخش و امیدوارکننده در کلاس و جلسه امتحان برخورد کنید.
۱۰ ـ قبل از شروع جلسه فاصله افراد رعایت شده باشد تا در حین برگزاری جلسه نیازی به جابجایی و حرکت نباشد.
۱۱ ـ در شروع جلسه آیاتی از کلام الله مجید قرائت شده و چند جمله دعای مناسب بیان گردد.
۱۲ ـ بعد از شروع جلسه امتحان دانش آموزان را جابجا نکنید .
۱۳ ـ در جلسه امتحان , دبیر مربوط به درس حتما حضور داشته باشد و با جملات اطمینان بخش دانش اموزان را آرام نماید.
۱۴ ـ مراقبین در حین برگزاری جلسات با یکدیگر صحبت نکنند .
۱۵ ـ سعی شود مراقبین بالای سر دانش آموزان زیاد توقف نکنند .
۱۶ ـ اگر مراقبین مشاهده کردند که دانش آموز جواب را اشتباه نوشته , او را سرزنش نکنند.
۱۷ ـ از برخورد شدید با دانش آموزان خاطی اجتناب شود .
۱۸ ـ مراقبین با تبسم و بیان مطلبی نشاط انگیز , تنش های احتمالی دانش آموزان را کاهش دهند.
۱۹ ـ در ابتدای جلسه امتحان راهنمایی و توضیح کافی پیرامون آن آزمون داده شود ودر حین جلسه از توضیح اضافی که موجب حواس پرتی آنان می شود اجتناب نمائید.
۲۰ ـ سئوالات امتحانی , خوانا و از کیفیت بالا و مناسب برخوردار باشد .
۲۱ ـ با دانش آموزان در حین انجام امتحان گفتگو نشود .
۲۲ ـ در صورت نیاز , پیش نویس در اختیار دانش آموزان قرار داده شود .
نقش معلمین
۱ ـ جلسه امتحان دادگاه حسابرسی نیست و امتحان انتقام نیست .
۲ ـ قبل از اتمام کلاسها و شروع امتحانات به دانش آموزان اطمینان بدهید و آنها را از امتحان نترسانید.
۳ ـ به دانش اموزان بگویید که سئوالات از کتاب درسی آنهاست و آنها فقط با مطالعه کتابهای درسی خود به راحتی می توانند به سئوالات پاسخ دهند.
۴ ـ قبل از امتحانات اصلی از امتحانات مستمر و خود آزمایی به منظور آشناکردن دانش آموزان با سئوالات و نحوه امتحان استفاده گردد.
۵ ـ از ایجاد رقابت ناسالم در میان دانش آموزان اجتناب شود .
۶ ـ هدف امتحان باید ارزیابی دانسته های دانش آموزان باشد , نه ندانسته های آنان .
۷ ـ از انتظار و توقع بیش از حد در طرح سئوالات امتحان اجتناب نمایید .
۸ ـ در طرح سئوال , اصول سنجش و اندازه گیری خصوصا سطح دشواری سئوالات را رعایت نمائید.
۹ ـ در ارزشیابی میزان یادگیری دانش آموزان نباید فقط نمره امتحان را ملاک و معیار قرارداد و از دیگر شیوه های ارزشیابی نیز استفاده کنید و سعی نمایند. سئوالات دشوار را در شماره های آخر قرار دهید.
نقش دانش آموزان
الف ) کنترل اضطراب قبل از امتحان و هنگام مطالعه :
۱ ـ اگر نسبت به درسی مطالعه بی میل هستید تسلیم بی میلی خود نشوید به مرور زمان به مطالعه و درس علاقه مندی شوید.
۲ ـ از همین حالا وقت خود را با برنامه امتحانی تنظیم کنید .
۳ ـ به جای اضطراب امتحان , کتابتان را به چند بخش تقسیم کنید و هر زمان روی بخشی از آن کار کنید , می بینید موفق شدن آنقدرها هم دور از دسترس نیست .
۴ ـ وقتی می بینید اضطراب مانع تمرکز حواستان می شود و شدت آن به اندازه ای است که مفهوم یک جمله را هم درک نمی کنید , خودتان را بیازمایید. کتاب را بسته و جمله را تکرار کنید. دوباره کتاب را باز کنید و مطلب را با صدای بلند بخوانید سپس کتاب را ببندید. این بار خواهید توانست مطلب فراگرفته را به خاطر بیاورید. تمرین و جدیت شما نیرویی عظیم تراز نیروی اضطراب است .
۵ ـ این جمله را با خود بگویید و آنرا تکرار کنید : « شروع هر کاری در ابتدا آنطور که باید خوشایند نیست , وقتی که پیشرفت کردم انگیزه بیشتری پیدا خواهم کرد. »
۶ ـ اگر در حین مطالعه نگرانید و حواستان پرت می شود , چند دقیقه استراحت به خود بدهید و حواستان را از رویاها و تخیلات به محیط اطراف خود پرت کنید و محیط اطراف را توصیف نمائید و پس از رنگ استراحت مجددا به مطالعه بپردازید. فقط مطالعه کنید. این ترفند شما را از حواس پرتی و خیالبافی در حین مطالعه نجات خواهد داد.
۷ ـ توجه داشته باشید که یکی از عوامل موثر و جدی در اضطراب امتحان , انباشته شدن درسها برای شب امتحان است . ضمنا فراموش کنید شب امتحان زمان یادگیری درس نیست بلکه زمان مرور درس است .
۸ ـ اضطراب , نوعی احساس فریب انگیز است که به شما القا می کند از پس هر کاری که قرار است انجام دهید برنمی آیید. پس در شرایط اضطراب دست از تلاش و کوشش برندارید و به مطالعه درس امتحانی مشغول شوید و اجازه ندهید اضطراب , زمام شما را دردست بگیرد.
۹ ـ اگر اضطراب امتحان دارید , اولا : آن را بیان کنید . ثانیا : آن را یک اختلال جزئی قلمداد کنید و باور داشته باشید که می توانید اضطراب امتحان را کنترل کنید.
۱۰ ـ شبهای امتحان به اندازه کافی استراحت کنید . غذای ساده صرف نموده و وسایل مورد نیاز را آماده نمایید.
۱۱ ـ همیشه و خصوصا در ایام امتحانات در حفظ سلامت خود کوشا باشید .
۱۲ ـ هیچگاه به خود نگویی اضطراب تمام هوش و حواسم را مختل می کند و از پس امتحان برنمی آیم . متوجه باشید که اضطراب می تواند ایجاد نگرانی کند و کمی شما را برنجاند ولی نمی تواند شما را از هدفتان باز دارد.
۱۳ ـ آرامش روحی و روانی تاثیر زیادی در موفقیت شما دارد . لذا سعی کنید محیط آرام و به دور از تشنج و درگیری برای خود و خانواده و دوستان داشته باشید.
۱۴ ـ قبل از شروع امتحان سعی کنید از همدیگر سوال نکنید .
۱۵ ـ سعی کنید با لباس مناسب و تغذیه کافی سرجلسه حاضر شوید .
۱۶ ـ توجه داشته باشید که شما توان ذهنی و هوش کافی جهت پاسخ به سئوالات را دارید و می توانید از پس از امتحانات خود برآئید.
۱۷ ـ روی صندلی محل امتحان نشسته و چند نفس عمیق بکشید .
۱۸ ـ عضلات بدن خود را رها کنید و اکسیژن را به تمام بدنتان برسانید و به نفسهایتان توجه کنید.
۱۹ ـ از بیان جملات منفی بپرهیزید مانند : « من حتما قبول نمی شوم » و به خودگویی مثبت بپردازید و بگویید : من در امتحان موفق خواهم شد. »
۲۰ ـ انرژی خود را قبل از جلسه امتحان با بحثهای بی مورد در باره سئوالات امتحانی از بین نبرید.
۲۱ ـ ابتدا به سئوالات آسانتر پاسخ دهید سپس سئوالات دیگر را بخوانید و پاسخ دهید.
۲۲ ـ در تحویل برگه امتحانی به مراقبین عجله نکنید و یک بار مرور کنید .
۲۳ ـ اگر اتفاق خاصی در جلسه افتاد , زیاد توجه نکنید .
۲۴ ـ از نشستن در کنار دانش آموزان متقلب که مزاحم شما هستند , خودداری نمائید.
نقش برنامه ریزیان
۱ ـ اختصاص واحدهای بیشتری از دروس تربیت معلم و تربیت دبیر دانشگاهها به سنجش و اندازه گیری از آموخته های دانش آموزان .
۲ ـ اختصاص دادن دروس سنجش و اندازه گیری به تعداد بیشتر در دوره های آموزش ضمن خدمت معلمان و دادن تمرینهای عملی به معلمان برای ایجاد مهارت .
۳ ـ تهیه خزانه سئوال از کل کتابهای راهنمایی و دبستان و دبیرستان .
۴ ـ تشکیل ستادها یا گروههای ویژه در مدارس و یا ادارات آموزش و پرورش و طرح سئوالات امتحانی توسط این گروهها برای مدارس .
۵ ـ انجام امتحانات هماهنگ در بعضی موارد .
۶ ـ استفاده از مدرسین مناطق گوناگون برای طرح سئوال بویژه برای زمانیکه سئوالات هماهنگ است .
۷ ـ استفاده از تلویزیون و رادیو برای آگاه ساختن خانواده ها , معلمین , مسئولان با مباحث امتحان و کاهش استرس امتحانی .
۸ ـ برگزاری همایش در مناطق آموزشی تحت عنوان امتحانات و استرس امتحانات , مردودی امتحانات و طرح سئوال .
۹ ـ طرح مباحث در روزنامه های مختلف صبح و عصر .
۱۰ ـ دادن موضوعات انشا و موضوعات سخنرانی در ارتباط با کاهش اضطراب امتحان و نگارش این مباحث توسط خود دانش آموزان .
۱۱ ـ ایراد سخنرانی های علمی و تربیتی در ارتباط با موضوع در ایران .
۱۲ ـ انجام امتحانات مکرر برای ریزش ترس .
۱۳ ـ آسان کردن مقررات امتحانات .
۱۴ ـ آموزش خوب معلمان و استفاده از طرح درس .
۱۵ ـ سئوال کردن و درس پرسیدن معلمان از تمام شاگردان بطور منظم در طول سال تحصیلی .
۱۶ ـ فراهم سازی شرایط مناسب برای جامعه .
۱۷ ـ انتخاب افراد خوش اخلاق و منظم و آگاه به اهداف امتحان .
۱۸ ـ ارائه خاطرات و تجارب مربوط به کسانیکه در امتحانات سخت گیریهایی کرده اند و آثار مخرب آن برروی دانش آموزان .
۱۹ ـ کم کردن ارزش و اعتبار نمره بعنوان یک وسیله قدرت .
۲۰ ـ آموزشهای جبرانی یا کلاسهای جبرانی .
۲۱ ـ اعلام برنامه امتحانی در آغاز سال تحصیلی .
۲۲ ـ وجود وسایل کمک آموزشی و استفاده از آنها در تدریس .
۲۳ ـ انجام مسابقات علمی .
۲۴ ـ تشویق دانش آموزانیکه در امتحانات نسبت به امتحانات گذشته نمره بهتری گرفته اند.
۲۵ ـ تشویق از معلمان و کادر مدرسه .
۲۶ ـ نمره دادن به فعالیتهای عملی و فعالیتهای غیرنظری و انجام تحقیقات متعدد برای جلوگیری از اضطراب و مردودی .
۲۷ ـ داشتن معلمان راهنما برای راهنمایی معلمان در امر تدریس و طرح سئوال .
۲۸ ـ اصلاح طرح مطالعه کردن و آماده سازی دانش آموزان برای امتحانات .
۲۹ ـ خودداری از مطالعه در شب امتحان .
۳۰ ـ استفاده از روش مصاحبه و همدردی .
۳۱ ـ تقویت اعتماد به نفس تک تک افراد .
۳۲ ـ ارائه زندگی افراد مفوق و دانش آموزان موفق در تحصیل .
۳۳ ـ تقویت سلامت چشم .
۳۴ ـ آماده سازی آئین نامه نویسان متناسب با نیازهای دانش آموزان .
والدین چگونه می توانند اضطراب کودک را کاهش دهند
دلایل اضطراب,راهی برای از بین بردن اضطراب,درمانی برای اضطراب,چگونه اضطراب خود را از بین ببریم,استرس در کودک,درمان استرس کودکان,دلایل اضطراب در کودکان,دلایل اضطراب امتحان,دلایل اضطراب دائم,دلایل اضطراب,دلایل اضطراب کودکان,دلایل اضطراب در امتحان,دلایل اضطراب شدید,دلایل اضطراب اجتماعی,راه های از بین بردن اضطراب,راه از بین بردن اضطراب,استرس در کودکان,استرس در کودکان دبستانی,استرس در کودکان ابتدایی,استرس در کودکان و نوجوانان,استرس در کودکان استثنایی,استرس در کودکان pdf,استرس کودکان در مدرسه,درمان استرس در کودکان,درمان استرس و اضطراب کودکان,راههای درمان استرس در کودکان,درمان استرس و اضطراب در کودکان,روشهای درمان استرس در کودکان,درمان استرس کودک,راه درمان استرس در کودکان

خشم و عصبایت حسی است که در همه ی افراد وجود دارد. در برخی این حس کم و در برخی افراد خشونت و عصبانیت بسیار زیاد است ، به طوری که خشونت قسمتی از شخصیت آنها می شود. در این مطلب قصد داریم انواع تیپ های افراد خشن را برای شما شرح دهیم.
تیپهای بدنی و کژ رفتاری
بسیاری از نظریه پردازان در تبیین زیست شناختی کژ رفتاریها، تیپ بدنی و شخصیت را به هم مرتبط می دانند، حتی از زمان بقراط تیپهای مختلف بدنی و ارتباط آن با شخصیت فرد مورد توجه بوده است . امروزه نیز می توان ، تیپ شناسی را در نظریه برخی از اندیشمندان پیدا کرد، ما در اینجا به تیپ شناسی بدنی کرچمر، ویلیام شلدون و تیپ شناسی زیستی پنده اشاره می کنیم .
تیپ شناسی کرچمر
امیل کرچمر، روانپزشک آلمانی سه تیپ بدنی را از هم مجزا کرد (۱۹۲۵)
۱ـ لاغر اندامان : که دارای اندامی بلند و لاغر، باریک و ظریف بدنی سخت با دست و پاهای بالنسبه بلند هستند. آنها قسمت اعظم کژرفتاران را تشکیل می دهند، مخصوصاً مرتکب سرقت ، جعل ، کلاهبرداری و خیانت در امانت می گردند.
۲ـورزشکاران : که دارای استخوانبندی محکم و قامتی متناسب می باشند. از نظر کیفیت تبهکاری بعد از لاغر اندامان قرار دارند، بزهکاری آنان بیشتر اعمال خشونت و پرخاشگری است .
۳ـ فربه تنان : دارای قامتی کوتاه یا متوسط ، پهنای زیاد بدن ، تنومند، سری پهن ، چهره ای گرد هستند. تعدادشان در میان کژرفتاران بالنسبه کمتر است و بزهکاری آنها دیررس و توأم با فریبکاری می باشد.
تیپ شناسی ویلیام شلدون
در سال ۱۹۴۰ ویلیام شلدون زیست شناس آمریکایی ، سامانه ای مفید از گروه بندی افراد ارائه داد که در آن سه تیپ بدنی شامل آندومورف (چاق )، مزومورف (عضلانی ) و اکتومورف (استخوانی ) تقسیم کرد. او پس از تحقیق و بررسی به نتایج زیر دست یافت ، کسانی که بدنی عضلانی دارند احتمال کژرفتاری آنان از همه بیشتر است ، (۶۰ درصد مزومورف و ۳۰ درصد آندومورف ) افراد چاق معمولاً مهربان و آسایش طلبند، ولی کسانی که استخوانی باشند بسیار حساس و تا اندازه ای گوشه گیرند. در سال ۱۹۶۵ بر اساس نتایجی که در مقایسه بین پانصد پسر جوان بزهکار با ۵۰۰ جوان معمولی انجام شد، معلوم گردید از نظر آماری درصد چشمگیری از جوانان بزهکار از تیپ عضلانی هستند.
تیپ شناسی زیستی پنده
نوع دیگری از تیپ شناسی زیستی جنایی که در خور ذکر است ، بر خلاف تیپ شناسی های قبلی مبتنی بر سرشت بدنی نیست ؛ بلکه اساس آن را طرز عمل غدد بسته تشکیل می دهد. از آن جمله است تیپ شناسی زیستی «پنده » (۱۹۵۰) ایتالیایی ، با محتوایی بسیار پیچیده که منجر به تأیید روابط بین شکل جنایت و تیپ زیستی می شود. این تیپ شناسی ، آنگاه به شرح مزاج هیپرتیروئیدی یا تیروئیدی پرکار و هیپوتیروئیدی کم کار می پردازد
مزاج تیروئیدی پرکار خاص فردی است که دارای قد بلند است . به علاوه چهره و ابروها خیلی رشد کرده ، فوق العاده هیجانی ، دچار خشم فراوان ، مضطرب ، گرفته و عبوس ، خسته ، خیلی باهوش ، فعال و پر جنب و جوش و دارای حرکاتی غیر ارادی ، ناپایدار و خشن است . این نوع مزاج در بین دزدان و جنایتکاران عاطفی بیشتر یافت می شود. به عکس مزاج تیروئیدی کم کار دچار نقیصه هوشی ، بی قید، فاقد تصمیم و خواب آلود است . دی تولیو مشاهده کرد که فرد هیپوپاراتیروئیدی نافرمان ، یاقی و سرکش ، فحاش و هتاک است .
ناهنجاری های کروموزومی و کژرفتاری
هر یک از ما زندگی را با سلول کوچکی به نام تخم آغاز می کنیم . تخم ، سلول اولیه ای است که از تقسیم و تکثیر آن ، آدمی به وجود می آید. تخم دارای هسته است ، در درون هسته عوامل تعیین کننده وراثت قرار دارند که به آنها کروموزوم می گویند. انسان سالم دارای ۲۳ جفت کروموزوم است .۲۲ جفت کروموزوم که تعیین کننده منشهای ارثی به غیر از جنس (نرو ماده ) است و «اتوزوم » نامیده می شود. یک جفت دیگر را کروموزوم جنسی می گویند. کروموزومهای جنسی در مردان به صورت XY و در زنان XX است .
کروموزومهای جنسی خاستگاه رفتار جنایی نیست ؛ اما در عوض کروموزومهای اضافی ممکن است تبهکاری را در پی داشته باشد. کروموزوم جنسی اضافه ممکن است از نوع XXY یا XYY باشد.
الگوی کروموزم اضافی X : این الگوی کروموزومی که اغلب با عقب ماندگی ذهنی همراه است ، نشانگان کلاین فلتر نیز نامیده می شود و در مردان وجود دارد و به عنوان ناهنجاری کروموزومی مورد توجه است . فورسمن در یک مطالعه جامع نتیجه گرفت مردانی که دارای کروموزم اضافی X هستند، در محاکم قضایی بیشتر دیده می شوند؛ ولی این ارتباط آنقدر مستدل و قوی نیست که جنبه پیش بینی داشته باشد و بتوان به کمک آن الگوی رفتاری شخص را در آینده پیش بینی نمود در مجموع اینان در دو مورد توافق وجود دارد. یکی شروع زودرس کژرفتاری و تمایل به تکرار آن و دیگر اینکه خلافهای جنسر در بین این افراد کمی بیشتر است .
به طور کلی افرادی که دارای نشانگان کلاین فلتر هستند، رفتاری ناسازگار و میل به ارتکاب جرم دارند. میانگین هوشی آنان پایین تر از معدل حد متوسط هوشی افراد عادی است و در میان آنها اختلالات روانی و نارساییهای جسمانی دیده می شود. بررسیهای وسیع برخی از پژوهشگران نشان داده است که نفوذ و قدرت نشانگان کلاین فلتر در ایجاد حالت ضد اجتماعی و کژرفتاری تا حدود ۳۶% بوده و جرم مبتلایان به این نشانگان بیشتر جرایم جنسی ، آدمکشی و دزدی است .
الگوی کروموزوم اضافی Y : برخی از پژوهشگران بر این عقیده اند افرادی که تبهکار به دنیا می آیند دارای الگوی کروموزوم XYY هستند. در سال ۱۹۶۷، ریچارد اسپک که متهم به کشتن هشت پرستار در شیکاگو شده بود، دارای این نوع کروموزوم بود. پس از کشف این قضیه ، پژوهشهای گوناگونی در آمریکا و انگلستان صورت گرفت تا معلوم گردد آیا میان کروموزوم اضافی و کژرفتاری رابطه ای وجود دارد یا نه .
ویژگیهای روانی و جسمانی دارندگان کروموزوم اضافی Y را می توان چنین برشمرد: سطح هوش پایین ، (در حدود ۶۰ و حداکثر ۸۰)، میل و آمادگی ارتکاب جرم ، حرکات عصبی ، ناپایداری و بی ثباتی در امور، عدم مقاومت در برابر سختی ها و مشکلات ، احساس کمبود عاطفی ، زود خشمی و عصبانیت ، بی گذشتی و قساوت ، ناتوانی در پیش بینی امور و دور اندیشی ، سرپیچی از هنجارهای اجتماعی ، سوء قصد علیه اموال دیگران ، میل شدید به تجاوزات جنسی ، سوءقصد علیه اشخاص و ارتکاب قتلهای فجیع ، غیر عادی بودن رفتارها، بی ارادگی و بالاخره ستیزه جویی . این افراد دارای قد بسیار بلندی در حدود ۸۰/۱ می باشند. موهای سرشان به طور زودرس ریزش دارد. چشمانشان بینایی معمولی را از دست می دهد و نزدیک بین می شوند؛ عوارض پوستی ، ناراحتی های مجرای ادرار و اختلالات روانی که آنان را آماده ارتکاب تبهکاری می کند، نیز در نزد آنان بسیار دیده می شود.
جذابیت و کژرفتاری
برخی از جرم شناسان ، ویژگیهای جسمانی مانند شکل ظاهری و چهره فرد و ارتباط آن با ساختمان بدنی و کژرفتاریها و طرز برخورد دادگاهها نسبت به این مجرمان را مورد مطالعه قرار داده اند. استافیری (۱۹۶۷) دریافت که نوع ساختمانی بدنی تأثیر مهمی در قضاوت دارد و معمولاً مزومورفها(افراد عضلانی و قوی ) که جذاب و زیبا هستند، بیشتر مورد نصیحت قرار می گیرند و سختگیری برای آنها کمتر است . کاویور و هاوارد (۱۹۷۳) با تأکید بر ظاهر و سیمای افراد به این نتیجه رسیدند که هم مجرمان سیاهپوست و هم مجرمان سفید پوست آمریکایی نسبت به غیرمجرمان جذابیت و زیبایی کمتری دارند، حتی کارکنانی که در کانونهای اصلاح و تربیت مقیم هستند، نسبت به کل
جمعیت چهره زشت تری دارند. تامپسون (۱۹۹۰) تخمین زد که در هر سال به طور متوسط ۲۵۰ هزار مجرم و متخلف زشت و نازیبا در زندانها وجود دارند، شاید غیرجذاب بودن (زشت بودن چهره ) در ایجاد جرم و یا احتمالاً افزایش مجازات توسط دادگاهها نقش داشته باشند. تحقیقات نشان داده است که کودکان زیبا و جذاب همواره موارد توجه بزرگترها بوده و ارزش های منفی کمتری نسبت به کودکان غیر جذاب یا زشت دارند. حتی وقتی که رفتارهای خلاف و ضد اجتماعی نیز انجام می دهند.
این نظریه که ظاهر غیر جذاب و زشت با کژرفتاری مرتبط است ، جراحان ترمیمی را واداشت تا با مطالعه بر روی زندانیانی که از نظر ظاهری ناهنجاریهایی داشتند بررسیهای انجام دهند. در سال ۱۹۷۰، ۴۲۵۰ نفر از زندانیان را براساس ویژگیهای جسمانی و روانی جدا کرده و به چهار گروه تقسیم کردند. یک گروه فقط تحت جراحی پلاستیک قرار گرفت . گروه دوم تنها مشاوره و گروه سوم هم جراحی پلاستیک و هم مشاوره دریافت کرده بودند و گروه چهارم که به عنوان گروه کنترل در نظر گرفته شده بود، این اعمال درست قبل از آزاد شدن از زندان انجام گرفت . نتیجه نشان داد که این افراد یک تصور جدید از خود داشتند مجرمانی که تحت عمل جراحی قرار گرفته بودند، طی یکسال پیگیری کمتر از مجرمانی که جراحی نشده بودند مجدداً به جرم دست زدند. جالب توجه است که گروهی که تنها مشاوره دریافت کرده بودند به اعمال خلاف و جرم دست زدند. اگر چه نتایج این بررسی خیلی روشن و دقیق نیست اما تصور می شود که اصلاح ظاهر و اندام باعث اصلاح پذیرش دیگران قرار می گیرد. این احتمال نیز وجود دارد که افراد وقتی از نظر ظاهری عیب و نقصی نداشته باشند نیاز کمتری برای دفاع یا ثابت کردن ارزش خود دارند. در نتیجه این افراد کمتر به کژرفتاری یا رفتار پرخاشگرانه که درنتیجه ناچیز شمردن آنان و یا مبارزه برای خود است ، دست می زنند.
ناهنجاریهای جزیی بدن
در سالهای اخیر، نظریه جالبی درباره ارتباط بین ناهنجاریهای جزیی بدن و شخصیت افارد مطرح گردید. برخی تحقیقات بر روی ناهنجاریهای جزیی بدن مثل : گوشهای غیر طبیعی ، گوشهای دارای انحنا و افتاده ، انگشتان خمیده ، انحراف چشمها، پرمویی ، پنجه های پای به هم چسبیده ، زبان شیاردار و ارتباط آنها با ناهنجاریهای چون : اختلالات یادگیری ، بیش فعالی ، اسکیزوفرنی ، پرخاشگری ، تهاجمی بودن و بی عرضه و بی مهارت بودن ، تأکید زیادی شده و به این نتیجه رسیدند که ممکن است ناهنجاریهای جزیی بدن که به طور خلاصه (mpas) خوانده می شوند با برخی ویژگیهای رفتاری خلقی (شخصیتی ) کودکان در ارتباط باشند. این ارتباط در میان تعداد زیادی از پسران پیش دبستانی که دارای ناهنجاریهای جزیی بدن بودند مشاهده گردید.
نظر دیگر بر این است که عوامل تراتوژنیکی عوامی که هنگام رشد جنین و در اوایل دوران بارداری ایجادی می شود بر سیستم اعصاب مرکزی اثر می گذارند و در نتیجه باعث بوجود آمدن مشکلات رفتاری ، و اختلالات رشدی می گردند. در مطالعه ای که توسط برنان ، مدنیک و کندل انجام شده آزمودنیهایی را که مشکلاتی هنگام تولد داشتند و دچار Mpas بودند، مورد بررسی قرار دادند و به این نتیجه رسیدند که این افراد بیش از کسانی که چنین اختلالاتی را نداشتند، در بزرگسالی مرتکب جرم شدند. این یافته ها نشان می دهد که اختلال در شد طبیعی سیستم اعصاب می تواند خطر «ریسک کردن » افراد را برای انجام رفتار خشونت آمیز بالا ببرد. برای گسترش چنین نتیجه ای تحقیقات بیشتری لازم است .
افراد خشن چه خصوصیات روحی و جسمی ای دارند
راه رسیدن به آرامش روحی,راه های رسیدن به آرامش روحی

وسواس یکی از اختلالات رفتاری به شمار می رود که بیشتر در افراد بزرگسال دیده می شود ، اما گاهی بروز این اختلال در دوران کودکی مشاهده می شود. این موضوع باعث تحت فشار قرار گرفتن کودک و همچنین بروز ناراحتی های ذهنی در او می شود.
سبب شناسی وسواس در کودکان
روانشناسان و متخصصان علوم رفتاری تا کنون نتوانسته اند علت و زمان دقیق شروع این اختلال را شناسایی کنند، ولی همگی بر این نکته اذعان دارند که عوامل چندی اعم از: وراثت، روش های تربیتی والدین، ویژگی های خانوادگی، نابهنجاری کارکرد سیستم عصبی و آشفتگی های خلقی در بروز این اختلال در کودکان دخالت دارند. اختلال وسواس فکری و عملی اختلالی است همچون سایر بیماری های عادی، تغذیه ای، خواب و جسمی که کودک هیچ کنترلی بر آن ندارد و والدین و اعضای خانواده او باید به این نکته توجه کنند که بروز این گونه افکار و اعمال به هیچ عنوان تقصیر کودک نیست و کاملاً با افکار عادی کودک تفاوت دارد. برای مثال کودکی که فکر باز بودن شیر گاز او را به ستوه آورده است، بارها و بارها با امتحان کردن شیر گاز سعی می کند اضطراب و تشویش خود را کاهش دهد، و یا کودکی که نگران کثیف بودن دست هایش است، ممکن است چندین بار دست های خود را بشوید تا حدی که پوست دست هایش حساس و قرمز شوند، و یا کودکی که از درست بودن مشق ها و امتحانش شدیداً مضطرب است، ممکن است بارها و بارها آن را پاک کند و دوباره بنویسد.
علائم و نشانگان اختلال وسواس فکری _ عملی در کودکان
شناخت علائم و نشانگان این اختلال در اغلب کودکان وسواسی قدری مشکل است؛ زیرا بچه ها قادرند خیلی ماهرانه افکار و رفتارهای وسواس گونه خود را مخفی نگه دارند. گاهی نیز والدین توانایی کشف افکار و اعمال وسواسی آنها را ندارند و گاهی نیز به گونه ای رفتارهای کلیشه ای خود را اجرا می کنند که اطرافیانشان تصور می کنند، انجام این کارها جزء برنامه روزانه شان است. به طور کلی رایج ترین افکار و رفتار وسواسی کودکان و نوجوانان عبارتند از:
_ ترس از کثیفی.
_ ترس از ویروس ها و میکروب ها.
_ نیاز به همدردی، دلسوزی و رسیدگی.
_ توجه بیش از اندازه به سر و وضع خود.
_ اعتقاد به خوش یمن بودن اعداد، روزها، ساعات و….
_ داشتن افکار مذهبی منفی.
_ داشتن افکار پرخاش جویانه و تمایلات جنسی نامتعارف.
_ ترس شدید از داشتن بیماری ها و یا صدمه دیدن یکی از اعضای خانواده.
_ اشتغال شدید فکری درباره کارهای خانگی.
_ داشتن ایده ها و افکار مزاحم و ناخودآگاه.
تشخیص اختلال وسواس فکری _ عملی در کودکان و نوجوانان
کودکان و نوجوانانی که دچار اشتغالات ذهنی، خشکی رفتار، اجرای رفتارهای آئینی و سخت گیری های بیش از اندازه می شوند، گاه چنان از اعمال و افکار خود مضطرب و پریشان می شوند که تا آن کارها را انجام ندهند، آرام نمی گیرند. در مواردی نیز سعی می کنند این گونه افکار و رفتارهای خود را طوری سرکوب کنند و یا عادی جلوه دهند که دیگران را نسبت به خود حساس ننمایند؛ و در موارد دیگری که قادر به کنترل رفتارهایشان نیستند، از والدین و سایر اعضای خانواده شان می خواهند که آنان را در انجام آئین ها و مراسم افراطی وسواسی شان همراهی کنند. برای مثال ممکن است کودکی که خودش وسواس مسواک زدن دارد، از مادرش نیز بخواهد که او نیز چندین بار دندان هایش را مسواک بزند. به طور کلی علائمی که والدین باید نسبت به بروز آنها حساس و هوشیار باشند تا این اختلال را در کودک شان زود تشخیص دهند، عبارتند از:
مجروح شدن و ترک خوردن پوست دست کودک بر اثر شستن مکرر دست ها.
مصرف بیش از اندازه صابون، دستمال کاغذی، نوار توالت و…
افت تحصیلی ناگهانی و پایین آمدن یک باره نمرات امتحانات مدرسه.
طول کشیدن بیش از اندازه مشق نوشتن.
سوراخ شدن و تکه تکه شدن پاک کن ضمن مشق نوشتن و امتحان دادن.
تعریف کردن مکرر و یک نواخت درس های روزانه با استفاده از جملات مکرر.
لباس عوض کردن بیش از اندازه.
داشتن مراسمی طولانی برای خوابیدن.
نگرانی برای سلامتی اعضای خانواده.
اصرار بر دادن آزمایش های گوناگون پزشکی، برای اطلاع از سلامتی خود و اعضای خانواده.
همچنین نکاتی که پزشک، روانشناس و یا متخصص علوم رفتاری حین مصاحبه تشخیصی از کودک و اعضای خانواده اش درباره آنها پرس و جو می کند، عبارتند از: ۱ _ آیا افکار، اندیشه ها، تصورات، احساسات و موضوعاتی موجب نگرانی، آزار و تشویش تو می شوند؟ ۲ _ آیا مرتب در حال چک کردن وسایل و کارهایت هستی؟ ۳ _ آیا بیش از سایر دوستان و همکلاسی هایت دست می شویی؟ ۴ _ آیا مدام در حال شمردن اعداد و یا انجام دادن کارها بر طبق تعداد و شمارش خاصی هستی؟ برای مثال ۵ بار دست شستن، ۱۰ بار بازدید از شیر گاز، ۸ بار چک کردن قفل در و…. ۵ _ آیا کلکسیون ها و مجموعه های زیادی جمع می کنی؟ ۶ _ آیا هر چیزی باید سر جای خودش باشد؟ ۷ _ آیا قبل از این که به رختخواب بروی، مجبور به انجام یک سری آیین ها و مراسم گوناگون هستی؟
از آن جایی که ممکن است هر کودکی به راحتی پاسخ این پرسش ها را «آری» بدهد و منجر به تشخیص اشتباه پزشک شود، باید این سئوالات را از والدین و یا اعضای نزدیک خانواده کودک نیز پرسید و از سابقه بیماری های روانی از جمله اختلالات کلامی و یا حرکتی اطلاع حاصل نمود. معمولاً اختلال وسواس زمینه ژنتیکی دارد و کودکانی که یکی از اعضای خانواده شان دچار چنین اختلالاتی باشد، احتمال ابتلای به وسواس فکری_ عملی بیشتر است. معمولاً نشانگان اختلال وسواس به ندرت به یک باره شروع می شوند. سایر اختلالاتی که معمولاً همراه با اختلال وسواس فکری _ عملی پدید می آیند، عبارتند از: اختلالات اضطرابی، افسردگی، اختلالات مربوط به کمبود توجه، بیش فعالی، اختلالات مربوط به یادگیری، اختلالات رفتاری (مثل ناخن جویدن، تیک های عصبی، خارش پوست).
روش های درمان اختلال وسواس فکری _ عملی در کودکان و نوجوانان
پژوهش های مختلف نشان می دهند که بهترین نوع درمان اختلال وسواس در کودکان استفاده از روش های رفتاردرمانی و در مواردی توام با دارودرمانی است. بر طبق این روش ها، ابتدا رفتاردرمانگر، کودک را تشویق می کند تا افکار و آئین های وسواسی خود را به طور دقیق و جزءبه جزء شرح دهد، تا او بتواند اجزای کلیدی این رفتارها را شناسایی کند. آنگاه از او می پرسد که انجام دادن کدام یک از رفتارهای وسواسی اش ضروری نیست و آیا می تواند بدون آن که نگران و مضطرب شود، از انجام آن بخش از رفتارهایش صرف نظر کند. در این مرحله درمانگر، ضمن پذیرش حالات، افکار و رفتار کودک، سعی می کند به او بفهماند که هر فردی ممکن است در مواردی دچار خشکی رفتار و اشتغالات ذهنی وسواسی شود که به دلایل نامفهومی مدام آنها را تکرار می کند. هدف او از این کار آن است که تا حدود زیادی آئین ها و افکار وسواسی کودک را متزلزل کند تا حدی که رفته رفته بتواند گام های موثری برای حذف این گونه رفتارها بردارد. گروه دیگری از رفتاردرمانگران که روش های خود را بر پایه دیدگاه شناخت درمانی استوار کرده اند نیز برای درمان اختلال وسواس در کودکان و نوجوانان سعی می کنند ابتدا به کودک بیاموزند که چگونه می تواند احساسات و افکارش را درباره فکر و عملی که انجام می دهد، تغییر دهد. برای مثال، اگر کودکی وسواس دست شستن دارد، از او می خواهند که دست هایش را کثیف کند (مثلاً گل آلود، چرب، خمیری، ماسه ای و…) و سعی کند بدون آن که چندین بار دست هایش را بشوید به بازی خود ادامه دهد و فقط در انتهای بازی دستش را بشوید. در این روش، تغییر نگرش کودک درباره کثیفی و آلودگی مدنظر است و این که او بتواند به خود بقبولاند که خمیر نوعی وسیله بازی برای کودکان است که از مواد بهداشتی درست شده است و لزومی نیست در حین خمیربازی چندین بار دست هایش را بشوید. روش های درمان رفتاری زمانی که اعضای خانواده هم درگیر حل مشکل شوند، بهترین شیوه درمان محسوب می شود. طبق نظر روانشناسان و متخصصان علوم رفتاری، کودکانی که برای درمان خود از این گونه شیوه ها استفاده می کنند، نیاز به حمایت، همکاری و مشارکت تمام اعضای خانواده دارند. در حقیقت، درصد بهبودی کودک بدون همراهی خانواده خیلی کم می شود، زیرا شیوه های درمان شناختی رفتاری اغلب با قدری اضطراب و نگرانی توام هستند که اگر حمایت روانشناس، والدین و اعضای خانواده را همراه نداشته باشد، درمان و بهبود کودک را به تاخیر می اندازد. به همین دلیل بهتر است به روان درمانگری مراجعه شود که حمایت و پشتیبانی لازم را از کودک بنماید.
کمک های والدین و اعضای خانواده
زمانی که کودکی دچار مشکل وسواس می شود، مادر و پدر او باید به این نکته توجه داشته باشند که کودک گناه و تقصیری ندارد. وقتی آنان قصد درمان و بهبودی بیماری فرزندشان را دارند، باید از هر جهت کودک را مورد حمایت خود قرار دهند. والدین باید سعی کنند آگاهی های خود را در زمینه نوع بیماری فرزندشان بالا ببرند و انتظارات و خواسته هایی در حد توان کودک از او داشته باشند. آنها باید بدانند که چنانچه همراه و مشفق کودک باشند، روند درمان او روزبه روز تسریع خواهد یافت و رفتارها و افکار آزاردهنده کودک نیز به تدریج از بین خواهند رفت. مادر و پدر باید بتوانند کمترین بهبودی کودک را تشخیص دهند و او را مورد تشویق و حمایت خود قرار دهند. در نظر داشته باشید هیچ کودک وسواسی ای بدون داشتن والدینی مضطرب، پریشان و مبتلا به اختلالات عصبی وجود ندارد. تمام اعضای خانواده باید نسبت به این موضوع حساس و هوشیار باشند. آنان باید تا حد امکان شرایط را برای کودک آرام و عادی نگه دارند تا او بتواند مشکلات و سختی های درمان را راحت تر تحمل کند. خانه ای پرتنش و اضطراب هیچ گاه نمی تواند به کودک کمک کند تا با نگرانی و تشویش ناشی از شیوه های درمانگری مقابله نماید.
دلایل به وجود آمدن حس وسواس در کودکان
وسواس,دلایل بروز وسواس,همه چیز درمورد وسواس,وسواس در کودکان,علل بروز وسواس در کودک,وسواس فکری,وسواس قهری,وسواس الایدز,وسواس الموت,وسواس کودکان,وسواس اجباری,وسواس در غسل,وسواس بیماری,علل بروز وسواس,علت بروز وسواس,علل بروز وسواس فکری,همه چیز در مورد وسواس,همه چیز در مورد وسواس فکری,همه چیز درباره وسواس,همه چیز درباره ی وسواس,وسواس در کودکان سه ساله,وسواس در کودکان ابتدایی,وسواس در کودکان دو ساله,وسواسی در کودکان,وسواس فکری در کودکان,علائم وسواس در کودکان,علت وسواس در کودکان,اختلال وسواس در کودکان,بیماری وسواس در کودکان

تشخیص دادن شخصیت افراد در زمانی که ظاهر و باطن آنها یکی باشد کار آسانی است . اما باید پذیرفت که امروزه بسیاری از افراد به دلایل مختلفی سعی در پوشاندن حقیقت و دروغ گفتن دارند. البته منظور ما به کسانی است که به صورت آگاهانه دروغ می گویند نه کسانی که به طور ناخودآگاه حقیقت و اوهام را تشخیص نمی دهند.
به علاوه، باید توجه داشت که منظور ما، اشخاصی نیستند که ناخواسته دست خوش اوهام و اشتباه می شوند و نمی توانند درستی را از نادرستی تشخیص دهند؛ بلکه منظور اشخاصی است که آگاهانه و عمداً متوسل به دروغ گویی و دیگر فریبی می شوند.چون انسان ها را بر اساس اظهاراتشان مورد قضاوت قرار می دهیم، به همین دلیل در صورت مواجه شدن با اطلاعات نادرست، بدون تردید قضاوت ما نیز اشتباه خواهد بود. باری، دروغ گویان را به انواع متفاوت تقسیم کرده ام که در ذیل به آن ها می پردازم:
دروغ گویان موردی و اتفاقی
این اشخاص، جسته و گریخته به این مسأله متوسل می شوند تا بدین واسطه، از موقعیت و رویارویی نامطلوب خلاصی یابند. این اشخاص، ذاتاً میانه ای با دروغ گویی نداشته و از این که از سر اضطرار و فشار، تن به این مسأله داده اند ناراحت هستند؛ چون این دروغ گویان معذب و ناراحت هستند، به همین دلیل ناخواسته این مسأله را از طریق حرکات بدن، ظاهر و تن صدای خویش آشکار می سازند.
دروغ گویان موردی و اتفاقی، پیشاپیش در مورد دروغشان اندیشه کرده و حتی المقدور سعی می کنند که این مسأله را توجیه پذیر و پذیرفتنی بنمایانند؛ لذا بدین دلیل است که معمولاً نمی توان دروغ این اشخاص را از طریق شخص ثالث و منابع دیگر آشکار کرد. به بیان دیگر، این دروغ گویان بر این باورند که به سادگی دروغشان آشکار نمی شود؛ چه، اگر غیر از این فکر می کرد، هیچ گاه متوسل به دروغ گویی نمی شد. لذا بدین دلیل است که کار کشف دروغ دشوار می شود و باید در این راستا به نشانه های تشخیصی کلامی و رفتاری متوسل شود تا به هدفش نایل گردد.
دروغ گوی با سابقه
این نوع دروغ گو، از کارش آگاه بود و مثل حالت پیشین احساس ناراحتی و عذاب نمی کند؛ چون کثرت توسل این فرد به این حربه کاملاً محسوس است. معمولاً این اشخاص، در اثر تمرین و مداومت، در کارشان استاد شده اند. به همین دلیل، پی بردن به دروغشان از طریق حرکات بدن و تن صدا ممکن نیست؛ چون این اشخاص برای تأمین منافع شخصی و پیشبرد اهداف خویش به کرات به این شیوه ی نادرست متوسل می شوند، به همین دلیل آثار تنش و اضطراب در صورت ظاهرشان نمودار نیست. چون این اشخاص پیشاپیش در این خصوص اندیشه نمی کنند، بدین واسطه، برای آشکار کردن دروغشان باید از تناقضات کلامی بهره گرفت.
دروغ گویی از سر عادت
دروغ گویی عادت کرده، در اثر گذشت زمان و کثرت استفاده از این ابزار، در برابرش کرخت شده و اساساً متوجه راست یا دروغ بودن اظهارات خود نمی شود. برای تشخیص ماهیت و شخصیت این اشخاص چندان نمی توان به حرکات و صورت ظاهرشان تکیه کرد، زیرا این امر برایشان کاملاً عادی شده و شاخصه هایی را به دست نمی دهند؛ لیکن چون کثرت استفاده از این شیوه سبب گسیختگی کنترل ذهنی شان می شود، به همین دلیل مطالب متناقض راه گشایی را بر زبان می آوردند. در این ارتباط، کافی است که فرد هوش و حواس خود را متوجه تناقضات کلامی و گفتاری دروغ گویی عادت کرده نماید تا به سادگی دستشان را رو کند. به علاوه، در این ارتباط می توان از منابع بیرونی نیز بهره مند شد.
نکته ای که باید آویزه ی گوشمان باشد این است که این تیپ مردم، بسیار نادرند و به همین دلیل آشکار کردن دروغشان تا حدی دشوار است. بدین واسطه، شناخت این اشخاص برای دست اندرکاران مسایل حقوقی و قضایی نیز بسیار دشوار است، زیرا در زندگی عادی، مردم به ندرت متوجه تناقضات و ناهم خوانی های کلامی می شوند؛ اما این اشخاص به سادگی در دادگاه ها قابل تشخیص هستند، چون اظهارات و ادعاهایشان از طریق چندین منبع مورد بررسی قرار گرفته و ارزیابی می شود. ما به کرات با اشخاصی از این نوع مواجه می شویم. به همین دلیل، شناخت این دروغ گویان برای ما ساده است.
دروغ گویان حرفه ای
تشخیص دروغ گویان حرفه ای از هر نوعی دشوارتر است، زیرا این اشخاص برای تحقق هدفی متوسل به این امر می شوند. به علاوه، پرت و پلاگویی دروغ گویان عادتی را نیز در شیوه ی ویژه ی خود نشان نمی دهند. این اشخاص، پیشاپیش برای مقصود خود اندیشه کرده و از هر گونه متناقض گویی خودداری می کنند. به علاوه، آرامش ظاهریشان نیز هیچ گونه دستاویز و گزکی را به شنونده و بیننده نمی دهد.
برای این که دروغ این حرفه ای ها آشکار شود، چاره ای جز این نیست که اظهاراتشان بر اساس نظرگاه های منابع بیرونی مورد ارزیابی دقیق قرار گیرد. به علاوه، لازم است که فرد، پیش از هر گونه اقدامی به تصمیم قاطع خود برسد.
دلایلی که برخی از افراد دروغ می گویند
چرا افراد دروغ می گویند,روانشناسی افراد دروغ گو,شخصیت افراد دروغ گو,دلایل دروغ گفتن,چرا افراد دروغ می گویند؟,روانشناسی افراد دروغگو,دلایل دروغ گفتن کودکان,دلایل دروغ گفتن مردان,دلایل دروغ گفتن بچه ها,دلایل دروغ گفتن,علت دروغ گفتن

بسیاری از افراد هستند که در برقراری ارتباط دیگران مشکل دارند. این که فرد نمی تواند با اجتماع ارتباط برقرار کند ، مسئله ای است که به تربیت شخصیت وی از دوران کودکی باز میگردد. در این مطلب قصد داریم که دلایل بروز چنین اختلالی را بررسی کنیم.
«من تنها هستم» «دوستی ندارم» «نمی دانم چگونه با افراد جدید برخورد کنم» «افراد جدید را ملاقات می کنم، اما نمی توانم به آن ها نزدیک شوم».
بیماران افسرده هر روز جملاتی مانند جملات فوق را به من می گویند. اغلب آنان عدم شرکت در زندگی اجتماعی را مربوط به واقعه ای می دانند که در کودکی در ضمیر ناخودآگاه جا گرفته است. شاید این گونه باشد؛ اما من راه حل را در برگشت به گذشته نمی دانم، بلکه در کمک کردن به آنان برای پیوستن به شبکه ی ارتباط اجتماعی در زمان حال، تشخیص می دهم.
گوشه گیری کامل فقط افراد نادری را راضی می کند. هر فردی نیاز به انواع مختلف ارتباط با مردم دیگر دارد. به هر حال نوع دقیق شبکه ی ارتباط اجتماعی برای هر کس بستگی به هدف ها و نیازمندی های او دارد. آن چه برای یکی خوب است، امکان دارد برای دیگری درست نباشد.
شبکه ی ارتباط اجتماعی رضایت بخش
همه ی شبکه های ارتباط اجتماعی رضایت بخش با وجود خصوصیات مختلف، مشخصات معین و کلی دارد.
۱ شبکه ی ارتباط اجتماعی به عنوان تکیه گاهی امنیتی، سودمند است. شما احساس تعلق داشتن می کنید. افرادی که شما را می شناسند و قبولتان دارند، آن چه را می توانید از یکدیگر انتظار داشته باشید درک می کنند. می دانید وقتی که بیمار می شوید چه کسی به دیدن شما می آید، چه کسی گل برایتان می فرستد، چه کسی تلفن می کند، و تا زمان به دست آوردن مجدد سلامتی چه کسی خود را نشان نمی دهد؟
۲ شبکه ی ارتباط اجتماعی شامل انواع روابط است. از ارتباط سطحی گرفته تا ارتباط بسیار نزدیک. دوستی وجود دارد که علاقه مندید با او به ماهیگیری بروید، ولی هرگز درباره ی خرید با او صحبت نمی کنید یا دوستی دارید که علاقه مندید او را دوبار در سال ملاقات کنید و دوستی که هفته ای دوبار مشکلات خود را با او در میان می گذارید. امید است شبکه ی شما دارای دو یا سه نفری باشد که بتوانید و بخواهید مسائل بسیار شخصی خود را با آنان در میان بگذارید.
۳ شبکه ی ارتباط اجتماعی شما متناسب با نیازهای ویژه ی شما است. اگر از نظر اخلاقی فرد برون گرایی هستید ممکن است به یک شبکه ی فعال دایمی که شامل افراد بسیاری است، نیاز داشته باشید. از دوستان کم و شب های آرام که درون گرا را راضی می کند حوصله تان سر می رود. مواظب باشید خیلی یکنواخت نباشد. بزرگ ترین برون گراها هم نیاز به لحظات آرام با دوستان نزدیک دارند. بزرگترین درون گراها نیز ممکن است گه گاه، شرکت در یک جشن را دوست داشته باشند.
۴ شبکه ی ارتباطی شما دایماً تغییر می کند، چون در جریان زندگی، شما هم تغییر می کنید. همکار شغلی شما ممکن است دوستی نزدیک یا فرد کسالت آوری شود که مجبور به دوری از او شوید. ممکن است علاقه مندی به ماهیگیری را از دست بدهید و دوستدار بازی بریج بشوید. ممکن است غنی تر یا فقیرتر بشوید، کارتان را تغییر دهید، ازدواج کنید، طلاق گرفته یا بیوه شوید، بچه دار شوید، به شهر دیگری منتقل شوید یا گرفتار تغییرات دیگری که در زندگی پیش می آید، بشوید. هر یک از این موارد نیازها یا امکانات مختلفی پیش می آورد و شما باید شبکه ی اجتماعی خود را تغییر دهید.
شبکه ی ارتباط اجتماعی غیر رضایت بخش
افرادی که دارای شبکه های اجتماعی غیر رضایت بخش هستند به پنج طبقه تقسیم می شوند.
۱ فرد تنها: زن یا مردی که در تنهایی زندگی می کند. شاید دارای فامیل باشد، ولی ارتباط با والدین، خواهر و برادرها، عموزاده ها و خاله زاده ها، کم، سطحی، یا بد است. فرد تنها با همکار، مغازه دار صحبت می کند، ولی نه بیش تر از آن. این افراد هر چه بیش تر به این وضع ادامه دهند مهارت اجتماعی آنان کم تر می شود و بیش تر از تماس های اجتماعی دوری می کنند.
۲ فردی که دارای شبکه ی ارتباط اجتماعی نیست ولی ارتباطاتی (معمولاً به ندرت) با افراد دیگر دارد: برای مثال فرد مجردی که گاهی اوقات با فرد دیگری دوستی می کند، ولی اغلب چون نمی توانند نیازهای یکدیگر را برآورند روابطشان قطع می شود.
۳ زوج هایی که از مردم دورند: این دسته زن و شوهری هستند که از بقیه ی دنیا جدا شده اند. هر یک از آن دو انتظار دارد که همسرش تمام نیازهای او را برآورد، ولی چون این کار برای زمانی طولانی غیر ممکن است، تنش ها و رنجش هایی به وجود می آید که اغلب سبب مشکلاتی در زندگی زناشویی می شود.
۴ شخصیت مسدود شده که نمی تواند مسائل درونی و خصوصی خود را با دیگران در میان بگذارد: دکتر آرنولد لازاروس در کتاب خود به نام «رفتار درمانی و ماورای آن» یک شخصیت مسدود شده را به صورت تصویری نشان می دهد. او می تواند روابط سطحی E D C برقرار کند، اما هرگز نمی گذارد که افراد به حوزه ی A او برسند، به همین دلیل از ارتباط نزدیک محروم است. خارجی ترین سطح، نماینده ی سطحی ترین روابط اجتماعی است که ممکن است بگویید «نام من است» «کیک شکلاتی را خیلی دوست دارم» «از فیلم دیشب تلویزیون لذت بردم».
درونی ترین سطح (A) نشان دهنده ی شخصی ترین مسائلی است که می توانید احتمالاً درباره ی خود بگویید. این شامل احساسات عمیق و ایده هایی است که شما را آسیب پذیر می کند.
سطوح B D نماینده ی یک رشته سطوح ارتباطی است که چندان مطابق محتوای گفته های پر اهمیت شما نیست. سطح D شما ممکن است سطح B برای دیگری باشد. به هر حال افراد به ندرت در برقراری ارتباطات خود در سطح مناسب مشکل دارند.
در داویر متحدالمرکز قسمت چپ دایره ی نسبتاً کوچک A نشان می دهد که سطح منحنی متناسب با سطوح ارتباطی دیگر است.
در دوایر متحدالمرکز وسط A بزرگتر شده دیوار محکمی به دورش کشیده می شود، بدین معنی که فرد چیزهای کمتری برای در میان گذاشتن دارد و دیواری به دور ارتباط خود کشیده است که نمی تواند افکار و احساسات خود را به راحتی، در روابط نزدیک آشکار سازد.
سومین دوایر متحدالمرکز اوج پیشرفت شخصیت مسدود شده را نشان می دهد. دیواره ضخیم تر و محکم تر شده است و حالا شخص در ابراز هر موضوع شخصی و مفهوم دار با خودش مشکل بزرگی دارد. مهم نیست که ظاهر او چگونه است، او فقط می تواند روابط سطحی با دیگران داشته باشد و اغلب از احساسات و افکار و آرزوهای خود آگاه نیست.
۵ شخص بی تفاوت کاملاً نقطه ی مقابل شخصیت مسدود شده است: وی فاقد حصارهای احساساتی و درک سطوح ارتباطی و درجات مختلف خصوصیتی است که لازمه ی موقعیت های مختلف است. در مقابل فرد مسدود شده که ممکن است، تماس زیاد بدون ارتباط نزدیک داشته باشد. فرد بی تفاوت به سوی دیگران رفته، اجازه نمی دهد ارتباط ها رشد کنند. وقتی که دیگران به افشاگری خصوصیات وی در اولین برخورد پاسخ نمی دهند، احساس می کند که از او دوری می جویند. دایماً در حال رنجش است. اگر بدون توجه احساسات عمیق خود را به غریبه ها ابراز کنید بعضی آن را به ضرر شما به کار می برند.
چرا برخی از افراد توانایی پیدا کردن دوست را ندارند
مشکلاتت اجتماعی افراد,توانایی برقراری ارتباط با دیگران,توانایی ارتباط با دیگران