اعمال شب پانزدهم ماه رمضان ماه رمضان 93

www.jahaniha.com/ رمضان ٢٠١٥ شب بیستم ماه رمضان www.jahaniha.come شب پانزدهم ماه رمضان www.jahaniha.com www.jahaniha.com lyrics شب‌های پر فضیلت ماه رمضان www.jahaniha.com/chat ماه رمضان ٢٠١٥ www.jahaniha.com/cat/photos ماه رمضان 2015 رمضان ١٤٣٦ احکام دین و نماز ماه رمضان ١٣٩٤ ماه رمضان 93 ماه رمضان 1394 ماه رمضان 2015 رمضان 2014 www.jahaniha.com/ رمضان 2014

اعمال شب پانزدهم ماه رمضان

این شب، از شب هاى بافضیلت و ارزشمندى است که براى آن اعمالى وارد شده است:


غسل.

 
ششرکعت نماز (هر دو رکعت به یک سلام) که در هر رکعت، سوره هاى حمد و یس و ملک و توحید را بخواند.

 
صد رکعت نماز، که در هر رکعت بعد از حمد، ده مرتبه سوره «قل هو اللّه احد» را بخواند. از حضرت امیرالمؤمنین على(علیه السلام) از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) روایت شده است که هر کس این عمل را بجا آورد خداوند ده فرشته را به سوى او بفرستد تا دشمنان را از او دفع کنند و سى فرشته را به هنگام مرگ نزد او بفرستد تا بهشت را به وى بشارت دهند و سى فرشته دیگر، تا او را از آتش دوزخ ایمن دارند.

 
زیارت امام حسین(علیه السلام). از امام صادق(علیه السلام) سؤال کردند که پاداش کسى که در شب نیمه ماه رمضان کنار قبر امام حسین(علیه السلام) باشد چیست؟ فرمود:

 

خوشا به حال کسى که در شب نیمه ماه رمضان در کنار قبر امام حسین(علیه السلام) بعد از نماز عشا ده رکعت نماز بگزارد، در هر رکعتى بعد از سوره حمد ده مرتبه قل هو الله احد را بخواند و از آتش دوزخ به خدا پناه ببرد; خداوند نیز به پاداش این عمل، نامش را «آزاد شده از آتش» ثبت فرماید و قبل از آن که بمیرد، فرشتگان به وى بشارت بهشت مى دهند و فرشتگان دیگرى، او را از آتش دوزخ ایمن مى دارند.

منبع : بیتوته

اعمال شب پانزدهم ماه رمضان

شب پانزدهم ماه رمضان,ماه رمضان,رمضان,شب‌های پر فضیلت ماه رمضان,شب نوزدهم ماه رمضان,شب بیستم ماه رمضان,اعمال شب پانزدهم ماه رمضان,اعمال شب 15 ماه رمضان,ماه رمضان 94,ماه رمضان 1394,ماه رمضان ١٣٩٤,ماه رمضان 93,ماه رمضان 2015,ماه رمضان ٢٠١٥,رمضان 2015,رمضان ٢٠١٥,رمضان 2014,رمضان البرنس,رمضان ٢٠١٤,رمضان قدیروف,رمضان ١٤٣٦

احادیثی از امام حسین (ع) احادیث امام حسین ع

احکام دین و قرض www.jahaniha.com/chat www.jahaniha.com/ چند حدیث زیبا از امام حسین ع ماه محرم 1392 جهانی ها حدیث امام حسین عاشورا www.jahaniha.com/ حدیث ثقلین امام حسین عاشورا احادیث زیبا از امام حسین ع حدیث میرامینی محرم ماه محرم 1392 احادیث امام حسین ع ماه محرم www.jahaniha.come حدیث امام حسین (ع) ماه محرم نوحه ماه محرم الحرام

احادیثی از امام حسین (ع)

جهانی‌ها -> دین و احکام

حدیث (1) امام حسین علیه السلام فرمودند:

لاتـَرفع حــاجَتَک إلاّ إلـى أحـَدٍ ثَلاثة: إلـى ذِى دیـنٍ، اَو مُــرُوّة اَو حَسَب

جز به یکى از سه نفر حاجت مبر: به دیندار، یا صاحب مروت، یا کسى که اصالت خانوادگى داشته باشد.

(تحف العقول ، ص 251)

احادیثی از امام حسین (ع)

حدیث (2) امام حسین علیه السلام فرمودند:

أیما اثنَین جَرى بینهما کلام فطلب أحدهما رضَـى الاخر کانَ سابقة الىَ الجنّة

هر یک از دو نفـرى که میان آنها نزاعى واقع ی و یکـى از آن دو رضایت دیگرى را بجـویـد ، سبقت گیـرنـده اهل بهشت خـواهـد بــود

(محجه البیصاء ج 4،ص 228)

احادیثی از امام حسین (ع)

حدیث (3) امام حسین علیه السلام فرمودند:

لاأفلَحَ قـَومٌ اشتَـروا مَـرضـاتِ المَخلـُوق بسَخَطِ الخـالِق

رستگـار نمی ی مـردمـى که خشنـودى مخلـوق را در مقـابل غضب خـالق خریدنـد

(تاریخ طبرى،ص 1،ص 239)

احادیثی از امام حسین (ع)

حدیث (4) امام حسین علیه السلام فرمودند:

إنَّ شِیعَتَنا مَن سَلمَت قُلُوبُهُم مٍن کلِّ غَشٍّ وَ غِلٍّ وَ دَغَلٍ

بدرستی که شیعیان ما قلبشان از هرناخالصی و حیله و تزویر پاک است

(فرهنگ سخنان امام حسین ص/ 476)

احادیثی از امام حسین (ع)

حدیث (5) امام حسین علیه السلام فرمودند:

لا یأمَن یومَ القیامَةِ إلاّ مَن خافَ الله فِی الدُّنیا

کسی در قیامت در امان نیست مگر کسی که در دنیا ترس از خدا در دل داشت

(مناقب ابن شهر آشوب ج/4 ص/ 69)

احادیثی از امام حسین (ع)

حدیث (6) امام حسین علیه السلام فرمودند:

أَعجَزالنّاسٍ مَن عَجَزَ عَنِ الدُّعاء

عاجزترین مردم کسی است که نتواند دعا کند

(بحارالانوارج/ 93 ص/ 294)

احادیثی از امام حسین (ع)

حدیث (7) امام حسین علیه السلام فرمودند:

اَلبُکاءُ مِن خَشیةِ اللهِ نَجآةٌ مِنَ النّارِ

گریه از ترس خدا سبب نجات از آتش جهنّم است

(حیات امام حسین ج 1 /ص 183)

احادیثی از امام حسین (ع)

حدیث (8) امام حسین علیه السلام فرمودند:

مَن حاوَلَ اَمراً بمَعصِیَهِ اللهِ کانَ اَفوَتَ لِما یَرجُو وَاَسرَعَ لِمَجئ ما یَحذَرُ

آن که در کاری که نافرمانی خداست بکوشد امیدش را از دست می دهد و نگرانیها به او رو می آورد.

(بحار الانوار ، ج 3 ، ص 397)

احادیثی از امام حسین (ع)

حدیث (9) امام حسین علیه السلام فرمودند:

اِنّ اَعفَی النّاسِ مَن عَفا عِندَقُدرَتِهِِ

بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.

(الدره الباهره ، ص24)

احادیثی از امام حسین (ع)

حدیث (10) امام حسین علیه السلام فرمودند:

لا أفلح قوم إشتروا مرضاة المخلوق بسخط الخالق.

کسانی که رضایت مخلوق را به بهای غضب خالق بخرند، رستگار نخواهند شد.

(مقتل خوارزمی،ج 1،ص239)

احادیثی از امام حسین (ع)

حدیث (11) امام حسین علیه السلام فرمودند:

من حاول اَمرا بمعصیة الله کان اَفوت لما یرجو و اَسرع لما یحذر.

کسی که بخواهد از راه گناه به مقصدی برسد ، دیرتر به آروزیش می رسد و زودتر به آنچه می ترسد گرفتار می ی .

(بحارالانوار،ج78،ص120)

احادیثی از امام حسین (ع)

حدیث (12) امام حسین علیه السلام فرمودند:

من طلب رضی الناس بسخط الله وکله الله إلی الناس .

کسی که برای جلب رضایت و خوشنودی مردم ، موجب خشم و غضب خداوند ی، خداوند او را به مردم وا می گذارد.

(بحارالانوار،ج78،ص126)

احادیثی از امام حسین (ع)

حدیث (13) امام حسین علیه السلام فرمودند:

من اَحبک نهاک و من اَبغضک اَغراک.

کسی که تو را دوست دارد، از تو انتقاد می کند و کسی که با تو دشمنی دارد، از تو تعریف و تمجید می کند

(بحار الانوار،ج75،ص128)

احادیثی از امام حسین (ع)

حدیث (14) امام حسین علیه السلام فرمودند:

من دلائل العالم إنتقادة لحدیثه و علمه بحقائق فنون النظر.

از نشانه های عالم ، نقد سخن و اندیشه خود و آگاهی از نظرات مختلف است .

(بحارالانوار،ج78،ص119)

احادیثی از امام حسین (ع)

حدیث (15) امام حسین علیه السلام فرمودند:

من دلائل العالم إنتقادة لحدیثه و علمه بحقائق فنون النظر.

از نشانه های عالم ، نقد سخن و اندیشه خود و آگاهی از نظرات مختلف است .

(بحارالانوار،ج78،ص119)

احادیثی از امام حسین (ع)

حدیث (16) امام حسین(ع) فرمودند:

لا تقولوا باَلسنَتکم ما ینقُص عَن قَدَرَکم

چیزى را بر زبان نیاورید که از ارزش شما بکاهد

(جلاءالعیون،ج۲ص۲۰۵)

احادیثی از امام حسین (ع)

حدیث(17) امام حسین (ع) فرمودند:

لا یکمل العقل إلا باتباع الحق .  

عقل کامل نمی شود مگر با پیروی از حق .

(بحار الانوار، ج 78، ص 127 )

احادیثی از امام حسین (ع)

حدیث(18) امام حسین (ع) فرمودند:

یاک و ما تعتذر منه ، فإن المؤمن لا یسیء و لا یعتذر، و المنافق کل یوم یسیء و یعتذر

حذر کن از مواردی که باید عذرخواهی کنی ، زیرا مؤمن نه کار زشتی انجام می دهد و نه به عذرخواهی می پردازد، اما منافق همه روزه بدی می کند، و به عذرخواهی می پردازد.

( بحار الانوار، ج 78، ص120 )

همچنین ببینید

احادیث امام حسین (ع)

اعمال روز نهم ماه محرم

اعمال روز اول ماه محرم

محرم 92

اعمال دهه اول ماه محرم

امام حسین و طفل شیر خواره اش علی اصغر

زندگی نامه مسلم بن عقیل(ع)

زندگینامه امام حسین علیه السلام

شهادت فرزندان حضرت زینب (ع)

امام حسین (ع) از دیدگاه دکتر شریعتی

زندگینامه حضرت ابوالفضل

آداب ماه محرم

اعمال شب و روز ماه محرم

منبع:aviny.com

احادیثی از امام حسین (ع)

حدیث امام حسین (ع),احادیثی زیبا از امام حسین (ع),حدیت‌های از امام حسین (ع),امام حسین (ع),حدیث امام حسین عاشورا,احادیث امام حسین ع,حدیث امام حسین در عاشورا,احادیثی زیبا از امام حسین ع,احادیث زیبا از امام حسین ع,حدیث زیبا از امام حسین (ع),چند حدیث زیبا از امام حسین ع,امام حسین (ع) کیست؟,امام حسین عکس,امام حسین عاشورا,امام حسین ع ویکیپدیا,امام حسین ع احادیث

سخنان زیبا معصومین (ع) درباره حضرت فاطمه (س) حضرت فاطمه (س)

سخنان حضرت فاطمه س محمد رسول الله بالانجلیزی امام صادق ع امام مجتبى روز مادر 1394 محمد رسول الله بالانجلیزی اسامی حضرت فاطمه (س) امام رضا شعر جهانی‌ها سخنان معصومین سخنان معصومین سخنان معصومین زندگینامه حضرت فاطمه (س) مذهبی مذهبی اندروید امام صادق زندگینامه مذهبی آهنگ حضرت فاطمه (س) امام رضا امام صادق خواهران

سخنان زیبا معصومین (ع) درباره حضرت فاطمه (س)

سخنان معصومین(ع) درباره حضرت فاطمه(س)
رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم): فاطمه بضعه منى و هى نور عینى و ثمره فوادى و روحى التى بین جنبى و هى الحورإ الانسیه(1)
فاطمه پاره وجود و نور دو چشم و میوه قلب من است, او روح و جان من است که در میان دو پهلویم قرار گرفته. او حوریه اى است در سیماى انسان.


————————————–
رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم):
ان الله تبارک و تعالى یغضب لغضب فاطمه و یرضى لرضاها(2)
خداوند غضب مى کند به غضب فاطمه و خشنود مى شود به خشنودى فاطمه.

————————————–
رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم):
ان ابنتى فاطمه ملا الله قلبها و جوارحها ایمانا و یقینا(3)
خداوند تمام وجود دخترم فاطمه را لبریز از ایمان و یقین نموده است.

————————————–
رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم):
فاطمه بضعه منى من سرها فقد سرنى و من سإها فقد سإنى, فاطمه اعز الناس على(4)
فاطمه پاره وجود من است, هر که او را خوشحال کند مرا خوشحال کرده و هر که او را بیازارد مرا آزار داده. فاطمه در نزد من عزیزترین مردم است.

————————————–
رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم):
فاطمه حورإ انسیه فکلما اشتقت الى رائحه الجنه شممت رائحه ابنتى فاطمه(5)
فاطمه فرشته اى در سیماى انسان است, هرگاه مشتاق بوى بهشت مى شوم دخترم فاطمه را مى بویم.

————————————–
رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم):
و اما ابنتى فاطمه… متى قامت فى محرابها بین یدى ربها جل جلاله زهر نورها لملائکه السمإ کما یزهر نور الکواکب لاهل الارض, ویقول الله عزوجل لملائکته: یا ملائکتى انظروها الى إمتى فاطمه سیده امائى قائمه بین یدى, ترتعد فرائضها من خیفتى و قد إقبلت بقلبها على عبادتى(6)
وقتى دخترم فاطمه در محراب عبادت مى ایستاد همچون ستاره اى براى ملائکه آسمان مى درخشید. خدا به ملائکه مى گوید: اى ملائکه بنگرید به بهترین بنده من فاطمه, او در مقابل من ایستاده و از خوف من تمامى وجودش مى لرزد و با تمامى حضور قلبش به عبادت من روى آورده.

————————————–
رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم):
انى سمیت ابنتى فاطمه لان الله عزوجل فطمها و فطم من احبها من النار(7)
فاطمه را, فاطمه نامیدم, زیرا خداوند او را و آن کس که او را دوست داشته باشد, از آتش حفظ مى کند.

————————————–
رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم):
یا سلمان من احب فاطمه ابنتى فهو فى الجنه معى و من ابغضها فهو فى النار. یا سلمان حب فاطمه ینفع فى مإه من المواطن, ایسر ذلک المواطن الموت و القبر و المیزان والحساب و…(8)
اى سلمان! کسى که دخترم فاطمه را دوست داشته باشد در بهشت با من است و کسى که دشمن او باشد در آتش است. سلمان! محبت فاطمه در صد مورد نافع است[ و مایه نجات] که آسان ترینش مرگ, قبر, هنگام سنجش اعمال, و… مى باشد.

————————————–
امام مجتبى علیه السلام:
رإیت امى فاطمه[ علیها السلام] قامت فى محرابها لیله جمعتها فلم تزل راکعه ساجده حتى اتضح عمود الصبح و سمعتها تدعو للمومنین والمومنات و تسمیهم و تکثر الدعا لهم و لا تدعو لنفسها بشىء, فقلت لها: یا اماه لم لا تدعین لنفسک کما تدعین لغیرک؟ فقالت یا بنى الجار ثم الدار(9)
مادرم فاطمه علیها السلام را شب جمعه اى در محراب عبادت دیدم که تا دمیدن فجر به رکوع و سجود اشتغال داشت و پیوسته با ذکر نام مرد و زن مومن دعاى فراوان برایشان مى نمود ولى براى خود دعایى نکرد. گفتم: مادر! چرا همانگونه که براى دیگران دعا مى کنى براى خود دعا نمى کنى؟ فرمود: پسرم! نخست همسایه و سپس خویشتن.

————————————–
امام صادق علیه السلام:
من عرف فاطمه حق معرفتها فقد ادرک لیله القدر و انما سمیت[ فاطمه] فاطمه لان الخلق فطموا عن معرفتها(10)
هر آن کس که فاطمه را آن گونه که باید بشناسد, لیله القدر را درک کرده, و فاطمه را از آن رو فاطمه گفته اند که مردم از شناخت او عاجزند.

————————————–
عن مولانا المهدى علیه السلام:
و فى ابنه رسول الله لى اسوه حسنه(11)
دختر رسول الله(ص) براى من الگویى نیکوست.

———————————
پى نوشتها:
1- بحارالانوار, ج43, ص172.
2- معجم الکبیر طبرانى, ج1, ص108.
3- بحارالانوار, ج43, ص29.
4- همان, ص23.
5- همان, ص4.
6- همان, ص173.
7- همان, ص12 و 16 و..
8- ینابیع الموده, ص263.
9- بحارالانوار, ج43, ص82.
10- تفسیر فرات الکوفى, چاپ تهران, ص581.
11- بحارالانوار, ج52, ص179.

همچنین ببینید

منبع : بیتوته

سخنان زیبا معصومین (ع) درباره حضرت فاطمه (س)

سخنان معصومین,حضرت فاطمه (س),سخنان حضرت محمد,حضرت فاطمه سخنان,حضرت فاطمه سلام,القاب حضرت فاطمه س,زندگینامه حضرت فاطمه (س),شهادت حضرت فاطمه س,ولادت حضرت فاطمه س,اسامی حضرت فاطمه (س),سخنان حضرت فاطمه س,سخنان حضرت محمد درباره زن,سخنان حضرت محمدص,سخنان حضرت محمد به انگلیسی,سخنان حضرت محمد در غدیر خم

دختر نخبه و نمونه کیست؟ نخبه کشی

دختر ایرانی مذهبی جهانی ها مذهبی شعر نمونه قرارداد مذهبی دختر نمونه کیست جهانی‌ها نخبه شأن نزول مذهبی اس ام اس نخبه احکام دین و قرض مذهبی سایت مذهبی عکس جهانی‌ها نخبه پروری نخبه گرایی www.jahaniha.comm دختر ایرانی

دختر نخبه و نمونه کیست؟

اینها ملاک‌های برتری دختران است؟!
بر حسب آنچه از هدایت‌های قرآنی، روایات شریفه، احادیث متواتره و سیره مسلمین استفاده می‌شود، دختر نمونه دختری است که به صفات ده‌گانه ارزشی اسلامی که در سوره احزاب آیه 35 بیان شده آراسته، و حجاب و پوشش کامل اسلامی داشته باشد …

دختر نخبه و نمونه کیست؟ آیا داشتن شغل و یا مدرک دانشگاهی از ملاک‌های برتری دختران است؟ آیا داشتن حجاب و پوشش از معیارهای انتخاب دختر نمونه است؟

آیا قهرمانی در رشته‌های ورزشی می‌تواند ملاک صحیحی برای انتخاب دختر نمونه باشد؟

بر حسب آنچه از هدایت‌های قرآنی، روایات شریفه، احادیث متواتره و سیره مسلمین استفاده می‌شود، دختر نمونه دختری است که به صفات ده‌گانه ارزشی اسلامی که در سوره احزاب آیه 35 بیان شده آراسته، و حجاب و پوشش کامل اسلامی داشته باشد، و در برنامه‌ها و مسابقاتی که معرض نظر نامحرمان و بداندیشان قرار می‌گیرد شرکت ننماید و عفّت، کرامت و مقام و منزلت بالایی را که اسلام برای بانوان شناخته است، حفظ نماید. (لطف الله صافی/29 شوال المکرم)

 نگرشی بر آیه 35 احزاب
إِنَّ الْمُسْلِمِینَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُۆْمِنِینَ وَالْمُۆْمِنَاتِ وَالْقَانِتِینَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِینَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِینَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِینَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِینَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِینَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِینَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاکِرِینَ اللَّهَ کَثِیرًا وَالذَّاکِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِیمًا :

به یقین مردان مسلمان و زنان مسلمان (که شهادتین را گفته و عملا تسلیم دین شده‏اند) و مردان مۆمن و زنان مۆمن (که اعتقاد قلبى به اصول و فروع اسلام پیدا کرده‏اند)، و مردان مطیع و خاضع و زنان مطیع و خاضع، و مردان راستگو و زنان راستگو، و مردان صابر و شکیبا و زنان صابر و شکیبا، و مردان فروتن از درون قلب و زنان فروتن از درون قلب، و مردان صدقه‏دهنده و زنان صدقه ‏دهنده، و مردان روزه‏دار و زنان روزه دار، و مردان حافظ شهوات و زنان حافظ شهوات، و مردان بسیار یادکننده خدا و زنان یادکننده، خداوند براى همه آنان آمرزش و پاداشى بزرگ آماده کرده است

شأن نزول
جمعى از مفسران گفته اند: هنگامى که «اسماء بنت عمیس» همسر «جعفر بن ابیطالب» با شوهرش از «حبشه» بازگشت، به دیدن همسران پیامبر (صلى الله علیه وآله) آمد، یکى از نخستین سۆالاتى که مطرح کرد، این بود: آیا چیزى از آیات قرآن درباره زنان نازل شده است؟ آنها در پاسخ گفتند: نه!
«اسماء» به خدمت پیامبر (صلى الله علیه وآله) آمده عرض کرد: «اى رسول خدا، جنس زن گرفتار خسران و زیان است»!، پیامبر (صلى الله علیه وآله) فرمود: «چرا»؟

عرض کرد: «به خاطر این که در اسلام و قرآن فضیلتى درباره آنها همانند مردان نیامده است».

اینجا بود که آیه فوق نازل شد (و به آنها اطمینان داد که زن و مرد در پیشگاه خدا از نظر قرب و منزلت یکسانند، مهم آنست که از نظر اعتقاد و عمل و اخلاق اسلامى واجد فضیلت باشند).

شخصیت و ارزش مقام زن در اسلام
در آیه مورد بحث، سخنى جامع و پر محتوا درباره همه زنان و مردان و صفات برجسته آنها، بیان شده است، و ضمن بر شمردن ده وصف از اوصاف اعتقادى و اخلاقى و عملى آنان، پاداش عظیم آنها را در پایان آیه بر شمرده است.

الف) بخشى از این اوصاف دهگانه از مراحل ایمان سخن مى گوید (اقرار به زبان، تصدیق به قلب و جنان، و عمل به ارکان).

ب) قسمت دیگرى، پیرامون کنترل زبان و شکم و شهوت جنسى که سه عامل سرنوشت ساز در زندگى و اخلاق انسان ها مى باشد بحث مى کند.

ج) و در بخش دیگرى از مسأله حمایت از محرومان و ایستادگى در برابر حوادث سخت و سنگین، یعنى صبر، که ریشه ایمان است و سرانجام از عامل تداوم این صفات، یعنى ذکر پروردگار، سخن به میان مى آورد.

1- مى گوید: «مردان مسلمان و زنان مسلمان» (إِنَّ الْمُسْلِمِینَ وَ الْمُسْلِماتِ).

2- «و مردان مۆمن و زنان مۆمنه» (وَ الْمُۆْمِنِینَ وَ الْمُۆْمِناتِ).

3- «و مردانى که مطیع فرمان خدا هستند و زنانى که از فرمان حق اطاعت مى کنند» (وَ الْقانِتِینَ وَ الْقانِتاتِ).

«قانِت» از ماده «قنوت» چنان که قبلاً هم گفته ایم، به معنى اطاعت توأم با خضوع است، اطاعتى که از ایمان و اعتقاد سر زند، و این اشاره به جنبه هاى عملى و آثار ایمان مى باشد.

4- سپس، به یکى دیگر از مهمترین صفات مۆمنان راستین، یعنى حفظ زبان پرداخته مى گوید: «و مردان راستگو و زنان راستگو» (وَ الصّادِقِینَ وَ الصّادِقاتِ).

از روایات اسلامى استفاده مى شود که: استقامت و درستى ایمان انسان، به استقامت و درستى زبان او است: لایسْتَقِیمُ اِیمانُ امْرِء حَتّى یسْتَقِیمَ قَلْبُهُ، وَ لایسْتَقِیمُ قَلْبُهُ حَتّى یسْتَقِیمَ لِسانُهُ: «ایمان انسان به درستى نمى گراید تا قلبش درست شود، و قلبش درست نمى شود تا زبانش درست شود»!. («محجة البیضاء»، جلد 5، صفحه 193.)
صبر

5- و از آنجا که ریشه ایمان، صبر و شکیبائى در مقابل مشکلات است، و نقش آن در معنویات انسان، همچون نقش «سر» است در برابر «تن»، پنجمین وصف آنها را این گونه بازگو مى کند: «و مردان صابر و شکیبا و زنان صابر و شکیبا» (وَ الصّابِرِینَ وَ الصّابِراتِ).

6- از طرفى مى دانیم، یکى از بدترین آفات اخلاقى، کبر و غرور و حبّ جاه است، و نقطه مقابل آن «خشوع»، لذا در ششمین توصیف مى فرماید: «و مردان با خشوع و زنان با خشوع» (وَ الْخاشِعِینَ وَ الْخاشِعاتِ).

7- گذشته از حبّ جاه، حبّ مال، نیز آفت بزرگى است، و اسارت در چنگال آن، اسارتى است دردناک، و نقطه مقابل آن انفاق و کمک کردن به نیازمندان است، لذا در هفتمین توصیف مى گوید: «و مردان انفاق گر و زنان انفاق کننده» (وَ الْمُتَصَدِّقِینَ وَ الْمُتَصَدِّقاتِ).

8- سه چیز است که اگر انسان از شر آن در امان بماند، از بسیارى از شرور و آفات اخلاقى در امان است، زبان و شکم و شهوت جنسى، به قسمت اول در چهارمین توصیف اشاره شد، اما به قسمت دوم و سوم در هشتمین و نهمین وصف مۆمنان راستین اشاره کرده، مى گوید: «و مردانى که روزه مى دارند و زنانى که روزه مى دارند» (وَ الصّائِمِینَ وَ الصّائِماتِ).

9- «و مردانى که دامان خود را از آلودگى به بى عفتى حفظ مى کنند، و زنانى که عفیف و پاکند» (وَ الْحافِظِینَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحافِظاتِ).

10- سرانجام به دهمین و آخرین صفت که تداوم تمام اوصاف پیشین، به آن بستگى دارد پرداخته مى گوید: «و مردانى که بسیار به یاد خدا هستند، و زنانى که بسیار یاد خدا مى کنند»(وَ الذّاکرِینَ اللّهَ کثِیراً وَ الذّاکراتِ).

آرى، آنها با یاد خدا در هر حال و در هر شرایط، پرده هاى غفلت و بى خبرى را از قلب خود کنار مى زنند، وسوسه ها و همزات شیاطین را دور مى سازند و اگر لغزشى از آنان سر زده، فوراً در مقام جبران بر مى آیند، تا از صراط مستقیم الهى فاصله نگیرند.
منظور از «ذکر کثیر» چیست؟
در روایات اسلامى و کلمات مفسرین، تفسیرهاى گوناگونى ذکر شده که ظاهراً همه از قبیل ذکر مصداق است و مفهوم وسیع این کلمه، شامل همه آنها مى شود.

از جمله در حدیثى از پیغمبر گرامى اسلام (صلى الله علیه وآله) مى خوانیم: إِذَا أَیقَظَ الرَّجُلُ أَهْلَهُ مِنَ اللَّیلِ فَتَوَضَّئا وَ صَلَّیا، کتِبَا مِنَ الذَّاکرِینَ اللَّهَ کثِیراً وَ الذَّاکرَاتِ: «هنگامى که مرد همسرش را شبانگاه بیدار کند و هر دو وضو بگیرند و نماز (شب) بخوانند از مردان و زنانى خواهند بود که بسیار یاد خدا مى کنند». («مجمع البیان»، جلد 8، صفحه 358، و تفسیر «قرطبى»، ذیل آیه مورد بحث.)

و در حدیثى از امام صادق (علیه السلام) مى خوانیم: «هر کس تسبیح فاطمه زهراء(علیهاالسلام) را در شب بگوید، مشمول این آیه است». («مجمع البیان»، جلد 8، صفحه 358.)

بعضى از مفسران گفته اند: «ذکر کثیر» آن است که در حال قیام و قعود و به هنگامى که به بستر مى رود یاد خدا کند.

اما به هر حال، ذکر نشانه فکر است، و فکر مقدمه عمل، هدف، هرگز ذکر خالى از فکر و عمل نیست.

به امید آنکه همه ی زنان و مردان جامعه این آیه نورانی را در قلب هایشان حفظ کرده و با عمل هایشان جامعه را نورانی کنند.

منابع:
saafi.net
tebyan.net

دختر نخبه و نمونه کیست؟

دختر,نخبه,نمونه,دختر نخبه کیست,دختر نمونه کیست,دختر ایرانی,دختر بازی,دختر دبیرستانی,دختران بد,نخبه کیست,نخبه گرایی,نخبه کشی,نخبه شیطون,نخبه پروری,نمونه رزومه,نمونه پروپوزال,نمونه قرارداد

رمز و راز حج (2)

اعمال حج عمره pdf اعمال حج عمره تصویری حج و پاى‏بندى به آداب حج عمره 93 اعمال حج عمره به ترتیب فضائل حج رمی جمرات حج تمتع ۹۴ اعمال حج عمره تمتع حج عمره مفرده اعمال حج تمتع به ترتیب اعمال حج عمره و تمتع فضیلت حج عمره اعمال مناسک حج تمتع اعمال حج تمتع به ترتیب www.jahaniha.com حکمت طواف حج تمتع سال 93 www.jahaniha.com www.jahaniha.com lyrics حج تمتع

رمز و راز حج (2)

حج و پارسایى

دلبسته نبودن به دنیا و زهد ورزیدن، از مکارم اخلاق است و یکى از درس‏هاى تربیتى حج همین است. از نخستین لحظات تصمیم گرفتن براى حج، مشقّت‏ها، رنج‏هاى‏ جانکاهِ‏ راه‏ و اعمال و ازدحام مطاف و صحنه رمى جمرات و شداید وادى منا به ذهن انسان مى‏آید و شبحى از مرگ ترسیم مى‏شود.

این تصوّرات، یادآور آن است که وى در این دنیا نزد خویشان و دوستان مهمان است و جایگاه ابدى جاى دیگرى‏ است‏که آن‏جا دستاورد عمل ‏دنیوى‏خود را مشاهده خواهد کرد و یا به بهشت یا دوزخ خواهد رفت. به این سبب، وابستگى به دنیا کمتر و توجه به آخرت بیشتر مى‏شود. احساس مى‏کند که تحت مراقبت الهى و در پیشگاه او قرار دارد و حالتى بین خوف و رجا در وى پدید مى‏آید.

دستورالعمل‏ها و امر و نهى‏هاى حج و محرّمات بسیار که باید مراقب آن‏ها باشد، حالتى از بیدارى و مواظبت و پرواپیشگى در وى ایجاد مى‏کند، تا پس از درآمدن از احرام نیز، این کنترل‏هاى دقیق را بر اعمال و حالات خویش داشته باشد.

حج و امنیت

از درس‏هاى تربیتى حج، ایجاد فضاى امن و آرام و گسترش آن نسبت به همه‏ کس و همه ‏چیز است. حتّى غیرمسلمان از رفتار حاجى در آرامش است. آزار او حتى به حیوانات و مرکب سوارى خویش هم نمى‏رسد. گیاهان و درختان و حشرات هم در مقطعى از اعمال، احساس امنیت مى‏کنند.

حج، صفت بردبارى و تحمّل و سلم و پرهیز از آزار و جفا به موجودات دیگر را در انسان به ودیعت مى‏گذارد. اگر به این خصلت، آگاهانه بنگرد، آن را به مثابه صفتى شایسته در طول زندگى تلقّى مى‏کند و در رفتار اجتماعى او جز سلم و صلح نخواهد بود و این‏گونه به قرب و رضاى الهى نزدیک‏تر مى‏شود و تا حدّى رشد مى‏کند که بدى را با خوبى پاسخ مى‏دهد و خشم خود را فروخورده، از دیگران درمى‏گذرد و با رشته محبّت و احسان، دل‏ها را شکار خویش مى‏ سازد.(4)

خداى متعال، چهارماه حرام (ذى‏قعده، ذى‏حجه، محرم و رجب) را براى همین هدف قرار داده که صلحى فراگیر در همه‏ جا و همیشه پدید آید، نه ‏تنها در حرم و در حال احرام. مراعات این برنامه‏ها پس از بازگشت هم در رفتار و سلوک حاجى اثر مى‏گذارد و او را به برکات صلح و امنیت واقف مى‏سازد.

حج و پاى‏بندى به آداب

احکام دین و آداب و سنن شرع، وقتى در رفتار یک مسلمان جلوه کند، ارزش آن روشن مى‏شود. در سایه حج، تعهّد به این آداب، در روح و رفتار زائر رسوخ مى‏کند، از دروغ و ناسزا و استهزا و حرام‏هاى زبانى پرهیز مى‏کند، از جدال بیهوده چشم مى‏پوشد و زبان را به خیر و ذکر و دعا عادت مى‏دهد. قرار گرفتن در بوته «ادب اسلامى» و گداخته شدن در کوره «اخلاق قرآنى» او را چنان مى‏سازد که پس از خروج از احرام و در خارج حرم و بعد از بازگشت به میهن نیز، مقیّد به این آداب باشد. البته همه این‏ها وقتى است که آگاهانه اعمال حج را انجام دهد و فلسفه و عمقِ «احرام» را دریابد.

حکمت طواف

انجام این تکلیف با کیفیت خاصّ و تعداد معین، نشان‏دهنده ‏مراعات پاى‏بندى به ‏احکام الهى و تعبّد در پیشگاه خداست. وقتى طواف به‏ صورت خاص انجام مى‏گیرد، بى‏آن ‏که زائر، سرّ آن را بداند و تنها به خاطر اطاعت فرمان خدا و انجام تکلیف الهى و با باورداشت نسبت به حکمت آسمانى آن انجام مى‏دهد، روح تعبّد و جوهره عبودیت تقویت مى‏شود.

هرچه تشریع دینى پیچیده ‏تر و رمز آلوده‏تر باشد که فلسفه تفصیلى آن را ندانیم، در تربیت بُعد تعبّد و تسلیم مؤثرتر است و اگر در آیات و روایات، برخى حکمت‏هاى احکام بیان شده، جهت تأکید بر وجود حکمت در احکام خداست، مثل آیاتى که روزه را براى پیدایش تقوا و نماز را بازدارنده از فحشا و منکر و زکات را براى پاک‏سازى جان‏ها و جهاد را براى دفع مفسدین و حج را براى مشاهده منافع و عامل یاد خدا مى‏داند. حضرت زهرا علیهاالسلام نیز در خطبه معروف خویش به فلسفه تشریع و برخى از احکام الهى اشاره کرده است (فَجَعَلَ الاْءیمانَ تَطْهِیراً لَکُمْ مِنَ الشِّرْکِ …) .

در روایتى از حضرت رضا علیه‏السلام آمده است: فرشتگانى که به خلقت آدم اعتراض داشتند، پشیمان شدند و به عرش الهى پناه بردند و استغفار کردند. خدا دوست داشت بندگان نیز این‏گونه پرستش کنند. در آسمان چهارم خانه‏اى مُحاذى عرش قرار دارد به ‏نام «ضراح». کعبه را هم در زمین محاذى بیت ‏المعمور قرار داد و از آدم علیه‏السلام خواست که آن را طواف کند و توبه نماید. این سنّت در نسل او تا قیامت جارى گشت.(5)

البته هدف از طواف، عمیق‏تر و وسیع‏تر از آن است که یاد شد. هدف، الزام کامل و انضباط دقیق و هماهنگى با اراده تشریع خداوند است که در همه زندگى لازم است و «طواف»، ترجمانى از آن تعهّد است.

طواف، علاوه بر چرخش اختیارى بر گرد کعبه، هماهنگى با چرخش تکوینى همه موجودات بر گرد محور و مرکزى است که خداوند قرار داده است و از سه جزء اتم (پروتون، الکترون و نوترون) پروتون محور است و آن دو جزء دیگر بر گرد آن مى‏چرخند. انسان نیز جزئى از این هستى است و جسم او از اجزاى مادّى ترکیب شده که حرکتى طواف ‏گونه بر گرد مرکز خویش دارند.

مى توان چنین برداشت کرد که هدف از وجوب طواف، هماهنگ ساختن حرکت اختیارى انسان بر گرد کعبه یا حرکت اتم بر گرد محور خویش و حرکت فرشتگان بر گرد بیت‏المعمور است. همه هستى مثل حرکت تکوینى طواف بر محور مشخّص شده انجام مى‏گیرد و حرکت تشریعى هم طواف تمرینى ‏است ارادى براى هماهنگى با این حرکت کلّى تکوینى و نتیجه‏اش خضوع و تسلیم و عبودیت مؤمن با همه وجودش در برابر اراده الهى است و به هر اندازه این هماهنگى بین دو حرکت تکوینى و تشریعى بیشتر باشد، آرامش و سعادتِ روحى و مادى براى انسان پدید مى‏آید، چون خداوند، هستى را مسخّر انسان ساخته تا به او خدمت کند. نظام تشریعى هم براى کمال و سعادتمند ساختن انسان است. هرگاه دوّمى با اوّلى در زندگى انسان هماهنگ شود، همه آن سعادت و کمال منظور تحقّق مى‏یابد.

گام دیگر پس از پاک‏سازى درون از ریا و عوامل عمل‏ سوز، پاک‏سازى مال از حقوق شرعى است و بدون آن نماز و عبادات و حج انسان تباه مى‏شود. حاجى که بخواهد با مال و ثروتى که حقوق دیگران به آن تعلّق گرفته، هزینه سفر حج و تهیه جامه احرام و قربانى و … را بپردازد، نماز و طواف و حجّش باطل مى‏شود و از قربانى حرام بهره‏اى نمى‏برد و از مسیر طاعت و بندگى که جوهره حج و عبادات دیگر است، دور مى‏شود.

در همه عبادات که بر کیفیتى خاص تشریع شده است، دو اثر وجود دارد: یکى اثر خاصّ همان عبادت، دیگرى نقشى که همه این‏ها در سعادت، رشد مادّى و معنوى و کمال دنیوى و اخروى انسان دارند، مثل اعضاى یک پیکر، که علاوه بر نقش و وظیفه خاص هر یک، در تأمین هدف کلّى یعنى خدمت به انسان در مسیر خیر و احسان همکار و هماهنگ‏اند. نقش این تعاون وقتى روشن مى‏شود که یکى از اعضا به عللى نتواند وظیفه‏اش را انجام دهد. تأثیر اختلال کارىِ آن بر همه اعضاى دیگر آشکار مى‏شود، هر کدام به تناسب و اهمیت نقشى که در این مجموعه دارد.

در تشبیه عبادت‏هاى مختلف به اعضاى بدن، مى‏توان نماز را به «قلب» تشبیه‏ کرد که اثرى نیرومند بر حیات انسان دارد و حج را به «عقل». یکى حافظ حیات است، دیگرى جهت دهنده به حرکت.

کعبه

کمترین اثر شعائر حج و انجام این اعمال، اداى تکلیف و سقوط آن از ذمّه انسان است، ولى اثر مطلوبى که خدا خواسته، قرار دادن پیوسته بنده در چهارچوب شریعت الهى است، یعنى باید با ترک همه حرام‏هاى شرعى، پیوسته در احرام بماند و پس از پایان طواف، حرکتى عمومى طواف با طواف معنوى قلب بر گرد مرکز شریعت پروردگار آغاز شود و هرگز از هیچ حدّى از حدود این مطاف تخطّى نکند، چرا که قلمرو طواف معنوى به گستردگى حرکات عبادى مکلّف است و به ماه‏هاى خاص یا اماکن معیّنى محدود نمى‏شود.

محدوده طواف و نقطه آغاز

طواف از حجرالاسود آغاز مى‏شود. به تعبیر روایات، حجرالاسود رمزى از مصافحه‏ و پیمان‏ بستن ‏با خدا براى پاى‏بندى به عبودیت و میثاق فطرت است.

عادت مردم بر این است که با دست راست پیمان مى‏بندند. به بیان مجازى، حجرالاسود هم دست الهى است و رمز قدرت فراگیر الهى. از این رو به این سنگ مقدّس در روایات «یمین‏الله‏» گفته شده است. خداوند میثاق پیامبران را در این سنگ قرار داده و از مردم خواسته تا امانت تکلیف و مسؤولیت را از طریق این سنگ ادا کنند و به این خاطر در دعاى طواف آمده است که هنگام قرار گرفتن در محاذى حجرالاسود، با جمله «اِلهی اَمانَتی اَدَّیتُها…» بر این نکته تأکید کند.

امام سجاد علیه‏السلام فرمود: هرگاه در مطاف قرار گرفتى، پیش از آن ‏که جسمت طوافِ کعبه کند، دلت صاحب خانه را یاد کند. این، توجه دادن آن حضرت به حقیقت و جوهر عبادات است که باید جسم و جان هماهنگ باشند و «ایمان قلبى» به «عمل اندامى» منتهى شود. بدون این هماهنگى تن و روح، ایمان سودى نخواهد بخشید. رعایت محدوده‏هاى طواف و نقطه آغاز و انجام آن و تعداد دورهایش، براى تقویت همین بُعد از وجود انسان است.

حکمت نماز طواف

در این که پس از طواف، باید نماز طواف را در پشت «مقام ابراهیم» خواند، نکته‏هاى مهمى است:

نخست آن ‏که نماز به‏ طور کلّى بارزترین نمود عبودیت و خضوع در پیشگاه خداست و پس از طواف، آن عمل عبادى را به کمال مى‏رساند. دیگر آن‏که پیوند این نماز به مقام ابراهیم (واتّخذوا مِن مَقامِ إبراهیمَ مُصلّى) توجه دادن نسل‏هاى آینده‏اى که به این جایگاه مى‏رسند به نقشى است که حضرت ابراهیم به همراهى پسرش اسماعیل نسبت به حج داشتند که تجدیدکننده بناى کعبه و برافرازنده پایه‏هاى آن بودند. چون پس از طوفان نوح و وزش بادهاى توفان، پوشیده و پنهان شده بود و با وزش باد به امر خدا، دیگربار پایه‏هاى اساسى آن آشکار شد. نیز آگاهى از سیره این پیامبر بزرگ و عبادت خالصانه وى، شخصیت معنوى و برجسته و نمونه او را که به قلّه اخلاص و توحید رسیده بود آشکار مى‏سازد و این شناخت، الهام‏بخش روح‏ عبودیت و قلب ‏عبادت حقیقى است.

آن پیامبر بزرگ، با ایمان و اراده‏اى بزرگ، سخت‏ترین آزمون‏ها را پشت‏ سر گذاشت، تا اسوه دیگران گشت. اقتدا به این شخصیت نیز، تنها نسبت به مواردى نیست که قرآن یاد کرده است (مثل ذبح اسماعیل و طرد شیطان و واگذاشتن همسر و فرزند در بیابانى خشک و …) بلکه همه زمینه‏ هاى تعبّد و عبادت خالص را فرا مى‏گیرد.

ابراهیم، با ایمان خالص خویش، آن امتحانات را با موفقیت پشت‏سر گذاشت، تا به خواست الهى اسوه مؤمنان قرار گیرد و همسرش هم سرمشق زنان باایمانى شود که در معرض این‏گونه آزمایش‏ها قرار مى‏گیرند و باید با تحمّل مشقت‏هاى جسمى و روحى، اراده و فرمان حق را اجرا کنند. دشوارترین مرحله آزمونِ هاجر، تشنگى اسماعیل در آن صحراى خشک بود که مادرش در پى آب براى کودک، مسیر بین کوه صفا و مروه را هفت بار پیمود و از رحمت خدا نومید نشد، تا آن ‏که چشمه از زیر پاى اسماعیل جوشید و رحمت الهى شامل آن مادر و فرزند شد و جسم و جانشان را سیراب ساخت و آموخت که در نهایت غربت و تنهایى و بى‏پناهى هم، خدا بهترین پناه و تکیه‏گاه است. قبیله «جُرهم» نیز که این عنایت خدا را شاهد بودند، محبت آن کودک و مادر را بر دل گرفتند، به ‏خصوص وقتى فهمیدند که او از نسل ابراهیم است و مادرش همسر اوست و این همان دعاى حضرت ابراهیم بود که:

رَبَّنَا إِنِّی أَسْکَنتُ مِنْ ذُرِّیَّتِی بِوَادٍ غَیْرِ ذِی زَرْعٍ عِنْدَ بَیْتِکَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِیُقِیمُوا الصَّلاَةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنْ النَّاسِ تَهْوِی إِلَیْهِمْ وَارْزُقْهُمْ مِنْ الثَّمَرَاتِ .(6)

حکمت الهى جایزه‏اى دیگر به هاجر بخشید، تا جبران آن صبر و خلوص باشد، یعنى سعى میان صفا و مروه، همسان هاجر بر هر حاجى واجب شد، تا یاد هاجر به‏ عنوان الگویى براى آنان که در راه هدفى بزرگ مى‏کوشند و صبر مى‏کنند تا به رضاى الهى برسند، جاودانه بماند.

عبادت، براى رساندن انسان به ارزش‏هاى برتر معنوى و گسستن از وابستگى‏هاى مادّى است. روح، کششى به ‏سوى بالا و افق‏هاى متعالى دارد و عبادت، زمینه‏ساز این ارتقاى روحى است و سبک‏بالى روح، در سایه پرستش فراهم مى‏آید. نمازهاى روزانه، مثل شستشوى پنج نوبت در آب که بدن را پاک مى‏کند، پاک‏ساز روح از آلایش‏هاى گناهان است. حج نیز با آن‏که در سراسر عمر یک بار واجب است، همین نقش را ایفا مى‏کند و ویژگى‏ها و کیفیتى که در این عبادت نهفته، آن ‏را امتیاز مى ‏بخشد و رنج‏هاى سفر و تنگناهاى انجام اعمال، پالاینده روح و بیدارگر فکر است. «عامل کیفى» حج، جبرانِ «عامل کمّى» را بر عهده دارد و حج را به مثابه حضور در یک میدان نبرد مى‏سازد. از این رو اثربخش‏تر و کارسازتر است.

داستان هجرت ابراهیم با همسر و کودکش به این سرزمین درس‏هاى متعدّد داشت، مانند: تسلیم و رضا به قضاى الهى، تحمّل سخت‏ترین آزمون‏ها در راه اجراى فرمان، توکّل آگاهانه بر خداوند و فضل ‏او، تبدیل ‏شدّت به ‏فرج براى صابران و … که فرمان ذبح فرزند، بزرگ‏ترین این آزمون‏ها بود و مى‏بایست این درس‏ها سرمشق مؤمنان به خدا قرار گیرند.

حکمت رمى و ذبح و حلق

در قربانى به پیشگاه خدا و رمى جمرات ‏در روز عیدقربان، حکمت‏هاست. رهاورد قربانى، نیکى و احسان به فقیران است. هر چند اگر زمینه بهره‏ورى تهیدستان از گوشت قربانى هم فراهم نباشد، خود این کار، روح عبودیت و فرمانبردارى از خدا را در جان مکلّف افزون‏تر مى‏سازد. در عین حال، مسؤولان امر باید با برنامه‏ریزى حساب ‏شده، زمینه استفاده از این ثروت هنگفت ـ که با انگیزه ‏هاى الهى تقدیم مى‏شود ـ و توزیع آن میان نیازمندان کشورهاى اسلامى را فراهم آورند تا مصداق تبذیر نگردد.

«رمى جمره» در صبح روز دهم، یادآور طرد شیطان و نفى وسوسه‏هاى او در عمل نکردن به فرمان خداست. چه در داستان حضرت اسماعیل باشد که سه بار شیطان را از خویش راند، چون وسوسه مى‏کرد که خود را براى قربانى شدن آماده نسازد، و چه مربوط به حضرت ابراهیم که شیطان را مى‏راند و هر بار با هفت سنگ، تا مانع انجام امر خدا نشود.

برخى هم گفته‏اند علاوه براین پدر و پسر، شیطان هاجر را هم وسوسه مى‏کرد تا براى قربانى شدن فرزندش رضایت ندهد و مانع ذبح گردد.

کار این سه شخصیت بزرگ، الگویى براى همه مؤمنان تاریخ شد، که دستور خدا را هر چه سخت باشد اطاعت کنند و راضى به قضاى الهى باشند. پدر، الگوى پدران، مادر، الگوى همه مادران و اسماعیل، الگوى جوانان، تا جوانان با الهام از اسماعیل، وارد میدان‏هاى جهاد اکبر و اصغر شوند و از نثار خون و جان در راه خدا و اهداف متعالى سرباز نزنند.

این عمل در حج، احیاگر آن خاطره‏ ها و فداکارى‏هاست، تا درس ‏آموز ایثار و عبودیت و تسلیم باشد و انسان را در میدان مبارزه با نفس، نیرو بخشد.

حلق و تقصیر پس از رمى و قربانى، رمزى براى زدودن گناهان و زوال آلودگى خطاها از روح و جان است، تا فلسفه تحقق تقواى الهى که در همه عبادات از جمله در حج نهفته است، ظهور یابد.

این‏گونه است که حج، در قلمرو آثار و نتایجى که دارد، به خودشناسى و مردم‏ شناسى هم کمک مى ‏کند، تا هر کس میزان موفقیت خویش را در این عرصه دریابد و بداند که آیا حج، تحوّل و دگرگونى در وضع او پدید آورده است یا نه؟ مثل دانش‏آموزى که در امتحان مردود مى‏شود و در همان کلاس قبلى مى‏ماند، یا بیمارى که پس از مداوا باز هم تندرستى خویش را باز نمى‏یابد، این نشانه بى‏خاصیتى آن درس و این درمان است.

حج نیز مى‏ تواند آزمونى براى موفقیت انسان در امتحان خودسازى به‏ شمار آید، چون در مدرسه دین و مکتب ایمان هم بعضى به موفقیت مى‏رسند و برخى مردود مى‏شوند. میزان پاى‏بندى به احکام الهى، شاخص قبولى در این کلاس و مدرسه است.

ابتلاى انسان‏هاى خداباور به انواع رنج‏ها و بلاهاى آسمانى، براى تقویت روح و ایمان و صبر و آموزش درس و تسلیم در برابر مشیت و فرمان الهى است و آن‏چه در زندگى انبیاى الهى و اصحاب صبور آنان مثل بلا و … پیش آمده است، صحنه‏هایى از این آزمون خدایى است. آن ‏چه که در تاریخ اسلام و در حادثه کربلا پیش آمد، نمونه‏اى دیگر از این‏گونه آزمایش‏هاى سخت الهى براى خاندان پیامبر بود و حسین علیه‏السلام نیز وارث سلسله پیامبران و وارث آدم، نوح، ابراهیم، موسى، عیسى و حضرت محمد صلى ‏الله‏ علیه ‏و‏ آله گشت و بُعد الگویى حضرتش جاودانه ماند.

براساس این فروغ فراگیر که از عاشورا دریافته‏ایم، مى‏توانیم خطاب به سیدالشهدا علیه‏السلام چنین بگوییم:

یاد تو، انقلابى ‏پیوسته ‏در میان ماست.

زمان مى‏ گذرد، ولى فروغ آن نهضت برافروخته‏ تر مى‏شود.

هرگاه در جامعه ما یزید ستمگرى طغیان کند، یک حسین هدایتگر رو در روى او مى‏ ایستد، تا دین حق، به ‏عنوان راهى پیش‏برنده، بماند و ما به برترى و اعتلا برسیم.

ما در سایه روح بزرگ و بلند تو، همیشه عزیز مى ‏مانیم و جز در پیشگاه خدایمان سرفرود نمى‏آوریم.

و … این، بنیان قوانین آسمانى است، که حضرت محمد صلى ‏الله‏ علیه ‏و ‏آله براى تکمیل آن آمده است.

پى‏ نوشت‎ها:

1 . حج : 37

2 . حج : 28

3 . فلا و ربّک لا یؤمنون حتّى یُحکِّموکَ فِیمَا شَجَرَ بَیْنَهُمْ… (نساء: 65).

4 . فصلت، 34: «إدفَعْ بِالَّتی هِیَ أحسن…».

5 . وسائل ‏الشیعه، ج9، ص388

6 . ابراهیم : 37

رمز و راز حج (1)

منبع:aviny.com

رمز و راز حج (2)