اشعار زیبا بمناسبت عید غدیر

متن تبریک عید غدیر جدید عید غدیر سال 92 تبریک عید غدیر خم 90 تبریک عید غدیر متن تبریک عید غدیر متن تبریک عید غدیر خم کارت تبریک عید غدیر پیام تبریک عید غدیر خم 91 عید غدیر 92 پیام تبریک عید غدیر92 اس ام اس عید غدیر جدید تبریک عید غدیر پیام عید کریسمس متن تبریک عید غدیر 92 متن تبریک عید غدیر کارت تبریک عید غدیر عید غدیر سال 92 تبریک عید غدیر خم تبریک عید غدیر خم 92 شعر در مورد عید غدیر

 

اشعار زیبا بمناسبت عید غدیر

 

تا شد به روی دست نبی (ص) مرتضی (ع) بلند
شد رایت جلال خدا برملا بلند

بشنید چون که نغمه «یا ایهاالرسول»
گردید منبری همه از پشته‌ها بلند

مرآت پاک لم‌یزلی، آیت جلی
شد بر سریر دست حبیب خدا بلند

آیین پاک ختم رسل ناتمام بود
گر بر نمی‌شد آن مه برج ولا بلند

هنگامه شد به کوری چشمان دشمنان
شد بانگ مرحبا ز همه ما سوی بلند

خورشید دین، سپهر یقین، ختم مرسلین
شد زین سبب میان همه انبیا بلند

تا شد به عرش دست نبی ماه عارضش
شد این ندا ز بارگه کبریا بلند

تکمیل شد شریعت پاک محمدی
چونان که گشت دین خدا را لوا بلند

ای مظهر صفات خداوند لایزال
وی از تو آسمان ولایت به پا بلند

هرجا که بود پیکر هر ناتوان به خاک
هر جا که بود ناله هر بی‌نوا بلند

هر جا که بود طفل یتیمی سرشک‌بار
هرجا که بود شعله شور و نوا بلند

از بهر دستگیری آنان سپندوار
یک‌باره می‌شد ا» ید مشکل‌گشا بلند

تا خانه‌زاد خود کُنَدَت کردگار پاک
بهرت نمود خانه خود را بنا بلند

آهنگ «تفلحوا» چو شنیدی ز کوی دوست
و آواز خوش چو شد ز حریم حرا بلند

یک‌باره دست بیعت خود را از روی شوق
کردی به سوی شمس رُسل، مصطفی بلند

مدحت‌گر تو ذات جلالت مأب حق
مدح تو کرده با سخن «هل اتی» بلند

پا بر حریم خانه چون بگذاری از شرف
فریاد شوق می‌شود از بوریا بلند

با ذوالفقار تو همه جا آشکار بود
دست بلند شیر خدا، «لافتی» بلند

ما ریزه‌خوار خوان ولای توایم و بس
از لطف توست این که بُوَد بخت ما بلند

خمّ غدیر بود و به قدرت خدا نمود
جاه و جلال آن دُر یکدانه را بلند

در پهن دشت ظلمت کفر و نفاق و کین
همواره بود آیت شمس الضّحی بلند

باب المراد اهل جهانی و می‌کنند
بر آستان قدس تو دست دعا بلند

ای نفس قدرت ازلی، - یا علی - نمای
نخل شکوه نهضت «روح خدا» بلند

ما پیروان مکتب سرخ ولایتیم
گر می‌زنیم گام سوی کربلا بلند

عرش خدا زغصه بلرزاند، آن زمان
تیغی که گشت بر سر آن مقتدا بلند

تا مست جام توست «براتی» به روزگار
سر می‌کند به عشق تو روز جزا بلند

 

 

دشت تا خیمه زد آهنگ خروشیدن را
چاه هم تجربه کرد آتش جوشیدن را

دست خورشید در آفاق رسالت چرخید
چنگ زد گیسوی تردید پریشیدن را

و بیابان چه تبی داشت از انبوه سکوت
تا مبارک کند این آینه پوشیدن را

عشق ابلاغ شد و حلقه مستان گُل کرد
تازه کرد آن خُم نو، چشمه نوشیدن را

پر شد آغوش غدیر از دم «بخٍّ بخٍّ»
تا بکوبد هیجانات نیوشیدن را

عطر «من کنتُ...» و غوغای «علی مولاه»
قافله قافله راند این همه کوشیدن را

 

 

دستی به هوا رفت و دو پیمانه به هم خورد
در لحظه «می» نظم دو تا شانه به هم خورد

دستور رسید از ته مجلس به تسلسل
پیمانه «می» تا سر میخانه به هم خورد

دستی به هوا رفت و به تایید همان دست
دست همه قوم صمیمانه به هم خورد

«لبیک علی »قطره باران به زمین ریخت
«لبیک علی» نور و تن دانه به هم خورد

یک روز گذشت و شب مستی به سر آمد
یعنی سر سنگ و سر دیوانه به هم خورد

پس باده پرید از سر مستان و پس از آن
بادی نوزید و در یک خانه به هم خورد

 

 

السلام ای غدیر! مَهبَط عشق!
مقصد دولت مسلّط عشق!

السلام ای غدیر! مقصد یار!
وی گل‌افشان ز موج‌موج بهار!

چه بهاری توراست؟ کز خُم تو
مست عشقیم در تلاطم تو؟

تشنگان ولایتیم همه
عطش بی‌نهایتیم همه

لب خشکم ارگ ترَک خورده‌ست
غیرتم بارها محک خورده‌ست

قصه اهل کوفه بودن چیست؟
مست آب و علوفه بودن چیست؟

لب، اگر تر کند علی (ع)، تیغیم
حنجرِ عارفانه تبلیغیم

از ولایت هر آن که دم نزند
نفس از بام صبحدم نزند

عشق را وقت استماع رسید
وحی در «حجة‌الوداع» رسید

ما علی (ع) را گرفته‌ایم هنوز
تا نبی (ص) را چو خویش، گُم نکنیم
از سبو می‌ زدیم تا دیگر
جام را در شراب خُم نکنیم

ورنه «مروان»، «معاویه»، «هارون»
همگی از نبی (ص) سخن گویند
من، ولی، دستِ آن کسان بوسم
کز نبی (ص) زینبی (س) سخن گویند

غیر آل علی (ع) که می‌داند؟
دین احمد، به تیغ، پابرجاست
حقِّ بدعت‌گذار، شمشیر است
جایِ احساس و عشق، دیگر جاست

«ابن ملجم» نکشت، مولا را
مرگ، طاقت نداشت پیش علی (ع)
همه گفتند: امام را کشتند
لیک زنده است تا همیشه علی (ع)

لفط بر لفظ، من نمی‌بافم
هر طرف بنگرم، علی (ع) بینم
نه در آن کوچه یا در این خانه
هرکجا بگذرم، علی (ع) بینم

اوست نوری زلامکان و زمان
که جهان در شعاع‌هاش، گُم است
گر به دنبال دیدن اویی
عکسش افتاده در «غدیر خُ«» است

شیعه، سنی‌ترین مذهب‌هاست
زان که سنت، ملاک هر شیعه‌ست
زین سبب هرکه اهل سنت شد
دم ز حیدر زند، اگر شیعه‌ست

سنی و شیعه را اگر فرقی‌ست
اندک است آن چنان که دشنه و تیغ
هر دو در قلب خصم، خواهد شد
تا که خورشید، سرزند زستیغ

آفتاب، آفتابِ اسلام است
بر سرِ ی، سرِ حسین (ع) ببین
دین، به تیغ دو تیغه، مدیون است
«خیبر» و «خندق» و «حنین» بین

ذوالفقارِ ستیز! مولا
کوفیانه را به قعرِ گور فرست
جوشِ رجّاله‌هاست از شش سو
سیصد و سیزده غیور فرست

همرهانم! برادران! دیری‌ست
دشمنان، در کمین ما هستند
نه به دنبال، شوکت مایند
در پی مسخ دین ما هستند

بین‌ ما، تا شکاف اندازند
فرقه‌ها ساختند، بیهوده
اشتراکات را نهان کردند
چون چراغی که می‌زند دوده

روشنایی بجو، که تاریکی
تیه گمراهی است باور کن
مصطفی، آن که ماه کامل ماست
هم ستاره علی‌ست، آری چون،

علی (ع) آیینه خداوند است
عشق از او، انعکاس می‌یابد
نور، بر گِرِد قامتش پیچد
ماهِ من، ناشناس می‌تابد

یاد کن خلوتِ فقیران را
در شبِ سرِ یثرب و کوفه
گریه‌ها، گریه‌های مولاوار
رازها، رازهای مکشوفه

پرده برداشت حیدر از اسرار
هرچه بود و نبود، با من گفت
غصه‌ها را و زخم‌ها را سرخ
دردها را کبود، با من گفت

بعد از آن صحبت غریبانه
اسمان را بنفش، می‌بنیم
آخرین مرد، خواهد آمد و من
آسب و تیغ و درفش، می‌بینم

آخرین مرد، آخرین امید
آخرین حامی ولایت حق
آخرین گردبادِ نورانی
انتشار عدالت مطلق

 

 

ای علی، ای ارتفاعت تا خدا
بی نهایت، بیکران، بی‌انتها

ای علی، ای همسر بانوی اب
جلوه حق، اسم اعظم، نور ناب

ای علی ای خوب، ای تنهاترین
ای ملایک با نگاهت همنشین

ای علی، ای آفتاب حق سرشت
ای قسیم روشنی‌های بهشت

ای فراتر از تصور، ازخیال
بحر عرفان، آفتاب بی‌زوال

ای تو خورشید نهان در زیر ابر
کوه علم و کوه حلم و کوه صبر

چون تو مردی نیست در این روزگار
هیچ تیغی نیز، همچون ذوالفقار

جان ما را کن ز عشقت منجلی
ای فدایت جان عالم، یا علی

کاش می‌کردیم بیعت تا بهار
می‌شکفتیم از کرامات علی

در بهارستان او گل می‌شدیم
زائر آواز بلبل می‌شدیم

از غدیر خم، سبویی می‌زدیم
در صراط عشق، هویی می‌زدیم

زائر کوی تولا می‌شدیم
جرعه نوش عشق مولا می‌شدیم

با نزول سوره سبز غدیر
باز می‌کردیم، بیعت با امیر

با علی، آیینه‌دار سرنوشت
وارث بوی خدا، بوی بهشت

شد غدیر خم، هلا، ای عاشقان!
می‌وزد عطر علی از آسمان

چیست تفسیر غدیر خم؟ علی
عشق را، مولا، عدالت را، ولی

چیست تفسیر غدیر خم؟ ولا
رستخیز عشق، بیعت با خدا

چیست تفسیر غدیر خم؟ حریم
رو به روی ما، صراط مستقیم

چیست تفسیر غدیر خم؟ امید
مژده رحمت به امت، بوی عید

چیست آیا این غدیر خم؟ سحر
صبح صادق، نور لبخند ظفر

چیست آیا...؟‌ساقی و ساغر، شراب
اتشی در جان هستی، عشق ناب

چیست آیا... ؟ خنده فتح المبین
روز اکمال رسالت، عید دین

چیست آیا...؟ سیب سرخی ناگهان
سهم ما از عشق، آری عاشقان

در غدیر خم خدا شد منجلی
در دل خورشیدی مولا علی

چیره شد فرمانروای آفتاب
گشت سهم آفرینش، نور ناب

عشق بارید و زمین آیینه شد
مهربانی وارد هر سینه شد

خاک را بوی نجیب گل گرفت
عالم هستی، تب بلبل گرفت

آسمان شد با زمین همسایه باز
شد زمین مهمانسرای اهل راز

چشم‌ها با نور همبستر شدند
قلب‌ها با هم صمیمی‌تر شدند

قبله توحید، آن جان جهان
روح ایمان ، خاتم پیغمبران

در غدیرستان خم، اعجاز کرد
راز معصوم خدا را باز کرد

گفت پیغمبر: ‌علی نور خداست
بعد من، او پیشوا و مقتداست

ای شمایان! امت سبز زمین
در میان خلق عالم، بهترین

حرف حق این است و در آن شبهه نیست
هم علی حق است و هم حق با علی‌ست

عشق را در قلب خود دعوت کنید
با علی،‌نور خدا، بیعت کنید

این حقیقت از کسی مستور نیست
جانشین نور، غیر از نور نیست

در غدیر خم ولایت شد قبول
برد بالا دست مولا را رسول

رفت بالا دست خورشید غدیر
شد امام و متدای ما، امیر

عشق، بیعت کرد با نور خدا
شد عدالت، سرور و مولای ما

نور احمد، برگرفت از رخ نقاب
«آفتاب آمد، دلیل آفتاب»

زین بشارت، آسمان خندید مست
نور بارید و طلسم شب شکست

شد جهان، آیینه باران علی
عالم هستی، چراغان علی

جون علی،‌ آیینه عدل است و داد
دست در دست علی باید نهاد

چون علی، نور خدای سرمد است
بیعت ما با علی، با احمدست

شد ز عشق حق، وجودش صیقلی
هر که بیعت کرد، با نور علی

باز دل در کوی مستی گم شده
عالم هستی، غدیر خم شده

باز هم مستیم، از جام غدیر
باده می‌نوشیم با نام امیر

باز فصل شور و شیدایی شده
در زمین از عشق، غوغایی شده

آمده عید ولایت، عاشقان
روز اکمال رسالت، عاشقان

در غدیر خم، بیا کامل شویم
«یاعلی» گوییم و صاحبدل شویم

«یاعلی» گوییم تا بالا شویم
قطره‌ها، ای قطره‌ها دریا شویم

با علی،‌ نور خدا، بیعت کنیم
عشق را در قلب خود، دعوت کنیم

با علی، هم عهد و هم پیمان شویم
هم زبان و هم دل قرآن شویم

با علی، قرآن ناطق، بوتراب
سوره عصمت، امام آفتاب

چون که احمد گفت: ‌او نور جلی‌ست
بعد من، ای عاشقان! مولا، علی‌ست

 

 

چون وجود مقدس ازلی
شاهد دلربای لم یزلی

وقت پیمان گرفتن از ذرات
با صدایی رسا و بانگ جلی

«اولست بربکم» فرمود
پاسخ آمد از هر طرف که: بلی

تا بسنجد عیارشان، افرودخت
آتشی در کمال مشتعلی

داد فرمان، روند در آتش
تا جدا گردد اصلی از بدلی

فرقه‌یی ز امر حق تمرد کرد
گشت مطرود حق ز پر حیلی

با شقاوت قرین و مد شد
شد پریشان ز فرط منفعلی

فرقه دیگری در آتش رفت
ز امر یزدان قادر ازلی

نادر شد بهرشان چو خلد برین
که بود این سزای خوش عملی

با سعادت قرین شد و همدم
گشت مقبول حق ز بی خللی

بهر این فرقه حق عیان فرمود
جلوات نبی و نور ولی

که منم نور احمد مختار
مهر من نیست غیر مهر علی

ناگهان شد عیان در آن وادی
نور مولا علی ز بی حللی

چون به خود آمدند، می‌گفتند
در حضور خدای لم یزلی

که: علی دست قادر ازلی‌ست
رشته ما سوا به دست علی‌ست

 

قسم به جان تو ای عشق ای تمامی هست
که هست هستی ما از خم غدیر تو مست

در آن خجسته غدیر تو دید دشمن و دوست
که آفتاب برد آفتاب بر سر دست

نشان از گوهر آدم نداشت هر که نبود
به خمسرای ولایت خراب و باده پرست

به باغ خانه تو کوثری بهشتی بود
که بر ولای تو دل بسته بود صبح الست

در آن میانه که مستی کمال هستی بود
به دور سرمدی‌ات هر که مست شد پیوست

بساط دوزخیان زمین ز خشم تو سوخت
چو در سپاه ستم برق ذوالفقار تو جست

هنوز اشک تو بر گونه زمان جاری‌ست
ز بس که آه یتیمان، دل کریم تو خست

ز حجم غربت تو می‌گریست در خود چاه
از آن به چشمه چشمش همیشه آبی هست

هنوز کوفه کند مویه از غریبی تو
زمانه از غم تنهایی‌ات به گریه نشست

دمی که خون تو محراب مهر رنگین کرد
دل تمامی آیینه‌ها ز غصه شکست

 

اشعار زیبا بمناسبت عید غدیر

 

صدای کیست چنین دلپذیر می‌آید؟
کدام چشمه به این گرمسیر می‌آید؟

صدای کیست که این گونه روشن و گیراست؟
که بود و کیست که از این مسیر می‌آید؟

چه گفته است مگر جبرییل با احمد؟
صدای کاتب و کلک دبیر می‌آید

خبر به روشنی روز در فضا پیچید
خبر دهید:‌کسی دستگیر می‌آید

کسی بزرگ‌تر از آسمان و هر چه در اوست
به دست‌گیری طفل صغیر می‌آید

علی به جای محمد به انتخاب خدا
خبر دهید: بشیری به نذیر می‌آید

کسی که به سختی سوهان، به سختی صخره
کسی که به نرمی موج حریر می‌آید

کسی که مثل کسی نیست، مثل او تنهاست
کسی شبیه خودش، بی‌نظیر می‌آید

خبر دهید که: دریا به چشمه خواهد ریخت
خر دهید به یاران: غدیر می‌آید

به سالکان طریق شرافت و شمشیر
خبر دهید که از راه، پیر می‌آید

خبر دهید به یاران:‌دوباره از بیشه
صدای زنده یک شرزه شیر می‌آید

خم غدیر به دوش از کرانه‌ها، مردی
به آبیاری خاک کویر می‌آید

کسی دوباره به پای یتیم می‌سوزد
کسی دوباره سراغ فقیر می‌اید

کسی حماسه‌تر از این حماسه‌های سبک
کسی که مرگ به چشمش حقیر می‌آید

غدیر آمد و من خواب دیده‌ام دیشب
کسی سراغ من گوشه گیر می‌آید

کسی به کلبه شاعر، به کلبه درویش
به دیده بوسی عید غدیر می‌آید

شبیه چشمه کسی جاری و تبپنده، کسی
شبیه آینه روشن ضمیر می‌آید

علی (ع) همیشه بزرگ است در تمام فصول
امیر عشق همیشه امیر می‌آید

به سربلندی او هر که معترف نشود
به هر کجا که رود سر به زیر می‌آید

شبیه آیه قرآن نمی‌توان آورد
کجا شبیه به این مرد، گیر می‌آید؟

مگر ندیده‌ای آن اتفاق روشن را؟
به این محله خبرها چه دیر می‌آید!

بیا که منکر مولا اگر چه آزاد است
به عرصه گاه قیامت اسیر می‌آید

بیا که منکر مولا اگر چه پخته، ولی
هنوز از دهنش بوی شیر می‌آید

علی همیشه بزرگ است در تمام فصول
امیر عشق همیشه امیر می‌آید...

 

 

آسمان، سرپناه مولا بود
و زمین، کارگاه مولا بود

عاشقی، پابه‌پای او می‌رفت
چشم نرگس، نگاه مولا بود

هرچه می‌کرد، دلبری می‌کرد
مهربانی، سپاه مولا بود

عدل و آزادگی، که گم می‌شد
چشم مردم، به راه مولا بود

روز، هر چیز داشت؛ از او داشت
و شبان، شاهراه مولا بود

روز و شب را، به کار، وا می‌داشت:
این، سپید و سیاه مولا بود!
آب، از الغدیر، برمی‌داشت
مَشربی، که گواه مولا بود

کوفه، هرچند هم، که بد می‌کرد
باز هم، در پناه مولا بود!

پدر خاک بود و، خاکی بود
بی‌گناهی، گناهِ مولا بود!

 

 

به آتش می‌کشم آخر زبان سربه‌زیرم را
به توفان می‌سپارم اسمان‌های اسیرم را

منم من، گردبادی خسته‌ام، زندانی خویشم
بگیرید آی مردم دست‌‌های ناگزیرم را

تمام عمر باقی مانده‌اش را گریه خواهد کرد
اگر توفان بخواند خنده‌های دور و دیرم را

درختان گردبادی رو به خورشیدند، از آن دم
که خواندم در مسیر باد، اندوه غدیرم را

شبی اندوه تابان علی (ع) از چاه بیرون شد
شبی سیراب دیدم جان سر تا پا کویرم را

منبع:rajanews.com

اشعار زیبا بمناسبت عید غدیر

اشعار عید غدیر خم

کاهش تب و درد با گل داوودی درد

خواص دارویی گل داوودی تب بالا کودک درد دل با خدا تب بالای 40 پایین آوردن تب در بزرگسالان خواص گل داوودی خواص درمانی گل داوودی درمان تب بالای کودک تب تشنج درد تب کودک 8 ماهه تب و تشنج در نوزادان درد زانو دردشة بالا رفتن تب در نوزادان تب نوزاد درد دل با خدا گل داوودی کریستال تب بالا کودک تب نوزاد

 

 

کاهش تب و درد  با گل داوودی

 

گل داوودی گیاهی است با برگ های سفید یا زرد کمرنگ که خوردن دم کرده آن در میان مردم کشورهای چین، ژاپن و جنوب آسیا رواج دارد.

 

خواص درمانی فراوان چای گل داوودی از ۱۵ قرن پیش شناخته شده بود و در حال حاضر نیز هنوز بسیاری از فواید آن ناشناخته باقی مانده است.

 

چای گل داوودی فاقد هرگونه کافئین است و نه تنها سموم را از بدن دفع می کند، بلکه روشنایی چشم را می افزاید.

 

این نوشیدنی، علاوه بر افزایش میزان گردش خون، کلسترول و بسیاری از بیماری های مرتبط با افزایش سن مانند فشار خون و بیماری های قلبی و عروقی را کنترل می کند.

 

بسیاری مشکلات پوستی مانند آکنه و جوش با جوشاندن گل داوودی در کمی آب به مدت پنج دقیقه و مصرف منظم آن بهبود پیدا می کند.

 

چای گل داوودی حاوی مقادیر فراوان بتاکاروتن، فیبر، آهن، منیزیم، نیاسین، پتاسیم و ریبوفلاوین است که علاوه بر تأمین نیاز بدن، گیجی را کاهش و میزان هوشیاری را افزایش می دهد.

 

مصرف این نوشیدنی در دوران سرماخوردگی، بسیاری از علائم مانند درد و تب را کاهش داده و دوره بیماری را کوتاه می کند.


منبع:روزنامه ایران

کاهش تب و درد با گل داوودی

گل داوودی, خواص گل داوودی, درد, خاصیت گل داوودی, خواص دارویی گل داوودی, چای گل داوودی,گل داوودی به انگلیسی,گل داوودی کریستالی,گل داوودی تکثیر,گل داوودی کریستال,گل داوودی سفید,گل داوودی pdf,خواص گل داوودی,خواص دارویی گل داوودی,خواص درمانی گل داوودی,خواص چای گل داوودی,دردشة تب قلبی,دردشة,درد معده,درد دل با خدا,درد زانو,خاصیت گل داوودی,چای گل داوودی

الگوی تمام‌عیارِ تحمل تنهایی برای خدا

امام حسن عسگری مکارم اخلاق امام حسن امام حسن مجتبی احادیث امام حسن عسگری زندگینامه امام حسن مجتبی مظلوم اخلاق امام حسن عسکری درباره امام حسن ع درباره امام حسن لقب امام حسن مجتبی چیست اخلاق امام حسن علیه السلام امام حسن اخلاق امام حسن مجتبی اخلاق امام حسن عسکری اشعار امام حسین علیه السلام لقب امام حسن ع زندگینامه امام حسن حدیث درباره امام حسن لقب امام حسن مجتبی امام حسین علیه السلام تحقیق درباره امام حسن

الگوی تمام‌عیارِ تحمل تنهایی برای خدا

حضرت مجتبی علیه السلام فرزند حقیقی جسم و جان پیامبر صلی الله علیه و آله می‌باشند که مطالعه گفتار و کردارشان درس‌آموز و شناخت‌آور نسبت به قرآن و سنت پیامبرآور است. در اینجا به یکی از درسهای زندگی امام حسن علیه السلام اشاره می‌کنیم که عبارت است از تحمل آزار و تنهایی برای خدا. ما شیعیان جایگاه خاصی برای اهل بیت پیامبر علیهم السلام قائل هستیم.آنان برگزیدگان خدا و تداوم بخش راه جدشان هستند و چراغهای روشن راه خدا هستند. هرچه از قرآن و سنت پیامبر صلی الله علیه و آله برای ما مبهم باشد به کمک گفته‌ها و طرز زندگی آنها برایمان روشن می‌شود.
 
کلهم نور واحد
توجه به این نکته لازم است که بین اهل بیت علیهم السلام تمایزی از سبک رفتار وجود ندارد؛ به عبارت دیگر همگی نشاندهنده راه درست زندگی در دوره زمان زندگی خود بوده‌اند و آنچه وظیفه ماست شناخت ویژگیهای زندگی آنان است. منظور آن است که اگر امام حسن علیه السلام به جای امام حسین علیه السلام قرار می‌گرفت و با شرایط اجتماعی- سیاسی بعد از معاویه روبرو می‌شد، همانگونه قیام می‌کرد که سالار شهیدان قیام کرده‌اند.

به تعبیر شهید مطهری اگر انسان خوب توجه کند آن وقت مى‏فهمد که به یک معنا مظلومیت امام‏ حسن علیه السلام حتى از امام حسین علیه السلام بیشتر است. همان نشاط شهادتى که در امام حسین علیه السلام هست در امام حسن علیه السلام هست ولى امام حسن علیه السلام در دوره‏اى قرار گرفته که باید صبر و خوددارى کند تا موقع و وقت برسد و آن موقع و وقت، وقتى است که ایشان از دنیا رفته‏اند و نوبت به برادرشان اباعبداللَّه الحسین علیه السلام رسیده است. حضرت تمام اینها را با چه حلم و صبرى تحمل مى‏کند که عجیب و فوق‏العاده است! ( مجموعه ‏آثار، ج27، ص659)

 مصائبی تلخ تر از زهر
آن حضرت مورد تهمت دشمنان قرار می‌گرفت و حتی دوستان نیز به او زخم زبان می‌زدند. خطیب جمعه هر هفته به اطاعت از بخشنامه سراسری معاویه در حضور آن حضرت، پدر ایشان امام متقین علی علیه السلام را ناسزا و لعن می‌نمود. برای کسانی که روح بزرگ داشته باشند، این دردهای روحی آزار دهنده‌تر از دردهای جسمی است و با این مقایسه، مسموم شدن ایشان مصیبت کوچکی نسبت به این مصیبتها به حساب می‌آید. با این حال امام مجتبی علیه السلام همه این مصیبتها را تحمل نمود و الگویی برای حلم گردید.


روش صحیح الگوبرداری از امام
همه حقایق با همه درستیشان ممکن است به غلط فهمیده‌ می‌شوند، به همین دلیل برای الگوبرداری از رفتار اهل بیت علیهم السلام آنچه لازم است، دقت و دغدغه برای فهم صحیح است. از خود آن حضرت سوال شد که حلم چیست؟ فرمودند آنکه خشم فروخورده شود و مهار نفس به دست باشد‏(ج1، ص225) خود آن حضرت چنان بود. در اینجا به ذکر چهار نکته مهم درباره تحمل مصیبتها برای خدا می‌پردازیم:

اول) تحمل سختیهای جسمی و روحی باید برای خدا باشد نه چیز دیگر
سختی کشیدن به خودی خود عقلا و شرعا امر پسندیده‌ای نیست. تنها تحمل آن سختی‌هایی پسندیده است که برای خدا باشد یعنی بجا باشد و با مبانی عقلی و شرعی جور در بیاید. سختی‌هایی که بر اثر ندانم کاریها و بی‌دقتیها و سهل انگاریها متحمل آن می‌شویم را نباید به حساب خدا بگذاریم.
الگو

دوم) حلم به معنای سکوت از بیان و پیگیری حق نیست
معاویه پس از آنکه هرگونه دغل بازی و نقض عهد و عوامفریبی و کارهای تبلیغاتی حکومت را به دست گرفت، روزی به تحریک اطرافیان خود امام حسن علیه السلام را به مجلسش دعوت کرد. آنان به نیت سرافکنده کردن آن از عیبجویی پدر ایشان امیرالمۆمنین علیه السلام هرچه در توان داشتند گفتند اما پاسخهایی از امام حسن علیه السلام شنیدند که جز خواری برای خودشان هیچ نداشت. نمونه‌ دیگر زمانی است که معاویه از آن حضرت دعوت کرد که به منبر برود و وسط منبر هم سوالی مضحک از ایشان پرسید اما آن حضرت از فرصت کوتاه منبر به بهترین شکل بهره بردند به گونه‌ای که بعد از آن معاویه به عمرو العاص که آن پیشنهاد را کرده بود گفت تو والله با این پیشنهادت تصمیم داشتی من را خوار کنی.

نمونه‌های دیگری از پاسخهای کوبنده امام در کتاب احتجاج به یادگار مانده است و نشاندهنده آن است که حلیم بودن به معنای سکوت نیست.

سوم) آنانکه بر اثر ضعفهای درونی چیزی به نام خشم در وجودشان پیدا نمی‌شود از گردونه پربرکت حلم خارج هستند
همانگونکه که در توضیح مطلب قبلی آمد، آن حضرت از نظر پاسخ زبانی هیچگونه کمبودی نداشتند؛ شجاعت جسمانی آن حضرت هم از همان دوران شرکت در جنگهای پدرشان علی مرتضی علیه السلام آشکار است. وقتی فردی با چنین توانمندی حضور داشته باشد، آن وقت حق داریم درباره حلم او سخن بگوییم.

از اینجا معلوم می‌شود که حلیم بودن دامنه محدودی دارد. عده‌ای از مردم که با همه در مسالمت به سر می‌برند و گویا بدی هیچکسی آنها را نمی‌آزارد، حلیم نمی‌باشند. حلیم کسی است که خشمگین می‌شود و توانایی به کار بستن خشم خود را هم دارد اما بخاطر وظیفه ای که در قبال حقیقت بر دوش خود احساس می‌کند، سکوت کند.

چهارم) در حلم باید مهار نفس به دست باشد و هرگونه گزاف گویی و گزاف اندیشی مخالف با حلم است
چه بسیار از ما که سختی‌هایی را تحمل می‌کنیم اما آن را هضم نمی‌کنیم. به عبارت دیگر تنها فشار را بر دوش خود قبول می‌کنیم اما توجهی به حالت آرامش درونی خود نداریم، چرا که کمی بعد، کنترل زبان یا جسم خود را از دست می‌دهیم و اگر توانایی برخورد زبانی و یا جسمانی را پیدا نکنیم به سراغ فکرهای بی‌مبنا و گزاف اندیشی می‌رویم. حالات افسردگی،‌ نشخوارهای ذهنی، تأسفها و تکرار خاطرات تلخ همه نشاندهنده آن است که اهل حلم نیستیم.

اضافه بر آن، حلیم کسی است که تحمل سختی‌ها او را از فعالیتهای درست زندگی به گوشه‌نشینی نکشد، همچنانکه حضرت مجتبی علیه السلام بسیار فعالانه به وظایف عبادی خود می‌پرداختند. بارها با پای پیاده به حج مشرف شدند و مکرراّ در طول زندگی اموال خود را نصف می‌کردند و نصف را به فقرا می‌بخشیدند و حال عبادی ایشان فوق العاده بود یعنی حلم واقعی هرگز باعث افسردگی و بیحالی نمی‌شود.

 برای آنانکه به کسب اخلاق محمدی مشتاقند
از اینجا معلوم می‌شود که باید مراقب حالات درونی‌مان باشیم و نباید هر سکوتی را به حساب حلم بگذاریم. حلیم شدن نیاز به خودشناسی دارد و نیز نیاز به تمرین دارد. از حضرت امیر علیه السلام کلامی به یادگار مانده است که نشان می‌دهد که از راه تمرین می‌توانیم به حلم برسیم: اگر حلیم نیستی خود را در حالت شبیه حلم قرار بده زیرا کم پیش می‌آید که کسی خود را شبیه قومی کند اما سریعا یکی از آنان نگردد.(نهج البلاغه، کلمات قصار شماره 207)

منبع:tebyan.net

الگوی تمام‌عیارِ تحمل تنهایی برای خدا

بیماری ام اس -MSرا بیشتر بشناسیم بیماری ام اس

بهداشت خانواده چیست m.s بیماری سل علائم ام اس چشمی بهداشت فردی در مدارس غده زیر پوستی درمان بیماری زیر پوستی شدن مو درمان اسهال درمان زود انزالی جوشهای زیر پوستی مغز و نخاع انسان روش درمان بواسیر بهداشت عمومی و فردی بهداشت عمومی یعنی چه بیماری ترمیم سلولهای عصبی تاری دید وظایف مغز و نخاع بهداشت عمومی

 

 

بیماری ام اس -MSرا بیشتر بشناسیم


ام.اس (M.S) بیماری مزمنی است که در آن سلولهای ایمنی اشتباها و بطور غیر عادی به پوشش و غلاف سلولهای عصبی ( میلین ) در مغز و نخاع حمله کرده و علائم متنوعی از قبیل ضعف عضلانی وسفتی ، اختلال تعادل ، و هماهنگی قسمتهای مختلف بدن ، کرختی ، مشکلات روحی و خلقی ، و تاری دید را پدید می آورد .


به دلایل نامعلومی ، بیشترین قربانیان بیماریهای خود ایمنی ( 75% )را زنان تشکیل می دهند . نکته ی جالب دیگر اینکه سیر و پیشرفت بیماری در مردان مبتلا سریعتر از زنان است!
شایعترین سن ابتلاء به ام اس در هر دو جنس مرد و زن ،بین 40-50 سالگی بوده ، زنان سفید پوست شانس ابتلاء بیشتری از زنان سیاه پوست دارند.
میزان ابتلاء به ام اس درخلال سالهای 1980-1990 در میان زنان بیش از 50 % رشد داشته است ، در حالیکه این میزان در مردها تفاوتی نکرده است.این مسئله و اینکه میزان بیماریهای خود ایمنی در خانمها شایعتر از اقایان است زمینه ی تحقیقات وسیعی را در پیش روی محققین قرار داده است.
علت شیوع بیشتر این بیماری در زنان نسبت به مردان هنوز در هاله ای از ابهام قرار دارد.

علائم ام اس معمولا در طول بارداری کاهش می یابدولی در طول سه ماهه ی اول پس از زایمان شدت بیشتری به خود می گیرند!
آنچه تقریبا مسلم است اینست که تفاوتهای هورمونی نقش قابل توجهی در تفاوت شیوع این بیماری در دو جنس دارند ولی تفاوتهای ژنتیکی وتمایلا ت خانوادگی نیز در این زمینه حائز اهمیتند. برای مثال شانس ابتلاء به بیماریهای خود ایمنی مثل لوپوس یا آرتریت روماتوئید در خواهر یک بیمار مبتلا به بیماری ام اس بیشتر از سایرین است.
یک مطالعه ی انجام شده در اروپا نشان داده است که تزریق ماهیانه ی اینترفرون بتا یک آ بصورت زیر پوستی در ابتدای تشخیص ام اس موجب کاهش عوارض و سرعت پیشرفت این بیماری خواهد شد. اما هنوز راه زیادی برای قطعیت این مسئله در پیش روست.
مطالعه ی دیگری نیز نشان داد که تزریق داخل وریدی ایمونوگلوبولین(I.V.I.G) پس از اولین علائم ام اس احتمال بروز حالات پیشرفته ی این بیماری را کاهش می دهد و مشخصا عوارض مغزی آن را کاهش می دهد.

منبع:drzohrabi.ir

بیماری ام اس -MSرا بیشتر بشناسیم

بیماری مزمن, پیشرفت بیماری, بیماریهای خود ایمنی, بیماری ام اس,بیماری مزمن,بیماری مزمن ریوی,بیماری مزمن چیست,بیماری مزمن کلیه,بیماریهای خود ایمنی,انواع بیماریهای خود ایمنی,درمان بیماریهای خود ایمنی,بیماری ام اس,بیماری ام اس چیست,بیماری ام اس علائم

اس ام اس سرکاری نصف شب اس ام اس سرکاری

اس ام اس سرکاری شب اس ام اس سرکاری 91 سرگرمی و خنده اس ام اس سرکاری عاشقانه اس ام اس سرکاری عاشقانه اس ام اس عاشقانه سرگرمی اندروید اس ام اس تولد دوست اس ام اس تولد دوستانه اس ام اس سرکاری باحال اس ام اس عاشقانه 93 اس ام اس عاشقانه دلتنگی اس ام اس عاشقانه غمگین اس ام اس جدید تولد اس ام اس سرکاری نصف شب92 اس ام اس تولد دوست اس ام اس جدید اس ام اس سرکاری نصف شب جدید اس ام اس سرکاری نصف شب92 اس ام اس تولد دوستانه

 

اس ام اس سرکاری نصف شب

 

اس ام اس سرکاری نصف شب

مشترک گرامی این اس ام اس برای بیدار کردن شما در نیمه شب فرستاده شده است لطفا پس از خواندنش لبخند بزنید و سعی کنید دوباره بخوابید !

 

اس ام اس سرکاری نصف شب

شرمنده به خدا، آره میدونم خواب بودی، خوب بابا فحش نده دیگه، کارت داشتم که بیدارت کردم. میخواستم بدونم ماهی وقتی غذا میخوره، آب نمیره تو دهنش؟

 

 

اس ام اس سرکاری نصف شب

اومدم ازت معذرت خواهی کنم . میدونم خیلی تعجب کردی که واسه چی ؟ بعد وقتی میگم نمیفهمی ناراحت میشی . آخه الان مگه ساعت ? نصفه شب نیست . خب واسه اینکه نصفه شب بیدارت کردم اومدم ازت عذرخواهی کنم . میشه منو ببخشی !

 

 

اس ام اس سرکاری نصف شب

می خواستم یه چیز مهم رو بگم پاهات از زیر لحاف اومده بیرون . یه وقت سرما نخوری!

 

 

اس ام اس سرکاری نصف شب

ببین یکی میخواست از خواب بیدارت کنه من نذاشتم کار خوبی کردم؟

 

 

اس ام اس سرکاری نصف شب

ببین عزیز دلم پاشو........... اگه پا نشی قهر میکنما............ خب دلم برات تنگ شده............ جون من پاشو............ پاشدی............. افرین عزیزم............ حالا که پاشدی ماچم کن بگیر بخواب!

 

 

اس ام اس سرکاری نصف شب

یه سوال: اگه نصف شبی اس ام اس سرکاری بدم بیدارت کنم چی کار می کنی؟

 

 

اس ام اس سرکاری نصف شب

می دونم خوابی عزیزم. ولی من از دوری و دلتنگی تو خوابم نمی بره، مطمئنم اگه می دونستی من به خاطر تو نخوابیدم تو هم نمی خوابیدی!

 

 

اس ام اس سرکاری نصف شب

اس ام اس سرکاری نصف شب, اس ام اس سرکاری,اس ام اس سرکاری نصف شب,اس ام اس سرکاری نصف شب,اس ام اس سرکاری نصف شب جدید,اس ام اس سرکاری نصف شبی,اس ام اس سرکاری نصف شب92,اس ام اس سرکاری نصف شب 91,اس ام اس سرکاری نصف شب خنده دار,اس ام اس سرکاری,اس ام اس سرکاری باحال,اس ام اس سرکاری عاشقانه,اس ام اس سرکاری خفن,اس ام اس سرکاری خنده دار,اس ام اس سرکاری نیمه شب,اس ام اس سرکاری 91,اس ام اس سرکاری 92