
سازگاری تمرین، مجموعه تغییراتی است که بوسیله تکرار منظم تمرینات ایجاد می شود. این تغییرات ساختاری و فیزیولوژیکی، نتیجه نیازهای ویژه ای هستند که ورزشکاران با تمرین در بدن ایجاد می کنند و به حجم، شدت و تواتر تمرین وابسته اند.
آشنایی با مفهوم سازگاری تمرین
تعریف سازگاری تمرین,معنی سازگاری تمرین,سازگاری تمرین یعنی چه,سازگاری تمرین چیست؟,سازگاری تمرین یعنی چه؟

در دفاعهای خیابانی اثر تکنیک مشت زدن کاراته از مشتهای پیوسته بوکس است. در بوکس تمام دست از قدرت بهره مند است. در مشت کاراته نقطه ضربه زننده قسمت مسطح و پهن در بند انگشت بزرگ است که نفوذ قدرت ضربه را افزایش می دهد بنابراین در مورد اجرای ضربه موثر, نیروی کمتری احتیاج است . بهترین نقطه هدف در صورت ,بینی است که میتوان بطور مستقیم مشت را برروی آن فرود آورد.
مشت زدن به قسمت میانی بدن یک فرد سنگین تر هنگامی موثر است که ضربه بطرف بالا باشد هدف مورد نظر در زیر دنده ها و بالای کمر خواهد بود
مشتی که بطرف بالا باشد( کف دست بطرف بالا) سبب ایجاد دردهای شدید می شود. فقط هنگامی از این ضربه استفاده کنید که به حریف نزدیک شده باشید و بعلاوه باید حمله مورد نظر او را نیز خنثی کرده باشید
از یک طرف مشت در ضربات سر استفاده می شود. ضربه زدن توسط پشت دست به یک طرف صورت حریف کار بسیار خشونت آمیزی است شما میتوانید همین کار را بدون آسیب رساندن به بند انگشتان توسط یک طرف مشت انجام د هید.اجرای این فن برروی بینی حریف بسیار دردناک است و او را دچار ان میکند تا تعادلش بهم بخورد
منبع- اختصاصی http://www.hidoctor.ir
تاثیر مشت زنی برای دفاع از خود در ورزشهای رزمی
مشت زدن,مشت زدن به قسمت میانی بدن,مشت زدن افشارزاده,مشت زدن به انگلیسی,مشت زدن به سر,مشت زدن در دعوا,مشت زدن جباری,مشت زدن سندان را,مشت زدن به دیوار

دکتری طب ورزشی گفت: دویدن سبب بهبود حافظه شده و چون به اکسیژنرسانی بیشتر به مغز کمک میکند در شکلگیری صدها هزار سلول جدید سلول حافظه هم دخیل است انجام مرتب این ورزش چند مرتبه در هفته میتواند سبب رسیدن مغز به نهایت قابلیت خود شود. وی افزود: دویدن قدرت تمرکز و حافظه تصویری را نیز در افراد افزایش میدهد مسئولیت تعدادی از تواناییهای حافظه در مغز با بخش “هیپوکمپوس مغز” است که دویدن موجب افزایش تولید سلولهای تازه در هیپوکمپوس میشود و در ضمن سلولهای موجود را نیز محافظت میکند. حسنی در پایان اظهار داشت: ورزش در هوای آزاد در تقویت حافظه بیش از ورزش در سالن کمک میکند پس از هوای بهاری استفاده کنید و در پارکها بدوید.
دویدن در هوای آزاد؛ بهترین ورزش
دویدن در هوای ازاد,دویدن و فواید ان,ورزش هوازی,دویدن و فواید آن,ورزش هوازی و بی هوازی,ورزش هوازی در خانه,ورزش هوازی در بدنسازی,ورزش هوازی یعنی چه,ورزش هوازی شکم,ورزش هوازی wikipedia,ورزش هوازی کدامند,ورزش هوازی یعنی
بیماران ام اس و هزینه های سرسام اور ام اس از دیرباز مورد توجه مسئولین بوده اند ،برای انان خبرخوشی داریم ،داریئ ایرانی ام اس ارزان شد
معاون وزیر بهداشت و رئیس سازمان غذا و دارو از ارزان شدن داروی ایرانی “اینترفرون بتا” برای بیماران ام اس خبر داد.
دکتر رسول دیناروند در حاشیه اختتامیه اولین جشنواره فرهنگی هنری ام اس که شب گذشته در برج میلاد برگزار شد، گفت: بیمارانی که تا این هفته بین 50 تا 90 هزار تومان برای تهیه داروی “اینترفرون بتا” هزینه می کردند از روز شنبه(امروز) بین 25 تا 45 هزار تومان هزینه خواهند کرد.
وی با اعلام اینکه در حدود 30 هزار بیمار ام اس از این دارو استفاده می کنند، افزود: تولید این دارو در دنیا سه فرمولاسیون دارد که هر سه فرمول یاد شده در ایران تهیه می شود.
رئیس سازمان غذا و دارو ادامه داد: بیمارانی که نوع ایرانی دارو را دریافت می کنند مورد حمایت 95 درصدی وزارت بهداشت و سازمانهای بیمه گر هستند.
دیناروند با بیان این مطلب هک برخی پزشکان به رغم اینکه داروی ایرانی هیچ مشکلی ندارد و نیاز بیماران را برطرف می کند، داروی خارجی را تجویز می کنند، افزود: تعداد بیماران استفاده کننده از داروی خارجی کمتر از 8 هزار نفر است. سازمانهای بیمه گر بر اساس فرمولی که دارند، داروی خارجی را تا قیمت داروی ایرانی، تحت پوشش قرار می دهند.
رئیس سازمان غذا و دارو گفت: وزارت بهداشت برای اینکه فشار کمتری را بیماران استفاده کننده از داروهای خارجی ام اس متحمل شوند طی سال گذشته 100میلیارد تومان برای حمایت از این بیماران هزینه کرد. هر چند 100 میلیارد تومان یارانه برای حمایت از بیماران مبلغ قابل توجهی است، اما متأسفانه پرداخت از جیب بیماران ام اس هم بالا است و مجبورند هر ماه به طور متوسط 600 هزار تومان بابت تهیه داروی خارجی ام اس هزینه کنند.
دیناروند با توصیه به پزشکان برای عدم تجویز داروی خارجی ام اس اظهار داشت: تجویز این داروها هم برای وزارت بهداشت و هم برای بیماران گران است. پزشکان با تجویز داروی داخلی می توانند از دغدغه بسیاری از بیماران برای تامین دارو پیشگیری کنند.
وی به تولید داخلی یک نوع داروی خوراکی ام اس که موثرترین دارو برای درمان این بیماری به شمار می آید، اشاره و خاطر نشان کرد: این دارو در داخل کشور تولید شده و در زمان حاضر مرحله کنترل کیفی را طی می کند. امیدوارم که این داروی موثر خوراکی نیز تا پایان سال 93 به بازار دارویی کشور راه یابد.
"اینترفرون بتا" ارزان شد!

یک خبر بسیار بد از پروفسور کردوانی در مورد خشکسالی به دست ما رسید. این خبر در مورد خشکسالی و مشکلات جدی در کمبود آب مصرفی و نوشیدن است. بحران آب، وعده تابستان امسال است. از زمستان گذشته و در اوج بارندگی ها وزارت نیرو از مردم می خواهد صرفه جویی کنند، فقط ۲۰ درصد. این درحالی است که تا همین الان تهران نسبت به دوره مشابه، ۴۴ درصد کمتر بارندگی داشته است. یعنی بحران جدی است. دکتر پرویز کردوانی، جغرافیدان برجسته ایرانی، می گوید اگر روند مصرف آب به همین منوال ادامه داشته باشد، باید به فکر تصفیه کردن فاضلاب افتاد؛ ابتدا برای آبیاری های درختان شهری و مصرف در صنایع و در مراحل بالاتر، نوشیدن.
آقای دکتر، از زمستان سال گذشته تاکنون، هشدارها درباره کمبود آب داده شده است. بحران آب تا چقدر جدی است؟
وزارت نیرو تاکنون نمی گفت. اما از وقتی که این همه کشاورزی تعطیل شد،تالاب ها خشک شدند، این همه شهرها آب ندارند، مثل کرمان که از ۶۴ شهر، ۶۲ تا آب ندارند، هر روز از مردم می خواهند کمتر مصرف کنند و هر روز هم می گویند باید صرفه جویی کنید که اگر نکنید فشار آب کم می شود، قطع می شود، گران می شود و اینها. اوضاع تهران از همه هم بدتر است. تهران بسیاری از استان ها و شهرستان ها را از لحاظ آب نابود کرد تا مشکل خودش را حل کند، اما هنوز هم تشنه است.
چرا؟
دو دلیل دارد، مصرف زیاد آب و آلوده کردن همه آنها.
آب تهران از قبل همین قدر مشکل داشت؟
اول باید یک تاریخچه از آب تهران بگویم؛ تهران از قدیم از آب قنات استفاده می کرد. همان موقع که روستا بود و یواش یواش توسعه پیدا می کرد. تهران رود ندارد. یعنی آبی سطحی از اول نداشت. از قنات استفاده می کرد. آب جوی ها هم آلوده نبود، پس آب جوی را می بستند در آب انبارهایشان. بعد که جوی ها آلوده شد، چاه زدند سر حوض در خانه ها. بعد تلنبه فشاری گذاشتند. از سال ۱۳۲۸ هم شروع کردند به لوله کشی. اما سال ۱۳۰۹ نخستین آب را به تهران انتقال داده بودند؛ آب کرج، همین بلوار کشاورز فعلی. این آب باعث شد سال ۱۳۱۲ دانشگاه تهران در همان محدوده ساخته شود. بعد که جمعیت زیادتر شد، سد ساختند. سد لار را ساختند که آب رودخانه هراز را که می رفت برای برنج کاری شمال، گرفتند. بعد هم سد لتیان را زدند روی رودخانه جاجرود. پس از کوتای ۲۸ مرداد، آمریکایی ها دشت ورامین را انتخاب کردند برای توسعه کشاورزی. تصمیم گرفتند برای آبیاری زمین های کشاورزی ۳۶۰ پارچه آبادی ورامین، سد بسازند. گفتند یک دهم از این آب را هم می دهند به تهران. تهران که بزرگتر شد، یک دهم یک دهم به سهم آب تهران اضافه کردند تا اینکه الان چند سال است یک قطره آب به ورامین نداده اند. به همین دلیل تصمیم گرفتند سد ماملو را بسازند در جنوب دماوند. این سد هم ساخته شد، اما ۷۰ درصد آب آن برای تهران می برند. ۲۰ درصد برای پرند و ۱۰ درصد هم برای شهرهای ورامین و پاکدشت. آن به شهر می دهند و نه به کشاورزی. اما من پیش بینی می کنم به زودی تمام این آب را تهران بگیرد. این را تهران قبلا ثابت کرده. آب سد کرج را هم به تهران می دهند و هیچ آبی برای کرج وجود ندارد. تمام استان البرز همه از آب چاه استفاده می کنند. فاجعه اینجاست که این سدها هم کم کم پر می شود و امکان خارج کردن گل و لای این سد ها را هم ندارند. ضمن اینکه کارهایی که برای پر نشدن سد لازم است را انجام نداده اند. ۴۰ درصد از سد کرج گل و لای است. بعد رفتند از سرشاخه های سفید رود آب آوردند.
باید فاضلاب را تصفیه کنیم و بخوریم. برخی کشورهای دنیا خوشحالند که زباله و فاضلاب زیاد دارند، چون منبع درآمدشان است. اما ما فاضلاب را به وزارت نیرو دادیم. از زباله هم استفاده نمی کنیم. مصرف اول فاضلاب تصفیه شده برای فضای سبز و مصارف صنعتی، در مرحله بعد و بی آبی هم برای خوردن. من پیش بینی می کنم در آینده نزدیک آب فاضلاب را تصفیه می کنند و می خورند. مثل فضانوردان امروزی که ادرارشان را تصفیه می کنند و می خورند. یکی از آب های غیرمتعارف، فاضلاب است. سه تا رود فاضلاب در تهران داریم، برگردانیم تصفیه کنیم و سپس استفاده کنیم، دو تا رود کرج و لتیان آب می شود.
الان طرحی وجود دارد که از ارتفاعات قله دو هزار و سه هزار برای تهران آب بیاورند.
این آب را هم بیاورند، دیگر اطراف تهران آب سطحی وجود ندارد. هرچه بود را گرفته است. با این روند توسعه، مجبور شدند بروند به سمت آب زیر زمینی. همین الان ۴۰ درصد آب مصرفی تهران از چاه هاست. این درحالی است که آب زیرزمینی پس انداز آبی هر منطقه است. این چاه زدن بسیار مضر است. مثلا دریاچه ارومیه را همین چاه خشک کرد. تعداد چاه های تهران خیلی زیاد شده است. قنات ها را خشک کرده است. کشیدن آب چاه ها موجب نشست زمین می شود. همین الان می گویند هر سال ۳۶ سانتیمتر و به روایتی تا یک متر تهران نشست می کند. با نشست زمین چند اتفاق بد می افتد؛ احتمال شکستن تاسیسات زیرزمین مثل لوله های انتقال گاز و آب بالا می رود. این فاجعه است. ضمن اینکه به دلیل فشردگی لایه های زمین، ذخیره آب در سفره های زیرزمینی هم از بین می رود.
علاوه بر این روز به روز به جمعیت تهران افزوده می شود. خانه های یک طبقه همه خراب می شوند و حداقل ۵ واحدی ساخته می شود. همه اینها آب می خواهند. شهرک های اطراف تهران هم آب زیر زمینی پایین دست تهران را که آلوده است، مصرف می کنند و آب مناسبی ندارند. ضمن اینکه مصرف آب هم بسیار بالاست. مردم در خانه ها هم صرفه جویی نمی کنند. شهرداری هم بی رویه چمن کاری می کند. چمن چند ضرر دارد؛ اول اینکه آب زیاد می خواهد. دوم اینکه به گرم شدن زمین کمک می کند. سرطان زا هم هست. چون کود شیمیایی زیادی برای سبز شدن چمن استفاده می شود و همین موجب افزایش نیترات آب های زیرزمینی می شود. در یک مدت کوتاه هم به زباله بدل می شود. سال به سال نیاز آب تهران بیشتر می شود. ضمن اینکه سال به سال امکان ذخیره آب کمتر می شود.
یکی از معضلات تهران، فاضلاب و پسابد است که به جنوب شهر می رود و اتفاقا با آنها زمین های کشاورزی هم آبیاری می شود. برای کنترل فاضلاب هم کاری نمی شود.
تهران همه آب ها را هم آلوده می کند. چون دشت تهران آلوده است. طبق قانون آب زیرزمینی اول دشت همین تجریش، آب کربناته دارد که خوب است. وسط دشت آب سولفاته است و به درد شرب نمی خورد. آخر دشت آب شور شور است. هر دشتی همین است. همین الان سمت بهشت زهرا آب شور است. پساب شهروندان تهرانی هم این شوری را تشدید می کند. از یک طرف دیگر تهران سه تا رود فاضلاب دارد؛ تمام چشمه ها که از باغات شمیران و مناطق دیگر شمال شهر بیرون می آیند، تا به جوی خیابان می رسند، آلوده می شود. فاضلاب شهری و خانگی هم که بماند. عمده این فاضلاب تصفیه هم نمی شود و امکان تصفیه شدن هم ندارد.
برای مقابله با بحران آب چه کار باید کرد؟
وزارت نیرو فقط می گوید صرفه جویی. اما قبل از آن باید آب را گران کنند. همین آبی که در بطری مردم می خرند، لیتری ۵۰۰ تومان است. یک متر مکعب آب می شود هزار لیتر، یعنی ۵۰۰ هزار تومان. در حالی که گرانترین آب در ایران هر مترمکعب ۳ هزار تومان است. نباید فقط بگویند صرفه جویی کنید. باید مردم را آگاه کنند. باید به مردم بگویند که آب نیست و از مردم بخواهند که همکاری کنند تا آب قطع نشود. کم کردن فشار آب و قطع کردن آب اتفاق خیلی بدی است. قطع کردن آب مهمترین ضرر را برای لوله های انتقال آب دارد و موجب ترکیدگی لوله ها می شود و همین موجب هدررفت بیشتر آب می شود. به هرحال باید مردم را آگاه کرد. آگاه کردن این نیست که وزارت نیرو از مردم بخواهد صرفهجویی کنند. باید از طرق رسانه ها و حتی خطبه های نماز جمعه و جماعات و بزرگان دینی مردم را آگاه کنند. ما برای همه چیز آب احتیاج داریم. کشاورزی بدون خاک می شود، اما بدون آب امکان پذیر نیست. مردم باید بفهمند هر فرد باید به صرفه جویی کمک کند. نه اینکه بگوید به من چه، دولت انجام دهد. هر کسی اگر در زندگی خودش درست مصرف کند، جامعه درست می شود.
برای اینکه تهران و شهرهای بزرگ همه منابع بکر آبی را هدر ندهد، چه راهکاری وجود دارد که البته طولانی مدت هم بتوان از آن استفاده کرد؟
باید برویم سراغ آب های غیرمتعارف. درست است که آب زیرزمینی از آب سطحی مهمتر است، اما پس اندازی بود که تمام شد و رفت. یکسری کشورها آب زیرزمینی و سطحی برایشان مهم نیست، چون بارندگی زیادی دارند و یا آب سطحی زیادی دارند و با سدسازی مدیریت می کنند. اما در ایران آب زیرزمینی مهم است. چون بارندگی در ایران زیاد نیست. حتی در شمال هم حساب بکنید، در تابستان برای برنج باید آبیاری انجام شود. به همین خاطر در شمال هم چاه زیاد زده اند. آنقدر چاه زده اند که یا آب چاه شور شده و یا سرطان زا شده به خاطر مصرف زیاد کود شیمیایی. مناطق مرکزی ایران مثل یزد اوضاع بدتری دارند. نه رود دارند و نه بارندگی. همه مصرف آب در ایران از پس انداز است. پس انداز را غارت کردیم؛ حواسمان نبوده، همینجور آب را از زمین کشیدیم و شهرها را توسعه دادیم. ضمن اینکه با وجود این همه توسعه کشاورزی، هنوز هم مواد غذایی را وارد می کنیم. چون سطح کشت را بالا بردیم. بهره وری را بالا نبردیم. این همه سد ساختیم، که کشاورزی را توسعه بدهیم، عمر سدها تمام شد، اما الان اول تشنگی هستیم. چون درست استفاده نکردیم. آن همه چاه زدیم، آب چاه هم تمام شد، باز هم اول تشنگی ماست. با وجود این همه سازمان و اداره برای محیط زیست و جنگل و مرتع، تالاب ها بیشتر خشک شده، جنگل ها از بین رفته. الان باید صنایع را در خیلی شهرها کم کنند. باید سطح کشت را پایین بیاورند.
سدسازی مخالفان بسیاری دارد. می شود از سدسازی چشم پوشی کرد؟
دولت باید آب های سطحی را مدیریت کند تا آب هدر نرود. همین سدسازی بخشی از مدیریت آب است. علاوه بر این باید در انتقال آب هم مدیریت داشته باشند. در همین تهران ۳۰ تا ۴۰ درصد آب به دلیل فرسودگی لوله ها هدر می رود. مدیریت در مصرف آب هم باید در کشاورزی، صنعت، خانه ها، شهرداری ها و ادارات انجام شود. سدها مشکل نیستند. اگر درست مصرف کنیم، حالا حالاها آب داریم. حتی سمنان و قم و هم آب دارند. گذشت آن روزهایی که با شیلنگ ماشین می شستیم و یا آنقدر آب به صورت می ریختیم که تا چند دقیقه آب چکه می کرد. آبهایی که در اختیار داریم را باید درست مصرف کنیم. آب را چهار جور می شود مصرف کرد. یکی اسراف در مصرف، بیش از نیاز مصرف کردن. یکی دیگر امساک در مصرف، خسیسی کردن. راه سوم مصرف استفاده از بهینه از آب است. نه کم و نه زیاد. همه چیز به اندازه. همینجاست که می گویند اگر ۲۰ درصد کمتر مصرف کنید، آب جیره بندی نمی شود. به نظر من تا ۵۰ درصد هم می شود در مصرف آب صرفه جویی کرد. چهارمین شیوه مصرف آب هم، هدر دادن است؛ اینکه شیر آب چکه کند. نوع شستن ظرف و لباس و نظافت شخصی و …
برای صرفه جویی باید وسایلی باشد که کم مصرف کند. اما همه مردم که امکان خرید وسایل کم مصرف را ندارند.
دولت باید کمک کند، مثلا شیر و دوش کم مصرف به مردم بدهد. در کشاورزی هم باید دولت سیستم آبیاری قطره ای را توسعه دهد. اما این کارها را نمی کنند. به کشاورز بگوییم فلان قدر حقابه داری، با همین قدر آب باید در نصف مساحت قبلی، بیشتر از قبل، محصول داشته باشی. علاوه بر این باید کنتورها آب هم مجزا باشد. اما چون هزینه اش بالاست، این کار را نمی کنند. نه دولت و نه مردم.
روز به روز به جمعیت تهران افزوده می شود. خانه های یک طبقه همه خراب می شوند و حداقل ۵ واحدی ساخته می شود. همه اینها آب می خواهند. شهرک های اطراف تهران هم آب زیر زمینی پایین دست تهران را که آلوده است، مصرف می کنند و آب مناسبی ندارند. ضمن اینکه مصرف آب هم بسیار بالاست. مردم در خانه ها هم صرفه جویی نمی کنند. شهرداری هم بی رویه چمن کاری می کند.
شما در گفتگوهای مختلفی که داشته اید پیشنهاد داده اید دولت باید برود به سمت استفاده از آب های غیر متعارف. این آبها چیست؟
استفاده از فاضلاب. برخی کشورهای دنیا خوشحالند که زباله و فاضلاب زیاد دارند، چون منبع درآمدشان است. اما ما فاضلاب را به وزارت نیرو دادیم. از زباله هم استفاده نمی کنیم. زمانی که من در آلمان درس می خواندم، حتی یک ماهی هم در رود راین آلمان نبود، حیات در آن نبود از بس فاضلاب در آن ریخته می شد. اما ۲۵ سال است که ریختن فاضلاب به راین ممنوع شده. حیات برگشته. فاضلاب را تصفیه می کنند. مصرف اول فاضلاب تصفیه شده برای فضای سبز و مصارف صنعتی، در مرحله بعد و بی آبی هم برای خوردن. من پیش بینی می کنم در آینده نزدیک آب فاضلاب را تصفیه می کنند و می خورند. بیچاره آنهایی که ۳۰ -۴۰ سال بعد به دنیا می آیند؛ نه آب زیرزمینی هست و نه آب سطحی. همه سدها را ساخته ایم. مجبورند فاضلاب را تصفیه کنند و بخوردند. مثل فضانوردان امروزی که ادرارشان را تصفیه می کنند و می خورند. یکی از آب های غیرمتعارف، فاضلاب است. سه تا رود فاضلاب در تهران داریم، برگردانیم تصفیه کنیم و سپس استفاده کنیم، دو تا رود کرج و لتیان آب می شود.
غیر از فاضلاب چه آب هایی را می شود استفاده کرد؟
آب غیرمتعارف بعدی، جمع آوری از پشت بام خانه هاست. این همه در سطح تهران و شهرهای دیگر بارندگی می شود، می ریزد روی آسفالت و سنگ فرش، استفاده نمی کنیم، آب پاک باران، فاضلاب می شود. در کشورهای دیگر آب باران را جمع آوری می کنند از پشت بام خانه ها. می گویند هر خانواده ای باید مشکل خودش را خودش حل کند. در همدان که سالی ۳۰۰ میلیمتر بارندگی دارد می توانند این کار را بکنند. هر یک میلیمتر بارندگی می شود یک لیتر آب در مترمربع. یک خانه با ۲۰۰ متر مربع مساحت در همدان در سال ۶۰ هزار لیتر آب ذخیره می کند، یعنی ۶۰ مترمکعب آب. مخزن کوچکی هم می خواهد؛ یعنی مخزنی با ابعاد ۴ متر در ۵ متر در ۳ متر نیاز دارد. در همان پشت بام فقیرانه ۲۰۰ مترمربعی در همدان، می تواند اینقدر آب ذخیره کند و آب سال را داشته باشد. سومین راه شیرین کردن آب شور است.
اما این طرح شکست نخورده است؟
در گرمسار، قم و سمنان آب شور است، باید استفاده کنند. باید بخورند. کارخانه و دستگاه آب شیرین کن بگذارند و استفاده کنند. نه اینکه از کوه های غرب کشور برایشان آب بیاورند. البته نه اینکه آب دریا را بیاورند در کویر و شیرین کنند. آب دریا را شیرین کنند و در لوله بیاورند برای قم و گرمسار و سمنان، مردم را بد عادت می کنند، چون فکر می کنند آب دارند و بی اندازه مصرف می کنند. اوضاع آب آنقدر بد می شود که در آینده به جای تانکر نفت و بنزین، تانکر آب بین شهرها حرکت می کند. راه چهارم هم جذب رطوبت هواست. در بندرعباس و چابهار می توانند از رطوبت هوا برای تامین آب کشاورزی استفاده کنند. در چابهار، تابستان رطوبت هوا بالاست. رطوبت صد در صد است. کار خیلی ساده ای است؛ یک صفحه فلزی به طور عمودی می گذارند، رطوبت را جذب می کند و بعد هم روانه مخزن زیرش می شود. ضمن اینکه باید کشاورزی منطقه ای داشته باشند. هندوانه را در قم نکارند. موز را در شمال نکارند. ضمن اینکه کشاورز نمونه کشاورزی است که با کمترین آب، بیشترین و بهترین محصول را داشته باشد. به این می گویند. آب مجازی. گندم کاران ما نباید چغندر بکارند.
معمولا در سالهای گذشته برای رفع کم آبی مناطق خشک، آب را انتقال داده اند. این راهکاری خوبی برای مقابله با خشکسالی است؟
انتقال آب راهکار آخر برای تامین آب است. اما نه به این روشی که الان مطرح است. باید آب را در زمانی که حوضه های آبریز، آب سر ریز دارند، انتقال داد. مثلا آب کارون را در دوره ای که سرریز دارد باید انتقال بدهند و نه در تابستان که خود منطقه به آب نیاز دارد. مردم مناطق خشک را هم باید آموزش داد در ۵-۶ ماهی که آب ندارند، بتوانند خودشان را سرپا نگه دارند. انتقال اشتباه آب در سالهای گذشته موجب شده الان کارون خشک شود و مردم در ان کشاورزی کنند. همین مشکلات دعواهای قومی و منطقه ای را هم در پی دارد.
زمانی که در خشکسالی مجبور به خوردن آب فاضلاب شویم
خوردن آب فاضلاب,نوشیدن آب تصفیه شده فاضلاب ها,آب تصفیه فاضلاب,تصفیه آب فاضلاب,تصفیه آب فاضلاب شهری,تصفیه آب و فاضلاب,تصفیه آب و فاضلاب pdf,تصفیه آب و فاضلاب,تصفیه آب و فاضلاب مقاله,تصفیه آب و فاضلاب شهری,تصفیه آب و فاضلاب ایران,مراحل تصفیه آب فاضلاب,تصفیه آب و فاضلاب ppt