درباره کمال گرایی و افراط و زیاده روی درمورد آن چه میدانید و آیا والدینی که در کمال گرایی فرزندانشان زیاده روی میکنند کار درستی انجام می دهند؟
اکثر ما راهِ رسیدن به مطلوب را گم کرده ایم و بسیاری از ما نیز تسلیم شده یم و هیچ تلاشی برای رسیدن به آن کمال مطلوب نمی کنیم. اما کمال گرایان با ایمانی که به کمال مطلق دارند، خاطر نشان می کنند که همه چیز می تواند خیلی بهتر از آن چه هست ، باشد.
اما کمال گرایی افراطی یعنی بی وقفه به دنبال هدفی مبهم دویدن و همیشه به دنبال بهترین ها بودن. اگر این افراد به دنبال زندگی واقعی نباشند، تقاضاهای بی پایان و راه حل های ناقص و موقتی شان ، هم خودشان را و هم دیگران را خسته می کند و سرانجام از پا می اندازد.
ویژگی های شخصیتی افراد کمال گرا
معیارهایشان بسیار سطح بالاست
معتقدند که همه چیز باید کامل و بی نقص باشد، به خودشان و دیگران سخت می گیرند. فرقی نمی کند که چه کار می کنند. آشپزی ، ورزش یا کار . مهم این است که باید آن را کامل و بدون کوچک ترین نقصی انجام دهند و اگر کمی کار ایراد داشته باشد احساس می کنند شکست خورده اند. بنابراین همیشه فقط کارهایی را انجام می دهند که در آن مهارت دارند و دایره فعالیت هایشان محدود می شود.
این افراد اغلب زمینه ای خاص را برای رسیدن به حد مطلوب انتخاب می کنند . مثلا بعضی از آن ها کمال گرایی را بر روی خانه ، همسر و فرزندانشان منعکس می کنند و دسته دیگر بسیار مشکل پسند و ایرادگیرند و می خواهند تمام کارها و وسائلشان بی نقص باشد: روابطشان، شغلشان، لباس هایشان ، جعبه ابزارشان و ماشینشان و …
کمتر کسی به حد مطلوب آن ها می رسد
برای آن ها هیچ کس آن طور که باید نیست.کمال گرایان همیشه قادرند به اندازه کافی از دیگران اشکال بگیرند، فرقی نمی کند که طرف چه کسی باشد مهم این است آن طور که باید نیست.
جذب کسانی می شوند که بالقوه کمال گرا هستند
معمولا به سراغ کسانی می روند که توانایی کمال گرا شدن را داشته باشند. اکثر کمال گرایان طرح به کمال رساندن همسر را دارند.
گرایش به ناراحتی و افسردگی دارند
به جای این که از امکاناتی که دارند لذت ببرند، غصه می خورند که چرا در زندگی به حد مطلوب خود نمی رسند و این امر باعث می شود که همیشه تا حدی افسرده باشند.
کمال گراها باید بدانند که همه انسان ها ناقص اند و این امر شامل آن ها نیز می شود. فرقی نمی کند که چه قدر تلاش می کنید تا همه چیز را مرتب کنید و به فکر همه کارها باشید ، دیگران نمی توانند کامل باشند و شما فقط مسئول اعمال خودتان هستید. به جای این که به روابط خود به چشم طرح و پروژه و تعداد زیادی مسئولیت نگاه کنید می توانید از آن ها لذت ببرید.
چرا کمال گرا می شوند؟
اکثر این افراد دارای والدینی هستند که یکی کمال گراست و دیگری انسانی مهار نشدنی. برای مثال: معتاد به مواد مخدر. نتیجه رفتارهای چنین والدین آشفته ای این است که دوران کودکی آن ها بسیار آشفته و بی نظم است و آن ها نیز به سوی کمال گرایی قدم بر می دارند و تلاش می کنند قسمت هایی از زندگی آشفته خود را به حد بسیار بالا و مطلوبی برسانند.
همه کمال گرایان دارای والدینی کمال گرا نیستند . اکثر آن ها مجبورند در دوران کودکی نقش انسانی بزرگ و جاافتاده را ایفا کنند. این موضوع با مرگ یکی از والدین یا جدایی آن ها از یکدیگر ، اعتیاد آن ها ، توجه بیش از حدشان به کارهای خارج از خانه و مبتلا شدن به بیماری های روانی رخ می دهد و کودکان مجبورند جای این والدین را پر کنند.
فرق نمی کند که کودک درگیر کدام یک از موارد ذکر شده باشد ، مهم این است که او حس می کند باید فضای خالی موجود را پر کند و مجبور می شود در سنین کودکی نقش انسانی بزرگ تر را بازی کند.
باید بیاموزند و به تعادل برسند
باید بدانند که همه انسان ها ناقص اند و این امر شامل آن ها نیز می شود. فرقی نمی کند که چه قدر تلاش می کنید تا همه چیز را مرتب کنید و به فکر همه کارها باشید ، دیگران نمی توانند کامل باشند و شما فقط مسئول اعمال خودتان هستید. به جای این که به روابط خود به چشم طرح و پروژه و تعداد زیادی مسئولیت نگاه کنید می توانید از آن ها لذت ببرید.
معیارهای خود را تغییر دهید
کمال گرایان تمایل شدیدی به گسترش موضوع دارند و از کاه، کوه می سازند. با تکرار این جمله که ( هر کسی حق دارد اشتباه کند) موضوع را به مشکلی بزرگ تبدیل نکنید. از آن جایی که کمال گرایان دوست دارند کارها را کنترل کنند ، اجازه دهید که یک سری کارها را همسرتان انجام دهد و کمی رها شوید.
با قدردانی کردن به جنبه های مثبت رابطه توجه کنید
شما نمی توانید هم کسی را دوست داشته باشید و هم در تمام لحظه ها از او ایراد بگیرید. به منظور پذیرفتن رفتارهای طرف مقابلتان و بالا بردن توانایی عشق ورزیدن در خود ، سعی کنید از او قدردانی کنید و توجه بیشتری به خوبی های همسرتان داشته باشید.
کمال گرایان خیلی راحت از دیگران گله می کنند ” اون کار رو انجام ندادی” ” هیچ وقت نمی تونی …” ، در کنار گله کردن دیگران را تشویق و از آن ها قدردانی کنید. مثلا یک بار که همسرتان سر قرار دیر می آید و شما از دستش گله می کنید ، به خاطر بیاورید که او همیشه چه قدر در نظرتان زیبا جلوه می کند و چه قدر از داشتنش خوشبختید. باید بدانید که هیچ کس کامل نیست و اشتباه کردن امری اجتناب ناپذیر است.
دید مثبت خود را تقویت کنید
برای تمرین رهایی از کمال گرایی ، در پایان روز فهرستی از مواردی که شما را خوشحال کرده و باعث شده تا قدردانی کنید ، تهیه کنید. اکثر کمال گرایان در پایان روز فقط به نقص ها و اشتباه ها فکر می کنند . برای مثال کارهایی را که خود و کارمندانشان درست انجام نداده اند، چه طور شد که نتوانستند از پسِ فلان موضوع برآیند، چرا رئیس ، همسر یا فرزندانشان فلان کار را ناتمام گذاشته اند و یا دنیا چه عیب هایی دارد. تمامی این موارد باعث به وجود آمدن حس منفی در شما می شود.
به قدرت خدا ایمان داشته باشید
فقط خدا بزرگ است و قادر به انجام کامل و بی نقص همه امور است. پس باید مسئولیت پذیری را کنار بگذارید و تسلیم قدرتی بالاتر از خود شوید. حضور خداوند را در زندگی خود لمس کنید. در زندگی امنیتی وجود دارد که می توانید آن را به دست آورید اما وقتی قادر به داشتن آن هستید که به قدرتی برتر ( خداوند) ایمان بیاورید.
انواع کمال گرایی و افراط و تفریط در مورد آن
کمال مطلق کمال گرایی رهایی از کمال گرایی کمال گرایی افراطی,افراد کمال گرا,رهایی از کمال گرایی,کمال مطلق,کمال گرا,کمال گرایان,کمال گرایی,کمال گرایی افراطی,خصوصیات افراد کمال گرا,شخصیت افراد کمال گرا,درمان افراد کمال گرا,روانشناسی افراد کمال گرا,مشخصات افراد کمال گرا,کمال مطلق چیست,کمال گرایی مطلق,خدا کمال مطلق,اثبات کمال مطلق,معنی کمال مطلق,کمال گرایی چیست,کمال گرایی روانشناسی,کمال گرایی منفی,کمال گرایی والدین,کمال گرایانه,خصوصیات کمال گرایان,کمال گرایی مثبت,کمال گرایی pdf

اثرات منفی دوستان ناباب و تاثیرات آنان روی زندگی و آینده افراد بسیار مهم است و باید هرچه زودتر این رابطه به اتمام برسد.
باید تا جایی که میتوانید آگاهیتان را بالا برده و آموزشهای مختلف ببینید و مطالعات خوبی هم داشته باشید. برای رسیدن به اهداف متعالی تلاش پیگیر لازم است. در کنار این عوامل باید محیطی که در آن زندگی و کار میکنید و همچنین اطرافیانتان نیز کمکدهنده و یاریرسان باشند. در واقع اطرافیان و دوستان میتوانند در موفق بودن یا شکست خوردنتان تاثیر فوقالعادهای داشته باشند. یک دوست خوب باعث رشد فرد میشود در حالی که یک دوست بد میتواند او را حتی اگر در اوج باشد به پایین بکشاند.
شما چه آگاه باشید و چه نباشید براحتی تحت تاثیر دوستانتان قرار میگیرید و برخی از دوستان مانند یک وصله ناجور هستند. در واقع آنها همیشه به نوعی در حال وقت تلف کردن هستند، تفریحاتشان گرفتاری میآورد و به طور کلی بحرانزده هستند و مدام باید به کمکشان رفت و خرابکاریهایشان را درست کرد. گاهی اوقات میتوانید آنها را نادیده بگیرید، اما بیشتر مواقع گرفتار رفتارهای نامناسبشان میشوید و به دردسر میافتید. هرگز به دنبال این افراد نروید و همراهی آنها را نخواهید و اگر هم دوستی از این نوع افراد دارید بسرعت ارتباط تان را با آنها قطع کنید.
اثر منفی دوستان ناباب
انسانها معمولا شبیه افرادی که در اطرافشان هستند و بیشتر وقتشان را با آنها میگذرانند، میشوند. در حقیقت جهانبینی هر کس به وسیله دیدهها و تجربههایش از زندگی شکل میگیرد. نوع سرمایهگذاری در استفاده از وقت باارزشتان برای بودن در کنار مردم و همچنین انجام دادن فعالیتهایتان، وجود و شخصیتتان را شکل میدهد و به همین دلیل است که مردم سفر میکنند. چراکه میخواهند با موضوعات جدید و تازه آشنا شده و افق دیدشان را گسترش دهند. پس وقتی تاثیر محیط زندگی و سوژههای موجود در آن را بپذیریم میتوانیم بجرات بگوییم همین تاثیر را نیز میتوان از اطرافیان و بویژه دوستان خود گرفت. فرض کنید بیشتر وقتتان را در مکانی بگذرانید که افراد افسرده و شکست خورده دور هم جمع شدهاند و یکسره سیگار به لب از روزگار و هر چه در آن است گله و شکایت میکنند: «این شغل به درد نمیخورد، هیچ پولی در بساط نیست، زندگی چقدر کسلکننده است و…» آیا پس از مدتی شما هم چنین احساساتی را تجربه نخواهید کرد؟ بودن در چنین محیطی و وقت گذراندن با چنین دوستانی خواه ناخواه وجودتان را پر از انرژی منفی میکند و شما به جای بروز رفتارهای مناسب در برابر مشکلاتتان، با دنیا و هرچه در آن است، میجنگید یا برعکس تصور میکنید یک قربانی هستید و افسرده میشوید.
در واقع دوستان نامناسب به این ترتیب میتوانند طرز تفکر شما را به سمت منفی بودن سوق دهند. اکثر کسانی که به دام اعتیاد میافتند یا با قانون دچار مشکل میشوند از این نوع افراد هستند و برای این که شما نیز به دام این نوع مشکلات نیفتید، با آنها دوستی نکنید.
دور شدن از هدف
آیا تا به حال پیش آمده از محل کار به سمت خانه در حرکت باشید و در ذهن خود برنامهریزی کنید که مثلا وقتی به خانه رسیدید غذایی آماده کرده، خانه را مرتب و سپس ورزش کنید یا چند کار دیگر انجام دهید، بعد در این فکرها و برنامهها هستید که چند تا از دوستانتان با شما تماس میگیرند و میگویند یک مهمانی ترتیب دادهاند و میخواهند شما هم به آنها بپیوندید؟ شما آنقدر وسوسه شدهاید که نمیتوانید به برنامهریزیتان فکر کنید و با خودتان میگویید: « این کارها را فردا هم میتوانم انجام دهم.» و دعوت آنها را میپذیرید. در حقیقت شما بهترین ویژگی هر انسان که آن هم احساس مسئولیت کردن در برابر تصمیمگیریهایش است، براحتی نادیده میگیرید. البته هرازگاهی ممکن است دوستان دور هم جمع شوند و از بودن کنار هم لذت ببرند، اما وقتی این شرایط بارها تکرار شود و این دوستان دائم شما را از کارهایتان بازدارند، بالاخره دچار عدم تعادل در زندگی میشوید و روز به روز از رسیدن به اهدافتان در زندگی دور میمانید. وقتی اهدافی در زندگی دارید، دوستانتان باید به جای تلف کردن وقتتان، از شما حمایت کنند و مثلا اگر دعوت آنها را به خاطر کارهایتان رد کردید، شما را دست نیندازند یا بدتر از همه، اهداف زندگیتان را ناچیز نشمارند. دوستان خوب خواهان موفقیت یکدیگر هستند و حتی ممکن است تجربههای باارزششان را در اختیار هم بگذارند. اگر دوستانتان درخصوص برنامهها و اهدافتان محترمانه برخورد نمیکنند و به طریقی قصد دارند برنامههایتان را خراب کنند، مناسب دوستی نیستند. حتی خود این افراد برای آیندهشان کوچکترین ارزشی قائل نیستند و معمولا برنامهای برای زندگیشان ندارند.
دو شخصیتی
گاهی اوقات وقتی کنار دوستان بد و آزاردهنده هستید، ممکن است مجبور باشید رفتاری غیر از شخصیت واقعی خود داشته باشید. مثلا وقتی میخواهید با آنها بیرون بروید احساس میکنید مجبورید طوری که آنها دوست دارند، لباس بپوشید یا با لحن دیگری صحبت کنید و به طور کلی رفتاری غیر از شخصیت واقعیتان بروز دهید. کسانی که باعث میشوند شما از خود واقعیتان دور شوید هرگز مناسب دوستی نیستند. دوشخصیتی شدن، احساسات فرد را لگدکوب کرده و او را از تلاش برای رسیدن به اهدافش بازمیدارد.
حسادتهای مخرب
اگرچه اندکی، حسادت ورزیدن بد نیست و میتواند انگیزهای برای حرکت و در نهایت پیشرفت باشد، اما برخی مردم به حسادتهای افراطی دچار هستند و به داشتههای دیگران حسودی میکنند.
چنین دوستی همیشه به دنبال فرصت برای گرفتن و به چنگ آوردن داشتههای شماست یا با ترفندی سعی میکند زندگی شما را به تباهی بکشاند و معمولا هم با کماهمیت جلوه دادن اهدافتان یا به نوعی شما را به دردسر انداختن ـ مثل آلوده کردنتان به مواد مخدر ـ تلاش به نابودیتان دارد. بنابراین به محض شناسایی چنین فردی هرگز او را به دوستی نپذیرید.
گرفتار در دام
روابط و دوستیهای سالم مانند در و پنجرههای باز هستند که اجازه ورود هوای تازه را به خانه میدهند و افراد هرگز احساس گرفتاری و خفگی نمیکنند. میتوانید آزادانه بروید و بیایید و کسی شما را محبوس نمیکند، اما اگر زمانی احساس کردید دوستتان دست و پای شما را بسته و اجازه حرکتی به شما نمیدهد و دائم تمام کارهای شما را زیر نظر دارد و روی شما اعمال قدرت میکند، این دوستی آخر و عاقبت خوبی ندارد. معمولا افرادی که تحت فشار چنین دوستانی قرار دارند احتمال این که به اجبار دست به خطاهای جبرانناپذیر بزنند بسیار زیاد است.
تشویق رفتار بد
اگر باز هم احساس میکنید نمیتوانید دست از این دوستان بردارید و گاهی با خود فکر میکنید آنها هیجان ـ حتی اگر منفی ـ به زندگیتان میآورند، باید بگوییم شما هم در حال صدمه رساندن به آنها هستید.
درست است! وقتی همراهی افراد مسمومکننده و با رفتار نامناسب را میپذیرید، به آنها صدمه میزنید. شما همیشه در دسترس آنها هستید و به رفتار و اعمالشان توجه نشان میدهید و همین توجه آنها را به ادامه رفتار مخربشان تشویق میکند. در واقع اگر این افراد نتوانند دیگران را با خود همراه کنند، به دلیل ترس از تنها ماندن، دست از رفتارهای بدشان برمیدارند، ولی همراهی شما این فرصت را از آنها میگیرد.
دنبالهرو نباشید
اگر فکر میکنید از روحیهای بسیار قوی برخوردار هستید و میتوانید با این افراد در عین دوستی به گونهای رفتار کنید که دست از اعمال نامناسبشان بردارند و به جای این که شما دنباله روی آنها شوید، آنها را به راه خود بیاورید پس به این دوستیها ادامه دهید. در غیر این صورت هرگز خطر چنین دوستانی را نپذیرید.
تاثیرات منفی رفیقان ناباب روی افراد
اثر منفی دوستان ناباب دوستان نامناسب مضرات دوستان نامناسب حسادتهای مخرب منفی بودن,اثر منفی دوستان ناباب,منفی بودن,منفی بودن بیبی چک

از ذهنتان استفاده کنید و نگذارید بدون استفاده بماند مدام از آن کار بکشید و به فعالیت های ذهنی تان بیافزایید.
روزی چند مرتبه عینک یا کلیدهایتان را گم میکنید؟ آیا اسم همکاران یا همکلاسیهای خود را فراموش میکنید؟ وقتی میخواهید از فلان هنرپیشه یا فلان فیلم صحبت کنید چطور؟ آیا در یادآوری اسامی دچار مشکل میشوید؟ برایتان پیش آمده وارد اتاقی بشوید و فراموش کنید برای انجام چه کاری آمدهاید؟
اگر جوابتان مثبت است نگران نباشید؛ برای همه ما پیش میآید که حافظهمان دچار مشکل شود. اما میتوانید بسادگی و با انجام این 11 پیشنهاد، روی حافظهتان کار کنید و فراموشی را کنار بگذارید.
1- فعالیت های ذهنی انجام دهید
هرچند هیچ نوع فعالیت ذهنی معجزهگری برای تقویت حافظه وجود ندارد، اما لازم است مرتب روی حافظهتان کار کنید و فعالیتهای ذهنی انجام دهید.
هر مسالهای که حل میکنید، باعث جرقهای بین سلول های عصبی میشود و اتصال آنها را به یکدیگر بیشتر میکند و در نتیجه حافظهتان تقویت میشود. هرگز آموختن را متوقف نکنید.
به عقیده محققان هرچه سطح آموختنیها بالاتر باشد مغز ورزیدهتر میشود و احتمال از دست دادن حافظه کمتر میشود.
از هیچ فعالیتی چشمپوشی نکنید؛ از گلکاری در باغچه منزلتان و مسافرت که باعث یادگیری چیزهای جدید میشود تا خواندن روزنامه، گوش دادن به رادیو یا انجام بازیهای فکری که حافظه را قوی میکند. افزایش روابط اجتماعی، جستجو در اینترنت و حتی خوشبینی و کم غر زدن حافظهتان را از گزند فراموشی نجات میدهد. پس تا میتوانید مغزتان را ورزیده کنید.
2- نیاز به راهبردهای شناختی آگاهانه دارید
فقط در سنین کودکی میشود، به طور خودکار مطالب را حفظ کرد. در بزرگسالی لازم است که در خصوص هر مسالهای فکر و تمرکز کنید تا بهخاطر سپرده شود.
باید بدانید که از سی سالگی ذهن پر از اطلاعات گوناگون میشود که نیاز به سازماندهی و نظم و ترتیب دارند. نمیتوانید بدون طبقهبندی و سازماندهی اطلاعات با کمک راهبردهای شناختی، آنها را در ذهنتان ثبت و ضبط کنید.
راهبردهای شناختی، روشهایی هستند که برای یادگیری به آنها نیاز دارید؛ یعنی تکرار و مرور ذهنی و بسط و گسترش معنایی و سازماندهی اطلاعات دریافتی.
به عنوان نمونه، برای حفظ کردن یک متن میتوانید هر پاراگراف آن را با تصورکردن محتوای آن در یکی از اتاقهای منزل حفظ کنید. برای حفظکردن شماره تلفن، اعداد را دو به دو به خاطر بسپارید. برای یادآوری یک داستان و… چندینبار صحنههای آن را در خیالتان مجسم کنید.
با این سازماندهیهای آگاهانه، امکان فراموشکردن مطالب را کاهش خواهید داد.
حواستان باشد که کمبود خواب باعث بروز اختلالاتی در حافظه خواهد شد، زیرا مغز ما در طول شب نیز کار میکند3- به مواد غذایی مناسب اعتماد کنید
بخوبی غذا بخورید و آب بدنتان را تامین کنید، چون مغز به تنهایی حدود 20 درصد انرژی بدن را مصرف میکند. سلولهای خاکستری مغز ما روزانه به نیم لیتر آب و کربوهیدراتهای پیچیده مانند نان سبوسدار، برنج و پاستاها نیاز دارند.
محصولات غذایی تازه و سرشار از اسیدآمینهها و ویتامینها را در اولویت قرار دهید. ویتامین ب12 (منابع آن جگر، ماهی، محصولات لبنی و سبزیجات) تاثیر مستقیمی روی حافظه دارد.
میوه و سبزیجات را دریابید. آنتیاکسیدان های موجود در این مواد غذایی و همچنین روغنهای غیراشباع موجود در ماهی ها و روغن کلزا و… باعث تقویت جداره سلولهای عصبی مغز میشوند.
4- به خوابتان اهمیت بدهید
خواب باکیفیت برای عملکرد خوب حافظه لازم و ضروری است. حواستان باشد که کمبود خواب باعث بروز اختلالاتی در حافظه خواهد شد، زیرا مغز ما در طول شب نیز کار میکند.
مغزی که خوب استراحت کرده است، می تواند اطلاعات بیشتر و بهتری را به حافظه شما برگرداند تا مغزی که تمام روز را بدون استراحت طی کرده است.
در طول خواب پارادوکسال، حافظه رویهای (حافظهای که مثلا طرز دوچرخهسواری را یادمان میآورد) تقویت میشود. در طول مرحله خواب آرام، خاطرات شخصی دوباره فعال و احیا میشوند.
اگر یکی از این مراحل به هم بریزد، مغز توانایی خود را برای تثبیت اطلاعات ذخیرهشده در طول روز نخواهد داشت.
5- از اینها بپرهیزید
برخی از ترکیبات به مغز آسیب میزنند و حافظه را تحلیل میدهند. نیکوتین موجود در سیگار باعث مسدود کردن فعالیت برخی از گیرندههای مغزی میشود.
علاوه بر اینها برخی از داروها مانند داروهای آرامبخش، بتابلوکرها، داروهای ضدتشنج، داروهای ضددیابت، داروهای بنزودیازپین، داروهای ضدافسردگی و… نیز باعث بروز اختلالاتی در حافظه میشوند.
توجه داشته باشید که نوشیدنیهای کافئین دار مانند قهوه یا چای نیز ممکن است باعث کاهش قدرت تمرکز ذهنی شوند.
آهن برای عملکرد صحیح حافظه ضروری است و نوشیدنی های کافئین دار به علت دارا بودن موادی به نام تانن (اسید تانیک) که 75 درصد آهن موجود در بدن را از بین می برند، باعث اختلال در حافظه می شوند.
همچنین مواد غذایی دارای قند مصنوعی را کم مصرف کنید. تحقیقات نشان داده است نوشیدن بیش از یک یا دو نوشابه رژیمی در طول روز حافظه درازمدت شما را تخریب می کند. البته تاثیرات منفی این مسئله دائمی نیست و شما به راحتی می توانید با قطع مصرف قندهای مصنوعی، مجددا حافظه خود را اصلاح کنید.
6- همیشه پای حافظه در میان نیست
نمیتوان فراموشیهای روزمره را صرفا به پای حافظه نوشت. باید شرایط دیگر را نیز در نظر داشت. فقط زمانی میتوانید اطلاعات را به درستی ثبت و ضبط کنید که در شرایط خوب و مناسب دریافتشان کرده باشید.
برای داشتن حافظه خوب قبل از ذخیرهسازی اطلاعات برای یادآوری آنها در آینده، باید بتوانیم تمام اطلاعات را به طور صحیح دریافت کنیم؛ برای مثال اگر چشمهایتان ضعیف است، برای بهخاطرسپردن تمام جزئیات فیلم حتما باید عینک بزنید؛ وگرنه قادر به دریافت تمام جزئیات نخواهید بود.
و یا اگر قدرت شنواییتان ضعیف است و یا در محیطی شلوغ و پرسروصدا هستید، نمیتوانید براحتی اسامی اطرافیان را حفظ کنید و بهخاطر بیاورید.
در نتیجه برای داشتن حافظهای قوی لازم است شرایط مناسبی برای بهخاطرسپردن اطلاعات فراهم باشد.
ویتامینهای گروه ب برای تقویت حافظه موثرند. این ویتامینها باعث کاهش سطح هموسیستئین یا همان ترکیبات سمی تخریبکننده حافظه میشوند7- امان از استرس و افسردگی
خستگی، استرس ، کارهای سخت و یا افسردگی باعث بروز اختلالاتی در روند یادگیری میشود.
اولا به این دلیل که برای بهخاطر آوردن اطلاعات، قبل از هر چیز باید گیرنده خوبی باشیم که معمولا در صورت خستگی یا مشغله ذهنی، افسردگی و… این امکان وجود ندارد.
ثانیا استرس و عصبانیت باعث افزایش ترشح هورمون کورتیزول میشوند که تاثیر منفی روی هیپوکامپ دارد.
هیپوکامپ قسمتی از مغز است که در حافظه طولانیمدت نقش اساسی دارد. در واقع بعد از گذشت زمان، خاطرات و وقایع در هیپوکامپ رمزگشایی میشوند. ترشح بیش از اندازه هورمون کورتیزول به این بخش از مغز آسیب میزند.
در نهایت این که احساسات منفی، نگرانی و مشغلههای ذهنی، یادآوری اطلاعات ذخیرهشده را با مشکل روبهرو میکنند.
8- از زندگی لذت ببرید
بعد از بیست سالگی، طی هر ده سال حدود شش درصد گیرندههای دوپامین را از دست میدهیم، یعنی با افزایش سن، مغز و خصوصا اتصالات بین سلول های عصبی به مرور حساسیت خود را به هورمونها از دست میدهند و در عین حال به احساس لذت و تمرکز وابسته میمانند. به همین دلیل نیز حافظه کوتاهمدت فراموشکار و آسیبپذیر میشود.
در نتیجه لازم است که احساس لذت از زندگی را افزایش دهید. یک شاخه گل برای کسی که دوستش دارید بخرید، به ملاقات دوستان قدیمی خود بروید، فیلمهای کمدی ببینید، بخندید، کتابهای خندهدار بخوانید و خلاصه از هر فرصتی برای خندیدن، شادی و لذتبردن صحیح و معقول از زندگی استفاده کنید.
این کارها باعث افزایش ترشح دوپامین می شوند که احساس خوبی را در فرد به وجود می آورد و تاثیر مثبتی بر سلسله اعصاب و آن بخش از مغز که مسوول حافظه است می گذارد.
9- مکمل: بیفایده یا معجزهگر؟
هیچ قرص معجزهگری برای تقویت حافظه وجود ندارد و هیچ مکمل غذاییای نمیتواند جایگزین تغذیه سالم شود. البته باید بدانید که هر نوع قرص یا مکملی باید تحت نظر پزشک مصرف شود.
با اینحال بهتر است بدانید که ویتامینهای گروه ب برای تقویت حافظه موثرند. این ویتامینها باعث کاهش سطح هموسیستئین یا همان ترکیبات سمی تخریبکننده حافظه میشوند. موز منبع خوبی از ویتامین ب است.
ویتامین E نیز برای داشتن حافظهای قوی مفید است. آنتیاکسیدانها روند تخریب سلول های عصبی را به تاخیر میاندازند. بهتر است این مواد مغذی را از طریق تغذیه مناسب دریافت کنید. در صورت کمبود میتوانید با مشورت پزشک از این مکملها استفاده کنید.
10- قدم بزنید
کسانی که هر روز به طور مرتب پیاده روی می کنند، خیلی کمتر دچار فراموشی می شوند. تحقیقات نشان داده است که فعالیت بدنی، ارتباط سلول های مغزی را در بخشی که مسوول حافظه است گسترش می دهد.
11- رژیم غیر اصولی نگیرید.
تحقیقات نشان می دهد افرادی که رژیم لاغری بسیار کم کالری می گیرند، نه تنها روند به یادآورری اطلاعات را بسیار کند انجام می دهند، بلکه از دیگر افراد هم سن خود که این رژیم را ندارند، کمتر قادر به استفاده از حافظه خود می باشند.
این گونه رژیم های لاغری شاید بتوانند در کوتاه مدت وزن زیادی از شما را کم کنند، ولی تاثیرات مضری برای سلامتی دارند و شما را با مشکلات زیادی مواجه خواهند کرد.
لذا به فکر سلامتی خودتان باشید و رژیم های لاغری غیر اصولی و غیر علمی را فراموش کنید.
فعالیت های ذهنی تان را افزایش دهید
تقویت جداره سلولهای عصبی مغز,راهبردهای شناختی,فعالیت های ذهنی,نگرانی و مشغلههای ذهنی,راهبردهای شناختی یادگیری,راهبردهای شناختی در یادگیری,راهبردهای شناختی رفتاری

تفکرات منفی و مضطرب کننده را چگونه از خود دور کنیم و با چه روش هایی استرس قبل از خوابمان را کم کنیم.
نتایج یک مطالعه در مؤسسه بهداشت فنلاند نشان داد حوادث استرسزا دو برابر بیشتر باعث بیخوابیهای مزمن میشوند اما راه حلهایی وجود دارد که میتواند به بیخوابی خاتمه دهد.
Hymie Anisman پروفسور علوم اعصاب در کانادا، پژوهشگر در عصب شناسی رفتاری از دانشگاه کارلتون و نویسنده کتاب «معرفی استرس و سلامت» گفت: بیماریهایی وجود دارند که میتوانند به طور مستقیم یا غیر مستقیم روی سلامت بدن و سیستم ایمنی بدن اثرگذار باشند.
وی ادامه داد: استرس بر سیستم بیولوژیکی مانند هورمونها، انتقال دهندههای عصبی، سیستم ایمنی بدن و عوامل رشد تأثیر میگذارد و زمانی که شخص استرس دارد این سیستمها برای مقابله با استرس فعال میشوند.
۱- شیر حاوی تریپتوفان است، مادهای که موجب ترویج خواب میشود، اگر شیر گرم را با عسل مخلوط کنید کمک میکند به آرامی به خواب بروید.
۲- «آلین بورفورد ماسون» بیولوژیست سلولی و نویسنده کتاب «خوب غذا بخورید تا در پیری سالم بمانید»، گفت: زمانی که استرس دارید ویتامین C، ویتامین B، منیزیم و تیروزین (اسید آمینه ضروری برای تولید دوپامین) به سرعت از بین میروند و بهتر است فرد مکملها و یک رژیم غذایی مناسب روزانه داشته باشد.
۳- از کامپیوتر در شب استفاده نکنید زیرا باعث بیخوابی میشود.
۴- یک حمام آب گرم به شما آرامش میدهد، باعث میشود درجه حرارت بدن تغییر کند و سیگنالهایی به مغز میفرستد تا بتوانید به راحتی بخوابید.
۵- ساعت شماتهدار را به طرف دیوار برگردانید زیرا نگاه کردن به آن باعث یادآوری زمان میشود و استرس را بیشتر میکند؛ چند بار بیدار شدن طی خواب شبانه امری طبیعی است و نگرانی ندارد اما نگاه کردن به ساعت، بیخوابی را افزایش میدهد.
۶- برای کارهایتان برنامهریزی کنید، زمانی که کارهایتان را به خوبی انجام دهید دیگر استرسی ندارید و زمان خواب مجبور نیستید به کارهای عقب مانده فکر کنید.
۷- از خودتان مراقبت کنید، سعی کنید استراحت کنید و کمی آرامش داشته باشید.
۸- افکار استرس زا و نگران کننده را از خود دور کنید، زمانی که قصد خواب دارید، بهتر است به چیزی فکر نکنید؛ شاید برای بار اول و دوم کمی سخت باشد اما به مرور عادت میکنید؛ سیل افکار بیفایده باعث بیخوابی و استرس بیشتر میشوند.
۹- زمانی که خوابتان نمیبرد بهتر است بلند شوید کمی راه بروید یک مجله بردارید بخوانید و سپس به رختخواب برگردید. این رفت و برگشت نیز میتواند به خواب شما کمک کند.
۱۰- در صورت لزوم عادات خود را تغییر دهید؛ برخی عادات، استرس را زیاد میکند و برخی عادتها به شما در یک خواب راحت کمک میکنند؛ برای مثال ممکن است شما روی کاناپهای که مقابل تلویزیون قرار گرفته است بتوانید به راحتی بخوابید پس دلیلی برای تغییر محل خواب ندارید، همانجا بخوابید؛ یا ممکن است روی زمین راحتتر بتوانید بخوابید یا زودتر به خواب بروید پس نیازی به خوابیدن روی تخت نیست؛ مهم راحت خوابیدن است.
۱۱- سعی کنید هنگام طلوع آفتاب از خواب بیدار شوید و خود را به بیدار شدن در ساعت مشخص عادت دهید.
۱۲- صحبت کردن با فردی که بتواند یک راهنمای خوب باشد در کاهش استرس مؤثر است و باعث آرامش میشود.
۱۳- ورزش کنید، ورزش باعث انتشار هورمونهای خوشحالی میشود، فعالیت بدنی مانند دوچرخه سواری، شنا، اسکیت، طناب زدن، پیادهروی نه تنها روحیه را بهتر میکند باعث خستگی بدن میشود. 20 دقیقه ورزش و فعالیت بدنی باعث میشود تمام آدرنالینی که باعث تولید اضطراب میشود از بین برود.
۱۴- با یک متخصص خواب مشورت کنید؛ در مورد مشکلات خواب خود در یک ماه گذشته بگویید، این مشاوره میتواند به کاهش استرس کمک کند در نتیجه شب را میتوانید به راحتی بخوابید.
بهبود استرس قبل از خواب
استرس و سلامت,افکار استرس زا و نگران کننده,بیخوابی,ترویج خواب,حوادث استرسزا,مقابله با استرس,کاهش استرس,استرس و سلامتی,استرس و سلامت روان,استرس و سلامت روانی,استرس سلامت روان,بی خوابی,بی خوابی شبانه,بی خوابی شب,بی خوابی در شب,بی خوابی شعر,بی خوابی نوزاد,بی خوابی نوزادان,بی خوابی نوزادان در شب,مقابله با استرس و اضطراب,مقابله با استرس امتحان,مقابله با استرس کنکور,مقابله با استرس شب امتحان,مقابله با استرس شغلی,مقابله با استرس کودکان,کاهش استرس و اضطراب,کاهش استرس امتحان,کاهش استرس کنکور,کاهش استرس در سخنرانی,کاهش استرس در امتحانات,کاهش استرس و نگرانی,کاهش استرس در کودکان

همسرتان روحیه دهید و نگذارید با افسردگی زندگی اش را ببازدو گوشه نشین شود با او همدردی کنید و زندگی تان را از این وضع نجات دهید.
اعظم نوری با بیان این مطلب اظهار کرد: گاهی در روابط زن و شوهر افسردگی در یکی از زوجها مشاهده میشود. افسردگی همسر بر عملکرد او با همسرش و فرزندان تاثیرگذار است و موجبات سردی روابط را در محیط خانه به وجود میآورد. این در حالی است که نگاه دوجانبه به افسردگی و اینکه این معضل را دو طرفه بدانند میتواند موجب شادی و مسرت در محیط باشد.
این روانشناس ادامه داد: افسردگی با نشانههایی مانند بیخوابی، از دست دادن اشتها و وزن، بیقراری، تحریکپذیری، اضطراب، تمایل به تحقیر خود و هذیان همراه است. البته در هر بیماری تمام علایم وجود ندارد و گاهی حالتهای افسردگی به دلیل مشکلاتی است که در ارتباط زن و شوهر وجود دارد. به عنوان مثال، رفتارهای خشونتآمیز مرد موجب افسردگی زن میشود و این حس را در فرد افسرده به وجود میآورد که مورد حمایت و توجه طرف مقابل نیست.
وی همچنین افزود: برای برطرف کردن افسردگی، زن و شوهر باید روابط خود را مورد بازنگری قرار دهند. تشخیص اینکه چه عاملی باعث شروع افسردگی یا حفظ آن میشود، در بهبود این اختلال بسیار کمککننده است. البته نباید با انجام کمی کوشش دچار ناامیدی و ناراحتی شد، چرا که چنین مشکلاتی گاهی نیازمند طی زمان و صبوری بیشتر دو طرف است.
نوری تصریح کرد: افزایش جرأت در بیان احساسات همسر افسرده برای کاهش افسردگی او نقش بسزایی دارد. بیان احساسات و عواطف آسیبدیده کمکی برای ترمیم مشکلات فرد است، لذا لازم است هر مرد یا زنی این شرایط را برای همسر افسرده خود فراهم کند.
این روانشناس خاطرنشان کرد: میتوان با صبوری و گذشت زمان و استفاده از راه حلهای متعدد و انجام فعالیتهایی که زن و شوهر از آن لذت میبرند در فراهم کردن فضای شاد و مناسب خانوادگی و برطرف شدن افسردگی نقش داشت. در نهایت استفاده از نظرات متخصصان و مشاورههای خانوادگی در درمان افسردگی موثر است.
اصول و نحوه رفتار با شریک افسرده
بیان احساسات همسر افسرده