
گرفتاریهای شغلی، مشغله های زندگی، وقت کم آوردن و بسیاری از مشکلات دیگر قسمتی از زندگی ما را تشکیل می دهند که روزانه با آنها مواجه می شویم و البته با این مشکلات برایتان اعصابی باقی نمی ماند. زمانیکه اعصاب خراب می شود مشکلاتی مانند تنگی نفس و ضربان قلب بوجود می آید که بدنتان ر با مشکل مواجه می سازد
به جای اینکه بذارین اعصابتون اینقد بهم بریزه که به مرز دیوونگی برسین، این روشهای ساده رو که هنوز هم موثر هستن امتحان کنین تا در عرض ۵ دقیقه یا کمتر آرامش پیدا کنین.
شکلات برای رهایی
یک تکه شکلات (حدود ۴۰ گرم) میتونه فورا اعصابتون رو آروم کنه. به خاطر همینه که شکلات یه غذای راحت در نظر گرفته میشه. اما یادتون باشه که حتما شکلات تلخ بخورین (در حد اعتدال)، شکلات تلخ نه تنها هورمون ها رو تنظیم میکنه بلکه سوخت و ساز بدن رو هم ثابت میکنه.
آدامس بجوید
جویدن آدامس برای چند دقیقه میتونه اضطراب و سطح کورتیزول رو کاهش میده. عطر و طعمی که دوست دارین رو انتخاب کنین تا بیشتر توی روحیتون تاثیر بذاره.

چای سبز برای آرامش اعصاب
چای سبز به خاطر فواید متعددی که برای سلامتی داره شناخته شدس. ماده شیمیایی ال-تیانین در چای سبز خشم و دیگر احساسات مخرب عصبی رو از بین میبره.

روی نفس کشیدنتون تمرکز کنین
تنفس آرام و عمیق یکی از ساده ترین روشهاییه که میتونه فشار خون و ضربان قلب رو پایین بیاره. میتونین روش تنفس پرانایاما (نفس کشیدن از طریق بینی) رو تمرین کنین. این کار باعث میشه اضطراب و استرس عصبیتون از بین بره.

مدیتیشن
پنج دقیقه مدیتیشن باعث میشه روحیتون عوض شده و ذهنتون هم آرام بشه. از جاهای شلوغ دور بشین و به یه جای آروم برین که بتونین روی نفس کشیدنتون تمرکز کنین و به افکارتون نظم بدین.
معکوس بشمارین
این یه آزمایش نیست، کمی زمان بذارین و به آرامی شروع کنین به معکوس شمردن از ۵۰ یا ۱۰۰٫ وقتی که تمرکزتون رو روی شمردن بذارین، نگرانی ها رو پشت سر میذارین. در این میان اعصابتون آروم شده و حس میکنین خیلی بهتر از قبل شدین.
آرموتراپی
آرموتراپی یعنی استفاده از روغن های ضروری برای تسکین حواس. روغن های ضروری توانایی تحریک گیرنده های بویایی در بینی شده و در بخشی از مغز تاثیر میذاره و احساساتتون رو تعدیل میکنه. استنشاق این عطرها اثر تسکین دهنده برای استرس و اضطراب داره. یه بطری کوچیک روغن اسطوخودوس، روغن درخت چای یا هر اسانسی که دوست دارین در اطرافتون داشته باشین و اجازه بدین که حواستون التیام پیدا کنه.

وقت بذارین و چیزای مثبت رو تجسم کنین
از جایی که اعصابتون رو متشنج میکنه دور شده و به سراغ تصورات مثبت یا خلاقانه برین و درباره چیزایی فکر کنین که شما رو خوشحال میکنه. میتونین به یه خاطره خوش فکر کنین یا در ذهنتون یه داستان خوب بسازین! القای چنین احساسات مثبتی روحیتون رو بهتر کرده و اعصاب ناراحتتون رو آروم میکنه.
چشماتون رو ببندین
چشماتون رو ببندین و از هر چیزی که اطرافتون اتفاق میفته جدا بشین. چند دقیقه سکوت بهتون کمک میکنه که دوباره به مسیر برگردین.
از یه توپ استرس استفاده کنین
وقتی اعصاب آرومی نداشته باشین معمولا سریع تحریک میشین. به جای اینکه وقتتون رو صرف عکس العمل نشون دادن به تحریک کنین یه توپ استرس بردارین و باهاش بازی کنین تا استرستون کم بشه.
دستتون رو ماساژ بدین
این کار برای کسانی که زیاد تایپ میکنن خیلی مفیده. کمی لوسیون به دستتون زده و خوب ماساژش بدین. تمرکز روی یه نقطه از عضله زیر انگشت شست، استرس و خستگی در گردن و شانه ها کاهش میده.

مقداری آب سرد روی مچ دستتون بریزین
برخی از شریان های کلیدی زیر پوست مثل مچ دست و لاله گوش وجود دارن که اگه روشون آب سرد بریزین اعصابتون آروم میشه.
در معرض نور خورشید قرا
ر بگیرین
موندن در اتاقی که هیچ نور طبیعی نداره میتونه روی اعصاب تاثیری منفی بذاره. نور خورشید به عنوان درمانی برای افسردگی و دیگر بحران های عاطفی در نظر گرفته میشه. شما میتونین پنج دقیقه زیر آفتاب راه برین تا نورش در اعصابتون نفوذ کرده و آرومش کنه.
کشش
یه کشش سریع در عضلات میتونه تنش ها و خستگی رو از بین ببره، که این امر منجر میشه به آروم شدن کلی بدنتون.
موسیقی برای رهایی
هیچ بحثی نیست که موسیقی تاثیری مثبت روی احساساتمون داره. ازش استفاده کنین تا در شرایط استرس زا اعصابتون آروم بشه.

این شیوه ها برای آرامش اعصابتان عالیست
آرامش اعصاب,آرامش اعصاب و روان,راههای آرامش اعصاب,دعای آرامش اعصاب,قرص آرامش اعصاب,روشهای آرامش اعصاب
با ورود به زندگی زناشویی زندگی قبلی تان هم تغییر می کند، اگر نمیخواهید از موج این تغییرات جا بمانید و به دنبال یک زندگی آرام و موفق هستید باما همراه باشد
دکتر محمدرضا رجبی شکیب: ذهن ما مثل یک پردازشگر رایانه است، همانطور که رایانهها ویروسی میشوند، ممکن است در ذهن ما هم خطاهایی شکل بگیرد؛ خطاهایی که نتیجهگیری ما را از اتفاقات اطرافمان تحت تاثیر قرار میدهد. مشکلات زندگی برای اغلب ما کم و بیش یکی است اما واکنش هر کدام از ما در برابر آنها فوقالعاده متفاوت است و این همان اثر پردازشگر ذهن ماست. اگر خطاهای این پردازشگر را برطرف کنیم، بهتر میتوانیم مشکلاتمان را مدیریت کنیم. این خطاهای ذهنی البته عمومی هستند اما من در این مقاله مصداقهای آن را در روابط زناشویی بررسی کردهام. فیلترینگ ذهن Mental Filtering
هرچی که من بدونم، درسته!
همه ما در ایران معنای واژه «فیلترینگ» را میشناسیم. همانطور که در اینترنت، فیلترینگ تنها اجازه دسترسی به سایتهایی را به شما میدهد که با معیارهای خودش سازگار باشد و بقیه را فیلتر میکند، گاهی در ذهن ما هم همین اتفاق میافتد: یک گزاره را در نظر میگیریم و تنها دادههایی را که با آن گزاره سازگار باشند در نظر میگیریم.
مثال: پریچهر از دوره نوجوانی نسبت به مردها بدبین شد؛ از همان زمان که شوهرخالهاش، خالهاش را رها و با زن دیگری ازدواج کرد.
اگرچه پدر و مادر خود پریچهر با هم زندگی خوبی داشتند اما سایه این بدگمانی نسبت به مردها همیشه در ذهن او سنگینی میکرد. پریچهر با همین نگرانی ازدواج کرد. شوهرش از همه نظر خوب بود و او هیچ مشکلی نداشت جز اینکه نمیتوانست به او اعتماد کند. هر بار شوهرش با تلفن با کسی صحبت میکرد که او نمیشناخت، دلش آشوب میشد و تصور میکرد همسرش دارد به او خیانت میکند. یکبار یک قاب سیمکارت ایرانسل در وسایل شوهرش پیدا کرد و دیگر مطمئن شد همسرش رابطههای مخفیانهای دارد.
با این حال او هیچ وقت اینها را به روی شوهرش نیاورد. نمیخواست شوهرش فکر کند او بیدلیل بدگمان است اما اتفاقی که افتاد این بود که او کمکم دیگر علاقه و میل جنسیاش به شوهرش را از دست داد. پس از مدتی حتی دیگر نمیتوانست در این رابطه ارضا شود. شوهرش هم ابتدا تلاش کرد بهتر باشد اما وقتی نتیجهای نگرفت، کمکم از او فاصله گرفت. بعد از مدتی رابطه زناشویی بین آنها تقریبا قطع شد. شش ماه بعد، پریچهر فهمید که همسرش رابطهای را با زن دیگری شروع کرده است.
تحلیل موقعیت: جمله معروفی است که میگوید: به هر چیزی که فکر کنی، همان برایت اتفاق میافتد؛ این جمله از حقیقت دور نیست.
ذهن پریچهر، مثل لنز رنگی یک دوربین که تنها به طیف خاصی از نور اجازه ورود میدهد، تنها بر این متمرکز شد که دادههای متناسب با فرض بیوفایی همسر را در نظر بگیرد و به دادههای دیگر توجهی نکند. نتیجه این بود که پریچهر از نظر ذهنی با همسرش فاصله گرفت. در روابط زناشویی، فاصله ذهنی، همیشه فاصله احساسی و به دنبال آن، فاصله فیزیکی ایجاد میکند. این موضوع مخصوصا برای خانمها، سریعتر از آقایان اتفاق میافتد. بیمیلی جنسی پریچهر هم ثانویه به ذهنیت او بود. در ادامه، همسر پریچهر هم مثل اغلب مردان، وقتی احساس کرد مثل گذشته نمیتواند پریچهر را در این رابطه راضی کند، افسرده و ناامید شد و در معرض این اشتباه قرار گرفت که در رابطه دیگری قدرتنمایی کند.
پریچهر و هر کدام از ما در این موقعیت، میتوانیم به این ترتیب مسیر ذهنیمان را تصحیح کنیم:
1- فیلترهایمان را شناسایی و بررسی کنیم: بعید است آدمی پیدا شود که هیچ فیلتر ذهنیای نداشته باشد. همه ما، گزارههایی در ذهنمان داریم که حداقل بهدرستی برخی از آنها شک نمیکنیم. به محض اینکه ما به قطعیت یک گزاره ایمان بیاوریم، ذهن ما شروع میکند به فیلترینگ. آدمهایی کمتر گرفتار این خطا میشوند که همه گزارههای ذهنیشان را قطعی ندانند. پریچهر میتوانست این گزاره که «همه مردان بیوفا هستند» را در ذهنش شناسایی کند. اگر روی این گزاره یک علامت سوال میگذاشت، لااقل با توجه به زندگی پدر و مادر خودش میتوانست به این نتیجه برسد که آن گزاره درست نیست.
2- مدارک جمع کنیم: تصور کنیم از ما شکایت شده است. برای اینکه در دادگاه حقانیتمان را ثابت کنیم، باید مدارک و شواهد جمع کنیم. چه میکنیم؟ برای رد کردن گزارههای ذهنیمان نیاز داریم به جمع کردن شواهد و مدارکی که خلاف آنچه در ذهنمان حک شده را اثبات کند.
توقعسازی Making Demands
من باید! من نباید!
آلبرت الیس، یکی از روانشناسان بزرگ پایهگذار رفتاردرمانی شناختی میگوید: توقعات ما از خودمان، علت بسیاری از مشکلات عاطفی ماست. منظور از توقعات، همه باورهای ذهنی ماست که در آنها کلمههای «باید» و «نباید» به کار رفته است.
مثال شماره یک: خسرو 30 سال دارد و همه چیز برایش مهیاست تا ازدواج کند، اما او یک راز بزرگ دارد که باعث میشود نهتنها از ازدواج که از هر رابطهای فراری باشد. او سالهاست فکر میکند اندازه آلت تناسلیاش کوچک است؛ اگرچه با چند پزشک مشورت کرده و همه به او گفتهاند مشکلی در این مورد وجود ندارد اما او همچنان میترسد این مسئله باعث شود نتواند رابطه درستی با همسرش داشته باشد. در واقع او فکر میکند برای داشتن یک رابطه زناشویی خوب، «باید» اندامهای تناسلی ویژگی خاصی (مثلا از نظر اندازه) داشته باشند و چون خودش آن ویژگی را ندارد، فکر میکند نمیتواند رابطه خوبی داشته باشد.
مثال شماره 2: فرزانه با شوهرش کامران مشکل پیدا کرده چون احساس میکند شوهرش در روابط زناشویی برایش کم میگذارد. فرزانه هر وقت که کامران برای رابطه ابراز تمایل میکند، او را میپذیرد و در مقابل فکر میکند هر وقت هم که او پا پیش میگذارد، کامران «باید» با او همراهی کند اما کامران اینطور نیست؛ گاهی همراهی میکند و گاهی هم میگوید خسته است و رابطه را به وقت دیگری موکول میکند. فرزانه فکر میکند همسران «نباید» هیچوقت در این جور روابط به هم نه بگویند. او خودش آنطور که فکر میکند عمل میکند اما همسرش نه. برای همین هم از او عصبانی است.
مثال شماره 3: کیمیا عقد کرده است. او مدتی است که به شدت نگران است و حتی به جدایی فکر میکند. او و همسرش از وقتی ازدواج کردهاند، هفتهای یکبار با هم ارتباط دارند و همسرش بیشتر از این تمایلی از خودش نشان نمیدهد اما کیمیا فکر میکند یک زوج جوان «باید» حداقل هفتهای دو، سه بار ارتباط داشته باشند. او فکر میکند همسرش «باید» تمایل بیشتری برای دیدن او داشته باشد و اگر این کار را نمیکند یا آدم سردمزاجی است یا پای زن دیگری در میان است.
تحلیل موقعیتها: در روابط جنسی باید و نباید وجود ندارد. هر زوجی، الگوی رابطه خودشان را دارند. حتی نمیشود گفت چند بار ارتباط ایدهآل است. هر زوجی، عادتهای خودشان را پیدا میکنند و البته این اتفاق هم یکطرفه نمیافتد و با هم به تفاهم میرسند اما اینکه بخواهند رابطهشان را با استاندارد زوجهای دیگر مقایسه کنند، نه عملی است و نه سودمند. همینطور در مورد اندازه استاندارد اندام تناسلی مردانه هم نمیشود چیزی گفت.
مردان معمولا به ویژگیهای ظاهری اهمیت میدهند و تصور میکنند زنان هم مثل آنها هستند و برای همین اندازه اندامهای تناسلی برایشان مهم است و فکر میکنند برای رابطه رضایتبخش «باید» اتفاق ویژهای بیفتد اما واقعیت این است که در این مورد هم بایدی وجود ندارد حتی در مورد پاسخ مثبت به همسر برای برقراری رابطه هم ضرورتی وجود ندارد.
هم مرد و هم زن، گاهی تمایل یا آمادگی لازم برای رابطه را ندارند و خیلی طبیعی است که به همسرشان پاسخ منفی بدهند، البته نحوه بیان این پاسخ منفی ظرافتهایی دارد اما در اصل این ماجرا هم «باید» و «نباید»ی نیست.
همه ما برای پیشگیری و درمان خطای ذهنی «توقعسازی» باید از این راهها برویم:
1- ادبیاتمان را عوض کنیم: مرتب نگوییم باید، نباید، لازم است و لازم نیست. به جای واژههای جزمی و انعطافناپذیر باید بگوییم ترجیحم این است، مایلم و میخواهم.
2- تایید طلبی را کنار بگذاریم: خیلی از بایدها و نبایدهای ذهن ما به این دلیل ایجاد شده که فکر میکنیم دیگران هم این بایدها و نبایدها را در ذهنشان دارند. درواقع تاییدطلبی ماست که باعث میشود مدام درگیر این بایدها و نبایدها باشیم اما واقعا نمیتوانیم بدون تایید دیگران برای خودمان زندگی کنیم و از زندگی لذت ببریم؟ اینجاست که این مسئله با عزت نفس ما ارتباط پیدا میکند. آدمهایی که عزت نفس پایینتری دارند، بایدها و نبایدهای ذهنشان هم بیشتر است.
3- به خودمان یادآوری کنیم «دنیا با قواعد ما اداره نمیشود»: هرکس، کتاب قانون خودش را برای زندگیاش دارد. وقتی ما به بایدهایی فکر میکنیم که دیگران میگویند، در واقع داریم زندگیمان را بر اساس قانونهای آنها تنظیم میکنیم در حالی که آنها هم انسانهایی مثل ما هستند و البته ممکن است با نظرات ما موافق نباشند.
اختلافات تازه عروس و دامادها در اتاق خواب
برای رشد و تکامل فیزیکی باید مولتی ویتامین هایی را برای کودکان انتخاب کردکه ترکیباتی از جمله زینک و ویتامین D داشته باشند که برای رشد قدی و استخوانی ضروری است.
قطره مولتیویتامین یا AD برای نوزادان دادن قطره مولتی ویتامین یا آ د از ۱۵ روزگی نوزاد شروع شده و روزانه ۲۰ قطره آ د ، یا ۲۵ قطره مولتی ویتامین تا پایان دو سالگی به کودک داده می شود. شیرخوارانی که شیر مادر می خورند، از هر نظری در وضعیت بهتری نسبت به شیرخوارانی هستند که با شیرخشک تغذیه میشوند. حتی در مورد ابتلا به آلرژی یا بیماریهای مختلف از جمله اسهال و استفراغ این بچهها در مصونیت بهتری قرار دارند. شاید یک کودک شیرخشکی هم به نظر شاداب برسد، اما وقتی او را با یک کودک هموزن و همسال خود که با شیر مادرش تغذیه میشود مقایسه کنیم در مییابیم با هم متفاوتند. یک تفاوت ساده در این است که کودک اول فقط یک مزه را میشناسد، آن هم شیرخشکی است که میخورد. اما کودکی که شیر مادر میخورد با تنوعی از مزهها که مادر در غذاهای خود میخورد آشناست. بنابراین این کودک به راحتی بعد از شش ماهگی غذای جامد را شروع میکند و خوب غذا میخورد. تنها ویتامین مورد نیاز نوزادان ویتامین D است. بچهها از بدو تولد تا شش ماه به غیر از شیر مادر هیچ نیاز دیگری ندارند، اما باید ویتامین D بدنشان تامین شود. در کشورهای اروپایی و غربی به تنهایی قطره ویتامین D دارند، اما در کشور ما باید ویتامین D را تحت عنوان قطره AD یا مولتیویتامین به بچهها بدهیم. بچهها قطره AD را خیلی بهتر از مولتیویتامین تحمل میکنند، چون از بوی قطرههای مولتی ویتامین خوششان نمیآید. از میان قطرههای AD نیز بعضی چربتر و برخی آبکیترند. سعی کنید نوع آبکیتر که بهتر تحمل میشود را تهیه کنید. روزانه باید ۴۰۰ واحد بینالمللی ویتامین D به بچهها برسد. پس برای این حتما و حتما نوع ایرانی قطره را تهیه کنید که در یک سیسی از آن این میزان وجود دارد (چه مولتیویتامین و چه قطره AD) انواع خارجی را که به صورت شربت هستند، باید حدود ۱۰ تا ۱۵ سیسی به بچه بدهید تا شاید این مقدار ویتامین D تامین شود. یادتان باشد با این کار نسبت ویتامینها را در بدن بچه به هم میزنید. اگر ویتامین A زیاد باشد، در طولانیمدت فشار داخل جمجمه بچه زیاد میشود و به او آسیب میرسد. حالا سوال این است که چرا غربیها که در زمینه تولید این ویتامین از ما جلوتر هم هستند اینگونه مصرف نمیکنند؟ واقعیت این است که در کشورهای غربی داخل اکثر مواد غذایی ویتامین و حتی آهن (در شیر پاستوریزه) وجود دارد. در غذاهای کودکشان بسیاری مواد که در غذای بزرگسالان نیز هست، وجود دارد و این حساسیت آنقدر وجود ندارد. به علاوه نکته مهم در اینجاست که آنها برای مصرف داخل خود قطره ویتامین D دارند، ولی آنچه با نام شربتهای مختلف با ظاهر بسیار شکیل و گولزننده تولید میکنند برای صادرکردن است و در کشور خودشان استفاده نمیکنند. بسیاری از والدین با هزینه بالا این شربتها را تهیه میکنند، اما پس از مدتی متوجه میشوند کودکشان از نظر ویتامین D دچار کمبود است و نرمی استخوان گرفته است. قطره آهن ایرانی بدمزه است اما لااقل میدانید وقتی آن را به بچه میدهید میزان لازم آهن را دریافت میکند. آهن را باید از اول هفت ماهگی با غذای کمکی و البته در ادامه تغذیه با شیر مادر به بچهها بدهید تا انشاءا… همه آنها سلامت و شاد باشند. دادن قطره مولتی ویتامین یا آ د از ۱۵ روزگی نوزاد شروع شده و روزانه ۲۰ قطره آ د ، یا ۲۵ قطره مولتی ویتامین تا پایان دو سالگی به کودک داده می شود. قطره آهن نیز از پایان شش ماهگی یعنی همزمان با شروع تغذیه تکمیلی کودک، روزانه ۱۵ قطره داده می شود و تا پایان دو سالگی باید داده شود. نکته ۱- موقع دادن قطره به نوزاد، بهتر است به جای اینکه قطره ها را با قطره چکان داخل دهان کودک بریزید و آن را بشمارید، تعداد ۲۵ یا ۲۰ یا ۱۵ قطره را در یک قاشق مرباخوری بچکانید و یکجا و به آرامی با قاشق به کودک بدهید. ۲- بعد از دادن قطره آهن به کودک، مقداری آب جوشیده خنک به او بدهید تا از تاثیر آهن بر روی دندان ها و سیاه شدن آنها جلوگیری شود. اگر کودک گذاشت، بعد از دادن آب نیز می توانید با یک دستمال کاملا تمیز پارچه ای، دندان های او را به آرامی پاک کنید.
نوزادم چه ویتامین هایی می خواهد
دکتر سلام-داشتن اضافه وزن خطر ابتلا به بیماری های جدی مزمن ، از جمله دیابت نوع 2، بیماری های قلبی عروقی، فشار خون بالا، سکته مغزی و برخی سرطانها را افزایش می دهد. سازمان بهداشت جهانی (WHO) می گوید کسی اضافه وزن دارد که شاخص توده بدنی (BMI) او از 25 کیلوگرم بالاتر باشد. BMI یک فرمول ریاضی (BMI = کیلوگرم / M2) است که وزن شخص را در کیلوگرم و قد را به متر اندازه گیری میکند.
اینکه چاقی باعث ایجاد کمر درد می شود یا نه هنوز جای بحث دارد ولی کمردرد با چاقی ارتباط دارد. در یک مطالعه اخیر که 5724 بزرگسالان چاق بالاتر از 60 سال سن داشتند، تنها 22 درصد از آنها کمر درد داشتند
مطالعه دیگری که در مجله بین المللی چاقی (2005) منتشر شد شواهدی وجود دارد که نشان داد BMI بالاتر از 25 کیلوگرم / M2 خطر ابتلا به دیسک کمری را افزایش می دهد . دیسک کمری یک بیماری است که ممکن است درد در کمر حس شود یا نشود، این بسته به شدت آن دارد. این مطالعه نشان داد که اضافه وزن در سنین جوانی مضر است و اگر ادامه پیدا کند منجر به دیسک کمر می شود. در حال حاضر، مطالعات نشان می دهد که شواهد کافی برای ایجاد یک رابطه مستقیم علت و معلولی بین کمر دردو چاقی وجود دارد از جمله سبک زندگی بیحرکت و استرس است. با این حال، زمانی که درد کمر بوجود می آید، چندین عوامل دیگر است که می تواند آن را ایجاد کند، مانند فشار و ناراحتی عصبی پزشکان معتقدند که با کاهش وزن کمر درد هم کاهش میابد.ممکن است این نار احتی با ورزش درمان شود اما اغلب افراد چاق ورزش محدود دارند و برای آنها کاهش وزن از طریق ورزش دشوار و استرس زا، است در عوض، بهتر است برای درمان درد, بیمار سطح تناسب اندام خود را به تدریج بهبود دهد و از افزایش وزن پیشگیری کند. این بهترین طریق همراه با یک الگوی غذای مناسببرای درمان درد کمر است
این مطلب توسط تیم مترجمین مجله پزشکی دکتر سلام ترجمه شده است و استفاده از آن فقط با ذکر منبع و آدرس hiDoctor.ir مجاز می باشد
اضافه وزن هم میتواند یکی از علتهای کمر درد باشد
درد کمر,افایش وزن,اضافه وزن,دلایل کمر درد,درد کمر و پهلو,درد کمر و لگن,درد کمر و پا,درد کمر سمت چپ,دلایل کمر درد در مردان,دلایل کمر درد

نرخ ابتلا به بیماری های روانی در مبتلایان به ایدز تقریبا دو برابر بیشتر از سایر افراد جامعه است.همینطور اکثر افراد با اختلالات روانی نیز به ایدز مبتلا می شوند
نتایج پژوهش صورت گرفته توسط محققان آمریکایی نشان میدهد، میزان شیوع اچ آی وی در بین افراد تحت درمان در مراکز روان درمانی چهار برابر بیشتر از عموم مردم است.
در اوایل دهه 1990 میلادی و کمی پس از شناسایی ویروس اچ آی وی، محققان دانشگاه جانز هاپکینز در تحقیقات خود بر روی مبتلایان به اچ آی وی دریافتند، 54 درصد این افراد از اختلال روانی و 74 درصد از سوء مصرف مواد مخدر رنج میبرند.
محققان دانشگاه پنسیلوانیا در جدیدترین پژوهش، نتایج تحقیق صورت گرفته توسط موسسه ملی سلامت آمریکا در سال 2007 را با حضور 21 هزار و 785 نمونه، مورد تجزیه و تحلیل قرار دادند؛ نتایج بدست آمده نشان میدهد، 15 درصد پاسخدهندگان مبتلا به یک اختلال روانی هستند.
در بین افرادی که دستکم مبتلا به یک بیماری روانی بودند، 48.5 درصد تحت آزمایش تشخیصی اچآیوی قرار گرفته بودند.
نرخ افراد تحت آزمایش تشخیصی اچآیوی در بین پاسخدهندگان سالم (بدون مشکل روانی) تنها 35 درصد گزارش شد.
این تفاوت آماری نشان میدهد که ارائهدهندگان خدمات رواندرمانی، خطر بالای احتمال اچآیوی/ ایدز را در بیماران دچار اختلال روانی تشخیص داده بودند.
«مایکل بلانک» نویسنده ارشد این تحقیق تأکید کرد: نه تنها بیماریهای روانی خطر ابتلا به عفونت اچآیوی ، بلکه داشتن اچآیوی نیز خطر بروز بیماریهای روانی را افزایش میدهد.
مبتلایان به اچآیوی برای درمان موثر باید علاوه بر مصرف دقیق داروها، از لحاظ روانی نیز تحت درمان قرار بگیرند تا خطر شیوع این عفونت بطور چشمگیری کاهش پیدا کند؛ در این بین مراکز ارائهدهنده خدمات رواندرمانی نیز نقش مهمی در تشخیص افراد پرخطر برعهده دارند.
اختلالات روانی منجر به ابتلا به ایدز
بیماریهای روانی و اچآیوی سوء مصرف مواد مخدر,اختلال روانی,بیماریهای روانی,بیماریهای روانی و اچآیوی,اختلال روانی چیست,اختلال روانی دو قطبی,اختلال روانی نوروز,اختلال روانی در کودکان,اختلال روانی پارانوئید,اختلال روانی خودشیفتگی,اختلال روانی مانیا,اختلال روانی اسکیزوفرنی,اختلال روانی مرزی,بیماری های روانی,بیماری های روانی شایع