
سخنان معصومین(ع) درباره حضرت فاطمه(س)
رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم): فاطمه بضعه منى و هى نور عینى و ثمره فوادى و روحى التى بین جنبى و هى الحورإ الانسیه(1)
فاطمه پاره وجود و نور دو چشم و میوه قلب من است, او روح و جان من است که در میان دو پهلویم قرار گرفته. او حوریه اى است در سیماى انسان.
————————————–
رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم):
ان الله تبارک و تعالى یغضب لغضب فاطمه و یرضى لرضاها(2)
خداوند غضب مى کند به غضب فاطمه و خشنود مى شود به خشنودى فاطمه.
————————————–
رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم):
ان ابنتى فاطمه ملا الله قلبها و جوارحها ایمانا و یقینا(3)
خداوند تمام وجود دخترم فاطمه را لبریز از ایمان و یقین نموده است.
————————————–
رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم):
فاطمه بضعه منى من سرها فقد سرنى و من سإها فقد سإنى, فاطمه اعز الناس على(4)
فاطمه پاره وجود من است, هر که او را خوشحال کند مرا خوشحال کرده و هر که او را بیازارد مرا آزار داده. فاطمه در نزد من عزیزترین مردم است.
————————————–
رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم):
فاطمه حورإ انسیه فکلما اشتقت الى رائحه الجنه شممت رائحه ابنتى فاطمه(5)
فاطمه فرشته اى در سیماى انسان است, هرگاه مشتاق بوى بهشت مى شوم دخترم فاطمه را مى بویم.
————————————–
رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم):
و اما ابنتى فاطمه… متى قامت فى محرابها بین یدى ربها جل جلاله زهر نورها لملائکه السمإ کما یزهر نور الکواکب لاهل الارض, ویقول الله عزوجل لملائکته: یا ملائکتى انظروها الى إمتى فاطمه سیده امائى قائمه بین یدى, ترتعد فرائضها من خیفتى و قد إقبلت بقلبها على عبادتى(6)
وقتى دخترم فاطمه در محراب عبادت مى ایستاد همچون ستاره اى براى ملائکه آسمان مى درخشید. خدا به ملائکه مى گوید: اى ملائکه بنگرید به بهترین بنده من فاطمه, او در مقابل من ایستاده و از خوف من تمامى وجودش مى لرزد و با تمامى حضور قلبش به عبادت من روى آورده.
————————————–
رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم):
انى سمیت ابنتى فاطمه لان الله عزوجل فطمها و فطم من احبها من النار(7)
فاطمه را, فاطمه نامیدم, زیرا خداوند او را و آن کس که او را دوست داشته باشد, از آتش حفظ مى کند.
————————————–
رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم):
یا سلمان من احب فاطمه ابنتى فهو فى الجنه معى و من ابغضها فهو فى النار. یا سلمان حب فاطمه ینفع فى مإه من المواطن, ایسر ذلک المواطن الموت و القبر و المیزان والحساب و…(8)
اى سلمان! کسى که دخترم فاطمه را دوست داشته باشد در بهشت با من است و کسى که دشمن او باشد در آتش است. سلمان! محبت فاطمه در صد مورد نافع است[ و مایه نجات] که آسان ترینش مرگ, قبر, هنگام سنجش اعمال, و… مى باشد.
————————————–
امام مجتبى علیه السلام:
رإیت امى فاطمه[ علیها السلام] قامت فى محرابها لیله جمعتها فلم تزل راکعه ساجده حتى اتضح عمود الصبح و سمعتها تدعو للمومنین والمومنات و تسمیهم و تکثر الدعا لهم و لا تدعو لنفسها بشىء, فقلت لها: یا اماه لم لا تدعین لنفسک کما تدعین لغیرک؟ فقالت یا بنى الجار ثم الدار(9)
مادرم فاطمه علیها السلام را شب جمعه اى در محراب عبادت دیدم که تا دمیدن فجر به رکوع و سجود اشتغال داشت و پیوسته با ذکر نام مرد و زن مومن دعاى فراوان برایشان مى نمود ولى براى خود دعایى نکرد. گفتم: مادر! چرا همانگونه که براى دیگران دعا مى کنى براى خود دعا نمى کنى؟ فرمود: پسرم! نخست همسایه و سپس خویشتن.
————————————–
امام صادق علیه السلام:
من عرف فاطمه حق معرفتها فقد ادرک لیله القدر و انما سمیت[ فاطمه] فاطمه لان الخلق فطموا عن معرفتها(10)
هر آن کس که فاطمه را آن گونه که باید بشناسد, لیله القدر را درک کرده, و فاطمه را از آن رو فاطمه گفته اند که مردم از شناخت او عاجزند.
————————————–
عن مولانا المهدى علیه السلام:
و فى ابنه رسول الله لى اسوه حسنه(11)
دختر رسول الله(ص) براى من الگویى نیکوست.
———————————
پى نوشتها:
1- بحارالانوار, ج43, ص172.
2- معجم الکبیر طبرانى, ج1, ص108.
3- بحارالانوار, ج43, ص29.
4- همان, ص23.
5- همان, ص4.
6- همان, ص173.
7- همان, ص12 و 16 و..
8- ینابیع الموده, ص263.
9- بحارالانوار, ج43, ص82.
10- تفسیر فرات الکوفى, چاپ تهران, ص581.
11- بحارالانوار, ج52, ص179.
همچنین ببینید
منبع : بیتوته
سخنان زیبا معصومین (ع) درباره حضرت فاطمه (س)
سخنان معصومین,حضرت فاطمه (س),سخنان حضرت محمد,حضرت فاطمه سخنان,حضرت فاطمه سلام,القاب حضرت فاطمه س,زندگینامه حضرت فاطمه (س),شهادت حضرت فاطمه س,ولادت حضرت فاطمه س,اسامی حضرت فاطمه (س),سخنان حضرت فاطمه س,سخنان حضرت محمد درباره زن,سخنان حضرت محمدص,سخنان حضرت محمد به انگلیسی,سخنان حضرت محمد در غدیر خم
اینها ملاکهای برتری دختران است؟!
بر حسب آنچه از هدایتهای قرآنی، روایات شریفه، احادیث متواتره و سیره مسلمین استفاده میشود، دختر نمونه دختری است که به صفات دهگانه ارزشی اسلامی که در سوره احزاب آیه 35 بیان شده آراسته، و حجاب و پوشش کامل اسلامی داشته باشد …
دختر نخبه و نمونه کیست؟ آیا داشتن شغل و یا مدرک دانشگاهی از ملاکهای برتری دختران است؟ آیا داشتن حجاب و پوشش از معیارهای انتخاب دختر نمونه است؟
آیا قهرمانی در رشتههای ورزشی میتواند ملاک صحیحی برای انتخاب دختر نمونه باشد؟
بر حسب آنچه از هدایتهای قرآنی، روایات شریفه، احادیث متواتره و سیره مسلمین استفاده میشود، دختر نمونه دختری است که به صفات دهگانه ارزشی اسلامی که در سوره احزاب آیه 35 بیان شده آراسته، و حجاب و پوشش کامل اسلامی داشته باشد، و در برنامهها و مسابقاتی که معرض نظر نامحرمان و بداندیشان قرار میگیرد شرکت ننماید و عفّت، کرامت و مقام و منزلت بالایی را که اسلام برای بانوان شناخته است، حفظ نماید. (لطف الله صافی/29 شوال المکرم)
نگرشی بر آیه 35 احزاب
إِنَّ الْمُسْلِمِینَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُۆْمِنِینَ وَالْمُۆْمِنَاتِ وَالْقَانِتِینَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِینَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِینَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِینَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِینَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِینَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِینَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاکِرِینَ اللَّهَ کَثِیرًا وَالذَّاکِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِیمًا :
به یقین مردان مسلمان و زنان مسلمان (که شهادتین را گفته و عملا تسلیم دین شدهاند) و مردان مۆمن و زنان مۆمن (که اعتقاد قلبى به اصول و فروع اسلام پیدا کردهاند)، و مردان مطیع و خاضع و زنان مطیع و خاضع، و مردان راستگو و زنان راستگو، و مردان صابر و شکیبا و زنان صابر و شکیبا، و مردان فروتن از درون قلب و زنان فروتن از درون قلب، و مردان صدقهدهنده و زنان صدقه دهنده، و مردان روزهدار و زنان روزه دار، و مردان حافظ شهوات و زنان حافظ شهوات، و مردان بسیار یادکننده خدا و زنان یادکننده، خداوند براى همه آنان آمرزش و پاداشى بزرگ آماده کرده است
شأن نزول
جمعى از مفسران گفته اند: هنگامى که «اسماء بنت عمیس» همسر «جعفر بن ابیطالب» با شوهرش از «حبشه» بازگشت، به دیدن همسران پیامبر (صلى الله علیه وآله) آمد، یکى از نخستین سۆالاتى که مطرح کرد، این بود: آیا چیزى از آیات قرآن درباره زنان نازل شده است؟ آنها در پاسخ گفتند: نه!
«اسماء» به خدمت پیامبر (صلى الله علیه وآله) آمده عرض کرد: «اى رسول خدا، جنس زن گرفتار خسران و زیان است»!، پیامبر (صلى الله علیه وآله) فرمود: «چرا»؟
عرض کرد: «به خاطر این که در اسلام و قرآن فضیلتى درباره آنها همانند مردان نیامده است».
اینجا بود که آیه فوق نازل شد (و به آنها اطمینان داد که زن و مرد در پیشگاه خدا از نظر قرب و منزلت یکسانند، مهم آنست که از نظر اعتقاد و عمل و اخلاق اسلامى واجد فضیلت باشند).
شخصیت و ارزش مقام زن در اسلام
در آیه مورد بحث، سخنى جامع و پر محتوا درباره همه زنان و مردان و صفات برجسته آنها، بیان شده است، و ضمن بر شمردن ده وصف از اوصاف اعتقادى و اخلاقى و عملى آنان، پاداش عظیم آنها را در پایان آیه بر شمرده است.
الف) بخشى از این اوصاف دهگانه از مراحل ایمان سخن مى گوید (اقرار به زبان، تصدیق به قلب و جنان، و عمل به ارکان).
ب) قسمت دیگرى، پیرامون کنترل زبان و شکم و شهوت جنسى که سه عامل سرنوشت ساز در زندگى و اخلاق انسان ها مى باشد بحث مى کند.
ج) و در بخش دیگرى از مسأله حمایت از محرومان و ایستادگى در برابر حوادث سخت و سنگین، یعنى صبر، که ریشه ایمان است و سرانجام از عامل تداوم این صفات، یعنى ذکر پروردگار، سخن به میان مى آورد.
1- مى گوید: «مردان مسلمان و زنان مسلمان» (إِنَّ الْمُسْلِمِینَ وَ الْمُسْلِماتِ).
2- «و مردان مۆمن و زنان مۆمنه» (وَ الْمُۆْمِنِینَ وَ الْمُۆْمِناتِ).
3- «و مردانى که مطیع فرمان خدا هستند و زنانى که از فرمان حق اطاعت مى کنند» (وَ الْقانِتِینَ وَ الْقانِتاتِ).
«قانِت» از ماده «قنوت» چنان که قبلاً هم گفته ایم، به معنى اطاعت توأم با خضوع است، اطاعتى که از ایمان و اعتقاد سر زند، و این اشاره به جنبه هاى عملى و آثار ایمان مى باشد.
4- سپس، به یکى دیگر از مهمترین صفات مۆمنان راستین، یعنى حفظ زبان پرداخته مى گوید: «و مردان راستگو و زنان راستگو» (وَ الصّادِقِینَ وَ الصّادِقاتِ).
از روایات اسلامى استفاده مى شود که: استقامت و درستى ایمان انسان، به استقامت و درستى زبان او است: لایسْتَقِیمُ اِیمانُ امْرِء حَتّى یسْتَقِیمَ قَلْبُهُ، وَ لایسْتَقِیمُ قَلْبُهُ حَتّى یسْتَقِیمَ لِسانُهُ: «ایمان انسان به درستى نمى گراید تا قلبش درست شود، و قلبش درست نمى شود تا زبانش درست شود»!. («محجة البیضاء»، جلد 5، صفحه 193.)
صبر
5- و از آنجا که ریشه ایمان، صبر و شکیبائى در مقابل مشکلات است، و نقش آن در معنویات انسان، همچون نقش «سر» است در برابر «تن»، پنجمین وصف آنها را این گونه بازگو مى کند: «و مردان صابر و شکیبا و زنان صابر و شکیبا» (وَ الصّابِرِینَ وَ الصّابِراتِ).
6- از طرفى مى دانیم، یکى از بدترین آفات اخلاقى، کبر و غرور و حبّ جاه است، و نقطه مقابل آن «خشوع»، لذا در ششمین توصیف مى فرماید: «و مردان با خشوع و زنان با خشوع» (وَ الْخاشِعِینَ وَ الْخاشِعاتِ).
7- گذشته از حبّ جاه، حبّ مال، نیز آفت بزرگى است، و اسارت در چنگال آن، اسارتى است دردناک، و نقطه مقابل آن انفاق و کمک کردن به نیازمندان است، لذا در هفتمین توصیف مى گوید: «و مردان انفاق گر و زنان انفاق کننده» (وَ الْمُتَصَدِّقِینَ وَ الْمُتَصَدِّقاتِ).
8- سه چیز است که اگر انسان از شر آن در امان بماند، از بسیارى از شرور و آفات اخلاقى در امان است، زبان و شکم و شهوت جنسى، به قسمت اول در چهارمین توصیف اشاره شد، اما به قسمت دوم و سوم در هشتمین و نهمین وصف مۆمنان راستین اشاره کرده، مى گوید: «و مردانى که روزه مى دارند و زنانى که روزه مى دارند» (وَ الصّائِمِینَ وَ الصّائِماتِ).
9- «و مردانى که دامان خود را از آلودگى به بى عفتى حفظ مى کنند، و زنانى که عفیف و پاکند» (وَ الْحافِظِینَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحافِظاتِ).
10- سرانجام به دهمین و آخرین صفت که تداوم تمام اوصاف پیشین، به آن بستگى دارد پرداخته مى گوید: «و مردانى که بسیار به یاد خدا هستند، و زنانى که بسیار یاد خدا مى کنند»(وَ الذّاکرِینَ اللّهَ کثِیراً وَ الذّاکراتِ).
آرى، آنها با یاد خدا در هر حال و در هر شرایط، پرده هاى غفلت و بى خبرى را از قلب خود کنار مى زنند، وسوسه ها و همزات شیاطین را دور مى سازند و اگر لغزشى از آنان سر زده، فوراً در مقام جبران بر مى آیند، تا از صراط مستقیم الهى فاصله نگیرند.
منظور از «ذکر کثیر» چیست؟
در روایات اسلامى و کلمات مفسرین، تفسیرهاى گوناگونى ذکر شده که ظاهراً همه از قبیل ذکر مصداق است و مفهوم وسیع این کلمه، شامل همه آنها مى شود.
از جمله در حدیثى از پیغمبر گرامى اسلام (صلى الله علیه وآله) مى خوانیم: إِذَا أَیقَظَ الرَّجُلُ أَهْلَهُ مِنَ اللَّیلِ فَتَوَضَّئا وَ صَلَّیا، کتِبَا مِنَ الذَّاکرِینَ اللَّهَ کثِیراً وَ الذَّاکرَاتِ: «هنگامى که مرد همسرش را شبانگاه بیدار کند و هر دو وضو بگیرند و نماز (شب) بخوانند از مردان و زنانى خواهند بود که بسیار یاد خدا مى کنند». («مجمع البیان»، جلد 8، صفحه 358، و تفسیر «قرطبى»، ذیل آیه مورد بحث.)
و در حدیثى از امام صادق (علیه السلام) مى خوانیم: «هر کس تسبیح فاطمه زهراء(علیهاالسلام) را در شب بگوید، مشمول این آیه است». («مجمع البیان»، جلد 8، صفحه 358.)
بعضى از مفسران گفته اند: «ذکر کثیر» آن است که در حال قیام و قعود و به هنگامى که به بستر مى رود یاد خدا کند.
اما به هر حال، ذکر نشانه فکر است، و فکر مقدمه عمل، هدف، هرگز ذکر خالى از فکر و عمل نیست.
به امید آنکه همه ی زنان و مردان جامعه این آیه نورانی را در قلب هایشان حفظ کرده و با عمل هایشان جامعه را نورانی کنند.
منابع:
saafi.net
tebyan.net
دختر نخبه و نمونه کیست؟
دختر,نخبه,نمونه,دختر نخبه کیست,دختر نمونه کیست,دختر ایرانی,دختر بازی,دختر دبیرستانی,دختران بد,نخبه کیست,نخبه گرایی,نخبه کشی,نخبه شیطون,نخبه پروری,نمونه رزومه,نمونه پروپوزال,نمونه قرارداد
حج و پارسایى
دلبسته نبودن به دنیا و زهد ورزیدن، از مکارم اخلاق است و یکى از درسهاى تربیتى حج همین است. از نخستین لحظات تصمیم گرفتن براى حج، مشقّتها، رنجهاى جانکاهِ راه و اعمال و ازدحام مطاف و صحنه رمى جمرات و شداید وادى منا به ذهن انسان مىآید و شبحى از مرگ ترسیم مىشود.
این تصوّرات، یادآور آن است که وى در این دنیا نزد خویشان و دوستان مهمان است و جایگاه ابدى جاى دیگرى استکه آنجا دستاورد عمل دنیوىخود را مشاهده خواهد کرد و یا به بهشت یا دوزخ خواهد رفت. به این سبب، وابستگى به دنیا کمتر و توجه به آخرت بیشتر مىشود. احساس مىکند که تحت مراقبت الهى و در پیشگاه او قرار دارد و حالتى بین خوف و رجا در وى پدید مىآید.
دستورالعملها و امر و نهىهاى حج و محرّمات بسیار که باید مراقب آنها باشد، حالتى از بیدارى و مواظبت و پرواپیشگى در وى ایجاد مىکند، تا پس از درآمدن از احرام نیز، این کنترلهاى دقیق را بر اعمال و حالات خویش داشته باشد.
حج و امنیت
از درسهاى تربیتى حج، ایجاد فضاى امن و آرام و گسترش آن نسبت به همه کس و همه چیز است. حتّى غیرمسلمان از رفتار حاجى در آرامش است. آزار او حتى به حیوانات و مرکب سوارى خویش هم نمىرسد. گیاهان و درختان و حشرات هم در مقطعى از اعمال، احساس امنیت مىکنند.
حج، صفت بردبارى و تحمّل و سلم و پرهیز از آزار و جفا به موجودات دیگر را در انسان به ودیعت مىگذارد. اگر به این خصلت، آگاهانه بنگرد، آن را به مثابه صفتى شایسته در طول زندگى تلقّى مىکند و در رفتار اجتماعى او جز سلم و صلح نخواهد بود و اینگونه به قرب و رضاى الهى نزدیکتر مىشود و تا حدّى رشد مىکند که بدى را با خوبى پاسخ مىدهد و خشم خود را فروخورده، از دیگران درمىگذرد و با رشته محبّت و احسان، دلها را شکار خویش مى سازد.(4)
خداى متعال، چهارماه حرام (ذىقعده، ذىحجه، محرم و رجب) را براى همین هدف قرار داده که صلحى فراگیر در همه جا و همیشه پدید آید، نه تنها در حرم و در حال احرام. مراعات این برنامهها پس از بازگشت هم در رفتار و سلوک حاجى اثر مىگذارد و او را به برکات صلح و امنیت واقف مىسازد.
حج و پاىبندى به آداب
احکام دین و آداب و سنن شرع، وقتى در رفتار یک مسلمان جلوه کند، ارزش آن روشن مىشود. در سایه حج، تعهّد به این آداب، در روح و رفتار زائر رسوخ مىکند، از دروغ و ناسزا و استهزا و حرامهاى زبانى پرهیز مىکند، از جدال بیهوده چشم مىپوشد و زبان را به خیر و ذکر و دعا عادت مىدهد. قرار گرفتن در بوته «ادب اسلامى» و گداخته شدن در کوره «اخلاق قرآنى» او را چنان مىسازد که پس از خروج از احرام و در خارج حرم و بعد از بازگشت به میهن نیز، مقیّد به این آداب باشد. البته همه اینها وقتى است که آگاهانه اعمال حج را انجام دهد و فلسفه و عمقِ «احرام» را دریابد.
حکمت طواف
انجام این تکلیف با کیفیت خاصّ و تعداد معین، نشاندهنده مراعات پاىبندى به احکام الهى و تعبّد در پیشگاه خداست. وقتى طواف به صورت خاص انجام مىگیرد، بىآن که زائر، سرّ آن را بداند و تنها به خاطر اطاعت فرمان خدا و انجام تکلیف الهى و با باورداشت نسبت به حکمت آسمانى آن انجام مىدهد، روح تعبّد و جوهره عبودیت تقویت مىشود.
هرچه تشریع دینى پیچیده تر و رمز آلودهتر باشد که فلسفه تفصیلى آن را ندانیم، در تربیت بُعد تعبّد و تسلیم مؤثرتر است و اگر در آیات و روایات، برخى حکمتهاى احکام بیان شده، جهت تأکید بر وجود حکمت در احکام خداست، مثل آیاتى که روزه را براى پیدایش تقوا و نماز را بازدارنده از فحشا و منکر و زکات را براى پاکسازى جانها و جهاد را براى دفع مفسدین و حج را براى مشاهده منافع و عامل یاد خدا مىداند. حضرت زهرا علیهاالسلام نیز در خطبه معروف خویش به فلسفه تشریع و برخى از احکام الهى اشاره کرده است (فَجَعَلَ الاْءیمانَ تَطْهِیراً لَکُمْ مِنَ الشِّرْکِ …) .
در روایتى از حضرت رضا علیهالسلام آمده است: فرشتگانى که به خلقت آدم اعتراض داشتند، پشیمان شدند و به عرش الهى پناه بردند و استغفار کردند. خدا دوست داشت بندگان نیز اینگونه پرستش کنند. در آسمان چهارم خانهاى مُحاذى عرش قرار دارد به نام «ضراح». کعبه را هم در زمین محاذى بیت المعمور قرار داد و از آدم علیهالسلام خواست که آن را طواف کند و توبه نماید. این سنّت در نسل او تا قیامت جارى گشت.(5)
البته هدف از طواف، عمیقتر و وسیعتر از آن است که یاد شد. هدف، الزام کامل و انضباط دقیق و هماهنگى با اراده تشریع خداوند است که در همه زندگى لازم است و «طواف»، ترجمانى از آن تعهّد است.
طواف، علاوه بر چرخش اختیارى بر گرد کعبه، هماهنگى با چرخش تکوینى همه موجودات بر گرد محور و مرکزى است که خداوند قرار داده است و از سه جزء اتم (پروتون، الکترون و نوترون) پروتون محور است و آن دو جزء دیگر بر گرد آن مىچرخند. انسان نیز جزئى از این هستى است و جسم او از اجزاى مادّى ترکیب شده که حرکتى طواف گونه بر گرد مرکز خویش دارند.
مى توان چنین برداشت کرد که هدف از وجوب طواف، هماهنگ ساختن حرکت اختیارى انسان بر گرد کعبه یا حرکت اتم بر گرد محور خویش و حرکت فرشتگان بر گرد بیتالمعمور است. همه هستى مثل حرکت تکوینى طواف بر محور مشخّص شده انجام مىگیرد و حرکت تشریعى هم طواف تمرینى است ارادى براى هماهنگى با این حرکت کلّى تکوینى و نتیجهاش خضوع و تسلیم و عبودیت مؤمن با همه وجودش در برابر اراده الهى است و به هر اندازه این هماهنگى بین دو حرکت تکوینى و تشریعى بیشتر باشد، آرامش و سعادتِ روحى و مادى براى انسان پدید مىآید، چون خداوند، هستى را مسخّر انسان ساخته تا به او خدمت کند. نظام تشریعى هم براى کمال و سعادتمند ساختن انسان است. هرگاه دوّمى با اوّلى در زندگى انسان هماهنگ شود، همه آن سعادت و کمال منظور تحقّق مىیابد.
گام دیگر پس از پاکسازى درون از ریا و عوامل عمل سوز، پاکسازى مال از حقوق شرعى است و بدون آن نماز و عبادات و حج انسان تباه مىشود. حاجى که بخواهد با مال و ثروتى که حقوق دیگران به آن تعلّق گرفته، هزینه سفر حج و تهیه جامه احرام و قربانى و … را بپردازد، نماز و طواف و حجّش باطل مىشود و از قربانى حرام بهرهاى نمىبرد و از مسیر طاعت و بندگى که جوهره حج و عبادات دیگر است، دور مىشود.
در همه عبادات که بر کیفیتى خاص تشریع شده است، دو اثر وجود دارد: یکى اثر خاصّ همان عبادت، دیگرى نقشى که همه اینها در سعادت، رشد مادّى و معنوى و کمال دنیوى و اخروى انسان دارند، مثل اعضاى یک پیکر، که علاوه بر نقش و وظیفه خاص هر یک، در تأمین هدف کلّى یعنى خدمت به انسان در مسیر خیر و احسان همکار و هماهنگاند. نقش این تعاون وقتى روشن مىشود که یکى از اعضا به عللى نتواند وظیفهاش را انجام دهد. تأثیر اختلال کارىِ آن بر همه اعضاى دیگر آشکار مىشود، هر کدام به تناسب و اهمیت نقشى که در این مجموعه دارد.
در تشبیه عبادتهاى مختلف به اعضاى بدن، مىتوان نماز را به «قلب» تشبیه کرد که اثرى نیرومند بر حیات انسان دارد و حج را به «عقل». یکى حافظ حیات است، دیگرى جهت دهنده به حرکت.
کعبه
کمترین اثر شعائر حج و انجام این اعمال، اداى تکلیف و سقوط آن از ذمّه انسان است، ولى اثر مطلوبى که خدا خواسته، قرار دادن پیوسته بنده در چهارچوب شریعت الهى است، یعنى باید با ترک همه حرامهاى شرعى، پیوسته در احرام بماند و پس از پایان طواف، حرکتى عمومى طواف با طواف معنوى قلب بر گرد مرکز شریعت پروردگار آغاز شود و هرگز از هیچ حدّى از حدود این مطاف تخطّى نکند، چرا که قلمرو طواف معنوى به گستردگى حرکات عبادى مکلّف است و به ماههاى خاص یا اماکن معیّنى محدود نمىشود.
محدوده طواف و نقطه آغاز
طواف از حجرالاسود آغاز مىشود. به تعبیر روایات، حجرالاسود رمزى از مصافحه و پیمان بستن با خدا براى پاىبندى به عبودیت و میثاق فطرت است.
عادت مردم بر این است که با دست راست پیمان مىبندند. به بیان مجازى، حجرالاسود هم دست الهى است و رمز قدرت فراگیر الهى. از این رو به این سنگ مقدّس در روایات «یمینالله» گفته شده است. خداوند میثاق پیامبران را در این سنگ قرار داده و از مردم خواسته تا امانت تکلیف و مسؤولیت را از طریق این سنگ ادا کنند و به این خاطر در دعاى طواف آمده است که هنگام قرار گرفتن در محاذى حجرالاسود، با جمله «اِلهی اَمانَتی اَدَّیتُها…» بر این نکته تأکید کند.
امام سجاد علیهالسلام فرمود: هرگاه در مطاف قرار گرفتى، پیش از آن که جسمت طوافِ کعبه کند، دلت صاحب خانه را یاد کند. این، توجه دادن آن حضرت به حقیقت و جوهر عبادات است که باید جسم و جان هماهنگ باشند و «ایمان قلبى» به «عمل اندامى» منتهى شود. بدون این هماهنگى تن و روح، ایمان سودى نخواهد بخشید. رعایت محدودههاى طواف و نقطه آغاز و انجام آن و تعداد دورهایش، براى تقویت همین بُعد از وجود انسان است.
حکمت نماز طواف
در این که پس از طواف، باید نماز طواف را در پشت «مقام ابراهیم» خواند، نکتههاى مهمى است:
نخست آن که نماز به طور کلّى بارزترین نمود عبودیت و خضوع در پیشگاه خداست و پس از طواف، آن عمل عبادى را به کمال مىرساند. دیگر آنکه پیوند این نماز به مقام ابراهیم (واتّخذوا مِن مَقامِ إبراهیمَ مُصلّى) توجه دادن نسلهاى آیندهاى که به این جایگاه مىرسند به نقشى است که حضرت ابراهیم به همراهى پسرش اسماعیل نسبت به حج داشتند که تجدیدکننده بناى کعبه و برافرازنده پایههاى آن بودند. چون پس از طوفان نوح و وزش بادهاى توفان، پوشیده و پنهان شده بود و با وزش باد به امر خدا، دیگربار پایههاى اساسى آن آشکار شد. نیز آگاهى از سیره این پیامبر بزرگ و عبادت خالصانه وى، شخصیت معنوى و برجسته و نمونه او را که به قلّه اخلاص و توحید رسیده بود آشکار مىسازد و این شناخت، الهامبخش روح عبودیت و قلب عبادت حقیقى است.
آن پیامبر بزرگ، با ایمان و ارادهاى بزرگ، سختترین آزمونها را پشت سر گذاشت، تا اسوه دیگران گشت. اقتدا به این شخصیت نیز، تنها نسبت به مواردى نیست که قرآن یاد کرده است (مثل ذبح اسماعیل و طرد شیطان و واگذاشتن همسر و فرزند در بیابانى خشک و …) بلکه همه زمینه هاى تعبّد و عبادت خالص را فرا مىگیرد.
ابراهیم، با ایمان خالص خویش، آن امتحانات را با موفقیت پشتسر گذاشت، تا به خواست الهى اسوه مؤمنان قرار گیرد و همسرش هم سرمشق زنان باایمانى شود که در معرض اینگونه آزمایشها قرار مىگیرند و باید با تحمّل مشقتهاى جسمى و روحى، اراده و فرمان حق را اجرا کنند. دشوارترین مرحله آزمونِ هاجر، تشنگى اسماعیل در آن صحراى خشک بود که مادرش در پى آب براى کودک، مسیر بین کوه صفا و مروه را هفت بار پیمود و از رحمت خدا نومید نشد، تا آن که چشمه از زیر پاى اسماعیل جوشید و رحمت الهى شامل آن مادر و فرزند شد و جسم و جانشان را سیراب ساخت و آموخت که در نهایت غربت و تنهایى و بىپناهى هم، خدا بهترین پناه و تکیهگاه است. قبیله «جُرهم» نیز که این عنایت خدا را شاهد بودند، محبت آن کودک و مادر را بر دل گرفتند، به خصوص وقتى فهمیدند که او از نسل ابراهیم است و مادرش همسر اوست و این همان دعاى حضرت ابراهیم بود که:
رَبَّنَا إِنِّی أَسْکَنتُ مِنْ ذُرِّیَّتِی بِوَادٍ غَیْرِ ذِی زَرْعٍ عِنْدَ بَیْتِکَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِیُقِیمُوا الصَّلاَةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنْ النَّاسِ تَهْوِی إِلَیْهِمْ وَارْزُقْهُمْ مِنْ الثَّمَرَاتِ .(6)
حکمت الهى جایزهاى دیگر به هاجر بخشید، تا جبران آن صبر و خلوص باشد، یعنى سعى میان صفا و مروه، همسان هاجر بر هر حاجى واجب شد، تا یاد هاجر به عنوان الگویى براى آنان که در راه هدفى بزرگ مىکوشند و صبر مىکنند تا به رضاى الهى برسند، جاودانه بماند.
عبادت، براى رساندن انسان به ارزشهاى برتر معنوى و گسستن از وابستگىهاى مادّى است. روح، کششى به سوى بالا و افقهاى متعالى دارد و عبادت، زمینهساز این ارتقاى روحى است و سبکبالى روح، در سایه پرستش فراهم مىآید. نمازهاى روزانه، مثل شستشوى پنج نوبت در آب که بدن را پاک مىکند، پاکساز روح از آلایشهاى گناهان است. حج نیز با آنکه در سراسر عمر یک بار واجب است، همین نقش را ایفا مىکند و ویژگىها و کیفیتى که در این عبادت نهفته، آن را امتیاز مى بخشد و رنجهاى سفر و تنگناهاى انجام اعمال، پالاینده روح و بیدارگر فکر است. «عامل کیفى» حج، جبرانِ «عامل کمّى» را بر عهده دارد و حج را به مثابه حضور در یک میدان نبرد مىسازد. از این رو اثربخشتر و کارسازتر است.
داستان هجرت ابراهیم با همسر و کودکش به این سرزمین درسهاى متعدّد داشت، مانند: تسلیم و رضا به قضاى الهى، تحمّل سختترین آزمونها در راه اجراى فرمان، توکّل آگاهانه بر خداوند و فضل او، تبدیل شدّت به فرج براى صابران و … که فرمان ذبح فرزند، بزرگترین این آزمونها بود و مىبایست این درسها سرمشق مؤمنان به خدا قرار گیرند.
حکمت رمى و ذبح و حلق
در قربانى به پیشگاه خدا و رمى جمرات در روز عیدقربان، حکمتهاست. رهاورد قربانى، نیکى و احسان به فقیران است. هر چند اگر زمینه بهرهورى تهیدستان از گوشت قربانى هم فراهم نباشد، خود این کار، روح عبودیت و فرمانبردارى از خدا را در جان مکلّف افزونتر مىسازد. در عین حال، مسؤولان امر باید با برنامهریزى حساب شده، زمینه استفاده از این ثروت هنگفت ـ که با انگیزه هاى الهى تقدیم مىشود ـ و توزیع آن میان نیازمندان کشورهاى اسلامى را فراهم آورند تا مصداق تبذیر نگردد.
«رمى جمره» در صبح روز دهم، یادآور طرد شیطان و نفى وسوسههاى او در عمل نکردن به فرمان خداست. چه در داستان حضرت اسماعیل باشد که سه بار شیطان را از خویش راند، چون وسوسه مىکرد که خود را براى قربانى شدن آماده نسازد، و چه مربوط به حضرت ابراهیم که شیطان را مىراند و هر بار با هفت سنگ، تا مانع انجام امر خدا نشود.
برخى هم گفتهاند علاوه براین پدر و پسر، شیطان هاجر را هم وسوسه مىکرد تا براى قربانى شدن فرزندش رضایت ندهد و مانع ذبح گردد.
کار این سه شخصیت بزرگ، الگویى براى همه مؤمنان تاریخ شد، که دستور خدا را هر چه سخت باشد اطاعت کنند و راضى به قضاى الهى باشند. پدر، الگوى پدران، مادر، الگوى همه مادران و اسماعیل، الگوى جوانان، تا جوانان با الهام از اسماعیل، وارد میدانهاى جهاد اکبر و اصغر شوند و از نثار خون و جان در راه خدا و اهداف متعالى سرباز نزنند.
این عمل در حج، احیاگر آن خاطره ها و فداکارىهاست، تا درس آموز ایثار و عبودیت و تسلیم باشد و انسان را در میدان مبارزه با نفس، نیرو بخشد.
حلق و تقصیر پس از رمى و قربانى، رمزى براى زدودن گناهان و زوال آلودگى خطاها از روح و جان است، تا فلسفه تحقق تقواى الهى که در همه عبادات از جمله در حج نهفته است، ظهور یابد.
اینگونه است که حج، در قلمرو آثار و نتایجى که دارد، به خودشناسى و مردم شناسى هم کمک مى کند، تا هر کس میزان موفقیت خویش را در این عرصه دریابد و بداند که آیا حج، تحوّل و دگرگونى در وضع او پدید آورده است یا نه؟ مثل دانشآموزى که در امتحان مردود مىشود و در همان کلاس قبلى مىماند، یا بیمارى که پس از مداوا باز هم تندرستى خویش را باز نمىیابد، این نشانه بىخاصیتى آن درس و این درمان است.
حج نیز مى تواند آزمونى براى موفقیت انسان در امتحان خودسازى به شمار آید، چون در مدرسه دین و مکتب ایمان هم بعضى به موفقیت مىرسند و برخى مردود مىشوند. میزان پاىبندى به احکام الهى، شاخص قبولى در این کلاس و مدرسه است.
ابتلاى انسانهاى خداباور به انواع رنجها و بلاهاى آسمانى، براى تقویت روح و ایمان و صبر و آموزش درس و تسلیم در برابر مشیت و فرمان الهى است و آنچه در زندگى انبیاى الهى و اصحاب صبور آنان مثل بلا و … پیش آمده است، صحنههایى از این آزمون خدایى است. آن چه که در تاریخ اسلام و در حادثه کربلا پیش آمد، نمونهاى دیگر از اینگونه آزمایشهاى سخت الهى براى خاندان پیامبر بود و حسین علیهالسلام نیز وارث سلسله پیامبران و وارث آدم، نوح، ابراهیم، موسى، عیسى و حضرت محمد صلى الله علیه و آله گشت و بُعد الگویى حضرتش جاودانه ماند.
براساس این فروغ فراگیر که از عاشورا دریافتهایم، مىتوانیم خطاب به سیدالشهدا علیهالسلام چنین بگوییم:
یاد تو، انقلابى پیوسته در میان ماست.
زمان مى گذرد، ولى فروغ آن نهضت برافروخته تر مىشود.
هرگاه در جامعه ما یزید ستمگرى طغیان کند، یک حسین هدایتگر رو در روى او مى ایستد، تا دین حق، به عنوان راهى پیشبرنده، بماند و ما به برترى و اعتلا برسیم.
ما در سایه روح بزرگ و بلند تو، همیشه عزیز مى مانیم و جز در پیشگاه خدایمان سرفرود نمىآوریم.
و … این، بنیان قوانین آسمانى است، که حضرت محمد صلى الله علیه و آله براى تکمیل آن آمده است.
پى نوشتها:
1 . حج : 37
2 . حج : 28
3 . فلا و ربّک لا یؤمنون حتّى یُحکِّموکَ فِیمَا شَجَرَ بَیْنَهُمْ… (نساء: 65).
4 . فصلت، 34: «إدفَعْ بِالَّتی هِیَ أحسن…».
5 . وسائل الشیعه، ج9، ص388
6 . ابراهیم : 37
رمز و راز حج (1)
منبع:aviny.com
رمز و راز حج (2)

جهانیها -> دین و احکام
زندگینامه حضرت ابوالفضل
عباس،فرزند علی و امّ البنین، در روز چهارم شعبان سال 26 هجری قمری در مدینه چشم به جهان گشود.مادرش فاطمه، دختر حزام بن خالد بود که نیاکانش همه از دلیر مردان عرب بوده
و در شجاعت و دلیری در دنیای عرب مشهور بوده اند.
امام علی ( ع ) ده سال پس از وفات حضرت فاطمه ،با امّ البنین ازدواج کرد. خواستگاری این
ازدواج را برادرش عقیل انجام داد .
می گویند هنگام ورود امّ البنین به خانه علی (ع) امام حسن و حسین بیمار بودند و او از آنان
پرستاری کرد تا خوب شدند.امّ البنین اجازه نمی داد که اورا فاطمه صدا کنندزیرا می ترسید یاد
غم های فاطمه برای علی و فرزندانش زنده شود و باعث ناراحتی آنان شود .ثمره ازدواج علی(ع) با فاطمه بنت حزام،چهار پسر به نام های عباس،عون ، جعفر و عثمان بود که بزرگترین آن ها عبّاس بود.فاطمه را به علت داشتن این چهارپسر،امّ البنین(مادر پسران) نامیده اند.امّ البنین آن چنان به امیرالمؤمنین وفادار بودکه پس از شهادت آن حضرت ، شوهر
دیگری اختیارنکردبا آن که بیش از بیست سال پس از آن حضرت زنده بود .
وقتی عباس به دنیا آمد،امام علی(ع) در گوش او اذان و اقامه خواند،نام خدا و رسول را به گوش او خواند و نام او را عباس نهاد . امام گاه گاهی قنداق عباس را در آغوش می گرفت، بازوانش را می بوسید و گریه می کرد .روزی امّ البنین علّت این گریه را پرسید ؛ امام در جواب فرمود : این دست ها در راه کمک به حسین قطع خواهند شد .
عباس در خانه علی و در دامان مادری با ایمان و وفادار و در کنار حسن و حسین (ع) رشد کرد
واز این خاندان پاک درس های بزرگ انسانیت، شهادت و صداقت آموخت .
روزی حضرت علی (ع) ، عباس خرد سال را در کنار خود نشاند و به او گفت : بگو یک . عباس گفت : یک . امام فرمود : بگو دو . عباس از گفتن خودداری کرد. وقتی امام علت را جویا شدجواب داد : شرم می کنم با زبانی که خدا را به یگانگی خوانده ام ، دو بگویم .
عباس نه تنها در قامت رشید بود،بلکه در خِرَد برتر و در جلوه های انسانی هم رشید بود.او به یقین می دانست که برای چه روز عظیمی ذخیره شده و می دانست که برای عاشورا به دنیا آمده است .
عباس در سنین دوازده تا چهارده سالگی،زمانی که علی ( ع ) با دشمنان درگیر بود،در برخی از جنگ ها شرکت داشته و با آن که زیاداجازه جهاد به اوداده نمی شد،ولی درهمان نوجوانی حریف قهرمانان نامی عرب بوده است:
در یکی از روزهای جنگ صفّین،نوجوانی نقابدار از سپاه علی (ع) به میدان آمد.ترس و دلهره سپاه معاویه رادربرگرفت.هر کس ازدیگری می پرسید این نوجوان کیست که این طورشجاعانه پابه میدان جنگ نهاده است ؟ از سپاه معاویه کسی جرأت نکرد پا به میدان بگذارد.معاویه به سردار نامی خود،ابن شعثاء،دستور داد تا به جنگ این نوجوان برود؛ ابن شعثاء در جواب گفت: مرا حریف ده هزار نفردرجنگ می دانند،چگونه مرا به جنگ با کودکی می فرستی؟بهتر است
یکی ازپسرانم رابرای کشتن او بفرستیم.معاویه قبول کردو ابن شعثاء فرزند بزرگ خود را برای جنگ بااین نوجوان به میدان فرستاد.امّا او دریک چشم به هم زدن به دست این نوجوان کشته شد.ابن شعثاء فرزنددوم خودرا فرستاد،او نیز کشته شدو به این ترتیب هرهفت پسراو کشته شدندوخود اوبا عصبانیّت پا به میدان گذاشت وبه آن نوجوان دلاور گفت:تو پسران مرا کشتی ،
به خدا قسم پدر و مادرت را به عزایت خواهم نشاند.ولی خوداونیزدرمدّت کوتاهی به پسرانش پیوست.همه با تعجّب به این نوجوان شجاع نگاه می کردند. امام(ع) اورا پیش خودخواندونقاب او را برداشت وپیشانی اورا بوسید.همه با تعجّب دیدند که او عباس پسر امیرالمؤمنین است.
همچنین درجنگ صفین،زمانی که سپاه معاویه راه آب رابه روی امیرالمؤمنین و سپاهش بسته بودند؛امام (ع) جمعی رابه فرماندهی امام حسین (ع) جهت باز کردن راه فرستادکه عباس هم در آن جمع حاضر بوده و در رکاب برادرش جنگیده است .
عباس چهارده ساله بودکه پدرش درواقعه محراب خونین کوفه دررمضان سال چهلم هجری به شهادت رسید.او با چشمانی اشکبار و خاطری اندوهگین،شاهد دفن شبانه و پنهانی پدرش بوده است.او هرگز توصیه ای راکه پدرش در شب 21 ماه رمضان در آستانه شهادتش به عباس کرد ، از یاد نبرد . آری امام از او خواست که در عاشورا و در کربلا برادرش حسین را تنها نگذارد.
پس از شهادت امام علی (ع) عباس سال های تلخ امامت برادرش حسن (ع) را هم تجربه کرد.
سالهایی که حیله گری های معاویه و ستم های امویان اوج گرفته بود و بسیاری از یاران وفادار امام علی و امام حسن (ع)،از جمله حجر بن عدی و عمرو بن حمق به شهادت رسیدند.دورانی که وعّاظ در منبر ها معاویه را مدح و به علی (ع) ناسزا می گفتند .
وقتی امام حسن(ع) مسموم و شهید شد . عباس24 سال داشت.شهادت امام حسن بار دیگر بنی هاشم راسوگوار کرد عباس نیز به همراه خاندان پیامبر در غم واندوه ازدست دادن برادرش
متأثّر و اندوهگین شد . عباس چند سال بعد از شهادت پدرش ، در سن هیجده سالگی با لُبابه دختر عبداللّه بن عبّاس ازدواج کرد . عبداللّه راوی حدیث و از شاگردان لایق و برجسته علی (ع) بود و لبابه در محیطی عرفانی و مذهبی تولدو رشد یافته بود.حاصل ازدواج عباس بالبابه دو فرزند به نامهای عبیداللّه و فضل بود.میگویند بعد از تولد فضل به عباس لقب ابوالفضل (پدر فضل ) دادند. امّا برخی دیگر عقیده دارند عباس به خاطر فضل بی پایانش به این لقب خوانده می شود .
عباس درهمه دوران زندگی اش،همراه برادرش امام حسین(ع) بود.او جوانی خودرا صرف خدمت به امام حسین (ع) کرد.او درمیان جوانان بنی هاشم شکوه و احترام خاصّی داشت و آنان مانند پروانه هایی برگرد شمع عباس حلقه ای از عشق و وفا به وجود آورده بودند.آنان حدودسی نفر بودند و در رکاب امام حسن و حسین (ع) همواره آماده شهادت و حماسه بودند .
پس از مرگ معاویه،هنگامی که حاکم مدینه امام حسین رابه دارالإماره دعوت کردتاپیام یزید را به او تسلیم نماید،عباس به همراه این سی نفردر بیرون ازدارالإماره حاضر بودندو ترس ازحضور آنان باعث شد که در آن روز هیچ خطری امام را تهدید نکند.
عباس سرپرستی قافله امام حسین را در کوچ به کربلا بر عهده داشت .او در کربلا حماسه ای آفرید که تاریخ نظیر آن را در برگ های خود ندارد . او با پس زدن امان نامه امویان بزرگترین درس وفاداری به معشوق را در جامعه انسانی به یادگار گذاشت .
در روز عاشورا و در صحرای سوزان کربلا ، عباس با دیدن لبهای خشکیده و چشمان اشکبار فرزندان امام (ع) ، بی اختیار مشک آب را بر دوش گرفت و رفت تا بزرگترین امتحان زندگی اش را پس دهد . اورفت و با شجاعت صف دشمن را شکست،خود را به آب فرات رساند، مشک را پر کرد و با لبهایی تشنه به آب ضلال فرات نظاره کرد،جرأت نکرد جرعه ای بنوشد.چون حسین و فرزندانش تشنه بودند و شایسته نبود او قبل از آن ها خود را سیراب کند .
دشمن خوب می دانست که تا بازوان عباس بر تن اوست،توان برابری با او را ندارند.به همین علّت بازوان عباس هدف قرار گرفت.عباس برای حفظ آب دو دست خود را از دست دادوبا ضربه های دشمنان از اسب به پایین افتاد .امام حسین(ع)خود را به بالین عباس رساندواو در آغوش برادر به دیدار محبوب شتافت و امام را با کوله باری ازغم و اندوه درکربلا تنها گذاشت.عباس در موقع شهادت 35 سال داشت .
امام سجّاد (ع) درباره عمویش عبّاس چنین می فرماید:خداوند،عمویم عباس را رحمت کند که درراه برادرش ایثارو فداکاری کرد و ازجان خود گذشت.چنان فداکاری کردکه دو دستش قطع شد.
خداوند نیز به او همانندجعفر بن ابی طالب،درمقابل آن دو دست قطع شده،دو بال عطا کردکه با آن ها در بهشت با فرشتگان پرواز کند.عباس نزد خدا، مقام و منزلتی داردبس بزرگ،که همه شهیدان در قیامت به مقام والای او غبطه می خورند و رشک می برند .
منبع : بیتوته
زندگینامه حضرت ابوالفضل
زندگینامه حضرت ابوالفضل (ع),حضرت ابوالفضل,ابوالفضل,بیوگرافی حضرت ابوالفضل,درباره حضرت ابوالفضل,زندگی نامه حضرت ابوالفضل (ع),زندگینامه حضرت عباس ع,بیوگرافی حضرت ابوالفضل (ع),حضرت ابوالفضل در مختارنامه,حضرت ابوالفضل کیست,حضرت ابوالفضل العباس,حضرت ابوالفضل در مختار,حضرت ابوالفضل العباس (ع),حضرت ابوالفضل ویکیپدیا,ابوالفضل پورعرب,ابوالفضل قدیانی,ابوالفضل جلیلی,ابوالفضل اسماعیلی,ابوالفضل برقعی,ابوالفضل فاتح,ابوالفضل بازرگان,ابوالفضل بیهقی,بیوگرافی حضرت ابوالفضل العباس,بیوگرافی حضرت ابوالفضل,بیوگرافی حضرت ابوالفضل ع,بیوگرافی کامل حضرت ابوالفضل,درباره حضرت ابوالفضل عباس ع,درباره حضرت ابوالفضل (ع),درباره ی حضرت ابوالفضل,حدیث درباره حضرت ابوالفضل,نوحه درباره حضرت ابوالفضل,تحقیق درباره حضرت ابوالفضل,درباره ی حضرت ابوالفضل العباس,سخنرانی درباره حضرت ابوالفضل,مقاله درباره حضرت ابوالفضل,امام سجاد زندگینامه,امام حسن عسگری زندگینامه
جهانیها -> دکوراسیون
جهیزیه عروس ایرانی جدید
در این گالری عکس شاهد نمونه هایی از جهیزیه عروس ایرانی جدید خواهید بود.
جهیزیه عروس ایرانی جدید

جهیزیه عروس ایرانی جدید

جهیزیه عروس ایرانی جدید

جهیزیه عروس ایرانی جدید

جهیزیه عروس ایرانی جدید

جهیزیه عروس ایرانی جدید

جهیزیه عروس ایرانی جدید

جهیزیه عروس ایرانی جدید

جهیزیه عروس ایرانی جدید

جهیزیه عروس ایرانی جدید

جهیزیه عروس ایرانی جدید

جهیزیه عروس ایرانی جدید

جهیزیه عروس ایرانی جدید

جهیزیه عروس ایرانی جدید

جهیزیه عروس ایرانی جدید

جهیزیه عروس ایرانی جدید

جهیزیه عروس ایرانی جدید

جهیزیه عروس ایرانی جدید

جهیزیه عروس ایرانی جدید

جهیزیه عروس ایرانی جدید

جهیزیه عروس ایرانی جدید

جهیزیه عروس ایرانی جدید

جهیزیه عروس ایرانی جدید

جهیزیه عروس ایرانی جدید

جهیزیه عروس ایرانی جدید

جهیزیه عروس ایرانی جدید

جهیزیه عروس ایرانی جدید

جهیزیه عروس ایرانی جدید

جهیزیه عروس ایرانی جدید

جهیزیه عروس ایرانی جدید

جهیزیه عروس ایرانی جدید

جهیزیه عروس ایرانی جدید

جهیزیه عروس ایرانی جدید

جهیزیه عروس ایرانی جدید

جهیزیه عروس ایرانی جدید

جهیزیه عروس ایرانی جدید

جهیزیه عروس ایرانی جدید

جهیزیه عروس ایرانی جدید

جهیزیه عروس ایرانی جدید

جهیزیه عروس ایرانی جدید

جهیزیه عروس ایرانی جدید
همچنین ببینید
منبع : jahizegolaroos
جهیزیه عروس ایرانی جدید
جهیزیه عروس ایرانی جدید,تصاویر جهیزیه عروس ایرانی جدید,لیست جهیزیه عروس ایرانی جدید,چیدمان جهیزیه عروس ایرانی جدید,دکوراسیون جهیزیه عروس ایرانی جدید,تزیین جهیزیه عروس ایرانی جدید,تزیینات جهیزیه عروس ایرانی جدید,جهیزیه عروس ایرانی 93,جهیزیه عروس ایرانی فیسبوک,جهیزیه عروس,تزیین جهیزیه عروس,تزیین و چیدمان جهیزیه عروس,لیست کامل از جهیزیه عروس,لیست جهیزیه عروس جدید,چیدمان جهیزیه عروس جدید,تزیین جهیزیه عروس جدید,تزیینات جهیزیه عروس جدید,جهیزیه عروس ایرانی,جهیزیه عروس 93,جهیزیه عروس 94,جهیزیه عروس جدید,جهیزیه عروس لیست کامل,جهیزیه عروس عکس,جهیزیه عروس,جهیزیه عروس تزیین,جهیزیه عروس فیس بوک,تزیین جهیزیه عروس فیس بوک,تزیین جهیزیه عروس عکس,تزیین جهیزیه عروس ایرانی,تزیین جهیزیه عروس 2013,تزیین جهیزیه عروس و داماد,تزیین جهیزیه عروس خانوم,تزیین چیدمان جهیزیه عروس,تزئین و چیدمان جهیزیه عروس,لیست کامل جهیزیه عروس,لیست کامل جهیزیه عروس با قیمت,لیست کامل جهیزیه عروس جدید,لیست کامل جهیزیه عروس 91,دکوراسیون منزل عروس