
این افراد به دلیل ناامیدی و عدم توکل به خدا، امیدی به آینده ندارند و سعی می کنند افرادی را که مانع از فعالیت آنان شده اند را از بین ببرند؛با کتک زدن و زخمی کردن و درگیریهای فیزیکی خود را به عنوان مظهر خشونت در خانه معرفی می کنند.
بررسیها نشان داده است احتمال اینکه فرزندان زنان افسرده در زندگی بعدی خود و در ارتباط با افراد دیگر دچار افسردگی بشوند دوبرابر افراد سالم است. به عبارت دیگر احتمال اینکه زنان افسرده فرزندانی مثل خودشان تربیت کنند دو برابر بیشتر از دیگران است که این مسئله لزوم توجه ویژه به بحث سلامت روانی خانواده بهویژه در سلامت روانی زنان را به ما گوشزد میکند. اینکه چرا آمار خشونتهای خانگی اینقدر بالاست تا حدودی میتواند ریشه در افسردگی و بیانگیزگی هر دو نقش زن و مرد در خانواده داشته باشد.
فرید براتیسده روانشناس و مدرس دانشگاه علامه طباطبایی در روزنامه آرمان نوشت: افسردگی بالینی پدیدهای نوظهور نیست بلکه از زمانهای گذشته نیز وجود داشته است اما، در اینکه سبک زندگی جدید آن را شدت میبخشد نمیتوان تردید داشت. افسردگی یکی ازاصلی ترین و فراگیرترین بیماریهای روانی قرن اخیر به شمارمیرود تا جایی که سازمان بهداشت جهانی در آخرین بررسیهای خوداعلام کرده است: «افسردگی بیشترین بار بیماریزایی را تا پایان سال 2014 برای افراد دارد که لازم است دولتها روشهای پیشگیرانه خود را بهویژه در درمان بیماریهایی که از لحاظ روحی و روانی ثبات خانواده و سلامت اجتماع را تهدید میکنند به کار گیرند.»
در دنیای شبکهای شده امروز از تغییرات داخل و خارج کشور نباید غافل بود و عواملی که فشارهای روحی و روانی را افزایش میدهد باید مورد مطالعه قرار گرفته و برای آنها برنامهریزی و سیاستگذاری شود. از سوی دیگر، تنشهای جنسیتی بسیار در این میان حایز اهمیت اند. البته نمیتوان گفت این مشکل به زنان اختصاص دارد زیرا، به دلایل متعدد، معمولاً علامتهای افسردگی مردها را نمیتوان باز شناخت. مردان ناراحتیهای خویش را انکار میکنند زیرا، تصور همگان بر این است که مردان از جنس قوی تری هستند.بیان احساس، عمدتاً جزء خصلت زنان شمرده میشود. در نتیجه مردان به جای اینکه نشانههای وابسته به هیجانات را بر زبان جاری سازند، به احتمال زیاد از علائم جسمی افسردگیشان، همچون احساس خستگی سخن میرانند اما، واقعیت این است که زنان بر اساس ویژگیهای زیستشناختیشان و تغییراتی که هر ماه به واسطه جابه جایی هورمونها در روح و روانشان ایجاد میشود از یکسو و بهدلیل نقشهای اجتماعیشان و نگاه و انتظارات غلطی که از نقش زن و مادر در همه جای دنیا وجود داشته است و تا حد زیادی ریشه در آداب و رسوم و باورهای غلط اجتماعی دارد از سوی دیگر، بیشتر در معرض خطرابتلا به رکود روانی هستند.
نحوه خلقت زن و مسایل زیستی و زیستشناختی مربوط به زنان باعث میشود آنها در برخی از دورههای زندگی شان بهویژه در دورانهای قاعدگی و یائسگی، اختلالات خلقی بیشتری را در مقایسه با آقایان تجربه کنند و تبعیضهای اجتماعی و نگاه سنتی به زن او را به موجودی بیهدف و فاقد قدرت تصمیمگیری در جامعه تبدیل و استرسهای ویژهای را به او تحمیل میکند. حتی در پژوهشی به تازگی اعلام شده است که پیشرفتهای تکنولوژیکی و وسایل زندگی جدید نظیر مایکروفر، ماشینظرفشویی و… که باعث میشوند خانمها در انجام کارهای منزل از روشهای میانبر استفاده کنند نیز به نوبه خود باعث افزایش میزان افسردگی شدهاند.اگر این واقعیت را بپذیریم که در بحث سلامت روانی افراد خانواده، زن محور خانواده است، میتوانیم تبعات اجتماعی پدیده افسردگی زنان در اجتماع را راحتتر تبیین کنیم.
بررسیها نشان داده است احتمال اینکه فرزندان زنان افسرده در زندگی بعدی خود و در ارتباط با افراد دیگر دچار افسردگی بشوند دوبرابر افراد سالم است. به عبارت دیگر احتمال اینکه زنان افسرده فرزندانی مثل خودشان تربیت کنند دو برابر بیشتر از دیگران است که این مسئله لزوم توجه ویژه به بحث سلامت روانی خانواده بهویژه در سلامت روانی زنان را به ما گوشزد میکند. اینکه چرا آمار خشونتهای خانگی اینقدر بالاست تا حدودی میتواند ریشه در افسردگی و بیانگیزگی هر دو نقش زن و مرد در خانواده داشته باشد.
مشکلات اقتصادی و بیپولی، انواع آلودگیها نظیر آلودگی هوا، صوتی و…، ازدواج دیرهنگام و هجوم انتخابهای بی شمار به انسانها در عصر مدرن و نداشتن قدرت تصمیمگیری درمورد آنها از دیگر عواملی است که منجر به کمبود هیجانات مثبت در جامعه و شکلگیری افسردگی در میان افراد میشود و زنان بهواسطه تزلزل در پایگاه اجتماعی و انتظارات نقشی شان بیشتر در معرض ابتلا به آن هستند. از سوی دیگر، شاید گفته شود که بیماریهای روانی مختلفی در افراد میتواند منجر به پدیدهای بهنام خودکشی در فرد شود اما، بررسیها نشان میدهد میزان خودکشی درافراد مبتلا به افسردگی 60 درصد بیشتر از اختلالات روانی دیگر نظیر اسکیزوفرنی است. c، انجام تمرینات بدنی منظم و ورزش کردن با دیگران، اکتشاف خلاقیت، مشارکت در فعالیتهای اجتماعی و حفظ ارتباط با دوستان و فامیل و مراجعه به مشاوران و روانپزشکان از روشهای مقابله با افسردگی بهشمار میروند.
افسردگی زنان با خشونت علیه آنان در منزل
افسردگی,خشونتهای خانگی,مقابله با افسردگی,خشونت های خانگی,راه مقابله با افسردگی
دوستی و زندگی با این آدم ها فوت و فن خودش را دارد. ما این قلق ها را با شما در میان می گذاریم. باید آداب را رعایت کنید یک درونگرا به سختی و با صدای آهسته به شما سلام می کند اما قرار نیست شما مقابله به مثل کنید و از احوالپرسی با او پرهیز کنید. در این مورد باید با دوستان درونگرای تان هم مثل دیگران برخورد کنید و در زمان وارد شدن شان به جمع، گرم و صمیمی با آنها احوالپرسی کنید. البته در این مراوده تماس جسمی، بغل کردن و زیاد از حد خوش و بش کردن را فاکتور بگیرید. باید با او هم حرف بزنید درونگراها را به زور به جریان بحث وارد نکنید اما وقتی صحبت می کنید، مثل مخاطبان دیگرتان به آنها نگاه کنید و از زبان بدن کمک بگیرید تا یخ شان آب شود. آنها برای وارد شدن به بحث شما به احساس امنیت نیاز دارند و زمانی که از حرکات شما این احساس را بگیرند، مشتاقانه به بازی تان وارد می شوند. در رابطه با یک درونگرا، اصرار برای ورود به بحث سم است؛ آنها به محض اینکه توجه زیادی ببینند، دست و پای شان را گم کرده و احساس خطر می کنند. باید فاصله را حفظ کنید با یک درونگرا بیش از اندازه صمیمی نشوید و به زندگی خصوصی اش سرک نکشید. شاید دوست برونگرای شما به راحتی در مورد تصمیم هایش برای سفر رفتن، ازدواج کردن یا انتخاب شغل با شما حرف بزند اما اگر سؤال هایی در این موارد را از درونگراها بپرسید، احساس خطر می کنند و از شما فاصله می گیرند. اگر می بینید دوست درونگرای تان گرفته و کج خلق است، او را سؤال پیچ نکنید. کافی است بگویید «هر زمان خواستی با کسی حرف بزنی، من در کنارت هستم!» باید در جای درست استخدام شان کنید اگر فرزند درونگرای شما به دنبال کار می گردد، آگهی های استخدام در پست هایی مثل روابط عمومی، مسئول دفتری یا بازاریابی و … را به او معرفی نکنید. چنین افرادی بیشتر می توانند یک حسابدار خوب باشند و با کارهایی که نیاز به تمرکز دارند اما استفاده از کلمات و ارتباط گرفتن با دیگران در موردشان ضروری نیست، کنار می آیند. باید به او فرصت دهید اگر اوایل ازدواج تان با یک فرد درونگراست، انتظار شنیدن هر روزه دوستت دارم را از او نداشته باشید. شما باید به او برای کنار آمدن با این موقعیت و ارتباط تازه فرصت دهید. مطمئن باشید دوست تان دارد که تا اینجای راه با شما آمده اما یک درونگرا نمی تواند چنین راز مهمی را در همان ماه های اول فاش کند، یادتان نرود او به راحتی حرف دلش را به شما نمی زند. باید خودتان به سمتش بروید اگر میان شما و یک درونگرا کدورتی ایجاد شده، منتظر معذرت خواهی و جلو آمدن او ننشینید. باز هم لازم است قانون درونگراها که احساسات شان را آسان بروز نمی دهند را با شما در میان بگذاریم و یادآوری کنیم که دوست درونگرای شما، حتی اگر بی اندازه دلتنگ تان باشد و واقعا به خاطر این فاصله متاسف باشد، نمی تواند احساساتش را کف دستش بگیرد و آنها را با شما به اشتراک بگذارد. پس اگر خواهان ترمیم این رابطه هستید، قدم اول را بردارید و به او برای برداشتن قدم های بعدی کمک کنید. نباید زیاد حرف بزنید به جای اینکه احساسات تان را از طریق کلمات با درونگراها در میان بگذارید، آنها را به زبان بی زبانی ترجمه کنید. یک درونگرا از لبخند سرشار از محبت شما بیشتر انرژی می گیرد تا از شنیدن پی درپی جمله دوستت دارم. آنها دوست ندارند با کلمات درگیر شوند و بهتر از هر کسی، معنای رفتار شما را بدون نیاز به شنیدن صدای تان می فهمند. نباید انتظار تغییر داشته باشید تصور نکنید یک درونگرا با روبه رو شدن با برونگراها و قرار گرفتن در مکان های شلوغ تغییر شخصیت می دهد. به خاطر داشته باشید این یک ویژگی شخصیتی است و تا پایان عمر با او می ماند. شاید سازگاری او با شرایطی که پیش از این برایش استرس زا بوده کمی بیشتر شود اما هرگز به صرف مواجهه با موقعیت هایی که برایش هراس آور هستند، به آدم دیگری تبدیل نمی شود. نباید سرزده مهمانش شوید درونگراها از اتفاقات غیرمنتظره خوششان نمی آید. اگر نمی خواهید فردی که این ویژگی را دارد برای همیشه دورتان خط بکشد، فاصله تان را حفظ کنید و قبل از رفتن به خانه اش از اینکه کاری ندارد و دوست دارد شما را ببیند مطمئن شوید. برای یک درونگرا اینکه حتی با کیکی که شمع ها رویش را پوشانده اند سرزده وارد خانه شوید و تولدش را تبریک بگویید یک کابوس است. نباید به دستش خیره شوید وقتی دوست درونگرای تان که در تعمیر لوازم خانگی ماهر است، مشغول تعمیر رادیوی شماست، کنارش ننشینید و حتی تشویقش هم نکنید. درونگراها وقتی توجه به سمت شان است و دیگران در حال مشاهده رفتارشان هستند، دست و پای شان را گم می کنند و توان انجام کار را از دست می دهند. مهم نیست چقدر در انجام آن توانا هستند، برای آنها مشاهده شدن توسط دیگران یعنی فراموش کردن همه دانسته های شان. نباید مدام درخواست تان را پیگیری کنید اگر به یکی از همکاران درونگرای تان در یکی از شبکه های اجتماعی درخواست دوستی داده اید، او را برای قبول این درخواست در تنگنا قرار ندهید. درونگراها وقتی درخواست های دوستی متعدد را می بینند، گیج و سرشار از استرس می شوند. آنها به چند روز یا حتی چند هفته زمان برای فکر کردن به این موضوع نیاز دارند و نمی توانند به راحتی برونگراها دکمه را بزنند و دوست مجازی تازه ای را پیدا کنند. پس او را به بی تفاوتی و بی محبتی متهم نکنید و مدام نگویید چرا درخواستم را قبول نکرده ای! او برای راه دادن شما به حریم خصوصی ترش و نزدیک تر شدن به شما به زمان نیاز دارد. نباید او را مجبور به صمیمی شدن کنید منابع انرژی درونگراها و برونگراها در روابط اجتماعی متفاوت است. درحالی که یک برونگرا به راحتی شبکه تعاملات اجتماعی اش را گسترده تر می کند، درونگرا با وسواس زیادی افرادی که قرار است به حلقه روابطش وارد شوند را انتخاب می کند. به همین دلیل اگر با یک درونگرا ازدواج کرده اید، نباید انتظار داشته باشید به درخواست معاشرت با تک تک دوستان قدیمی تان بله بگوید. باید بپذیرید او مجبور نیست همان طور که شما با آدم ها رفتار می کنید، با آنها برخورد کند و برای انتخاب نزدیکانش حق انتخاب دارد. نباید او را تنها بگذارید درست است که درونگراها با هر کسی و در هر زمانی کنار نمی آیند اما نمی توانید به این بهانه آنها را تنها بگذارید و از روابط اجتماعی محروم شان کنید. درونگراها منزوی نیستند. بلکه تنها به ارتباطات شان به عنوان یک دارایی ارزشمند نگاه می کنند و حاضر نیستند هر کسی را در هر زمانی شریک این دارایی کنند. نباید وسط حرفش بپرید عادت بسیاری از ماست که هنگام وارد شدن به یک بحث هیجان انگیز کلام هم را قطع کنیم و جمله یا خاطره جالبی را بگوییم اما هنگام همکلام شدن با یک درونگرا، چنین عادتی را کنار بگذارید. افرادی که این ویژگی شخصیتی را دارند، اگر کسی کلام شان را قطع کند، رشته صحبت را گم می کنند یا به خاطر شخصیت خاص شان، از ادامه آن آگاهانه صرف نظر می کنند. می دانیم مدیریت هیجان های تان برای تان دشوار است اما اگر می خواهید ارتباطی که به سختی ایجادش کرده اید به سکوت کشیده نشود چاره ای جز این ندارید.
درونگرا بودن به خودی خود منفی نیست، اما اگر درونگرایی، شما را از انجام کارها منع میکند یا در کار و زندگی شخصیتان مشکلی ایجاد میکند، باید تغییری در نحوه رفتارتان ایجاد کنید
مشکل روحی به نام درونگرایی
درونگرایی بیماری درونگرایی مشکلات روحی و روانی,اختلال روحی,بیماری روحی درونگرایی,درونگرایی,علت درونگرایی,مشکل درونگرایی,مشکلات روحی و روانی,اختلال روحی و روانی,اختلالات روحی,اختلالات روحی روانی,اختلالات روحی و روانی,درونگرایی در معماری,درونگرایی و برون گرایی,درونگرایی یعنی چه,مشکلات روحی و روانی جوانان,مشکلات روحی و روانی کودکان,مشکلات روحی و روانی سالمندان,مشکلات روحی و روانی نوجوانان,مشکلات روحی و روانی دانشجویان,مشکل روحی و روانی
خوب است بدانید برخی داروهای ضد افسردگی عوارض جنسی برجسته ای دارند. افسردگی از آن دست اختلالات روان است که فعالیت های جسمی را تحت تاثیر قرار می دهد. افسردگی ممکن است تا جایی پیش برود که شخص مبتلا به آن هیچ فعالیتی را خوشایند نداند و حتی از فعالیت های معمول روزانه نیز خیلی زود خسته شود. معمولا افراد افسرده دچار اختلال خواب می شوند. گاهی اشتهایشان بسیار کم و گاهی خیلی زیاد می شود و گاهی نیز دچار دردهای بدنی می شوند که توجیه مناسبی برایشان پیدا نمی شود. در کنار این مشکلات، میل جنسی نیز در آنها کاهش می یابد تا جایی که سلامت جنسی شان به خطر می افتد، اما چه رابطه ای میان اضطراب و افسردگی و اختلالات جنسی وجود دارد؟ دکتر کاوه علوی، روانپزشک با اشاره به این که افسردگی را می توان یک بیماری جسمی دانست که بسیاری از فعالیت های بدن را مختل می کند، می گوید: مغز انسان، فعالیت های مختلف بدن را از طریق مواد شیمیایی خاصی به نام ناقل های عصبی کنترل می کند. یکی از این ناقل ها «دوپامین» نام دارد که واسطه احساس لذت است؛ مثل لذت از غذا خوردن، لذت از تفریحات و همین طور لذت از فعالیت جنسی. در افسردگی، عملکرد این ناقل عصبی به هم می ریزد و در نتیجه، فعالیت جنسی هم آسیب می بیند.این روانپزشک می افزاید: یکی دیگر از هورمون های مغزی «سروتونین» نام دارد که آن هم در فعالیت جنسی و انزال موثر است. افرادی که از داروهای ضد افسردگی استفاده می کنند با اختلالاتی در ترشح سروتونین و اختلال در میل یا فعالیت جنسی روبه رو هستند. عوارض داروهای ضد افسردگی خوب است بدانید برخی داروهای ضد افسردگی عوارض جنسی برجسته ای دارند. دکتر علوی با اشاره به این مطلب توضیح می دهد: یک دسته از داروهای بسیار رایج ضد افسردگی، داروهای مهارکننده اختصاصی باز جذب سروتونین است. این داروها ممکن است سبب کاهش میل جنسی در آقایان و خانم ها شود و انزال را نیز در آقایان به تاخیر بیندازد. این روا نپزشک تاکید می کند: البته همه بیماران افسرده دچار چنین عوارضی نمی شوند و بسیاری از آنها با بهبود افسردگی، بهبود قابل توجهی در میل جنسی را نیز تجربه می کنند. توجه داشته باشید که هم زنان و هم مردان از افسردگی و اضطراب آسیب می بینند، اما علائم اختلالات جنسی در مردان و زنان تفاوت های اساسی هم دارد. زن افسرده ممکن است خود را برای شریک جنسی اش جذاب نداند و مرد افسرده نیز ممکن است فکر کند توانایی مردانگی خود را از دست داده و دیگر نمی تواند همسر ایده آلی باشد. چنین برداشت هایی در کاهش اعتماد به نفس فرد موثر است و به نوعی بر شدت افسردگی می افزاید. استرس، مشکلات جنسی می آورد استرس و اضطراب از آن دست اختلالات روحی است که در بروز بسیاری بیماری ها و مشکلات جسمی و حتی کارکرد جنسی موثر است. دکتر علوی بااشاره به این که استرس و اضطراب نیز باعث آشفتگی در کارکرد جنسی می شود، می گوید: آشفتگی فکر و اشتغال خاطر با مسائل مختلف سبب می شود فرد، رابطه جنسی مطلوبی نداشته باشد. همچنین، اضطراب ممکن است سبب درد لگنی در خانم ها و انزال زودرس یا دیررس در آقایان بشود. این روانپزشک با تاکید بر این که علائم اختلالات جنسی در مردان و زنان، تفاوت های اساسی باهم دارد، اظهار می کند: زنان افسرده یا مضطرب ممکن است به ارگاسم، یعنی اوج لذت جنسی، دست پیدا نکنند یا دچار دردهای لگنی شوند. در مقابل، مردان افسرده و مضطرب نیز دچار تاخیر در انزال می شوند. افسردگی؛ موثر در بروز ناباروری دکتر علوی، درباره این که آیا افسردگی و استرس می تواند منجر به ناباروری شود، می گوید: باید توجه داشت که افسردگی وجوه مختلف زندگی و عملکرد بسیاری از اعضای بدن را تغییر می دهد. تغییرات اشتها در افسردگی ممکن است به کاهش یا افزایش شدید وزن منجر شود که این عوارض با چرخه قاعدگی زنان مداخله می کند و میزان باروری را کاهش می دهد. از سوی دیگر، فرد افسرده ممکن است دچار اعتیاد به سیگار یا الکل شود و این اختلالات سبب کاهش توان تولید مثل می شود. این متخصص روانپزشکی با تاکید بر این که مطالعات متعددی رابطه بین افسردگی و استرس را با ناباروری نشان داده است، می افزاید: در مردان، استرس با کاهش سطح تستوسترون و تغییرات هورمونی همراه بوده که بر کیفیت و کمیت اسپرم ها اثرگذار است. حتی برخی بررسی ها نشان داده است که ترس از مادر شدن نیز در برخی زنان با کاهش باروری همراه است. از سوی دیگر ابتلا به افسردگی در دوران بارداری نیز ممکن است سبب اختلال در مراقبت فرد از خود، بی توجهی به نکات تغذیه ای و مراجعه مرتب به پزشک شود که بر سلامت جنین تاثیر گذار است. بهره گیری از درمان های روانپزشکی خیلی ها مایلند بدانند که برای درمان افسردگی و اضطراب در افرادی که دچار اختلالات جنسی هستند از چه روش های درمانی می توان کمک گرفت. دکتر علوی در این باره می گوید: بی شک مشاوره های روانپزشکی و روان شناسی و دریافت درمان های مناسب دارویی یا غیردارویی به فرد کمک می کند تا بر استرس و اضطراب خود غلبه کند. حتی برخی مطالعات نشان داده است که این درمان ها ممکن است به بروز بارداری و رفع اختلالات باروری هم کمک کند. بی شک، مداخلات درمانی بر بهبود شرایط روانی فرد و کیفیت زندگی او اثر مطلوبی خواهد داشت.
اختلال جنسی با این بیماری روحی
اختلالات روان,اختلالات روان و نازایی,رفع اختلالات باروری,اختلالات روانی,اختلالات روان تنی,اختلالات روانی,اختلالات روانشناسی,اختلالات روانپزشکی,اختلالات روانشناختی,اختلالات روان پریشی
بر مبنای تحقیقاتی که به واسطه صندوق جهانی پژوهشهای سرطان در انگلیس، در طی 11 سال و بر روی 40 هزار شخص در ژاپن اجرا شد معلوم گردید که کم استفاده کردن نمک ریسک ابتلا به سرطان معده را کاهش می دهد. با معلوم شدن نتیجه این تحقیق از شرکت های تولید کننده مواد غذایی تقاضا شد که میزان مصرف نمک در محصولات خود را کم کنند و اندازه استفاده شده آن را بر روی برچسب مواد غذایی بنویسند
از سال ها پیش ارتباط بین مصرف زیاد نمک و پرفشاری خون و همچنین افزایش خطر بیماری های قلبی- عروقی و سکته مغزی همواره مورد تاکید متخصصان بوده است.
یکی از مدیران صندوق جهانی تحقیقات سرطان در انگلیس اظهار داشت: درمان موفقیت آمیز بیماری سرطان معده بسیار دشوار است زیرا در اغلب موارد این بیماری در مراحل پیشرفته تشخیص داده می شود. وی افزود: این مسئله به اهمیت انتخاب شیوه زندگی برای جلوگیری از ابتلا به بیماری سرطان معده اشاره دارد که در این ارتباط میتوان به لزوم کاهش مصرف نمک در غذا و افزایش مصرف میوه ها و سبزیجات پی برد.
برپایه این گزارش، توصیه شده است که مصرف روزانه نمک درحدود 6 گرم یعنی معادل یک قاشق کوچک باشد. بر اساس مطالعات افزایش سرطان در کسانی مشاهده شد که روزانه 12 تا 15 گرم نمک مصرف می نمودند.
سرطان معده چهارمین سرطان رایج در جهان است اما دومین سرطان کشنده در ژاپن می باشد زیرا در این کشور مصرف غذاهای شور و دودی بسیار رایج است. مطالعات نشان می دهند که علاوه بر مصرف نمک، کشیدن سیگار، مصرف الکل، افراط در مصرف غذاهای فرآیند شده و کنسروها و همچنین مصرف ناکافی میوه ها و سبزیجات خطر سرطان معده را افزایش می دهند.
منبع-http://www.seemorgh.com
نمک و ریسک دچار شدن به یک سرطان کشنده
مصرف زیاد نمک,سرطان معده,مصرف زیاد نمک و چربی,عوارض مصرف زیاد نمک,مضرات مصرف زیاد نمک,خطرات مصرف زیاد نمک,علت مصرف زیاد نمک,سرطان معده چیست,سرطان معده و علائم آن,سرطان معده درمان,سرطان معده چیست,سرطان معده و روده,سرطان معده علایم

هنگام تشویق کودک چند لحظه صحبت خود را متوقف کنید تا کودک فرصت یابد،آنچه را که گفته اید کاملا” درک کند و سپس او را در آغوش بگیرید
تصور اینکه فرزندِ ما باهوشترین شاگرد کلاس است شاید برای والدین خوشایند باشد اما اگر واقعا این برتری صحت نداشته باشد کودک در درک تواناییهایش دچار مشکل میشود.
وقتی به اغراق و غیرواقعی از کودکمان تعریف و تمجید میکنیم او نیز درکی اشتباه و غیرواقعی از تواناییهایش پیدا میکند. کارشناسان این تصور غلط کودک از خودش را «خودبزرگبینی» مینامند و این باور غلط زمانی دردسرساز میشود که کودک به اشتباه فکر میکند بهترین است و بلکه خود را نیز از سایر همکلاسیهایش برتر میداند.
یافتههای تحقیقات جدید روی دانش آموزان 20 کلاس درس نشان میدهد کودکانی که احساس برتری نسبت به سایر همکلاسیهای خود دارند از همدیگر متنفر میشوند. حتی اگر کودکی باهوشترین شاگرد کلاس هم باشد و این برتری واقعا وجود داشته باشد بازهم والدین و مربیان باید در تحسین کردن کودک متعادل و منطقی رفتار کرده و افراط نکنند تا کودک دچار غرور نشود. در این مطالعه معلوم شد کودکانی که واقعا باهوش و برتر هستند و در عین حال نحوه برخورد والدین با این توانایی فرزندشان مناسب و متعادل است، دچار مشکلات اجتماعی و درگیری با همسالان خود نمیشوند. در واقع بر اساس این تحقیق، کودکانی که غرور بیش از اندازه دارند به این دلیل است که دائما و به شیوهای اغراقآمیز توسط والدین و معلمانشان تحسین میشوند.
به گزارش مجله پزشکی دکتر سلام به نقل از «استوری لاین»، بهترین راه برخورد با کودکان باهوش این است که به آنها گفته شود آنها در هر مسالهای فوق العاده هستند اما تشویقهای خاص و موردی به جای عبارات تشویقی دائمی و کلی، این کودکان را تبدیل به افرادی با اعتماد به نفس بالا و مهربان میکند.
برای مثال به جای اینکه قبل از امتحان به کودکتان بگویید تو خیلی باهوشی بگویید که تو با نمره A در امتحان ریاضی به خانه برمیگردی! همچنین به جای نتایج نهایی که در مدرسه میگیرد به تلاشهای روزمره کودکتان توجه کنید و او را تشویق به تمرین بیشتر در درسهایش نمایید. علاوه بر این هیچگاه از کلمه «بهترین» برای توصیف عملکرد فرزند خود استفاده نکنید چرا که این یک کلمه بیمعنی و نادرست است و دانش آموز تصور میکند که نسبت به همه برتر است.
اصول و روش درست تقویت و تحسین مهارت فرزند
تحسین بچه