اشعار نیما یوشیج نیما یوشیج

جهانی ها شعر حب نیما یوشیج امید پلید www.jahaniha.com/ شعر طنز نیما یوشیج نیما یوشیج مرغ غم www.jahaniha.come شعر غزل شعر طنز www.jahaniha.come شعر حافظ دانلود شعرهای نیما یوشیج شعر حب نیما یوشیج مرغ غم شعر طنز نیما یوشیج امید پلید شعرهای زیبا نیما یوشیج www.games.jahaniha.com نیما یوشیج ققنوس

اشعار نیما یوشیج

در ناحیه یِ سَحَر، خروسان
اینگونه به رَغْمِ تیرگی می خوانند:
ـ « آی آمد! صبحِ روشن از در


بگشاده به رنگِ خونِ خود پَر.
سوداگرهای شبْ گریزان.
بر مَرکبِ تیرگی نشسته،
دارند ز راهِ دور می آیند. » …

از پیکرِ کلِّه بسته دودِ دنیا
آنگه بجهد شراره ها،
از هم بِدَرَند پرده هایی را
که بسته ره نظاره ها،
خوانند بلندتر خروسان:
ـ « آی آمد صبح، خنده بر لب.
بر باد دهِ ستیزه یِ شب.
از هم گُسَلِ فسانه یِ هول،
پیوند نِهِ قطارِ ایّام،
تا بر سرِ این غبارِ جنبنده
بنیانِ دگر کند.
تا در دلِ این ستیزه جو طوفان
طوفانِ دگر کند.
آی آمد صبح! چست و چالاک
با رقصِ لطیفِ قرمزی هاش،
از قلّه یِ کوه های غمناک
از گوشه یِ دشت های بس دور،
آی آمد صبح! تا که از خاک
اندوده یِ تیرگی کند پاک
وآلوده یِ تیرگی بشوید،
آسوده پرنده ای زند پَر.

اِستاده ولیک در نهانی
سوداگرِ شب، به چشمِ گریان
چون مرده یِ جانور ز دُنب آویزان،
در زیرِ شکسته های دیوارش
حیران شده است و نیست
یک لحظه به جایگه قرارش.
آن دَم که به زیرِ دودها پیداست
شکلِ رمه ها،
وز دور، خروسِ پیره زنْ خواناست،
او بیش تر آورد به دل بیم،
این زمزمه ها
کز صبح خبر می آورَد باز،
همچون خبرِ مرگِ عزیزان
او راست به گوش.

او ( آن دلِ حیله جویِ دنیا )
آن هیکلِ پر شتابِ خودبین،
خشکیده بجای خود بسی غمگین
هر لحظه ای از غم است در حالِ دگر.

در زیرِ درخت های بالا رفته
از دودِ بریشم.
در پیشِ هزار سایه، شیدا رفته
افتاده پس آنگهان ز ره گم.
در زیرِ نگین چند روشن
که بر سر دود آب
لغزان شده اند و عکس افکن،
آنگاه سوی موج گشته پرتاب
او جای گزیده تا به هر سو نگرد
وز اَندُه پَر گشادنِ این مرغ
آشفته شده، زبون شده، غصه خورَد.
اما زِ پسِ غبار، کی می گوید
نه برقِ نگاهِ خادعانه ره می جوید؟
کی مدّعی است چشمِ آن بدجوی،
بر چهره یِ تیره رنگ گنداب،
چون بسته نظر،
شیرینی یک شبِ نهان را
تجدید نمی کند؟
او با نظرِ دگر در این کهنه جهان می نگرد،
با شکلِ دگر چو جنبد از جا
در ره گذرد،
زین روی سوارِ تازیانه یِ خود
می باشد.
چون ذرّه دویده در عروقِ دنیای زبون
بس نقطه یِ تیرگی پیِ هم
می چیند.
تا آنکه شبی سیاه رو را
سازد به فریبِ خود سیه تر.
با دَمِ پُر از سمومش آن بیگانه
آلوده یِ خود بدارد آن را.
بر تیرگیِ سَحَر بیاویزد
تا تیرگی از بَرَش
نگریزد.
تا دائمْ این شب، سیه بمانَد
او می مکد از روشنِ صبحِ خندان.
می بلعد هر کجا ببیند
اندیشه یِ مردمی به راهی ست درست.
وندر دلِشان امید می افزاید.
می پاید
می پاید
تا هیچ که بر رهِ معین ناید،
از زیرِ سرشکِ سردِ چِرکَش
بر رهگذران
مانده نگران،
می سنجد روشن و سیه را
می پرورد او به دل
امّیدِ زوالِ صبحگه را.

اشعار نیما یوشیج

وقتِ غروب کز برِ کهسار، آفتاب
با رنگ های زردِ غمش، هست در حجاب
تنها نشسته بر سرِ ساحل، یکی غراب
وز دور، آب ها
همرنگِ آسمان شده اند و یکی بلوط
زرد از خزان،
کرده ست روی پارچه سنگی به سر، سقوط.
زان نقطه های دور
پیداست نقطه یِ سیهی.
این آدمی بود به رَهی،
جویای گوشه ای که ز چشمِ کسان نهان،
با آن کند دَمی غمِ پنهانِ دل بیان.

وقتی که یافت جای نهانی ز روی میل
چشم غراب، خیره از امواجِ مثلِ سیل
بر سوی اوست دوخته بی هیچ اضطراب
کز آن گذَرگَهان
چه چیز می رسد، فرحی هست یا عذاب؟
یک چیز مثل هر چه که دیده ست، دیده است.
خطّی به چشمِ اوست که در ره کشیده است.
بنیادهای سوخته از دور
ابری به روی ساحلِ مهجور.

هر دو به هم نگاه، در این لحظه می کنند
سر سوی هم ز ناحیه یِ دور می کشند
این شکل، یک غراب و سیاهی
وان، آدمی، هر آنچه که خواهی،
چون مایه یِ غم است به چشمش، غراب و زشت
عنوان او حکایتِ غم، رهزنِ بهشت.
بنشسته است تا که به غم، غم فزاید او
بر آستانِ غم به خیالی درآید او.
در، از غمی به رویِ خلایق گشاید او.
ویران کند سراچه یِ آن فکرها که هست.
فریاد می زند به لب از دور: ای غراب!
لیکن غراب
فارغ ز خشک و تر
بسته بر او نظر
بنشسته سرد و بی حرکت، آنچنان بجای
وآن موج ها، عبوس می آیند و می روند.
چیزی نهفته است.
یک چیز می جَوَند.

اشعار نیما یوشیج

روی این دیوارِ غم، چون دود رفته بر زِبَر
دائماً بنشسته مرغی، پهن کرده بال و پر
که سرش می جنبد، از بس فکرِ غم دارد به سر.

پنجه هایش سوخته،
زیرِ خاکستر فرو،
خنده ها آموخته،
لیک غم بنیاد او.

هر کجا شاخی ست برجا مانده بی برگ و نوا
دارد این مرغ کِدِر بر رهگذارِ آن صدا.
در هوای تیره یِ وقتِ سحر، سنگین بجا.

او، نوای هر غمش برده از این دنیا بِدَر،
از دلی غمگین در این ویرانه می گیرد خبر.
گه نمی جنباند از رنجی که دارد بال و پر.

هیچ کس او را نمی بیند، نمی داند که چیست.
بر سرِ دیوار این ویرانه جا، فریادِ کیست.
و بجز او هم در این ره، مرغ دیگر راست زیست.

می کشد این هیکلِ غم، از غمی هر لحظه آه.
می کند در تیرگی هایِ نگاهِ من، نگاه.
او مرا در این هوای تیره می جوید به راه.

آهِ سوزان می کشم هر دَم در این ویرانه من.
گوشه بگرفته منم، در بندِ خود، بی دانه من.
شمع چه؟ پروانه چه؟ هر شمع، هر پروانه من.

من به پیچاپیچ این لوس و سمج دیوارها،
بر سر خطّی سیه، چون شب نهاده دست و پا
دست و پایی می زنم چون نیمه جانان، بی صدا.

پس بر این دیوارِ غم، هر جاش بفشرده بِهَم
می کشم تصویرهای زیر، وَ بالای غم
می کشَد هر دَم غمم، من نیز غم را می کشَم.

تا کسی ما را نبیند،
تیرگی های شبی را
که به دلها می نشیند،
می کنم از رنگِ خود وا.

ز انتظار صبح با هم حرف هایی می زنیم.
با غباری زرد گونه، پیله بر تن می تنیم
من به دست، او بانگِ خود، چیزهایی می کَنیم.

اشعار نیما یوشیج

ققنوس، مرغِ خوشخوان، آوازه ی جهان،
آواره مانده از وزشِ بادهای سرد
بر شاخِ خیزران،
بنشسته است فرد.
بر گردِ او به هر سرِ شاخی پرندگان.

او ناله های گمشده، ترکیب می کند
از رشته های پاره یِ صدها صدای دور،
در ابرهای مثل خطی تیره روی کوه،
دیوار یک بنای خیالی
می سازد.
از آن زمان که زردیِ خورشید، روی موج
کمرنگ مانده است و به ساحل گرفته اوج
بانگِ شغال و مردِ دهاتی
کرده ست روشن، آتشِ پنهانِ خانه را.
قرمز به چشم، شعله یِ خُردی
خط می کشد به زیرِ دو چشمِ درشتِ شب
وندر نقاطِ دور،
خلقند در عبور.
او، آن نوای نادره، پنهان چنانکه هست،
از آن مکان که جای گزیده ست، می پرد.
در بین چیزها که گره خورده می شود
با روشنی و تیرگیِ این شبِ دراز
می گذرد.
یک شعله را به پیش
می نگرد.

جایی که نه گیاه در آنجاست، نه دَمی
ترکیده آفتابِ سمج روی سنگهاش،
نه این زمین و زندگی اش چیزِ دلکش است
حس می کند که آرزوی مرغ ها چو او
تیره ست همچو دود. اگر چند امیدشان
چون خرمنی ز آتش
در چشم می نماید و صبح سفیدشان.
حس می کند که زندگیِ او چنان
مرغان دیگر ار بسر آید
در خواب و خورد،
رنجی بُوَد کز آن نتوانند نام برد.

آن مرغِ نغزخوان،
در آن مکان ز آتش، تجلیل یافته
اکنون به یک جهنم، تبدیل یافته
بسته ست دمبدم نظر و می دهد تکان
چشمانِ تیزبین.
وز روی تپه،
ناگاه، چون بجای، پر و بال می زند
بانگی برآرد از تهِ دلِ سوزناک و تلخ،
که معنی اش نداند هر مرغِ رهگذر،
آنگه ز رنج های درونیش مست،
خود را به روی هیبتِ آتش می افکند.
بادِ شدید می دمد و سوخته ست مرغ؟
خاکسترِ تنش را، اندوخته ست مرغ!
پس جوجه هاش از دلِ خاکسترش به در.

اشعار نیما یوشیج

هنگام که گریه می دهد ساز
این دود سرشتِ ابر بر پشت …
هنگام که نیل چشم، دریا
از خشم به روی می زند مُشت …

زان دیرْ سفر که رفت از من
غمزه زن و عشوه ساز داده
دارم به بهانه های مانوس
تصویری از او به بَر گشاده.

لیکن چه گریستن، چه طوفان؟
خاموش شبی است، هر چه تنهاست.
مردی در راه می زند نِی
وآواش فسُرده برمی آید.
تنهای دگر منم که چشمم
طوفانِ سرشک می گشاید.

اشعار نیما یوشیج

شب همه شب شکسته خواب به چشمم
گوش بر زنگِ کاروانَستَم
با صداهای نیم زنده ز دور
همعنان گشته، همزبان هستم.

جاده اما ز همه کس خالی است
ریخته بر سر آوار آوار
این منم مانده به زندانِ شبِ تیره که باز
شب همه شب
گوش بر زنگِ کاروانَستَم.

اشعار نیما یوشیج

منبع : nimayooshij.com

اشعار نیما یوشیج

نیما یوشیج,نیما یوشیج شب همه شب,نیما یوشیج هنگام که گریه می دهد ساز,نیما یوشیج ققنوس,نیما یوشیج مرغ غم,نیما یوشیج غراب,نیما یوشیج امید پلید,شعرهای زیبای نیما یوشیج,شعرهای نیما یوشیج,نیما یوشیج شعر,شعر شب همه شب نیما یوشیج,غراب نیما یوشیج,شعری زیبا از نیما یوشیج,شعرهای زیبا نیما یوشیج,شعرهای برگزیده نیما یوشیج,شعرهای منتخب نیما یوشیج,بهترین شعرهای نیما یوشیج,دانلود شعرهای نیما یوشیج

عید سعید فطر عید سعید فطر در هند

تعطیلات عید فطر در مالزی زمان عید سعید فطر در عربستان عید فطر در هندوستان عید فطر در ایران عید سعید فطر در عربستان 1392 عید فطر در هندوستان عید فطر در ایران عید سعید فطر در عربستان 1392 عید فطر چه روزی است احکام دین و قرض عید سعید فطر در عربستان عید سعید فطر عربستان زمان عید فطر در پاکستان عید سعید فطر 92 عید سعید فطر در عربستان عید فطر سال 93 عید فطر در عربستان عید سعید فطر چه عیدی است؟ زمان عید سعید فطر در عربستان احکام دین و نماز

عید سعید فطر

عید سعید فطر

عید سعید فطر
عید فطر روز اول ماه شوال و در پایان ماه رمضان است. عید فطر از مهم‌ترین جشن‌ها و اعیاد مسلمانان است. در کشورهای اسلامی، عید فطر از جمله اعیاد بسیار مهم محسوب می‌شود. در این روز، روزه حرام است و مسلمانان نماز عید برگزار می‌کنند. پرداخت زکات فطره در این روز بر مسلمانان واجب است.

از آن‌جایی که شرط اعلام ماه شوال با رویت هلال ماه به وقوع می‌پیوندد. همواره در کشورهای مسلمان، بر حسب موقعیت مکانی آن کشور، رویت هلال ماه اول ماه شوال و روز عید فطر متغیر است به صورتی که ممکن است به طور مثال در عربستان سعودی روز دوشنبه روز عید اعلام شود اما در ایران روز سه شنبه روز عید فطر اعلام شود.

عید فطر در کشورهای اسلامی
عید فطر در عربستان
«خدایا! در روز مبارک عید فطر، عبادت های ما را مقبول درگاه خود قرار ده و ما را از قرار گرفتن در مسیر گناه، برهان». این دعایی است که در شب عید فطر، درست هنگامی که هلال ماه شوال دیده می شود، مسلمانان عربستان سعودی زیر لب زمزمه می کنند.
صبح روز عید، مسلمانان لباس های نو بر تن کرده، برای اقامه نماز عید فطر راهی نزدیک ترین مسجد محل سکونت شان می شوند. آنها پس از ادای نماز، به دیدار آشنایان خود می روند و سنت نیکوی صله رحم را بجا می آورند؛ زیرا بر این باورند که در روز عید، باید کدورت ها را کنار گذاشت و دل ها را صاف و خالی از کینه کرد.

عید فطر در مالزی
در کشور مالزی، عید فطر بنام «هری رایا» معروف است. در این روز، مسلمانانی که توانسته اند با عنایت خداوند، یک ماه تمام را روزه بگیرند و طبق دستورات الهی، گناه کمتری مرتکب شده، ثواب بیشتری در پرونده اعمال خود به ثبت رسانند، پیروزی شان را جشن می گیرند. جشن هری رایا، درست از لحظه رؤیت هلال ماه شوال آغاز می شود. مسلمانان مالزی، شب عید فطر را در منازل خود سپری می کنند و صبح روز عید، اول وقت برای نماز هری رایا به مساجد می روند.

آنها سپس با حلقه های گل، به مزار عزیزانی می روند که این رمضان در کنار ایشان نبوده اند و برایشان نماز می خوانند. سپس به بازدید بزرگان خانواده می روند و صله رحم را به جا می آورند. آنها همچنین با پخت غذاهای مخصوص، آن را به عنوان خیرات در بین کوچه ها و معابر، میان دیگران تقسیم می کنند.

عید فطر در پاکستان
مسلمانان پاکستان نیز مانند دیگر کشورهای مسلمان نشین، روز عید را با اقامه نماز عید فطر و صرف صبحانه ای ساده آغاز می کنند. سپس به دیدار بزرگان خانواده می روند و صله رحم را به جا می آورند. البته جشن واقعی عید فطر در پاکستان، از ظهر آن روز شروع می شود.

شوهرها و پدرها به فرزندان و همسرانشان عیدی می دهند و خانم های خانه، غذای خوش طعمی را که به «خرمای شیرین شده» معروف است، آماده می کنند و همگی با هم به هنگام صرف ناهار، روز عید را جشن می گیرند. تعطیلات عید فطر در پاکستان سه روز است و در آن، مدارس و اداره ها تعطیل می شود و همه به تفریح و شادی می پردازند و بیشتر وقت خود را با اقوام و آشنایان می گذرانند.

عید فطر در هندوستان
مسلمانان کشور هندوستان نیز در روز عید فطر آداب ویژه ای دارند. پس از نماز، بزرگترین فرد خانواده در منزل به انتظار اقوام و آشنایان می ماند و برای پذیرائی از آنها، غذای عید فطر را تهیه می کند. کوچکترها با حلقه های گل به دیدار ریش سفید خانواده می روند و ظهر عید فطر را با هم می گذرانند. در این روز، موسیقی سنتی هندی در کوچه و بازار نواخته می شود و مردم لباس های نو به تن می کنند.

در حقیقت نمایش نمادهای سنت و فرهنگ اصیل هندی، بخشی از جشن عید فطر را به خود اختصاص می دهد؛ به طوری که بدون آن، عید مفهومی ندارد و با آن، رنگ و بوی دیگری می گیرد. از این رو جشن عید فطر، در میان مسلمانان هندی به دلیل سبک خاص فرهنگی که دارند، اندکی متفاوت است.

منبع : fa.wikipedia.org

عید سعید فطر

عید سعید فطر,عید فطر,عید فطر 93,عید فطر در هندوستان,عید فطر در مالزی,عید سعید فطر در عربستان,عید فطر در پاکستان,عید سعید فطر چه عیدی است؟,عید سعید فطر 1394,عید سعید فطر چیست؟,عید سعید فطر در هند,عید سعید فطر مبارک,عید سعید فطر 92,عید فطر 1394,عید فطر چه روزی است,عید فطر 1392,عید فطر,عید فطر در عربستان,عید فطر در ایران,عید فطر سال 93,تاریخ عید فطر 93,اس ام اس عید فطر 93,عید فطر در مالزی 2012,عید فطر در مالزی 2013,عید فطر مالزی 2012,مراسم عید فطر در مالزی,تعطیلات عید فطر در مالزی,زمان عید فطر در مالزی,جشن عید فطر در مالزی,عید سعید فطر در عربستان 1392,عید سعید فطر در ایران,زمان عید سعید فطر در عربستان,روز عید سعید فطر در عربستان,تاریخ عید سعید فطر در عربستان,عید سعید فطر عربستان,زمان عید فطر در پاکستان,اعلام عید فطر در پاکستان,عید فطر پاکستان,روز عید فطر در پاکستان,عید سعید فطر در پاکستان,عید فطر 1392 پاکستان,عید فطر چه عیدی است

عاشق رنگ سیاه شب یلدام

جهانی ها www.games.jahaniha.com شعر شب یلدا شعر شب یلدا مولانا www.jahaniha.come مجموعه اشعار مریم اسدی شعر شب یلدا کودکانه مریم اسدی مریم اسدی شاعر www.jahaniha.com/cat/photos www.jahaniha.come مریم اسدی رامهرمز شعر کوتاه مریم اسدی شعر عاشقانه شعر عاشقانه www.jahaniha.come شعر مریم اسدی شعرهای مریم اسدی متن شعرهای مریم اسدی

عاشق رنگ سیاه شب یلدام

جهانی‌ها -> شعر

عاشق رنگ سیاهِ شب یلـدام
آخه از روشنـی هیچ خیری ندیــدم

عاشق تلخــیِ انتهــایِ عشقــم
حالا که به آخــر قصـه رسیــدم


عاشق رنگ شب و رنـگ غروبــم
عاشق مرگ دقیقه های خوبــم

با تمــوم اشتیـاقـم آروم آروم
به در بستـه ی بی کسـی مـی کوبـم

عاشق شبــای دلمــردگـی هستـم
عاشق تنهــایی و خستگــی هستـم

حالا که این زنـدگـی شبیه مرگـه
بی امون عاشق این زنـدگی هستـم

خنـده داره دیگـه دلسـوزی به حـالم
خط کشیـدم روی روزای محـــالم

همه ی آینـده ی من واسه ی تو
من فقـط گذشتـه مونــده تو خیـــالم

تنهـایی سهم منـه خیلــی عـــزیزه
نمــی خوام کسی اونو ازم بگیــره

دیگـه تنهاییمو به دنیــا نمــی دم
نمی زارم دل تنهاییــم بمیــره

تو و اون چشمای روشن به سلامـت
لحظــه ها رو می کُشــم تو قابِ ساعت

عاشق سیاهیـم ، عاشق غربت
خسته ام از تو و این همه خیــانت
… عاشق رنگ سیاهِ شب یلـدام …

همچنین ببینید

 

منبع : بیتوته | با تشکر از پورتال بیتوته

عاشق رنگ سیاه شب یلدام

شعر عاشقانه

شعرهای میلاد امام زمان (عج) امام زمان

بیتوته شعر نو شعر زیبای عاشقانه شعر میلاد دوبیتیهای مذهبی دوبیتی مذهبی جدید حضرت مهدی شعر www.jahaniha.com www.jahaniha.com lyrics میلاد امام زمان مداحی شعر مذهبی برای کودکان شعبانعلی حضرت مهدی www.jahaniha.com/ شعر کوتاه امام زمان دوبیتی مذهبی شعبان امام زمان حضرت مهدی شعر شعبان حسین

شعرهای میلاد امام زمان (عج)

شعرهای میلاد امام زمان (عج)

 دل شود امشب شکوفا در زمین
می زند لبخند شادی بر زمین

آسمان ِ دل تبسم می کند
روی ماهت را تجسم می کند

ای مسیح آل پیغمبر سلام
انتهای سوره ی کوثر سلام

ای کتاب راز های مرتضی
یادگار حضرت خیرالنسا

ای صفات تو صفات انبیا
حاصل جمع ِ تمام اولیا

ای قدم هایت صراط المستقیم
حافظ آیات قرآن کریم

ای امام صالحان در روی خاک
اکفیانی اکفیان روحی فداک

السلام ای آفتاب پشت ابر
السلام ای  اوج قله ، کوه صبر

السلام ای آخر هر دلخوشی
عاقب از غم تو ما را می کُشی

السلام ای فخر آدم در زمین
یادگار حضرت روح الامین

تو تمام چارده نور مبین
جلوه ی زیبای ربُ العالمین

تو حدیث ناب عترت در زمین
زاده حیدر امیر المومنین

تو همان نوری که از روز ازل
کرد خالق روی ماهت بی بدل

تو سرشت ناب از نسل علی
نور رب در جلوه ی تو منجلی

عمر تو تاریخ ساز عالم است
مبداء آن از رسول خاتم است

ترسم آخر من نبینم روی تو
صورت زهرائی و دلجوی تو

تو کجائی شیعه می خواند تو را
پس نمی گوئی جوابش را چرا

کی می آیی دل تمنایت کند
تا که روزی بوسه بر پایت کند

کی می آیی عقده از دل وا کنم
روضه خوانی پیش تو آقا کنم

کی می آیی کربلا را تاب نیست
در میان خیمه دیگر آب نیست

وای بر طفل رباب و اضطراب
خیمه خیمه جستوی جرعه آب

آب نَبوَد تا که سیرابش کند
جرعه ای نوشاند و خوابش کند

کربلا و یک بیابان اشک و آه
شیرخواره در میان قتلگاه

نام تو آمد در آنجا بر زبان
کی می آیی حضرت صاحب زمان

ای خوش آن روزی فرج برپا شود
با دو دست فاطمه امضا شود

شعرهای میلاد امام زمان (عج)

بازآ که دل هنوز به یاد تو دلبر است
جان از دریچه نظرم ، چشم بر در است

بازآ دگر که سیه دیوار انتظار
سوزنده ‌تر ز تابش خورشید محشر است

بازآ ، که باز مردم چشمم ز درد هجر
در موج خیز اشک چو کشتی ، شناور است

بازآ که از فراق تو ی غیب از نظر
دامن ز خون دیده چو دریای گوهر است

ای صبح مهر بخش دل ، از مشرق امید
بنمای رخ که طالعم از شب ، سیاه ‌تر است

زد نقش مهر روی تو بر دل چنان که اشک
آیینه ‌دار چهره ‌ات ای ماه منظر است

ای رفته از برابر یاران ” مشفقت “
رویت به هر چه می ‌نگرم در برابر است

شعرهای میلاد امام زمان (عج)

ای عاشقان ، ای عاشقان ، جان می ‌رسد ، جان می ‌رسد
مهری درخشان می‌ دمد ، ماهی فروزان می ‌رسد

آید نوای کاروان ، بر گوش جهان کان دل ستان
تا دل ستاند زین و آن ، اینک شتابان می ‌رسد

رخسار ماهش را ببین ، زلف سیاهش را ببین
برق نگاهش را ببین ، یوسف به کنعان می ‌رسد

ساقی ببخشا جام را ، از باده پر کن کام را
گو باز این پیغام را ، پیمانه گردان می ‌رسد

رونق فزای باغ‌ ها ، لطف  و صفای راغ ‌ها
بر قلب عاشق ، داغ‌ ها ، زیبا گلستان می ‌رسد

بر درگهش کن بندگی ، خواهی اگر پایندگی
کان رهنمای زندگی ، و آن مهد عرفان می ‌رسد

مهر سحر ، ماه صفا ، بحر گهر ، گنج وفا
آیینه یزدانما ، خورشید ایمان می ‌رسد

یار موافق می ‌رسد ، دلدار صادق می ‌رسد
قرآن ناطق می ‌رسد ، محبوب یزدان می ‌رسد

کاخ وفا ، قائم از او ، مهر و صفا دائم از او
غرق طرب ? صائم ? از او ، جان می ‌رسد جان می ‌رسد

شعرهای میلاد امام زمان (عج)

منبع : بیتوته

شعرهای میلاد امام زمان (عج)

امام زمان,دوبیتی های زیبا برای امام زمان,میلاد امام زمان,شعر میلاد,شعر میلاد امام زمان,شعرهای زیبای به مناسبت ولادت امام زمان (ع),امام زمان عج,امام زمان شعر,امام زمان اس ام اس,امام زمان ظهور,امام زمان و داعش,امام زمان در رشت,میلاد امام زمان مداحی,میلاد امام زمان مولودی,میلاد امام زمان عکس,میلاد امام زمان شعر,میلاد امام زمان کریمی 91,میلاد امام زمان اس ام اس,شعر میلاد پیامبر,شعر میلاد حضرت زینب,شعر میلاد حضرت رسول,شعر میلاد امام صادق,شعر میلاد امام زمان لطیفیان,شعر میلاد امام زمان ع,متن شعر میلاد امام زمان,شعر سرود میلاد امام زمان,شعر و سرود میلاد امام زمان,شعر درمورد میلاد امام زمان,شعر مذهبی امام زمان,دوبیتی مذهبی امام حسین

شعر استقبال ماه محرم شعر طنز

اشعار ماه محرم وصفر اشعار ماه محرم 92 شعر محرم اسرار شعر محرم اسرار شعر محرم دل جهانی ها شعر غزل www.jahaniha.com/chat شهر محرم شعر غزل شعر تسلیت ماه محرم شعر درباره ماه محرم شعر محرم کودکانه شعر کوتاه www.jahaniha.comm جهانی‌ها اشعار ماه محرم شعر محرم شعر محرمی شعر محرم اسرار

شعر استقبال ماه محرم

دلی که سینه زن هر شب محرم شد

دلی که سینه زن هر شب محرم شد

صدای هر تپشش ذکر یا حسینَم شد

به یاد غربت یک لحظة تو این گونه

بساط گریة هر روز من فرا هم شد

شبی که در دل من خیمه زد غم از هر سو

دلم حسینیة بغض و آه و ماتم شد

فدای زلف پریشان تو که بر نیزه

برای قافله سالاری تو پرچم شد

فرشته مثل رقیه سیاه می پوشد

حسین ! سایة تو از سر همه کم شد

همیشه هر شب جمعه امید دارم که

دوباره زائر شش گوشة تو خواهم شد

قسم به عشق که رنگ حسین می گیرد

دلی که سینه زن هر شب محرم شد

شاعر: یوسف رحیمی

منبع:emam8.com

شعر استقبال ماه محرم

شعرشعر محرم,شعر ماه محرم,اشعار ماه محرم,متن شعر ماه محرم,شعر تسلیت محرم,شعر عاشقانه,شعر غزل,شعر نو,شعر حب,شعر زیبا,شعر طنز,شعر حافظ,شعر کوتاه,شهر محرم,شعر محرمی,شعر محرم دل,شعر محرم کودکانه,شعر محرم اسرار,شعر ماه محرم کودکانه,شعر ماه محرم 92,شعر درباره ماه محرم,شعر در مورد ماه محرم,اشعار ماه محرم وصفر,اشعار ماه محرم الحرام,اشعار ماه محرم 92,متن اشعار ماه محرم,شعر تسلیت ماه محرم,شعر برای تسلیت محرم